براساس اطلاعات ارائهشده، در نشست روز چهارشنبه ۸ اسفند که در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه انجام شد، دکتر کاظمی، پژوهشگر ارشد اوراسیا، در سخنرانی خود تحت عنوان «تاثیر تحولات اخیر ترکیه بر جریان پان ترک» به ارزیابی موقعیت پان ترکیسم در سیاست خارجی ترکیه پرداخت. وی با بیان اینکه پس از دوران طلایی سیاست خارجی ترکیه از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۱، که بر مبنای نظریه جهان اقتصادی رُزکرانس و اصول سیاست تنش صفر با همسایگان شکل گرفته بود، از سال ۲۰۱۱ به بعد سیاست خارجی این کشور دچار تغییرات چشمگیری شد، اظهار داشت که اخوانیسم و پان ترکیسم دو عنصر اصلی سیاست خارجی ترکیه را تشکیل میدهند. وی اذعان داشت که اخوانیسم به عنوان ابزاری نرم در نفوذ به حوزه عربی غرب آسیا و افریقا و پان ترکیسم در قفقاز و اوراسیا هدفگذاری شده است و این دو با هم، سیاست نئوعثمانیسم را میسازند.
استاد حقوق بینالملل دانشگاه ادامه داد: خصوصیت تازه نئو عثمانیسم ترکیه این است که پان ترکیسم به آن افزوده شده است و این مولفه نه تنها شامل عناصر اواخر دوره عثمانی نمیشود، بلکه در واقع ضد آن بوده است. به نقل از برنارد لوئیس، این سیاستمداران عثمانی و دیپلماتهای آنها همواره با عنوان ترک و ترک خطاب شدن مخالف بودند. یکی از نتایج رویکرد حزب عدالت و توسعه در ترکیه، تغییر مرکزیت اسلامیت و ملیت به ایده ائتلاف اخوانیسم و پان ترکیسم است که نمود آن در اتحاد حزب حرکت ملی با حزب عدالت و توسعه قابل مشاهده است.
کاظمی تاکید کرد: تحولات سوریه در فضایی رقم خورد که از سال ۱۳۹۹ ایده جهان ترک یا تورانی با تمرکز بر پان تورانیسم انگلیسی به شدت مورد پیگیری ترکیه قرار گرفت. جلوههای این روند را میتوان در فعالیت سازمان دولتهای ترک و ترویج هویت آذربایجانی جمهوری آذربایجان مشاهده کرد. یک سال بعد از وقوع جنگ دوم قراباغ، «شورای کشورهای ترکزبان» در سال ۲۰۲۱ به «سازمان دولتهای ترک» تغییر نام داد و در این بازه زمانی تعداد مصوبات این نهاد در مقایسه با سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۹ به طرز محسوسی افزایش پیدا کرد. این روند به تشکیل پرچم واحد توران، مباحث مربوط به واحد پول، ایجاد مجمع پارلمانی جهان ترک، منطقه ویژه اقتصادی ترک، تشکیل مجمع جوانان توران، و تاسیس رسانه مستقل و تألیفات مشترک تاریخی، اشاره دارد که همه آنها در راستای شعار «عصر تُرک» انجام میشود.
پژوهشگر ارشد اوراسیا بیان کرد: یکی از کلیدیترین ابعاد نظامی و سیاسی در جهان ترک برای ترکیه ایجاد نیروهای شبهنظامی از قومیتهای ترک زبان در آسیای مرکزی و چین، با تمرکز بر ازبکها، قزاقها و اویغورها، ترکهای آهیسکا، اویغورهای منطقه سین کیانگ چین، ترکمنهای عراق و سوریه، آذریهای جمهوری آذربایجان، تاتارهای سیبری و غازان، ترکهای افغانستان، چچنیها، داغستانیها و ترکهای کریمه میباشد.
وی افزود: اگرچه نشانههایی از این نیروهای نیابتی در حمایت نظامی ترکیه از جریان فائزالسراج در مقابل ژنرال خلیفه حفتر در تحولات لیبی آشکار شد، اما این موضوع در تحولاتی که در سوریه بر مبنای گروه تروریستی هیات تحریر الشام به رهبری جولانی مطرح شد، بیشتر خود را نمایان کرد. حضور گروههای قومی ترک از جمله پنج هزار نفر از تروریستهای اویغوری تحت فرماندهی ابوالقاسم ترکستانی و هزاران نفر از ازبکها که تحت عنوان تهدید و جهاد میجنگیدند، به همراه ترکمنها و ترکهای قبرس و همچنین حضور برجسته افسران ارتش ترکیه از حزب حرکت ملی در تحولات سوریه، همگی موید این حقیقت هستند. در پرتو چنین مشارکتی، دولت باغچه لی، رئیس حزب حرکت ملی، با زدودن نشانههای تاریخی عربها، سریانیها، کردها، آشوریها، ارامنه و دروزیها از حلب، ادعا کرد که این منطقه به طور کامل ترک است؛ وضعیتی مشابه با موضع ترکیه در خصوص کرکوک نفتخیز عراق که پس از حذف کردها و عربها، آنجا را نیز ترکمن معرفی کرده میشود. بدین ترتیب، در کنار اخوانیسم تکفیری، پان ترکیسم و جهان ترک ادعایی در تحولات سوریه نقش بسزایی داشته و به وضوح با انتشار نمادهای قومی سعی بر نمایش این حضور داشتهاند.
او همچنین افزود: با توجه به این مسائل میتوان اظهار داشت که یکی از عواقب بحران ناشی از فروپاشی نظام سوریه، تقویت جریان پان ترکیسم مبتنی بر پان تورانیسم انگلیسی و نظم آنگلوساکسونی خواهد بود که خود تبعاتی مانند افزایش فشار بر ارمنستان برای تجزیه جنوب کشور و تشدید تلاشها به منظور استحاله هویت آذربایجانی را به دنبال خواهد داشت.
و اقلیت ستیزی در جمهوری آذربایجان به عنوان یکی از مهمترین موانع در مسیر تحقق رویای جهان ترک به شمار میرود. این موانع به دلایل متعدد از جمله حقوقی، سیاسی، ژئوپلیتیکی و هویتی، به سادگی برطرف نخواهند شد.
یک پژوهشگر ارشد در حوزه اوراسیا به وضوح بیان کرد: نظم آنگلوساکسونی به دنبال ترویج پان تورانیسم انگلیسی بوده و به این وسیله در تلاش است تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه را رقم بزند و به نوعی از قدرتهای ایران، روسیه و چین جلوگیری کند. دیوید لملی، یک یهودی انگلیسی، در مقدمه کتابش با عنوان «مقدمهای بر زبان ترکی» که در سال ۱۸۵۱ منتشر شد، ادعا میکند که اقوام ترکی با نام توران، تنها گروههایی هستند که توانستهاند بر ایران، روسیه، چین و اروپا تاثیرگذار باشند. این اندیشه بعد از مدتها در قالب فتنه جهان ترک دوباره نمایان شده است.
این پژوهشگر در ادامه تصریح کرد: تحولات اجتماعی در سوریه از سوی دیگر به تشدید ارتباطات میان پان ترکیسم و صهیونیسم منجر شده است. این دو جریان، به ویژه در ساختار نهادهای خود مانند سازمان دولتهای ترک، به عنوان بزرگترین حامیان غیرنظامی و لجستیکی رژیم صهیونیستی در کشتار فلسطینیان عمل کردند. فعالیتهایی همچون تامین سوخت، ارسال مواد غذایی و غلات، و همچنین ارسال تسلیحات و مصالح ساختمانی به غزه و دیگر مناطق، نشانگر حمایتهای عمیق این دو جریان از یکدیگر است. در طول جنگ غزه، انتقال نفت باکو بهطرز چشمگیری افزایش یافت. با وجود این، رسانههای ترکی – صهیونی تلاش میکردند با ایجاد حواشی درگیریهای کلامی و رسانهای بین خود و سران رژیم صهیونیستی، به نوعی افکار عمومی را از این پیوند بزرگ منحرف کنند.
کاظمی در ادامه بر این نکته تاکید کرد: تحولات اخیر در سوریه، ارتباط و همکاری نزدیک میان پان ترکیسم و صهیونیسم را به نمایش گذاشته که هدف اصلی آن به حاشیه بردن محور مقاومت است. این پیوند، سابقهای طولانی و تاریخی دارد و هر دو گروه به نوعی مشترکات و همکاریهای تاریخی دارند. به طور خاص، هر دو ایده از سوی نظریهپردازان یهودی مطرحشدهاند و نظریات آنان در قرن نوزدهم به وجود پان ترکیسم و پان تورانیسم منجر شد. همچنین در فرآیند تجزیه و فروپاشی امپراتوری عثمانی، این دو جریان به صورت واضح با یکدیگر همکاری داشتند. امروز نیز، یک زن صهیونیست به نام برندا شیفر بهعنوان نماد پان ترکیسم و پان تورانیسم شناخته میشود.
استاد حقوق بینالملل در پایان افزود: در جنگ دوم قراباغ، همپیمانی بین صهیونیسم و پان ترکیسم خود را به خوبی نشان داد و سمبل سهمخواهی آنها از جمهوری آذربایجان بود. با توجه به همکاریهای اخیر در جنگ اوکراین و کشتار فلسطینیان، امروز سوریه به کانون تبادلات و همکاریهای این دو جریان تبدیل شده است. منافع مشترک آنها در سوریه با تضعیف محور مقاومت و به قدرت رسیدن یک دولت دستنشانده که به نوعی جایگزین دشمنان صهیونیستی بشود، خود را نمایان میسازد. همچنین دو جریان بر توسعهطلبی سرزمین و نابودی زیرساختهای نظامی و استراتژیک سوریه تاکید دارند و تلاش میکنند تا از طریق ترکیه، گاز لویتان را به بازارهای اروپایی منتقل کنند. در نهایت، آنها در پی ایجاد منطقه حایل و تجزیه سوریه به گونهای هستند که قطعنامههای سازمان ملل را بیاعتبار جلوه دهند و معاهده ۱۹۲۳ لوزان را نیز زیر سوال ببرند.
311311