نورا حسینی: وضعیت تهران در سال ۱۴۰۳ به صورت پیچیده و چالشی نمایان شده است. این کلانشهر به مشکلات عدیدهای مبتلا است. هرچند که شهرداری تهران از پیشرفتهایی چون افزایش ناوگان اتوبوسهای برقی و بهسازی زیرساختها صحبت میکند، اما بسیاری از ساکنان احساس میکنند که این فعالیتها نتوانسته است مسائل بنیادی پایتخت را مرتفع سازد.
همزمان، شورای شهر در مسیری نادرست قدم برمیدارد. در این شرایط بسیاری از نشانهها از آینده تهران به شکلی مبهم و نگرانکننده حکایت دارد و ضرورت ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار مدیریتی شهری بیشتر از هر زمان دیگر حس میشود.
مهدی اقراریان، رئیس کمیته نظارت شورای شهر تهران، در رابطه با وضعیت تهران در سال ۱۴۰۳ به واقعیتها اشاره میکند: «من معتقدم تصویری که از تهران در این سال نمایش داده میشود، تصویر جذابی نیست. تهران، پایتختی است که با چالشهای متنوعی روبروست و من ممکن است دیدگاهی متفاوت در نسبت به آن داشته باشم. بخشی از انتقادات علیه من در این سالها به همین دلیل ایجاد شده است، چرا که نظرات من نسبت به سیاستها و اقدامات شهرداری اختلاف دارد. شهرداری ادعا دارد که در سال گذشته، «مردم! بیش از صد دستگاه اتوبوس برقی به ناوگان خود اضافه کردیم، چند صد دستگاه اتوبوس دیگر فراهم کردیم، آسفالت معابر را انجام دادیم، رنگآمیزی کردیم و زبالهها را جمعآوری نمودیم (چه درست، چه غلط، چه کامل یا چه ناقص) و همچنین میلیاردها تومان درآمد کسب کردیم، و بنابراین ما موفق عمل کردهایم!»
شهرداری تهران ناکام است؛ روزهای سختی در پیش است
او ادامه میدهد: اما من باور دارم که شهرداری تهران نتوانسته موفقیتی به دست آورد. این نهاد در مسیر نادرستی حرکت میکند و چنانچه این سیاستها در سالهای آینده ادامه یابد، روزهای سختی برای تهران رقم خواهد خورد. ما اکنون با نوعی بینظمی در سیاستگذاری مواجه هستیم. بسیاری از عناصر و اجزای شهر با هم همخوانی ندارند. یکی از این موارد ناهماهنگی بین شورای شهر و بقیه ساختار شهری تهران است.
اقراریان اضافه میکند: «شورای شهر و کلانشهر تهران باید هماهنگتر عمل کنند. امروز شورای شهر ما به تعداد ۲۱ عضو محدود است، در حالی که در دیگر پایتختها تعداد اعضای شورای شهرها میتواند به ۷۵، ۱۰۰ یا حتی ۱۵۰ نفر برساند. به نظر میرسد قوانین و مقررات کنونی شورای شهر تاریخ مصرفشان گذشته و نیاز به بازنگری دارند. اصلاحاتی هم که از سوی مجلس انجام شده، نتوانسته بسیاری از مشکلات شهرداریها و شوراها را رفع کند.»
تهران به تدریج فرسوده میشود
این عضو شورای شهر تهران بر این باور است که سال گذشته، سالی نامناسب برای کلانشهر تهران، شوراها و همچنین مردم تهرانی بود. او میگوید: «به اعتقاد من، تهران هر روز بیشتر فرسوده میشود. از یک سو، تهران به عنوان نمادی از توجه خاص در بین سایر نقاط کشور مطرح است، در حالی که شهرهایی نظیر اهواز، ایلام، زاهدان و دیگر استانها بمثابه نیازمند توجه شناخته میشوند. امروز سنندج هم به مراقبت و برنامهریزی احتیاج دارد. ای کاش همان مبلغی که به تهران توجه میشود، به مشکلات و چالشهای سایر نقاط کشور هم معطوف میشد.»
میخواهند صدای نجات تهران خاموش بماند
اقراریان اظهار میکند که با وجود این مزایا، وضعیت تهران همچنان بهبود نیافته است و میگوید: «به همین دلیل بود که کمپین «نجات تهران» را پیریزی کردم. اما امروز، جریانهای خاصی که نفعشان به همین اوضاع نابسامان گره خورده، در تلاشند تا صدای نجات تهران به گوش نرسد. این جریان با استفاده از فشارهایی مختلف، سعی بر آن دارد که از جلب توجه شهروندان به این کمپین جلوگیری کند.»
نتایج شورای ششم
قهر عمومی با انتخابات
این عضو شورای شهر تهران تصریح میکند: سال گذشته، از منظرهای مختلفی سال رضایتبخشی برای شهر تهران نبود. یکی از اصلیترین دلایل این وضعیت، شرایط شورای ششم است. امروز ما با شورایی مواجه هستیم که نشاندهنده قهر یک بخش بزرگ از جامعه با انتخابات است که به هیچ وجه اتفاق مثبتی نیست. بهعنوان یک استاد دانشگاه، نگرانی من این است که اگر همچنان همین روند ادامه یابد، شورای هفتم میتواند با مشکلات بیشتری روبهرو شود؛ شورایی که حتی ممکن است تأثیر کمتری نسبت به شورای ششم از خود نشان دهد و تبدیل به نمایشی از مردمسالاری شود یا به یک تراژدی در این حوزه تبدیل گردد.
شورای هفتم باید به تراژدی مردمسالاری تبدیل نشود!
طبق گفته اقراریان، وقتی که از نسبتی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد مشارکت در انتخابات سخن میگوییم، بهواقع با تراژدی برای مردمسالاری مواجه هستیم. این تراژدی به علت سیاستهای نادرست، باعث قهر مردم و شهروندان تهرانی با انتخابات شوراها شده است. بخشی از این مشکل نیز به قوانین و ساختار سیستم انتخاباتی در تهران مرتبط است. من معتقدم که لازم است که انتخابات شوراها به سطح محلات و مناطق انتقال یابد و طیفی گسترده از نمایندگان بتوانند ایدهها و افکار متنوع را بازتاب دهند.
او در ادامه میگوید: باید به سمت یک پارلمان شهری فعال با ارتباطات وسیع حرکت کنیم. به نظر میرسد در حال حاضر، بیشتر از آنکه شوراها بر شهرداری نظارت داشته باشند، این شهرداران هستند که شوراها را تحت کنترل دارند. دلایل متعددی برای این وضعیت وجود دارد. البته اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم، در سال گذشته اقداماتی برای رسیدگی به چالشهای تهران انجام شده است.

تهران بدون شهردار ممکن بود بهتر عمل کند
او با طرح این سؤال که آیا اگر تهران شهردار نداشت، شاهد بسیاری از این رخدادها نمیبودیم، میگوید: به عقیده من، حتی بدون وجود شهردار نیز بسیاری از تحولات ممکن بود به وقوع بپیوندد. همانطور که مشاهده کردیم، در روزهایی که شهردار تهران به مسائل سیاسی مشغول بود، شاید تهران بهتر از زمانی که شهردار داشت، مختصاتش را حفظ میکرد. دلیل این امر نیز میتواند مربوط به حضور آقای دکتر زاکانی در انتخابات باشد. ما در حال حاضر با نسلی از سیاستمداران روبهرو هستیم که در تمامی سطوح از شهرداری تا دولتی و مجلس حضور دارند. به نظر میرسد که این نسل از سیاستمداران درک صحیحی از مسائل اصلی کشور ندارند و تغییرات را به درستی تشخیص نمیدهند. آنها هنوز بر اساس الگوهایی که تاریخ مصرف آنها به پایان رسیده، کشور را اداره میکنند.
رئیس کمیته نظارت شورای شهر تهران تصریح میکند: پیامد این نوع مدیریت این است که گرچه کارهایی انجام میشود، اما در نهایت نتایج آن به رضایت شهروندان منجر نمیگردد. اکنون مردم هنوز ساعتها در ترافیک تهران معطل هستند و هیچ چشمانداز روشنی برای حل این معضل وجود ندارد. در عرصه حملونقل که شاید یکی از مهمترین دستاوردهای شورای ششم بوده، مشاهده میکنیم که رئیس شورا و معاون مربوطه در مورد اضافه شدن هزاران اتوبوس به ناوگان شهری صحبت میکنند. اما آیا ما، به عنوان شهروندان تهران، واقعاً احساس میکنیم که این اقدام مسئله حملونقل را به نحو مناسبی حل کرده است؟
عملکردی نمایشی داریم
اقراریان یادآور میشود: در بسیاری از حوزهها به نظر میرسد که فعالیتها بهصورت نمایشی انجام میگیرند و نه برای حل مشکلات واقعی. ما با اقداماتی مواجهیم که بیشتر از آنکه در راستای حل مشکلات مردم باشند، هدف آنها اثبات عملکرد مسئولان و جلب مناصب بالاتر است؛ گویی هدف اصلی، دسترسی به موقعیتهای جدید و ارتقای سلسلهمراتب مدیریتی است نه رسیدگی به چالشهای اساسی شهر.
او با بیان اینکه در حال حاضر در کشور با حلقهای بسته از مدیران مقابله میکنیم؛ مدیرانی که در موقعیتهای مختلف به جابهجایی مشغولند، اظهار میدارد: اما معیار انتصابات، به نظر من، نباید صرفاً عملکرد گذشته باشد.
و عملکرد افراد به تنهایی تأثیرگذار نیست، بلکه نزدیکی آنها به مراکز قدرت و میزان حمایت این مراکز از آنها نیز اهمیت دارد. او میگوید: “شما از ابتدای این دوره شاهد تلاشهای مختلفی بودید تا شهردار تهران را مجبور به پاسخگویی در برابر شورا کنند. با اینکه من اعتقاد دارم، با وجود تمام زحمتها، تلاشها و حتی سختیهایی که منتقدان آقای دکتر زاکانی متحمل شدند، نهایتاً موفق شدند او را به صحن شورا بیاورند و مجبور به پاسخگویی کنند.”

تصویر دست به سینه زاکانی بیانگر موفقیت ماست
اقراریان اضافه میکند: “امروز تصویری از آقای دکتر زاکانی به اشتراک گذاشته شد که در جلسه شورا دست به سینه ایستاده بود. به نظرمن، این یک دستاورد مهم است. زبان بدن او در صحن شورا نشان میدهد که پذیرای این هست که شورا صرفاً مجری فرمانهای او نیست. در این شورا، نمایندگان مستقل و آزادی حضور دارند که با وجود تمامی توهینها و حملات رسانهای، همچنان بر مواضع خود باقی ماندهاند. متأسفانه، برخی از این هجمهها از سوی رسانههایی به عمل میآید که به منابع عمومی کشور وابستهاند اما مأموریتهای دیگری دارند. امروز، به دلیل بازیهای خانوادگی و منافع خاص، در تلاشند تا تصویری مخدوش از افرادی که به دغدغههای شهروندان اهمیت میدهند، بسازند. همچنین، ما با حملات رسانهای قدرتمندی مواجه هستیم که هدف آنها جلوگیری از شنیده شدن حقایق و تحلیلهای کارشناسانه است.
این عضو شورای شهر تهران در پاسخ به این سوال که چرا این شورا با تمامی زحماتش نتوانسته موفق شود، میگوید: “دلیل این ناکامی این است که آقای دکتر زاکانی جزئی از همان حلقههای سیاسی بسته کشور است؛ حلقههایی با روابط خاص و پیچیده که کوشش میکنند منتقدان را حذف کرده و آنها را در مسیر خود سرکوب کنند. در برخی محافل گفته میشود که این منتقدان فقط «نسیمی هوایی» در عرصه سیاست هستند و به زودی ناپدید خواهند شد، چرا که قواعد قدرت را نمیدانند و به درکهای نادرستی رسیدهاند. اما من میخواهم بگویم که شاید امپراتوری رسانهای آقای دکتر زاکانی با هزینههای بسیار زیاد، بتواند به منتقدان آسیب برساند. اما این رویکرد نه تنها به نفع کشور نیست، بلکه به مصلحت انقلاب اسلامی نیز نخواهد بود.
او تأکید میکند: “خنثی کردن صدای منتقدین، جامعه را به سمت رادیکالیسم و بیتفاوتی بیشتر هدایت میکند. و اگر جامعه به بیتفاوتی برسد، به قول شهید آوینی، اینجا جایی خواهد بود که مرگ آن جامعه رقم خواهد خورد. شهید آوینی جملهای دارد به این معنا که روزمرگی، بزرگترین خطر برای یک جامعه است. وقتی یک شهروند در انتخابات شرکت نمیکند، به معنای این است که در دام روزمرگی گرفتار شده و تصور میکند که رأی و حضورش هیچ تأثیری نخواهد داشت.
این عضو شورای شهر بیان میکند: “من اعتقاد دارم که آقای دکتر زاکانی، تنها نمونهای از هزاران مدیری است که به مدت سالها از صندلی به صندلی دیگر جابهجا میشوند و در این مسیر، با حامیپروری، یک شبکه قدرتمند اطراف خود بنا کردهاند. آنها معادلات قدرت را به خوبی میشناسند و به ما (منتقدان و چهرههای جدید) میگویند که «بیتجربه» هستیم و از سیاست سر در نمیآوریم. اما در نهایت، مردم هستند که حق انتخاب را دارند.
آرزو میکنم شورای هفتم، تکرار شوراهای قبلی نباشد
اقراریان ادامه میدهد: “من معتقدم، سالی در تهران سال خوشایندی خواهد بود که شاهد مشارکت میلیونی در انتخابات باشیم. امیدوارم شورای هفتم نه فقط تکرار شورای ششم نباشد، بلکه حتی تکرار شوراهای گذشته را نیز تجربه نکند. من امیدوارم شورای هفتم، فصل جدیدی در مدیریت شهری باشد؛ شورایی که به جای اینکه تریبون شهرداری باشد، صدای واقعی مطالبات شهروندان را منعکس کند.
او با اشاره به تذکر برخی از اعضا در جلسه علنی میگوید: “امروز ما شاهد این هستیم که برخی تریبونها به جای نمایندگی مردم، عملاً نقش روابط عمومی شهرداری را ایفا میکنند. در حالی که خود شهرداری، یک امپراتوری است که باید به دنبال خدمت به مردم باشد.”
رسانههای عمومی و ارتباطی به طرز قابل توجهی گسترده و تأثیرگذار شدهاند. متأسفانه، بسیاری از نمایندگان به جای دفاع از حقوق شهروندان، به بخشی از ساختار اطلاعرسانی شهرداری تهران تبدیل گردیدهاند. همانطور که پیشتر اشاره نمودم، در تهران، این شهرداری است که بر کمیسیونها تسلط دارد، نه آنها که راهبردهای خود را برای شهرداری به تصویب برسانند. این وضعیت، ناتوانی در سیستم مدیریت شهری را نشان میدهد و عدم اصلاح آن، میتواند منجر به تکرار بحرانها در سالهای آینده شود.

روزهای پاک تهران از شیرینترینها بودند
او به ایام خوش تهران اشاره کرده و میگوید: ایام شیرین شهر تهران، همان روزهایی بودند که بواسطه وزش باد و بارندگیهای مناسب، هوای پایتخت پاک و دلپذیر میشد؛ هر چند این روزها متأسفانه خیلی کم و نادر بودهاند. تهرانیها دائماً به یاد روزهایی هستند که شهر در چنین وضعیت نامناسبی به سر نمیبرد. ضربالمثل معروفی وجود دارد که میگوید: «با یک گل بهار نمیشود، اما یاد و خاطره آن ممکن است با یک گل زنده بماند.» روزهایی که هوای تهران قابل تحمل بود، گلها با وجود آلودگیهای سال ۳۶۵ روز، به وضوح دیده میشدند؛ آنها همان روزهای ناب تهران بودند.
او ادامه داد: یکی دیگر از اتفاقات مهمی که باید به آن توجه شود، این است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران، با توجه به شروع تازه مجلس، باید نسبت به رسالتها و وظایف خود در قبال تهران بیشتر احساس مسئولیت کنند.
تهران در حال از دست دادن هویت خود است
اقراریان با تأکید بر اهمیت موضوع هویت تهران، بیان میکند: تهران امروزه در حال تبدیل شدن به شهری بیهویت است. در این شهر، به وضوح نابرابریهای اجتماعی را در مقیاسهای مختلف میبینیم، که شامل قلههای ثروت و درههای فقر میشود. شاهد تفاوتهای بارز در کیفیت خدمات بین شمال و جنوب پایتخت هستیم و معتقدم سیاستهای شهرداری هیچ کمکی به کاهش این نابرابریها نکرده است. شاید برخی ارقام و آمارها مطرح شوند، اما این موارد ارتباطی به واقعیتها و دشواریهای معیشتی مردم ندارند و در بسیاری از موارد، شهروندان گزینهای برای فرار از مشکلات شهری ندارند.
به نقل از رئیس کمیته نظارت شورای شهر تهران، اولین گام جهت نجات تهران، آغاز فرآیند تمرکززدایی از پایتخت است. در حال حاضر تهران با چالشهایی نظیر بحران آب روبروست و ممکن است در آینده نزدیک با بحران فرونشست زمین مواجه شود؛ یک بحران جدی که میتواند به فاجعهای بزرگ در پایتخت منجر شود. برخی در تلاشند تا ما را از نگرانی در این خصوص بازدارند، اما من به شما میگویم که ما سالهاست نگران وضعیت تهران هستیم و این وظیفه ما بهعنوان قانونگذاران و نمایندگان مردم است که نسبت به وضعیت پایتخت نگران باشیم. این نگرانی موضوعی است که باید به آن توجه گردد. اگر دانشگاههای ما زنده و فعال بودند، این صدا باید از دل دانشجویان و آکادمیها شنیده میشد. صدای نجات تهران میبایست از زبان اساتید و متخصصان شنیده میشد. امروز تهران به خاطر انواع چالشها نیاز به توجه فوری و همهجانبه دارد.
تهران نشاندهنده نابودی عدالت اجتماعی است
او همچنین میافزاید: من با صراحت میگویم که چرا سال گذشته سالی مطلوب برای تهران نبوده است. من بهعنوان معلم و عضوی از شورای شهر تهران، هیچ امیدی به آینده روشن تهران با تصمیمات فعلی که در دولت، مجلس و شهرداری گرفته میشود، ندارم. نه تنها آینده تهران روشن نیست، بلکه نیز بسیار نگرانکننده است. بنابراین، به نظر من سالی که گذشت، برای پایتخت سال خوبی نبوده است. امروز وضعیت تهران راضیکننده نیست و به زودی بهبود نخواهد یافت. ما نمیتوانیم با پروپاگاندای رسانهای و صرف هزینه برای خرید رسانهها تصویری غیرواقعی از آنچه در دل این شهر در حال رخ دادن است به جامعه منتقل نماییم.
اقراریان بر این نکته تأکید میکند: شهروندان تهرانی در ترافیکهای سنگین اکنون در حال فرسایش هستند. نیمی از ساکنان تهرانی که مستاجر هستند، امروز زیر بار سنگین اجاره بها دچار فشار و مشکل شدهاند. یکی از دغدغههای اصلی ما در انقلاب اسلامی، موضوع عدالت اجتماعی بوده که جزء شعارهای مردم به شمار میرفت. امروزه تهران نماینده نقض عدالت اجتماعی است. در حقیقت، تهران نماینده ثروت و نابرابریهای شدید در کشور محسوب میشود. تصاویری که امروزه از تهران به جامعه منتقل میشود، با واقعیتهای زندگی شهروندان همخوانی ندارد.
۲۳۳۲۳۳