طبق گزارش خبرگزاری صحت خبر، روزنامه اطلاعات بیان کرد:

چند ماه قبل، کلیپی در اینستاگرام از دختری ۱۱ ساله که به تازگی به عقد درآمده بود، به‌طور گسترده‌ای به اشتراک گذاشته شد. افزایش فالوورهای او نشان می‌داد که این اقدام شاید یک راهکار برای جذب مخاطب باشد اما انتقادات جدی از سوی جامعه‌شناسان و فعالان حوزه زنان و کودکان به‌دنبال داشت. آن‌ها بر این باورند که این افراد هنوز به بلوغ اجتماعی کافی نرسیده‌اند.

ایران یکی از معدود کشورهایی است که حداقل سن قانونی ازدواج را به میزان ۱۳ سال تعیین کرده است. این مسأله باعث می‌شود که دختران کم‌سن با تصمیم ولی خود دست به انتخاب ازدواج بزنند و بدین ترتیب آسیب‌های ناشی پس از آن را متحمل شوند. 

فاطمه موسوی ویایه، جامعه‌شناس و پژوهشگر حوزه مطالعات زنان و خانواده، درباره مفهوم کودک‌همسری می‌گوید: بر اساس تعریف کنوانسیون حقوق کودک، ازدواج کودکان به معنای ازدواج زیر ۱۸ سال است. اما در قوانین ایران، کودک به فرد نابالغ اطلاق شده و سن قانونی ازدواج دختران ۱۳ سال تعیین گردیده است. ازدواج در سنین پایین‌تر نیز با توافق ولی و صدور حکم دادگاه امکان‌پذیر است. در موارد مربوط به ازدواج‌های با سن پایین، مفاد قانونی در خصوص مجازات پدرها اعمال نمی‌شود.

او ادامه می‌دهد: معمولاً در مورد ازدواج نوجوانان اینگونه استدلال می‌شود که این ازدواج‌ها بر اساس علاقه‌مندی دختران نوجوان به پسران بزرگ‌تر انجام می‌گیرد. اما تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از ۹۰ درصد از این نوع ازدواج‌ها، اجباری و از پیش تعیین‌شده هستند. پدر دختر شوهر او را انتخاب می‌کند و پس از توافق با مرد و خانواده‌اش، دختر نوجوانش را به عقد در می‌آورد. در بسیاری از موارد، فاصله سنی بین دختر نوجوان و همسرش بیشتر از ده سال است. آیا واقعا نیازی به استدلال درباره غیراخلاقی بودن ازدواج اجباری و فشار بر یک نوجوان برای انتخاب همسر در ادامه ۵۰ سال حیاتش وجود دارد؟

دوگانگی قانون

فاطمه موسوی ویایه در مورد قانون کودک همسری می‌افزاید: سن رشد و اختیار بر دارایی طبق قوانین کشور ۱۸ سال است. در این سن، دختران و پسران قابلیت رانندگی و شرکت در آزمون گواهینامه را دارند. چگونه می‌توان این را پذیرفت که دختر ۱۵ ساله‌ای که نمی‌تواند حساب بانکی باز کند، دارایی‌اش را واگذار کند و یا حتی رئیس‌جمهور یا نماینده مجلس را انتخاب کند، از نظر عقلی و عاطفی برای انتخاب همسر دائمی خود صلاحیت داشته باشد؟ چگونه می‌شود به فردی که به سن رشد نرسیده و حق طرح دعوی در دادگاه و درخواست طلاق را ندارد، اجازه امضای اوراق ازدواج داده شود؟ چگونه می‌توان به رضایت از زندگی و پایداری این ازدواج اطمینان داشت؟

این پژوهشگر درباره عوامل اقتصادی و فرهنگی موثر در پدیده کودک همسری می‌گوید: در شرایطی که اقتصاد به شدت دچار سختی، فقر گسترش یافته و تورم به‌صورت شدید در حال افزایش است، شاهد رشد کودک همسری خواهیم بود. برخی از خانواده‌ها به‌منظور کاهش تعداد نان‌آورهای خود، دخترانشان را به ازدواج درمی‌آورند و بدین وسیله از این طریق به بهانه مهریه و شیربها درآمدی به دست می‌آورند. فقر اقتصادی مهم است اما این تنها دلیل نیست، چرا که فقر فرهنگی نیز به‌طور قابل توجهی تأثیرگذار است.

نگرانی‌های خانواده‌ها از تابوهای فرهنگی همچون مسئله بکارت نیز وجود دارد. دختران نوجوان ممکن است دچار کشش جنسی و درگیر روابط با پسران جوان شوند، به همین دلیل خانواده‌ها تمایل دارند دخترشان را در سنین پایین‌تر یعنی ۱۵-۱۴ سالگی به ازدواج سوق دهند تا از بروز مشکلات جنسی و حفظ آبرو جلوگیری نمایند.

البته در برخی مواقع، خود دختران نیز اگر ازدواج مانع از تحصیل آن‌ها نشود، در مقابل آن مقاومت چندانی ندارند. پیامدهای ازدواج در سن کم به مرور زمان نمایان می‌شود. به‌جز آسیب‌های جسمی و روانی به فرد، ازدواج در سن پایین با ترک تحصیل نیز مرتبط است. تحصیلات پایین به عدم وجود مهارت‌های کاری و مشاغل کم‌درآمد منجر می‌شود. در پدیده کودک همسری، چرخه‌ای وجود دارد: ازدواج در سن پایین، تحصیلات اندک، باروری بالا، و فقر.

ایران، برترین در سن ازدواج پایین دختران

این جامعه‌شناس درخصوص سن ازدواج در ایران اظهار می‌دارد: کشور ایران، یمن و چند کشور آفریقایی دارای پایین‌ترین سن قانونی ازدواج در دنیا هستند. این روزها سیاستمداران به افزایش جمعیت تاکید دارند و کودک همسری را به دلیل فرزندآوری بیشتر، مثبت ارزیابی می‌کنند اما افزایش جمعیت نیاز به کودک همسری ندارد. 

بهترین سن برای فرزندآوری در یک زن بین ۲۰ تا ۳۵ سالگی است و اگر فرض کنیم که فاصله سنی هر فرزند سه سال باشد، در این سال‌ها یک زن می‌تواند چهار یا پنج فرزند به دنیا بیاورد که در راستای افزایش جمعیت…

جمعیت به طور کامل به نیازهایش پاسخ می‌دهد. نگرش‌هایی که زنان را تنها به عنوان وسیله‌ای برای تولید مثل می‌بینند، واقعاً توجهی به این ندارند که ازدواج نیازمند عوامل مهم‌تری فراتر از بلوغ جنسی است. برای ایجاد یک خانواده سالم و مناسب جهت فرزندپروری، بلوغ عاطفی، فکری و تفاهم میان زن و شوهر بسیار ضروری است. اصرار به اینکه دختران زیر ۲۰ سال باید ازدواج کنند، بدون در نظر گرفتن نرخ بالای طلاق و همچنین خشونت خانوادگی در این خانواده‌ها و خطرات جسمانی برای مادر و نوزاد (نوزاد کم‌وزن و زایمان زودرس) چه فایده‌ای دارد؟

موسوی ویایه به این نکته اشاره می‌کند که در چهارمین موج پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (۱۴۰۲)، از نزدیک به ۱۶ هزار نفر پرسش شد: «به نظر شما سن مناسب ازدواج برای دختران چقدر است؟» ۴۵.۵ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقد بودند که سن مناسب برای ازدواج دختران، بین ۲۱ تا ۲۵ سال است. در عوض ۳۹ درصد از آنان عقیده داشتند که سن ۱۶ تا ۲۰ سال برای این امر مناسب است. در نهایت تنها ۳.۲ درصد به سن ۹ تا ۱۵ سال به عنوان مناسب اشاره کردند. با این حال، افرادی که بی‌سواد، بالای ۵۰ سال و روستانشین بوده‌اند، بیشتر با ازدواج دختران زیر ۱۵‌سال موافق بودند، اما این نسبت در میان سایر جمعیت‌ها به کمتر از ۱۰ درصد محدود می‌شود. حتی در سیستان و بلوچستان نیز، تعداد موافقان ازدواج کودکانه به ۹ درصد نمی‌رسد.

عدم انتشار آمارهای کودک‌همسری

آمارهای مربوط به این موضوع چندان به‌روز نیست و به نظر می‌رسد که آمار سن ازدواج دختران نیز به اطلاعات طبقه‌بندی شده تبدیل شده است. به نظر می‌رسد پس از انتشار یادداشتی از عباس عبدی در شهریور ۱۴۰۳ در روزنامه اعتماد، تصمیم به خودداری از انتشار آماری در خصوص کودک‌همسری گرفته شد.

مسئولان سازمان ثبت احوال در پاسخ به پیگیری‌های این روزنامه اعلام کردند: «به ما گفته‌اند که به دلیل انتشار آمار در یک روزنامه و تشدید بحث کودک‌همسری، دستور آمده که دیگر آماری منتشر نشود.»
آنها حتی در پاسخ به این سؤال خبرنگار که آیا دستوری برای جلوگیری از بارداری دختران زیر ۱۴ سال صادر نشده، گفتند: «تنها دستور این است که آمار کودک‌همسری منتشر نشود.»

بر اساس گزارش‌های منتشر شده توسط رسانه‌ها در سال‌های اخیر از جانب معاونت رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده، خراسان رضوی، آذربایجان‌شرقی و سیستان و بلوچستان رتبه‌های بالای آمار کودک‌همسری را در اختیار دارند و کمترین تعداد ازدواج دختران زیر ۱۸ سال مربوط به استان‌های ایلام و سمنان است.

موسوی ویایه با انتقاد از بی‌توجهی مسئولان به پایین بودن سن ازدواج به این مسئله اشاره می‌کند: قانون‌گذاران چه میزان آگاهی و فرهنگ‌سازی لازم است تا سن قانونی ازدواج دختران به ۱۶ سال افزایش یابد؟ چگونه می‌توان برای پدران بی‌سواد در روستاها توجیهی ارائه داد که ازدواج دختران ۱۳ ساله نادرست است، در حالی که برخی از علمای حوزه علمیه و قضات بر این امر تأکید دارند که ازدواج دختران بالای ۹ سال اشکالی ندارد؟ افزایش سن قانونی ازدواج به ۱۶ سال و جرم‌انگاری تخلف از آن به همراه مجازات شوهر، همچنان اصلی‌ترین اقدام مؤثر می‌باشد. در گام اول، می‌توان حداقل مشوق‌هایی از قبیل تخصیص وام ازدواج به این افراد را لغو کرد.

در فرهنگ ما، خانه و خانواده همواره مقدس و امن به شمار می‌رود، اما در مقابل این دیدگاه، خشونت‌های شدیدی در داخل خانواده‌ها اتفاق می‌افتد. بی‌توجهی مسئولان و کمبودهای قانونی، دست متهمان و مجرمان آشنا را برای افزایش خشونت‌ها باز می‌گذارد.

۲۷۳۰۲

اشتراک‌گذاری »