زهره نوروزپور: در روز گذشته، امیر قطر با رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور مسعود پزشکیان دیدار نمود. روزنامه‌های صبح ایران با تیترهای متنوع به این دیدارهای دیپلماتیک پرداخته‌اند. از ارسال پیام تا آخرین اخبار در شرایط فشار حداکثری ایالات متحده بر ایران. اما سوال مشترک همه این بود که امیر قطر از سفرش به تهران چه هدفی داشت؟ آیا از رهبر معظم انقلاب یا دولت پزشکیان درخواست خاصی داشت؟ آیا او در حال میانجیگری است یا پیامی از سوی آمریکا به همراه داشت؟

امروزه خاورمیانه در آستانه‌ی صلح و جنگ است. در همین هفته که در تهران میزبان امیر قطر بودیم، ریاض نیز میزبان مذاکرات صلح در جنگی ویرانگر بود. جنگی که تقریباً تبدیل به زمین سوخته‌ای برای همه کشورهای درگیر، از آمریکا تا شرق آسیا شده است، به طوری که هر کدام به نحوی در این درگیری‌های شرقی-غربی سه ساله بهره‌برداری کردند. اکنون، مذاکرات صلح در نقطه‌ای از خاورمیانه در حال برگزاری است که هیچ‌گاه آرامش را تجربه نکرده است. منطقه‌ای که به تازگی ۵۰ هزار نفر از ساکنان آن هدف نسل‌کشی اسرائیل قرار گرفتند. منطقه‌ای که پس از بهار عربی هیچ‌گاه به آرامش نرسید و حتی اگر به عقب‌تر برویم، پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، این ناآرامی‌ها ادامه داشته و با جنگ‌ها و رقابت‌های تسلیحاتی گسترش یافته است. شاید حالا زمان آن فرارسیده که ناآرامی‌های خاورمیانه به اروپا سرایت کند، زیرا که دنیا به جنگ نیاز دارد تا چرخ اقتصاد را بچرخاند و از انبار تسلیحاتی رونمایی کند. هرچند این در حالی است که اتحادیه اروپا و ناتو بر ادامه جنگ تاکید دارند.

اکنون با این اوضاع و به دنبال سقوط اسد، این نخستین ملاقات حضوری امیر قطر با مقامات ایرانی به شمار می‌رود. این سفر از آنجا با اهمیت است که بعد از قدرت گرفتن احمد شرع در سوریه، متحد اصلی او در دیدار با رهبر کشورمان از چالش‌ها و دغدغه‌های سوریه سخن می‌گوید. قطر که به عنوان متحد اصلی حاکم فعلی سوریه شناخته می‌شود، پیشتر به احمد شرع رئیس‌جمهور موقت سوریه وعده کمک مالی ماهانه یک میلیارد دلار را داده بود. حال، خبرها حاکی از آن است که قطر تا به حال هیچکمکی به این دولت موقت انجام نداده است.

پوشش کم‌اثر سفر امیر قطر به تهران در امپراتوری الجزیره

وب‌سایت شبکه خبری الجزیره که به قطر تعلق دارد، تنها به ذکر یک خبر کوتاه بسنده کرده و آن هم از طریق خبرگزاری ایران نقل شده است. به نظر می‌رسد این نوع پوشش خبری به گونه‌ای باشد که این سفر را چندان مهم جلوه ندهد تا حساسیت‌ها کاهش یابد.

الجزیره در این خصوص تنها به یک محور اشاره کرد؛ وضعیت دارایی‌های مسدود شده ایران. وب‌سایت به زبان انگلیسی این شبکه خبری گزارش داد: «دو کشور در خصوص روابط دوجانبه و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی مورد توجه بحث نمودند. این دیدار در حالی انجام شد که تنش‌ها در منطقه به شدت ادامه دارد، با آتش‌بس‌های شکننده‌ای که پس از ماه‌ها مبارزه در لبنان و غزه برقرار شده و دولت موقت در سوریه بعد از برکناری بشار اسد در قدرت قرار دارد. شیخ تمیم به تنش‌های منطقه اذعان کرد و از کشورهای هم‌پیمان درخواست کرد تا برای مقابله با این وضعیت، بیشتر همکاری کنند. خبرگزاری دولتی ایران (صحت خبر) به نقل از آیت‌الله خامنه‌ای اعلام کرد که ایران، با وجود بعضی مسائل «مبهم و حل نشده»، از جمله دارایی‌های منجمد شده، قطر را به عنوان یک «کشور برادر» می‌داند.»

در حال حاضر حدود ۶ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران به دلیل تحریم‌های ایالات متحده، در بانک قطر نگهداری می‌شود و پیش‌تر این پول‌ها توسط کره جنوبی در سپتامبر ۲۰۲۳ آزاد شده بود.

الجزیره ادامه داد: آیت‌الله خامنه‌ای ایالات متحده را متهم به ممانعت از تحقق توافقی برای بازگرداندن این وجوه به ایران کرد. ایشان فرمودند: «می‌دانیم که مانع اصلی اجرای توافقی که در این زمینه انجام شده، ایالات متحده است.» و افزودند که ایران انتظار دارد قطر در برابر فشارهای ایالات متحده ایستادگی کند.

و دارایی‌های ایران را به کشور بازگرداند.

این گزارش مختصر از سوی یک رسانه معتبر، نشان می‌دهد که بحران منطقه خاورمیانه عمیق‌تر از تصوری است که اکنون در آن هستیم؛ بحرانی که رهبران ترجیح می‌دهند به آرامی به دنبال راه‌حل‌های آن باشند. همچنین در این خبرگزاری که به عنوان یک امپراتوری رسانه‌ای در خاورمیانه شناخته می‌شود، هیچ نشانه‌ای از پیامی از سوی امیر قطر مشاهده نمی‌شود و تنها به گزارشی از یک دیدار بسنده شده است. این در حالی است که رسانه‌های ایران اطلاعات متفاوتی را به نقل از منابع خود منتشر کردند.

آیا امیر قطر واقعا حامل پیامی از آمریکا بود؟

وزیر امور خارجه آمریکا در ریاض با همتای روس خود، سرگئی لاوروف، نیز به گفت‌وگو پرداخته است. سرنوشت اوکراین به عنوان سؤال اصلی در بین مباحث مربوط به ترامپ و پوتین مطرح است.
سؤال دیگری که در این میان وجود دارد، به کشوری مرتبط است که متحد روسیه محسوب می‌شود و تحت “فشار حداکثری” آمریکا قرار گرفته است. روسیه قبلاً نیز به بی‌توجهی به اولویت‌های جمهوری اسلامی ایران مشهور بوده، به ویژه در تحولات اخیر سوریه. با این وجود، مشخص نیست آیا کاخ سفید قادر به قطع ارتباطات فعلی میان پاستور و کرملین خواهد بود یا خیر.

مصطفی نجفی، تحلیل‌گر مسائل سوریه، در کانال تلگرامی‌اش نوشت: «به نظر می‌رسد امیر قطر حامل پیامی از آمریکا باشد. این پیام می‌تواند به این صورت باشد که تهران باید برای مذاکره تحت فشار قرار گیرد. در مقابل، ایران نیز گزارشی به امیر قطر داده است تا به واشنگتن انتقال دهد که با این رویکرد ترامپ، تهران تمایلی به مذاکره نخواهد داشت و هر تهدیدی علیه ایران، امنیت کل منطقه را با خطر جدی مواجه می‌کند.

در این سفر همچنین نگرانی ایران از برخی سیاست‌های قطر بیان شد. نکته حائز اهمیت این است که اختلافات پنهانی میان قطر و ترکیه در خصوص سوریه به تازگی آغاز شده و امیر قطر در دیدار خود نارضایتی‌اش از سیاست‌های ترکیه در این زمینه را ابراز کرد. به نظر می‌رسد یکی از اهداف سفر شیخ تمیم به تهران، رفع همین اختلافات با ترکیه بوده است (به‌منظور برقراری توازن). با این حال، شیخ تمیم از ایران خواسته است تا با گروه‌های حکومتی جدید سوریه تعامل داشته باشد. تهران نیز درخواست‌ها و شرایط خود را منتقل کرده است.

به نقل از صحت خبر، این کارشناس به موضوع فشار حداکثری آمریکا اشاره می‌کند در حالی که پس از دیدار امیر قطر با مقام معظم رهبری، دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در میامی به خبرنگاران گفت که فشار حداکثری علیه ایران را دوباره اجرایی کرده‌است. ترامپ در هفته‌های اخیر، در دیدار با نتانیاهو این یادداشت را امضا کرد، اما از آن زمان به طور واضح توضیح نداد که آیا این یادداشت همان فشار حداکثری قبلی است یا خیر؛ اما امروز به‌طور رسمی این موضوع را اعلام کرد.

تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی، نه حامل پیام بود نه درخواست کمک؛ پس داستان این دیدار چه بود؟ /امیر جوان با ترامپ نمی‌سازد!

آیا از ایران یاری خواست؟

در همین رابطه، کانال تحلیلی سوریه در پادکستی بیان کرد که امیر قطر هیچ پیامی از آمریکا نداشت، بلکه هدف اصلی او از این سفر، مسائل مربوط به سوریه و ترکیه بود. این کانال تحلیلی در پادکستش اعلام می‌کند که دولت قطر بخاطر ورود ترامپ به ریاست جمهوری تحت فشار قرار گرفته و برای غلبه بر این وضعیت، چاره‌ای جز درخواست کمک از ایران ندارد.
در این پادکست اشاره می‌شود: دولت قطر بیشتر به بایدن نزدیک است تا ترامپ. در حال حاضر قطر احساس می‌کند که تحت فشار است، همانطور که اردوغان به خاطر بازی داده نشدن مذاکرات صلح اوکراین ناراحت است. مشکلات مالی ترکیه نیز به شدت بروز کرده و اردوغان به هیچ وجه قادر به پرداخت وام‌های سنگین خود نیست مگر از مخارج مردم! ترکیه نه تحت تحریم و نه محاصره اقتصادی است و حتی درگیر مشکلات واردات و صادرات نمی‌باشد، اما به علت نداشتن توان کافی و تمایل به جانشینی ایران در بخش‌هایی که تحت تحریم بود و همچنین در حوزه‌های سوریه و عراق، حالا با وضعیت اقتصادی دشواری روبه‌رو شده و در مدیریت سوریه ناتوان به نظر می‌رسد و به وضوح نشان می‌دهد که هرگز نمی‌تواند جای ایران را در منطقه اشغال کند. سفر امیر قطر به همین دلیل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

سوالی که باید مطرح شود این است که آیا قرار نبود دولت خودخوانده جولانی را پشتیبانی کند و هر ماه ۱ میلیارد دلار در اختیار او قرار دهد؟ در حال حاضر ۳۰ میلیون تن از مردم سوریه با کمبود غذا مواجه هستند. اما هیچ گونه کمکی هنوز به این کشور از سمت ترکیه و یا قطر ارسال نشده است.

در حالیکه نماینده قطری با خوشحالی به سوریه سفر کرد و قهوه عربی و غذای سوری را میل کرد، عربستان به عنوان مرکز قدرت میانجی‌گری در منطقه مطرح شده است، که به برادر مهربان ترامپ معروف است و میزبان دو ابرقدرت در حال جنگ در سوریه و اوکراین می باشد. این وضعیت باعث شده تا قطر احساس ناخوشی کند و جرات حمایت از جولانی را نداشته باشد، چرا که متوجه شده‌اند با این پول کمکی از سوی جولانی پدید نخواهد آمد. در ایالات متحده، تولسی گابارد به‌عنوان مدیر اطلاعات ملی منصوب شد. او به ضدالقاعده بودن معروف است؛ موضوعی که حتی ترکیه هم با چالش هایی مواجه می‌شود.

حضور گابارد در این مقام موجب شد که در نشست پاریس هیچ‌کس جرات نکند بیانیه‌ای در حمایت از جولانی امضا کند. قطری‌ها حتی اگر بخواهند هم نمی‌توانند اقدامی برای کمک به سوریه انجام دهند، زیرا او اجازه حمایت از تروریست‌ها به ویژه از نوع القاعده را نخواهد داد و امیر قطر نیز دریافته است که هر گونه کمک به سوریه نوعی چاه عمیق است که می‌تواند او را به سمت خود بکشد.

با توجه به این مسائل، قطر حس می‌کند که جولانی در دمشق ماندگاری نخواهد داشت. سفر او به ایران به این منظور بود که قطر به دنبال نفس کشیدن از طریق ایران است و برای این تنفس می‌خواهد ۱ میلیارد دلار را به جای هزینه کردن در سوریه و درافتادن با آمریکا، در ایران سرمایه‌گذاری کند. ایرانی که به منزله راهی برای زندگی برای قطر به شمار می‌آید. همانطور که مقام معظم رهبری از او پرسیدند چرا حاضر به پس دادن پول ایران نیست و چرا اکنون این پول آزاد نمی‌شود؟ وضعیت کنونی قطر ناشی از سیاست‌های این کشور در غزه و سوریه و رفتار با همسایگان عرب است. در واقع در محضر مقام معظم رهبری از حمایت مستحکم ایران از غزه و فلسطین تشکر کرد که به خودی خود پیام مهمی است که یک کشور عربی و مسلمان از ایران قدردانی می‌کند.

تجربه نخستین دوره ترامپ نشان می‌دهد وضعیت قطر با همسایگانش به چه شکل بود؟ بحران عربی در آغاز ریاست جمهوری ترامپ و قطع روابط این کشور با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای قطری‌ها بسیار تنش زا بود. اکنون با توجه به میزبانی سعودی برای مذاکرات بین دو ابرقدرت، اگر قطر بخواهد در دور دوم ترامپ نفس بکشد، باید با ایران همکاری کند.

این پادکست ادامه‌دهنده تحلیلی از زبان شهید امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه دولت مرحوم رئیسی می‌باشد. او درباره توافق ایران و عربستان اظهار داشت که در جلسه‌ای با سفیر امارات گفت که اگر تنش‌ها را کاهش دهیم و شما اکنون احساس امنیت کنید، این امنیت هزینه‌ای دارد که باید آن را پرداخت کنید. اما در واقع، امارات هرگز این هزینه را نپرداخت و حتی باعث ایجاد تنش‌هایی در نوسانات نرخ ارز در ایران شد!

نویسنده این پادکست در نهایت نتیجه‌گیری کرده است که این سفر هیچ پیامی از سمت آمریکا نداشته است و ایران حتی قطر را نیز به عنوان میانجی به حساب نمی‌آورد. با توجه به گزارشی از سی‌ان‌ان مبنی بر اینکه عربستان تمایل به میانجی‌گری بین ایران و آمریکا دارد، به نظر می‌رسد که ایران هرگز اجازه نخواهد داد که عربستان نقش میانجی را ایفا کند. تهران به بن سلمان این فرصت را نخواهد داد. اگر قرار بر میانجی‌گری باشد، عمان است که می‌تواند به این نقش بپردازد. ایران هیچگاه قادر نبوده است به رقیب خود که هنوز ذات حقیقی او مبهم است، اعتماد کند و به طور قطع این نقش را به این کشور منتقل نخواهد کرد، همانطور که به قطر نیز چنین فرصتی داده نخواهد شد.

تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی، نه حامل پیام بود نه درخواست کمک؛ پس داستان این دیدار چه بود؟ /امیر جوان با ترامپ نمی‌سازد!

تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر؛ نه حامل پیام بود و نه درخواست کمک؛ پس این دیدار چه هدفی داشت؟

بر اساس گزارش صحت خبر، با در نظر گرفتن تمام این موارد و تیترهای روزنامه‌های امروز ایران، به نظر می‌رسد که پیام ارسال شده صرفاً داخلی بوده و به این معناست که

مردم ایران به‌طور واقعی در انتظار یک تحول مثبت به سر می‌برند. اما آنچه که در پشت صحنه سیاست فعالیت می‌کند، به‌مراتب پیچیده‌تر از آن چیزی است که رسانه‌ها به تصویر می‌کشند. او نه حامل پیامی بود و نه درخواست یاری داشت، بلکه هدفش تنها هماهنگی‌های منطقه‌ای در سوریه، غزه و پرونده حماس در اتحادیه عرب بود که به تهران سفر کرده بود. موضوع حذف حماس به‌طور جدی مورد پیگیری دولت‌های عربی منطقه قرار گرفته و این روند به‌قدری جدی شده است که ممکن است ترامپ از جابجایی فلسطینی‌ها صرف‌نظر کند. پیش از ملاقات امیر قطر با مقام معظم رهبری، گروهی از حماس به‌همراه زیاد نخاله به دیدار رهبر انقلاب آمدند. موضوع ملاقات تنها به مسائل منطقه‌ای محدود بود. با این حال، هوشیاری ایران در مورد آزاد شدن سرمایه‌های بلوکه شده نیز بسیار حائز اهمیت است. به این معنا که اگر امیر قطر به‌دنبال اخذ امتیاز و جلب حمایت برای حفظ قدرت حماس باشد، نخست باید هزینه این کار را بپردازد و در صورت پرداخت، شاید ایران برای وضعیت سوریه تجدید نظر کند و نقشی ایفا کند تا از اقدامات بی‌قاعده اردوغان جلوگیری کند و مانع حذف حماس شود.

۳۱۵ ۳۱۵

اشتراک‌گذاری »