جواد مرشدی: ترامپ که در طول کارزار انتخاباتی خود به انتقاد از هزینههای بیفایده آمریکا در جنگ اوکراین علیه دولت بایدن پرداخت، به محض ورود دوباره به قدرت، به مبحث صلح در خاورمیانه و همچنین برنامهاش برای خاتمه دادن به جنگ اوکراین اشاره کرد. او به وعدههایش عمل کرد و در گفتگوی تلفنی اخیر خود با پوتین و زلنسکی، اقدام به پیشنهاد مذاکره نمود و قصد داشت یک تیم از ایالات متحده را برای پیگیری مذاکرات صلح به عربستان سعودی بفرستد.
با اینکه ممکن است مذاکرات صلح در عربستان به نوعی به جلب امتیازهای آمریکا از این کشور مرتبط باشد، اما از سوی دیگر، اروپاییها که خود محرک آغاز جنگ اوکراین بودند، حالا از این پیشنهاد صلح نگران هستند و ترامپ را به مماشات با روسیه متهم کردهاند. بهگونهای که خانم کایا کلاس، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پس از اظهارات رئیسجمهور آمریکا درخصوص برنامهاش برای گفتگو با ولادیمیر پوتین درباره پایان جنگ در اوکراین، بر لزوم مشارکت کشورهای اروپایی و اوکراین در هرنوع مذاکرات صلح تأکید کرد و اضافه کرد: «مماشات همیشه منجر به شکست میشود.»
در این راستا، کشورهای اروپایی در یک بیانیه مشترک اعلام کردند که آمادهاند حمایت خود از اوکراین را تقویت کرده و به استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی این کشور در برابر تجاوزگریهای روسیه متعهد بمانند.
آنها خواهان تضمینهای امنیتی لازم برای اوکراین شدند و تأکید کردند که به شدت منتظر بحث درباره آینده اوکراین با متحدان آمریکایی خود هستند. در این بیانیه آمده که هدف مشترک آنها ادامه حمایت از اوکراین تا زمانی که به صلحی عادلانه، فراگیر و پایدار دست یابند، است.
در عین حال، دبیرکل ناتو نیز همزمان با ایجاد شکاف بین اروپا و ایالات متحده در خصوص نحوه پایان دادن به جنگ اوکراین، خواستار اتحاد غرب شده است.
خبرگزاری “گفتگو” با شعیب بهمن، کارشناس مسائل اوراسیا، به تفسیر نگاه اروپا به پیشنهاد ترامپ و دلایل انتخاب عربستان برای مذاکرات صلح پرداخته است. در ادامه، مشروح این گفتگو را میخوانیم:
اروپا بزرگترین بازنده این جنگ است؛ آنها احساس میکنند بار دیگر از آمریکا فریب خوردهاند
*** آیا نظر ترامپ درباره صلح میان روسیه و اوکراین با دیدگاههای اروپا همخوانی دارد؟ اروپا تاکنون حداکثر حمایت را از اوکراین به عمل آورده، اگرچه در چند نوبت رفتارهای نامناسبی از خود نشان داده و به زلنسکی و نیروهایش گفته است که باید پولهای ما را بازگردانید. اما در نهایت، همچنان حامی اوکراین به شمار میروند. امروز رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دونالد ترامپ را به مماشات با روسیه در مسئله اوکراین متهم کرده است. ارزیابی شما از این برخورد چیست؟
راهبرد ترامپ در خصوص اوکراین کاملاً متفاوت و در تضاد با سیاستهایی است که اروپاییها دنبال میکردند. آنها بهویژه در بحران اوکراین در سال 2014 که روسها شبه جزیره کریمه را به خاک خود الحاق کردند، و در جنگ کنونی، بزرگترین بازندههای این وقایع بودند. در سال 2014، با تحریک و تشویق آمریکا، اقداماتی را علیه روسیه صورت داده که بعدها دریافتند که این اقدامات بیشتر از همه به ضرر خودشان تمام شده است. در روند جنگ کنونی نیز اروپاییها با تحریک آمریکا بهصورت مستقیم و غیرمستقیم به این جنگ ورود کردهاند. آنها تصور میکردند که ایالات متحده تا پایان در این جنگ همراهی خواهند داشت، اما حالا با بازگشت ترامپ و رویکرد متفاوت او به موضوع، آنان دوباره حس میکنند فریب خوردهاند و آمریکاییها در این لحظه حساس تاریخی آنان را تنها گذاشتهاند.
آثار ژئوپولیتیکی و امنیتی این شرایط جدید به شدت کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار خواهد داد
*** چرا این چنین است؟
به این دلیل که…
اگر جنگ اوکراین با الگوهای مد نظر ترامپ خاتمه یابد، به این معنا که اوکراین به ناتو ملحق نشود و در عین حال دستاوردهای روسیه به رسمیت شناخته شود، چالشهای ژئوپولیتیکی و امنیتی ناشی از این وضعیت جدید به شدت بر کشورهای اروپایی فشار خواهد آورد. در این وضعیت، اروپاییها در این مدت بسیاری از روابط سیاسی و اقتصادی خود را با روسیه محدود یا قطع کردهاند، در نتیجه تاثیر منفی بیشتری در میدان نبرد را متحمل خواهند شد. بنابراین، در شرایط کنونی، اروپاییان تمایلی به پذیرش رویکرد ترامپ برای حل و فصل این بحران ندارند و آن را کاملاً علیه منافع خود میدانند.
ترامپ دارای دیدگاه واقعگرایانهتری نسبت به بایدن و دموکراتها است و این نگرش شامل اروپاییها نیز میشود
*** چگونه تفاوت دیدگاههای بایدن و ترامپ را در خصوص این جنگ ارزیابی میکنید؟
نگرش بایدن و ترامپ نسبت به جنگ در اوکراین کاملاً متفاوت است. بایدن و در واقع دموکراتها یکی از اصلیترین عوامل شروع و ادامه جنگ در اوکراین بودند و در این مدت نیز حمایتهای چشمگیری از دولت زلنسکی به عمل آوردند. این موضوع همواره مورد انتقاد ترامپ و نزدیکان او بوده است که از هزینههای غیر منطقی آمریکا در این جنگ سخن میگوید و بر این باور است که این هزینهها میتوانست در موارد بهتری صرف شود. ترامپ به واقعگرایی نسبت به بایدن و دموکراتها، حتی نسبت به اروپاییها اهمیت میدهد. او معتقد است که روسیه از تصرف نقاطی که به دست آورده هرگز عقب نشینی نخواهد کرد و این پیشرفتها به منظور به دست آوردن امتیازاتی صورت نگرفته که حالا بخواهد آنها را در میز مذاکره واگذار کند.
این تحولات به لحاظ تاریخی و مسائل ژئوپولیتیکی و امنیتی ناشی از نگرانیهای پایدار روسها بوده است. به همین دلیل، بیانات ترامپ مبنی بر عدم امکان پیوستن اوکراین به ناتو و لزوم چشمپوشی از برخی سرزمینها به نظر میرسد که راهحلی واقعگرایانه برای به پایان رساندن جنگ در شرایط کنونی باشد.
ترامپ تلاش دارد تا هم پیشرفتهای روسها را به رسمیت بشناسد و هم از پیوستن اوکراین به ناتو جلوگیری کند
*** روسیهها از ابتدا بارها گفتهاند که مناطقی که به تصرف درآوردهاند، روسی و روسزبان هستند…
درست است که روسها معتقدند مردم این مناطق تحت فشار دولت اوکراین و به عبارتی توسط نئونازیهای اوکراینی قرار دارند. به نظر میرسد ترامپ واقعیتهای جنگ اوکراین را درک کرده و به همین دلیل به دنبال راهکارهایی برای خاتمه دادن به جنگ در بستر این واقعیتها است، نه اینکه بخواهد طرحهایی را ارائه دهد که دور از واقعیتهای موجود باشد. ترامپ به دنبال این است که پیشرفتهای روسها را به رسمیت بشناسد و همچنین مانع از عضویت اوکراین در ناتو شود تا بتواند به این جنگ خاتمه دهد.
اروپاییها توانایی این را ندارند که بازی بزرگی که آمریکاییها طراحی کردهاند را برهم زنند
*** اگر اوکراین بصورت نامطلوبی عمل کند و روسیه آن را نپذیرد چه عواقبی خواهد داشت؟
این سوال بسیار حائز اهمیت است و بیشک برای بسیاری سؤال کننده خواهد بود. اما نکته حائز اهمیت این است که اوکراین به عنوان یک بازیگر مستقل و تعیینکننده در این جنگ به تنهایی نمیتواند موثر واقع شود. به عبارتی، اگر از روز نخست کشورهای آمریکا و اروپایی حمایتهای خود را از اوکراین متوقف میکردند، دولت زلنسکی به سرعت سقوط میکرد و قادر به تداوم وجود نمیبود. به همین دلیل، اکنون بیشتر از آنچه که دولت زلنسکی تصور میکند به حمایتهای خارجی وابسته است.
برای آنکه یک دولت را به عنوان یک حکومت مستقل و تاثیرگذار به شمار آوریم، باید آن را در زمره عواملی وابسته قرار دهیم که واقعاً تحت تأثیر تصمیمات اروپا و بهویژه ایالات متحده قرار دارد. این قدرتهای بزرگ هستند که تعیین میکنند اوکراین چه چیزهایی را باید بپذیرد و چه چیزهایی را نمیتواند بپذیرد. به وضوح کشورهای اروپایی این توانایی را ندارند که دستاوردهای دیپلماتیک که توسط آمریکاییها طراحی شده است را به هم بزنند و شرایط را به طور کلی دگرگون کنند. به همین دلیل، دولت زلنسکی قادر به اعمال نفوذ چندانی نیست و ناچار به پذیرش شرایط است.
وضعیت کنونی به وضوح به نفع روسیه است زیرا آنها به تمامی خواستههای خود از عرصه جنگ دست یافتهاند
*** به نظر شما آیا این داستان مذاکرات و صلح به نفع روسیه پایان خواهد یافت یا اوکراین؟
بر اساس شرایطی که توسط ترامپ و نزدیکانش مطرح شده، واضح است که روایت صلح به گونهای طراحی شده که در ابتدا اوکراین به ناتو نپیوندد و همچنین پیشرویهای روسیه در اراضی اوکراین به نوعی به رسمیت شناخته شود و حداقل در حال حاضر، باید در مورد آن سکوت شود. این وضعیت به وضوح به سود روسها خواهد بود، چرا که این اهداف، خواستههای اولیه روسها از آغاز جنگ بوده و آنها همواره به دنبال جلوگیری از پیوستن اوکراین به ساختارهای یورو آتلانتیکی مانند ناتو بودند و در عین حال، میخواستند بر نواحی روسزبان و روستبار در خاک اوکراین تسلط داشته باشند.
*** ترامپ همواره به دنبال حفظ پرستیژ خود است و تمایل دارد بگوید که با یک تماس یا مذاکره میتواند همه چیز را حل کند. آیا پیشنهاد ترامپ واقعاً اجرایی خواهد بود؟ و همچنین، هزینه و فایده این مذاکره برای آمریکا چیست؟
اینکه ترامپ تمایل دارد همیشه در نقش یک شخصیت مقتدر ظاهر شود و خود را به عنوان حلکننده مشکلات معرفی کند، کاملاً درست است. اما سیاستهای او و نگاهش به عرصه سیاست خارجی نیز در این قضیه تاثیرگذار است. از نظر ترامپ، مسائل مهمتری در عرصه سیاست خارجی آمریکا نسبت به جنگ اوکراین وجود دارد.
*** آیا چند مورد مصداقی از این مسائل مهمتر را میتوانید ذکر کنید؟
بله، موضوعات کلیدی سیاست خارجی ترامپ شامل روابط تجاری با چین، مسائل مربوط به کانال پاناما، گرینلند و موارد دیگری هستند که میتوانند برای امنیت ملی ایالات متحده تهدیدی به حساب بیایند. ترامپ معتقد است که هزینه مشارکت آمریکا در جنگ اوکراین بیثمر بوده و به همین خاطر تلاش میکند هر چه سریعتر به این مناقشه پایان دهد تا بتواند تمرکز ایالات متحده را روی مسائل مهمتری متمرکز کند. بنابراین، علاوه بر تمرکز بر سیاستهای پرستیژ، رویکرد او نسبت به منافع ملی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.
اعطای نقشی به عربستان در مسابقه جنگ اوکراین میتواند مزایایی برای آمریکا داشته باشد
*** به نظر میرسد که مذاکرات در عربستان برگزار خواهد شد. به نظر شما چرا ترامپ تصمیم به پیشنهاد عربستان برای این مذاکرات گرفته است؟
عربستان از زمان آغاز جنگ اوکراین تلاشهای قابل توجهی برای ایفای نقش بهعنوان یک میانجی انجام داده تا وجهه منطقهای و بینالمللی خود را تقویت کند. بهعنوان مثال، یکی از کنفرانسها را در مورد جنگ اوکراین برگزار کرد که در آن، نمایندگانی از چند کشور حضور داشتند، اما روسها در این نشست غایب بودند و این عدم حضور از سوی آنها به انتقاداتی منجر شد. به نظر میرسد که مقصد ترامپ از اعطای نقش به عربستان در این جنگ، بخشی از معادلات بزرگتر است. اختصاص نقش به عربستان میتواند مزایای خاصی برای آمریکا ایجاد کند و ترامپ به احتمال زیاد به دنبال کسب این مزایا از عربستان در منطقه خاورمیانه است. به خصوص در زمینه عادیسازی روابط سعودی با اسرائیل. در شرایط کنونی، میتوان نتیجهگیری کرد که بین بحرانهای بینالمللی و مناقشات، ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی وجود دارد، به گونهای که نمیتوان جنگ اوکراین را به طور جداگانه از بحرانهای دیگر در منطقه غرب آسیا تحلیل کرد و از عناصری که این بحرانها را به هم مرتبط میسازد، غافل ماند. آمریکاییها تلاش دارند تا یک رویکرد چندجانبه و چندوجهی را در پیش بگیرند تا همزمان بر جنگ اوکراین و تحولات در منطقه غرب آسیا مدیریت کنند.
212315