از سال ۲۰۱۱ به این سو، تنش‌های ژئوپلیتیکی میان ایران و ترکیه عمدتاً در سوریه بروز کرده است. در این منطقه، آنکارا از مخالفان بشار اسد حمایت می‌کند، در حالی که تهران به پشتیبانی از حکومت اسد پرداخته است. ترکیه با پروژه‌ای به نام محور مقاومت مخالفت می‌کند که شامل گروه‌هایی است که با ایران هم‌راستا بوده و یا تحت حمایت آن قرار دارند و در اقصی نقاط خاورمیانه فعالیت می‌کنند. اظهار نظرهای آنکارا در حمایت از حماس عمدتاً جنبه بی‌محتوایی دارد و هیچ نشانه‌ای از همدلی با حزب‌الله لبنان نیز دیده نمی‌شود. به تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۲۴، پس از حمله موشکی به یک کشتی باری در دریای سرخ، ترکیه ۶ کشتی جنگی را برای مبازره با حوثی‌های یمن اعزام کرد. در حالی که «روند آستانه» در سال ۲۰۱۷ به ابتکار عمل ایران، روسیه و ترکیه به منظور کاهش تنش‌ها در سوریه شکل گرفت، رقابت‌ها و اختلافات میان تهران و مسکو با ترکیه کماکان پابرجا جسته است.
آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، مسؤولیت سقوط رژیم بشار اسد را متوجه آمریکا، اسرائیل و ترکیه دانسته است. این اتفاق، پس از حمله سریع شورشیان سنی در سال ۱۴۰۳، به سرنگونی رژیم حاکم بر سوریه انجامید. رهبر ایران در یک سخنرانی تصریح کرد که «هیچ شکی نیست که آنچه در سوریه افتاد در اتاق‌های فکر آمریکا و اسرائیل برنامه‌ریزی شده است. ما شواهدی داریم. یکی از همسایگان سوریه نیز در این برنامه نقش داشته، ولی طراحان اصلی، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند». وجود تردیدی نیست که «کشور همسایه» مورد نظر رهبر ایران، «ترکیه» به شمار می‌رود. در واقع، تحلیلگران ایرانی به نحو قابل توجهی با این نظر موافق هستند که تحولات جاری در سوریه به مرحله جدیدی از رقابت منطقه‌ای مابین تهران و آنکارا خواهد انجامید.
از طرف دیگر، ترکیه به وضوح نشان داده است که قصد دارد نقشی کلیدی در شکل‌گیری آینده سوریه ایفا کند و بدنبال بهره‌مندی از فرصت‌های بازسازی این کشور می‌باشد. در عین حال، ایران که هزینه‌های اقتصادی‌اش در سوریه در حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار ارزیابی می‌گردد، نمی‌تواند [حداقل در آینده نزدیک] بر دستیابی به سوریه امیدی داشته باشد. به علاوه، از دست رفتن سوریه ایران را از دسترسی به کریدورهای ترانزیتی ضروری محروم می‌سازد. به همین خاطر، ایجاد کریدور ایران-عراق-سوریه یکی از اهداف کلیدی ایران برای تقویت نفوذش در خاورمیانه و دسترسی امن به دریای مدیترانه به شمار می‌رود. اما با فروپاشی رژیم اسد، این کریدور ترانزیتی دیگر وجود نخواهد داشت. در این بین، ترکیه به دنبال محقق ساختن پروژه‌ای ۱۷ میلیارد دلاری با نام «جاده توسعه» است، که از دو مسیر ریلی و زمینی با همکاری عراق تشکیل شده است. این پروژه ترانزیتی می‌تواند به طرز بالقوه‌ای چالش‌هایی برای تلاش‌های ایران به سمت ترانزیت و حمل و نقل در خلیج فارس، عراق و مدیترانه شرقی به وجود آورد.

پیامدها:

ایران نگران از احیای پروژه خط لوله قطر-ترکیه است که انتقال گاز طبیعی قطر را از طریق خط لوله‌ای که از عربستان سعودی، اردن و سوریه عبور می‌کند، به بازار اروپا خواهد رساند. اگرچه این خط لوله با چالش‌های اساسی روبرو است، به ویژه اینکه از مناطق تحت تسلط کردها در شمال سوریه می‌گذرد، جایی که ترکیه هنوز موفق به وضع کنترل کامل بر شبه‌نظامیان کرد وابسته به پ‌ک‌ک نشده است. اگر پروژه خط لوله قطر-ترکیه به مرحله عمل برسد، این خط لوله گاز می‌تواند به عنوان جایگزینی برای صادرات گاز ایران به ترکیه و همچنین صادرات گاز روسیه به اروپا شناخته شود. تردیدی نیست که احیای پروژه خط لوله قطر-ترکیه قدرت چانه‌زنی ترکیه را در قیمت‌گذاری گاز وارداتی از دو رقیب اصلی، یعنی ایران و روسیه، به شدت افزایش می‌دهد.
علاوه بر این، تهران نگران است که پس از سقوط رژیم اسد، ترکیه به قدری جسارت یابد که نفوذ خود را به مناطق قفقاز جنوبی افزایش دهد به ضرر منافع ایران. به ویژه در ایران و ارمنستان این نگرانی به قوت خود باقی است که جمهوری آذربایجان با حمایت ترکیه، به استان سیونیک در جنوب ارمنستان حمله کند تا کریدور زنگه‌زور و مسیر زمینی مستقیم به نخجوان را تأمین سازد. ایران به شدت با کریدور زنگه‌زور مخالف است، چرا که این مسأله می‌تواند به انسداد مرز مشترک با ارمنستان انجامیده و بدون نظارت ارمنستان، کنترل مرزی را برای ایران دشوار سازد. بعید نیست که هرگونه حمله به این کریدور پیامدهای منطقه‌ای عمیقی به همراه داشته باشد و همچنین موازنه قوا در قفقاز جنوبی را به نفع محور باکو-آنکارا تقویت کند. تحقق «کریدور زنگه

پروژه «زور» که جزئی از «کریدور میانی» محسوب می‌شود، در راستای تحقق طرح «جاده توسعه» بین عراق و ترکیه، احتمالاً باعث کاهش مزیت‌های ترانزیتی ایران در این ناحیه خواهد شد. همچنین، پیشرفت در پروژه «خط لوله گاز ترانس خزر» به همراه احیای «خط لوله گاز قطر- ترکیه» به عنوان چالشی جدی محسوب می‌شود که صادرات گاز ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

یکی از نگرانی‌های کلیدی تهران این است که ترکیه ممکن است به ترویج پان‌ ترکیسم پرداخته و موجب افزایش ناآرامی‌های قومی و اختلافات در مناطق آذری و کردی شمال غرب ایران شود. این دغدغه‌ها با راه‌اندازی سرویس فارسی زبان شبکه تلویزیونی دولتی ترکیه (TRT) در دسامبر ۲۰۲۴ بیشتر به چشم می‌آید. تهران به این موضوع اهمیت ویژه‌ای قائل است؛ بخصوص از زمانی که محمد زاهد سباچی، مدیر رسانه تی آر تی در تاریخ ۱۴ اکتبر ۲۰۲۴، اعلام کرد: «قرار است کانال TRT فارسی را در پایان امسال راه‌اندازی کنیم. ما باید ایران را آشفتگی کنیم. ما باید ایران را آشفتگی کنیم!» هرچند که او بعداً برکنار شد، اما این سخنان جنجال‌های زیادی به پا کرد و با واکنش‌های شدیدی در ایران روبرو شد. پیمان جبلی، رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۵ بر اساس این واکنش‌ها، از آغاز فعالیت بخش ترکی شبکه پرس تی‌وی خبر داد.

نتیجه‌گیری: 

پس از سقوط رژیم بشار اسد در سوریه، ایران یکی از متحدان کلیدی خود در خاورمیانه را از دست داد و سیاست‌های منطقه‌ای‌اش با چالش‌های جدی رو به رو شده است. در این میان، ترکیه به موقعیتی برتر دست یافته و اهداف و جاه‌طلبی‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود را به پیش می‌برد که به نوبه خود نگرانی‌هایی را برای ایران ایجاد کرده است. با این حال، به نظر می‌رسد هر دو کشور سعی در حفظ احتیاط دارند و تلاش می‌کنند رقابت‌های خود را در سطح منطقه محدود کنند. این موضوع در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۲۵ به وضوح مشهود بود، زمانی که ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه (میت) به تهران سفر کرد تا با مقامات عالیرتبه امنیتی ایران، از جمله علی اکبر احمدیان، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، دیدار و گفت‌وگو کند. گفت‌وگوها بر موضوعاتی همچون سوریه، جنگ غزه، و همکاری برای مقابله با تهدیداتی چون حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) و داعش متمرکز شده بود. این تحولات نشان می‌دهد که ایران نسبت به تهدیدات امنیتی مرتبط با کردهای سوریه وابسته به پ ک ک هوشیار است، تهدیداتی که می‌تواند پیامدهای خطرناکی در اقلیم کردستان عراق و حتی در مناطق کردنشین ایران به همراه داشته باشد. با این وجود، ترکیه سعی خواهد کرد به حداکثر بهره‌برداری از شرایط پیچیده کنونی ایران در خاورمیانه بپردازد. در عین حال، ترکیه احساس می‌کند که در دوره جدید رقابت‌ها با ایران در موقعیت بهتری قرار دارد. اما هر دو کشور نیز به این نکته اذعان دارند که منافع مشترکی در جلوگیری از تنش‌های بیشتر و محدود کردن دامنه رقابت دارند.

*عضو شورای علمی موسسه ایراس

*این مقاله به‌صورت نخستین بار به زبان انگلیسی در «موسسه آسیای مرکزی و قفقاز» (The Institute of Central Asia and Caucasus) در ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۴ مارس ۲۰۲۵ منتشر شده است.

۳۱۵ ۳۱۵

اشتراک‌گذاری »