مظاهر گودرزی: تعرض جنسی مکرر در داخل خودروی اورژانس که این بار در یکی از شهرهای شمالی واقع شده، به یک زن بیست ساله آسیب می‌زند؛ شوهرش درباره صحت این اخبار اظهار می‌کند: «وقتی از شیشه خودرو دیدم که فردی به بدن همسرم دست می‌زند، شگفت‌زده شدم، اما در آن لحظه تصور کردم که شاید به دلیل آسیب‌های ناشی از تصادف، برای همسرم اتفاقی افتاده و به معاینه بیشتری نیاز دارد.»

واقعه روز حادثه

این داستان به تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ مربوط می‌شود، تنها ۱۱ ماه قبل از این حادثه. پس از پایان تمرینات ورزشی، زن به خانه بازمی‌گشت و در مسیر، سوار یک تاکسی اینترنتی شد. در میانه راه این تاکسی دچار تصادف شد، احساس درد در ناحیه گردن وی موجب شد که با شوهرش تماس بگیرد. شوهرش به محل تصادف می‌رسد و این دو نفر در انتظار اورژانس معطل می‌شوند. شوهر زن بیان می‌کند: «کمی فاصله‌تر از محل سانحه، خودروی اورژانس وجود داشت که به آن مراجعه کردیم. مامور اورژانس به ما گفت که به محل تصادف برگردید و اعلام می‌کنم که یک مورد حضوری دارم و در عرض دو دقیقه نزد شما می‌آیم.»

دقایق بحرانی

بنابراین، اکنون زن و شوهر در کابین خودروی اورژانس نشسته‌اند. مامور اورژانس پس از انجام معاینه اولیه از شوهر می‌خواهد که برای همسرش آب بیاورد. همین فاصله کافی است تا در کابین بسته شود. شوهر زن می‌گوید: «وقتی در کابین بسته شد، تعجب کردم ولی به روی خودم نیاوردم. دوباره در را باز کردم و آب را به همسرم دادم. مامور اورژانس از من خواست به خودروی خود برگردم و پس از حرکت آمبولانس، من را دنبال کنید. من نیز به سمت خودروی خود برگشتم، اما بعد از هشت دقیقه آمبولانس هنوز حرکت نکرده بود. به سمت آمبولانس برگشتم و با سختی از شیشه به داخل کابین نگاهی انداختم. وقتی دیدم که فردی بدن همسرم را لمس می‌کند، شوک زده شدم، اما در آن لحظه گمان کردم که به دلیل عوارض تصادف برای همسرم نیاز به معاینه اضافی است.

پیامدها پس از واقعه

خودروی اورژانس بعد از توقف بلندمدت به سمت بیمارستان حرکت می‌کند و حال همه آنها در بیمارستان هستند. شوهر می‌گوید: «در تمام طول مسیر من بسیار نگران و آشفته بودم و نمی‌دانستم چگونه عمل کنم. در بیمارستان ماجرا را با همسرم در میان گذاشتم که او نیز تایید کرد. گفت هر بار که از او (مامور اورژانس) خواستم اگر نیاز به معاینه است، این کار را از روی لباس انجام دهد، او از قبول آن امتناع کرد.»

بعد از ۸ دقیقه آمبولانس هنوز حرکت نکرده بود. مجدد برگشتم به‌سمت آمبولانس و به‌سختی از شیشه داخل کابین را نگاه کردم، وقتی دیدم بدن همسرم را لمس می‌کند، خشکم زد، اما لحظه‌ای تصور کردم به‌دلیل عوارض تصادف برای همسرم حادثه‌ای افتاده و نیاز به معاینه بیشتری دارد.

طرح شکایت از مامور اورژانس

زن و همسرش به این نتیجه می‌رسند که در آن لحظه در خودروی اورژانس مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند. آنها در همان بیمارستان با پلیس تماس می‌گیرند و ماجرا را صورت‌جلسه می‌کنند. این شکایت در محاکم قضایی به جریان می‌افتد. در دادگاه همکار مامور اورژانس شهادت می‌دهد که هیچ تعرضی در روز حادثه انجام نشده است، اما دریافت شماره تلفن از زن توسط مامور خاطی به بهانه تکمیل پرونده، تماس تلفنی با زن توسط او، و جست‌وجو برای پیدا کردن حساب اینستاگرامی زن، مواردی هستند که با بررسی پلیس فتا ثابت می‌شود و پس از شش ماه کار حقوقی، دادگاه تعرض را تایید می‌کند. (رای دادگاه در اختیار خبرگزاری صحت خبر قرار دارد.)

تصمیم دادگاه

اتهام مامور اورژانس به تأیید دادگاه به‌عنوان «رابطه نامشروع یا عمل منافی عفت (غیر از زنا)» شناخته می‌شود و وی با حکم دادگاه به تحمل ۶۰ ضربه شلاق محکوم می‌گردد. دادگاه تجدید نظر در …

مهر ماه امسال (۱۴۰۳) حکمی که در دادگاه اولیه صادر شده است، تایید می‌گردد. (محکومیت دادگاه تجدید نظر به‌زودی در اختیار خبرگزاری صحت خبر قرار خواهد گرفت.)

ادامه کار مامور متخلف در اورژانس

پس از صدور حکم نهایی در دادگاه، خانواده آسیب‌دیده به‌دنبال تشکیل پرونده‌ای برای مامور متخلف در دانشگاه علوم پزشکی هستند. این اقدام انجام شده و خانواده بارها با مسئولین دانشگاه برای پیگیری وضعیت پرونده در تماس بوده‌اند. همسر زن در این رابطه بیان می‌کند: «من بارها مجبور شدم آن لحظه را به یاد آورم و خاطرات تلخ آن لحظه برایم زنده می‌شود.»

اتهام وارده به مامور اورژانس از سوی دادگاه شامل «رابطه نامشروع یا عمل نامناسب (غیر از زنا)» است و به این فرد بر اساس حکم دادگاه ۶۰ ضربه شلاق صادر گردیده است.

او به صحت خبر اعلام می‌کند: «حال ۱۱ ماه از آن حادثه گذشته است، و دادگاه در مهرماه امسال رای قطعی صادر کرده که نشان‌دهنده تعرض وی است. اما این آقا کماکان به عنوان تکنسین اورژانس به کار خود ادامه می‌دهد. در حالی‌که بعد از افشای ماجرا، همکار این مامور خاطی که قبلاً دروغ گواهی داده بود، در برابر قاضی اعتراف کرد که تحت فشار مجبور به شهادت کذب شده بود.»

اعتراف همکار مامور اورژانس

طبق گزارشات همسر زن از صحت خبر، همکار مامور متخلف بعداً برای جلب رضایت خانواده متضرر به آن‌ها مراجعه کرده و رازی تکان‌دهنده را فاش می‌کند. این ملاقات در محل کار همسر زن صورت می‌گیرد و دوربین‌های مداربسته این گفتگو را به همراه صدا ثبت می‌کنند. بر اساس اظهارات این مامور اورژانس، فرد متهم در دادگاه (مامور خاطی) بار اول نیست که چنین اقدامی انجام می‌دهد و بعضی اوقات نیز اقدام به فیلم‌برداری از کارهایش کرده است. (این فیلم توسط همسر زن در اختیار خبرگزاری صحت خبر قرار گرفته است.)

اکنون این خانواده در تلاشند با استفاده از اظهارات همکار مامور متخلف، شرایط را برای توقف فعالیت های وی در اورژانس فراهم آورند. همان‌طور که همسر زن به صحت خبر بیان می‌کند، تاکنون موفق به انجام این کار نشده‌اند.

پس از حکم دادگاه/ دوباره با او مواجه شدم

اکنون زن و همسرش تحت مداوای روانپزشکی قرار دارند. همسر زن در گفت‌وگو با صحت خبر می‌گوید: «من فردی قوی هستم، اما بعد از این واقعه بارها در تنهایی گریسته‌ام و از خود می‌پرسم چرا کسی که جرمش در دادگاه اثبات شده، همچنان در اورژانس مشغول به کار است؟ چرا در برابر چنین فردی اینقدر آسان‌گیری می‌شود؟ او همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد و ممکن است قربانی دیگری بسازد. اگر این آقا فقط به من توهین می‌کرد، مجازات او بیشتر از این کارش می‌شد، اما چرا اقدامی در این خصوص نمی‌شود؟ جالب آنکه یک‌بار که در خیابان با او «چشم تو چشم» شدم، به من نگاه بدی کرد.»

* گزارش از حکمی که دادگاه صادر کرده، فایل‌های صوتی و تصویری همکار مامور متخلف، مستندات اورژانس مربوط به روز حادثه و فایل صوتی همسر زن در اختیار خبرگزاری صحت خبر قرار دارد.

۲۳۳۲۳۳

اشتراک‌گذاری »