اصطلاحی با معنای عمیق فلسفی که به گلیچ‌های بنیانی و به نوعی سردرگمی اشاره دارد و نشان‌دهنده وجود تناقضی منطقی است. این تناقض منطقی، به‌طور خاص در بطن سیاست وجود دارد و در عرصه سیاست‌گذاری خارجی به‌صورت مداوم احساس می‌شود.

یکی از نمایان‌ترین جلوه‌های این تناقض در روابط راست افراطی اروپا و ظهور ترامپ در صحنه سیاسی ایالات متحده نمایان است. قبل از به قدرت رسیدن ترامپ، این‌گونه به نظر می‌رسید که رهبران راست افراطی در اروپا مصمم‌اند تا کنترل دولت‌های قاره را از دست سوسیالیست‌ها، لیبرال‌ها و میانه‌روها باز پس‌گیرند. از اواخر سال 2022، احزاب راست افراطی در کشورهای سوئد، فنلاند و کرواسی یا وارد کابینه‌های دولتی شده‌اند و یا به‌عنوان حامی، از دولت‌ها پشتیبانی کرده‌اند. در ایتالیا، جورجیا ملونی به رهبری یک ائتلاف دولتی دست راستی مشغول به فعالیت است. در هلند نیز، با وجود اینکه نخست‌وزیر تکنوکرات است، حزب راست افراطی همچنان حامی دولت محسوب می‌شود. در آلمان و فرانسه نیز، نفوذ راست افراطی بیشتر به چشم می‌آید و سیطره آن بر قوه مجریه احساس می‌شود.

گسترش و پیشرفت راست افراطی به اوج قدرت در اروپا به‌دنبال به‌دست‌آوردن پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده به‌نظر می‌رسد که نیرویی مثبت برای راست افراطی در اروپا به حساب می‌آید و حتی طوفانی که راست افراطی در روابط فراملی ایالات متحده و اروپا ایجاد کرده، جدا از این مطلب نیست. به‌ویژه با نزدیک‌شدن به انتخابات آلمان، ایلان ماسک به‌صراحت از حزب راست افراطی آلمان تمجید کرد و به‌عنوان میزبان یک گفتگو با رهبری این حزب در شبکه X ظاهر شد.

ترامپ، جورجیا ملونی را به‌عنوان یک “رهبر استثنایی که در قاره طوفان ایجاد کرده” ستود. با حمایت‌های ایالات متحده از جریان راست افراطی در اروپا، شواهد نشان می‌دهد که دیوارهایی که مانع از نفوذ راست افراطی در اروپا می‌شد، در حال فروپاشی‌اند. مراسم تحلیف ترامپ، نمونه‌ای واضح از این حمایت بود که با حضور بسیاری از اعضای راست افراطی اروپایی همراه بود. در پی پیروزی ترامپ، آن‌ها با بسترسازی شعار “اول آمریکا” تلاش دارند تا “اروپا را دوباره بزرگ کنیم” را تداعی کنند و به این نتیجه رسیده‌اند که طوفان ترامپ ظرف مدت کوتاهی دنیای سیاست را دستخوش تغییر قرار داده است. یک فصل به پایان رسیده و اکنون آینده‌ای جدید را نوید می‌دهد.

برخلاف برداشت‌هایی که از قدرت‌گیری راست افراطی اروپا به‌واسطه ظهور ترامپ وجود دارد، تناقض موجود در سیاست‌های ترامپ نسبت به اروپا می‌تواند این جریان را به چالش بکشد. با قرار دادن اروپا به‌عنوان اولویت بعدی پس از چین، دولت ترامپ به‌احتمال قوی درخواست‌هایی از اروپا برای ارائه امتیازات مختلف خواهد داشت. این رویکرد مبتنی بر منطق کاهش منابع و تمرکز بر مهار چین است.

این رویکرد به کاهش تعهدات امنیتی ایالات متحده نسبت به اروپا و کمرنگ‌تر شدن حضور نظامی‌اش در این قاره منجر خواهد شد. استراتژی عملیاتی ترامپ برای مقابله با اروپا متضمن صرف هزینه‌های بیشتر برای دفاع و تدوین یک استراتژی اروپا محور به‌منظور مقابله با روسیه خواهد بود. با این حال، راست افراطی اروپا دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به روسیه دارد. آن‌ها از استحکام امنیتی به‌عنوان وسیله‌ای برای کاهش مهاجرت غیرقانونی و جلوگیری از تهدیدهای خارجی حمایت می‌کنند اما تمایل ندارند سرمایه‌گذاری قابل توجهی برای حفاظت از اروپا انجام دهند. تخصیص بیشتر بودجه به امور نظامی و اقتصادی به انحراف در فضایی که راست افراطی در آن فعالیت می‌کند، منجر می‌شود و این به‌معنای خیانت به افرادی است که منتقد وضع موجود هستند. افزایش بودجه‌های دفاعی به‌احتمال زیاد بر وضعیت اقتصادی اروپا تأثیر خواهد گذاشت و این در تضاد با اصول اقتصادی‌ای است که راست افراطی به آن پایبند است و هر گونه اقدامی که بر اقتصاد ملی تأثیر منفی داشته باشد، با واکنش منفی پایگاه اجتماعی آنان و احزاب راست افراطی همراه خواهد بود.

یکی از مسائلی که منجر به ایجاد تناقض در زمینه راست افراطی گردیده، مسئله تعرفه‌های تجاری و حمایت دونالد ترامپ از اقتصاد ایالات متحده است. به‌واسطه تعرفه‌های تجاری که ایالات متحده علیه اروپا وضع کرده، همراستایی راست افراطی با ترامپ این جریان را در بن‌بست قرار خواهد داد. به‌خصوص در آلمان، راست افراطی با این چالش روبرو است. درست است که جریان راست افراطی در آلمان از حمایت‌های ایلان ماسک بهره‌مند است، اما آن‌ها به‌طور همزمان با تعرفه‌های تجاری ترامپ نیز مخالف هستند.

به‌علاوه، در حال حاضر تمایل دارد توافقات خرید گاز از روسیه را دوباره آغاز کند در حالی که ترامپ بر افزایش خرید گاز طبیعی مایع از ایالات متحده تأکید کرده است.

ایالات متحده به‌عنوان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده کالا به اتحادیه اروپا و دومین شریک واردات این اتحادیه شناخته می‌شود. کشورهای چک، مجارستان، لهستان و اسلواکی از جمله آسیب‌پذیرترین کشورهای اروپایی در برابر تهدیدات مکرر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده، به اعمال تعرفه‌های وارداتی از اروپا هستند. علاوه بر این، بسیاری از کارگران صنایع خودروسازی آلمان و کشاورزی فرانسه که پایگاه حامی احزاب راست‌افراطی هستند، ممکن است از تعرفه‌های تجاری متضرر شوند و این مسئله به معنای آسیب‌دیدن پایگاه رأی این احزاب خواهد بود. به‌دلیل آسیب‌پذیری پایگاه رأی راست‌افراطی در اروپا، می‌توان گفت که این احزاب در مواجهه با رویکرد ترامپ ممکن است نسبت به ایالات متحده خود را بازتعریف کنند و ملی‌گرایی را به عنوان یک رویکرد در برابر این کشور پیش ببرند. بنابراین، طوفان راست‌افراطی که دو سوی اقیانوس اطلس را در تحت تأثیر قرار داده، باید به‌عنوان گردباد تفسیر شود که هر کشتی را به سوی مسیر جداگانه‌ای هدایت می‌کند. مسیری که با گذشت زمان جدایی‌های آن بیشتر و بارزتر خواهد شد و راست‌افراطی بر ملی‌گرایی محور اروپا علیه ایالات متحده تأکید خواهد کرد. این تأکید با وارد کردن عامل روسیه، موجب رخدادهای استراتژیک متعددی خواهد شد.

*دانشجوی دکتری در رشته روابط بین‌الملل. دانشگاه خوارزمی

315 315

اشتراک‌گذاری »