رسول سلیمی: در یک هفته‌ای که از آغاز مذاکرات مستقیم میان آمریکا و روسیه در ریاض برای خاتمه دادن به جنگ‌ اوکراین می‌گذرد، این گفت‌وگوها که به‌دور از حضور متحدان اروپایی‌ اوکراین برگزار شد، واکنش‌های متعددی در سطح جهانی ایجاد کرده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، که ابراز کرده بود این بحران را “در کمتر از ۲۴ ساعت” حل خواهد کرد، با طرحی جدید وارد عرصه شده که به زعم او “تمامی کارت‌ها را به روسیه واگذار کرده است.” اکنون پرسش اصلی این است که موقعیت اروپا در این معادله چیست و اوکراین چه عکس‌العملی نشان خواهد داد؟

علت عدم حضور اروپا در مذاکرات ریاض

مذاکرات ریاض، که در تاریخ ۱۹ فوریه با حضور مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا، و سرگئی لاوروف، همتای روسی‌اش، آغاز شد، به طرز بی‌سابقه‌ای اروپا را کنار گذاشت. نیویورک تایمز در تحلیلی که روز بعد منتشر کرد، به این نکته اشاره کرد: “ترامپ با حذف اروپا از این فرآیند، به بروکسل پیام واضحی ارسال کرده است: آمریکا دیگر قصد اجماع با متحدان سنتی خود را ندارد.” این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که در طول سه سال اخیر، اروپا نقشی کلیدی در تامین مالی و نظامی اوکراین ایفا کرده بود.

در همین راستا، گاردین گزارش داد که مقامات بریتانیایی و فرانسوی از این اقدام به شدت “شوک” زده شده و آن را “خیانت به ارزش‌های غربی” توصیف کرده‌اند. همچنین سرگئی لاوروف در مصاحبه‌ای با آر تی اعلام کرد: “اروپایی‌ها جایی در این میز ندارند، زیرا این یک موضوع مرتبط به مسکو و واشنگتن است.” تحلیلگران بر این باورند که رویکرد یک‌جانبه ترامپ ریشه در استراتژی “اول آمریکا” دارد که وی در پی کسب دستاوردهای سریع دیپلماتیک بدون توجه به پیچیدگی‌های ائتلاف ناتو است.

مزایا و هزینه‌های اروپا در جنگ اوکراین

از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، اروپا بیش از ۱۳۲ میلیارد یورو به این کشور کمک کرده است، که این رقم بر اساس گزارش مؤسسه اقتصادی کیل، از کمک‌های ۱۱۴ میلیارد یورویی آمریکا پیشی می‌گیرد. مجله لوموند نیز در تحلیلی به این موضوع اشاره کرده و متذکر شده است: “این کمک‌ها برای اروپا نه تنها یک تعهد اخلاقی، بلکه یک سرمایه‌گذاری استراتژیک به‌منظور جلوگیری از نفوذ روسیه در مرزهای شرقی بوده است.” اما آیا این هزینه‌ها به صورت وام بوده یا خیر؟

طبق داده‌های اتحادیه اروپا، بخش عمده این کمک‌ها به شکل بلاعوض ارائه شده، اما برخی کشورها مانند آلمان و فرانسه وام‌هایی با شرایط بازپرداخت طولانی مدت خواهند داشت. FAZ در ۲۱ فوریه گزارش داد که “آلمان حدود ۲۰ درصد از کمک‌های خود را به شکل وام ارائه داده، اما بازپرداخت آن به ثبات اوکراین پس از درگیری‌ها بستگی دارد.” در حالی که اروپا با بحران‌های اقتصادی داخلی، از قبیل تورم و افزایش هزینه‌های انرژی ناشی از قطع گاز روسیه دست و پنجه نرم می‌کند. ال پائیس در ۱۹ فوریه هشدار داد: “ادامه جنگ ممکن است اقتصاد شکننده اروپا را بیشتر تضعیف کند.”

منافع اروپا در برابر طرح ترامپ

در حالیکه طرح ترامپ، به گزارش وال استریت ژورنال در ۲۱ فوریه، بر توقف درگیری‌ها در خطوط کنونی جبهه، ایجاد یک منطقه غیرنظامی و تعویق عضویت اوکراین در ناتو به مدت ۲۰ سال تمرکز دارد، اروپا به دنبال ایده‌ای دیگری است. بر اساس گزارش گاردین، رهبران اتحادیه اروپا در نشست ۲۴ فوریه در بروکسل بر طرحی تأکید کردند که “بازگشت به مرزهای پیش از ۲۰۱۴” و “عضویت سریع اوکراین در ناتو” را در اولویت قرار می‌دهد.

لوموند به نقل از امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، بیان کرده است: “صلح پایدار بدون تضمین امنیت اوکراین مقدور نیست، و این نیازمند حضور قوی‌تر ناتو می‌باشد.” تفاوت معنادار این دو طرح در نگاه به آینده اوکراین نهفته است: طرح ترامپ به دنبال آتش‌بس فوری با حفظ دستاوردهای سرزمینی روسیه است، در حالی که اروپا خواهان عقب‌نشینی کامل روسیه و احیای حاکمیت اوکراین بر تمام قلمرو خود از جمله کریمه است.

تحلیل پروپوزال صلح ترامپ برای اوکراین؛ زمانی که منافع ملی بر هم‌پیمانی‌های قدیمی غالب می‌شود

آیا اروپا در برابر پروپوزال ترامپ تسلیم خواهد شد؟

اروپا به برنامه ترامپ با احتیاط و تردید خاصی نگاه می‌کند. به گزارش پولیتیکو در تاریخ ۲۲ فوریه، یک مقام ارشد اتحادیه اروپا بیان کرد: “نگرانی ما این است که این برنامه، اوکراین را به سوی بی‌طرفی و ضعف بکشاند و آن را در برابر تهدیدات آینده از جانب روسیه آسیب‌پذیر سازد.” همچنین کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، در بازدید اخیر خود از کی‌یف تصریح کرد: “هر توافقی باید با همکاری اوکراین و اروپا به مرحله اجرا برسد و نه صرفاً از جانب واشنگتن و مسکو.”

تحلیل‌گران بر این باورند که اروپا به منظور حفظ جایگاه خود در مذاکرات آتی، تلاش خواهد کرد با به کارگیری فشارهای دیپلماتیک و نظامی، از خود دفاع کند. نشریه FAZ گزارش داد: “بریتانیا و فرانسه ممکن است پیشنهاد اعزام نیروهای ناظر صلح به اوکراین را برای اطمینان از اجرای توافق مطرح کنند.” اما به دلیل اختلافات عمیق موجود با آمریکا، احتمال بروز شکاف بیشتر در ناتو نیز وجود دارد.

واکنش اوکراین نسبت به پروپوزال ترامپ

کارشناسان سیاسی اشاره می‌کنند که اوکراین به هیچ وجه از پروپوزال ترامپ راضی نیست. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در مصاحبه‌ای با اوکراینسکا پراودا بیان کرد: “ما نمی‌توانیم بخشی از سرزمین خود را به روسیه واگذار کنیم؛ این کار خیانت به مردم ماست.” همچنین کی‌یف پست گزارش داد که این کشور به واسطه عدم حضور در مذاکرات ریاض “به شدت ناامید” است و این را “نادیده گرفتن حاکمیت اوکراین” می‌شمارد.

با این وجود، فشارهای اقتصادی و نظامی ممکن است اوکراین را به پذیرش نوعی آتش‌بس وادار کند. رادیو سووبودا، رسانه اوکراینی، در تاریخ ۱۹ فوریه پیش‌بینی کرده که “اگر حمایت آمریکا کاهش یابد، کی‌یف چاره‌ای جز مذاکره نخواهد داشت، اما تلاش خواهد کرد که شروط مورد نظر خود را به طرح وارد کند.” زلنسکی همچنین پیشنهاد تبادل مناطق اشغالی با نواحی تصرف شده توسط اوکراین در کورسک روسیه را مطرح کرده که خود نشان از انعطاف‌پذیری او دارد.

تحلیل پروپوزال صلح ترامپ برای اوکراین؛ زمانی که منافع ملی بر هم‌پیمانی‌های قدیمی غالب می‌شود

آینده‌ای نامشخص در سایه پروپوزال ترامپ

کارشناسان در حوزه روابط بین‌الملل احساس می‌کنند که پروپوزال دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین، شکاف‌های عمیق‌تری را میان آمریکا، اروپا و اوکراین نمایان کرده است. در حالی که مسکو از این رویکرد به گرمی استقبال کرده و کومرسانت آن را “فرصتی برای تقویت قدرت روسیه” می‌نامد، اروپا و اوکراین نگرانند که این برنامه به قیمت امنیت بلندمدت منطقه تمام شود. اروپا که هزینه‌های سنگینی را به خاطر این جنگ متحمل شده است، به دنبال حفظ نفوذ خود می‌باشد، اما در نبود همکاری آمریکا، گزینه‌های محدودتری در اختیار دارد.

اوکراین هم اگرچه در برابر دادن سرزمین‌ها مقاومت می‌کند، ولی ممکن است تحت تأثیر واقعیت‌های میدانی و کاهش حمایت‌های غربی، مجبور به پذیرش توافقی شود. سوالی که باقی می‌ماند این است: آیا پروپوزال ترامپ می‌تواند منجر به صلحی پایدار شود یا این تنها آرامشی است پیش از بروز طوفانی بزرگ‌تر؟ پاسخ به این سوال در هفته‌ها و ماه‌های آینده مشخص خواهد شد، اما آنچه روشن است اینکه جنگ اوکراین دوباره نشان داد که در عرصه سیاست بین‌الملل، «منافع ملی» غالباً بر «هم‌پیمانی‌های سنتی» سایه می‌افکند.

۳۱۱۲۱۳

اشتراک‌گذاری »