در سریال تاسیان، این اشکالات زبانی به وضوح نمایان است: داستانی که در سال ۱۳۵۶ میگذرد، اما شخصیتهای آن با کلماتی از دوران معاصر سخن میگویند. به چند نمونه اشاره میکنم:
در قسمت هشتم، زمانی که امیر دستهگلی به شیرین تقدیم میکند، با عبارتی چون «یلدات مبارک» تبریک میگوید. تبریک گفتن یلدا جزو ابداعات نوینی است که اخیراً وارد زبان شده است! پیشرفتهای نوین سبب شده که این رسم در گذشته وجود نداشته و شاید به خاطر این موضوع بود که اساساً دلیلی برای تبریک در این شب وجود نداشت.
در قسمت نهم، کلمۀ «راهکار» از زبان یکی از بازاریان سنتی و مذهبی بیان میشود که معنای «راه حل» دارد. این کلمه بسیار جدید است و بیشتر در زبان دانشگاهیان و نویسندگان سیاسی و روزنامهنگاران کاربرد دارد. حتی در دهۀ پنجاه، این اصطلاح در آثار روشنفکران نیز مرسوم نبود، چه برسد به زبان بازاریان سنتی!
اصطلاح «براندازی» نیز اخیراً در صحنۀ سیاسی ایران ظهور کرده و در دوران مبارزات پیش از انقلاب علیه رژیم پهلوی به کار نمیرفت. فعالان سیاسی بهطور معمول از واژه سرنگونی استفاده میکردند. به علاوه، مفهوم اصلی که چپها و مبارزان مسلمان را به هم متصل میکرد، مبارزه با امپریالیسم بود. این کلیدواژه در یکی از متون سریال تنها یک بار ذکر شده و در حالی که کلمۀ «دموکراسی» به دفعات از زبان فعالان دانشجویی شنیده میشود، که خود آن هم جزو کلیدواژههای اصلی انقلابیون به حساب نمیآید. اساسیترین کلیدواژهها برای انقلابیون شامل: مبارزه با امپریالیسم، آزادی و سرنگونی بودند که به راحتی از مرور متون انقلابی، دیوارنوشتهها و سخنرانیها قابل دستیابی بود.
در قسمت یازدهم، محسن، کارگر کمسواد، با زبانی عامیانه میگوید: «کی بها میده به شکایت شما؟» اولاً، استفاده از «بها دادن» به معنای اهمیت دادن، از دهۀ شصت به زبان خبرنگاران و گزارشگران راه یافته و به تدریج رواج عمومی پیدا کرده است، و این اصطلاح در دهۀ پنجاه در این معنا به کار نمیرفت. علاوه بر این، حتی اگر فرض کنیم به ندرت هم به این شکل استفاده شده، غیرمنطقی است که از زبان شخصیتی مانند محسن شنیده شود! یعنی وجود دو اشکال، هم تاریخی و هم زبانی، در اینجا مشهود است.
در قسمت دوازدهم، سعید به امیر، که روی کاناپه استراحت کرده، میگوید: «خسته نشی، لش کردی». مفهوم «لش کردن» به معنی بیتحرک ماندن از دهۀ اخیر رایج شده و احتمالاً بیش از ده سال قدمت ندارد. همچنین، در همان صحنه، از او میشنویم: «دو تا شات بزنیم بیاییم بالا». به وضوح قابل تأیید است که در دهۀ پنجاه از «پیک» استفاده میشد و واژههای «شات زدن» و «بالا آمدن» نیز مربوط به دوران معاصر است!
در قسمت هفدهم به موضوع «رونمایی» کتاب اشاره میشود. برگزاری چنین مراسمی و استعمال واژه «رونمایی» در این معنا به تازگی رایج شده است و این سنت نهایتاً حدود ده تا پانزده سال است که مرسوم گردیده، در حالی که پیشتر برای این مناسبت عبارت «رونمایی» وجود نداشت.
از ذکر مثالهای بیشتر صرفنظر میکنم، زیرا نشان دادن نوع اشکالات از تعدد شواهد مهمتر است.
به علاوه، در این نوشتار کوتاه در مورد اشکالات زبانی صحبت کردم و از ضعفهای محتوایی و روایی که سبب میشود این سریال در سطح فیلمفارسیهای نامطلوب قرار بگیرد، غفلت کردم، فیلمهایی که الهامبخش آنها، آثار هندی در دورههای رام و شام بودند.
* نویسنده و پژوهشگر و منتقد ادبی
5959