زهره نوروزپور: دونالد جی ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، پس از چهار سال تعلیق بار دیگر به کاخ سفید بازگشت. او که در این مدت در تلاش برای تقویت خود بود، اکنون با نیروی بیشتری نسبت به قبل به عنوان فرمانده کل قوای ایالات متحده به فعالیتهای خود ادامه میدهد. او بلافاصله پس از حضور در کاخ سفید و در کمتر از چند دقیقه پس از مراسم تحلیف، شاهد امضای دهها فرمان بود؛ واقعهای که در تاریخ آمریکا بینظیر به شمار میآید! با این شروع طوفانی، سال جدیدی برای ایالات متحده، ما و جهان رقم زده است. هنوز رویاروییهای بزرگ و اقداماتی شگفتانگیز از سوی این رئیسجمهور غیرقابل پیشبینی در پیش است و تنها دنیای شیطان میداند که او چه برنامهای برای جهان در سر دارد. کابوسی که از سرزمینهای اروپا تا آسیا را در برمیگیرد. این موضوع از نگاه ما ایرانیان نیز دور نمانده است. ما تحت فشار تحریمها و فشار حداکثری هستیم و جهت بررسی این وضعیت بر آن شدیم که آیا تنها ترامپ با ایران تعامل منفی دارد؟ یا این رئیسجمهور جنجالی با تمام جهان دچار اختلاف شده است؟ شایسته است که نگاهی به عملکرد او در سال ۱۴۰۳ بیندازیم و دریابیم که در این سال جدید شمسی و میلادی با چه شخصیتی مواجه هستیم؟
پیروزی واقعی در انتخابات
او پس از چهار سال وقفه، اکنون به معنای واقعی کلمه در انتخابات پیروز شده است. این یک واقعه تاریخی و نادر به شمار میرود که حتی موجب تغییر معمول در مرزهای انتخاباتی ایالات متحده شد! به گونهای که در این رخداد بینظیر، تمام ایالتهایی که در ادوار سابق به دموکراتها رای میدادند، در این دوره به دونالد ترامپ رای دادند!
در گزارشی که در مورد انتخابات ریاستجمهوری آمریکا منتشر گردید، آمده است: دونالد ترامپ، نامزد جمهوریخواهان و رئیسجمهور پیشین آمریکا، در انتخابات ریاستجمهوری ۵ نوامبر ۲۰۲۴ (۱۵ آبان ۱۴۰۳) بر رقیب دموکرات خود با ۳۱۲ رای الکترال پیروز شد و توانست به عنوان چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا پس از یک دوره غیرمتوالی دوباره به کاخ سفید بازگردد.
ترامپ که تا اوایل روز چهارشنبه یعنی یک روز پس از برگزاری انتخابات، ۲۷۰ رای الکترال ضروری را از آن خود کرده بود، بعد از چند روز اعلام شد که آرای کل ایالتهای کلیدی از جمله آریزونا و ایالتهای نوسان مانند میشیگان، پنسیلوانیا، جورجیا، کارولینای شمالی، ویسکانسین و نوادا را به دست آورده و با ۳۱۲ رای الکترال بر رقیب دموکرات خود، کامالا هریس، پیروز شده است.
پیروزی ترامپ در این هفت ایالت کلیدی، به منزله شکست سخت دموکراتها در این ایالتهای کلیدی هست.
ترامپ همچنین ۱۵ رای الکترال ایالت میشیگان و جامعه اعراب و مسلمانان را به خود اختصاص داد که به شدت انتقاداتی به سیاستهای دولت جو بایدن در جنگ اسرائیل علیه غزه و حمایت از رژیم اسرائیل داشتند.
هر یک از دو نامزد انتخابات ریاستجمهوری ۵ نوامبر ۲۰۲۴ (۱۵ نوامبر ۱۴۰۳) برای ورود به کاخ سفید میبایست حداقل ۲۷۰ رای الکترال را به دست آورند. در ۴۸ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا، تمام آرای «کالج الکترال» به کاندیدایی تعلق میگیرد که در آن ایالت پیروز شده، حتی اگر اختلاف آرا بسیار اندک باشد.
در این دور از انتخابات، ترامپ بیشتر از حد نصاب تعیین شده، آرای الکترال لازم را کسب کرد.
دوران طلایی
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در روز نخست ریاستجمهوری خود، ۲۶ فرمان اجرایی را امضا کرد و چندی از وعدههای خود را با هدف ارتقاء منافع واشنگتن در نظام جهانی صادر نمود. او در آغاز سخنرانیاش در مراسم تحلیف خود به حاضران اعلام کرد: «دوران طلایی آمریکا از همین لحظه آغاز میگردد».
دورانی طلایی که او در کمپینهای انتخاباتیاش نیز به آن اشاره کرده بود، تنها به صحنه سیاست خارجی محدود نمیشود، بلکه بیشتر بر مسائل داخلی این ایالات وسیع تمرکز دارد. از وضعیت آب و هوایی گرفته تا شرایط مهاجران و مالیات شهروندان و اخراج و پاکسازی کارکنان از نهادهای دولتی و احتمالاً غیردولتی که تحت نفوذ سرمایهداران و مافیای اقتصادی این کشور قرار دارند، موضوعاتی هستند که در میان آمریکاییها بحرانی جدی محسوب میشوند.
“`html
به یک بحران عمیق تبدیل شده است.
رئیسجمهوری که ابتدا به همسایگانش حمله کرد
در عرصه سیاست خارجی، نخستین اقدام دونالد ترامپ در آغاز عصر طلایی که پیش از ورودش به کاخ سفید شروع شده بود، الحاق کانادا، گرینلند و کانال پاناما به ایالات متحده بود. در همین راستا، تعرفه ۲۵ درصدی بر روی کالاهای کانادایی اعمال شد و خروج جاستین ترودو از سمت خود به عنوان یکی از نمودهای جنجالی ورود ترامپ به قدرت محسوب میشود. نخستوزیری که حتی نتوانست تا زمان ورود ترامپ به کاخ سفید صبر کند تا شاید بتواند بر سر مسائل با وی توافق کند و از مقام خود کنارهگیری کرد و سرنوشت سیاسی کشورش را به دست جناحهای راستگرا سپرد. همچنین، پاناما در تلاش بود که با راهبردی مصلحتآمیز، کنترل کانال را تداوم بخشد و به ترامپ نیز در آن راستا رویکردی خاص نشان دهد. حالا گرینلند باقی مانده که این مساله بستگی به واکنش دانمارک دارد، تا جایی که ترامپ حتی به حضور نظامی تهدید کرده است. البته دانمارک نیز در برخی موارد به ترامپ پاسخ مثبت داده است!
ترامپ تنها به دنبال مجازات کاناداییها نبود، به گونهای که به مردم این کشور یادآوری کند شما تنها میتوانید سرود ملی خود را حفظ کنید! او همین رفتار توهینآمیز را نسبت به کشورهای آمریکای جنوبی نیز ادامه داد. هزاران زندانی و مهاجر در بدترین شرایط ممکن به مکزیک و سایر کشورهای آمریکای لاتین اخراج شدند و این روند کماکان ادامه دارد. احتمالاً ساخت دیوار مرزی که در دوره اول ریاست جمهوری او کلید زده شد، در دوره دوم به پایان خواهد رسید و این پروژه بسیار بزرگ به سرانجام خواهد رسید تا به این ترتیب، راه ورود مهاجران غیرقانونی به ایالات متحده برای همیشه مسدود گردد. چالشهای ترامپ و دولتش تنها به موضوع مهاجران محدود نمیشود. این کشور با کوبا و ونزوئلا نیز مسائل ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی دارد. تحریمهای سخت علیه کوبا و نیز مداخله در امور داخلی ونزوئلا به منظور برکناری مادورو، همگی مسائل چالشی هستند که ترامپ با آنها دست و پنجه نرم میکند و اینها به وضوح در قانون عصر طلایی او تجلی پیدا کرده است.

سازمانهای بینالمللی
اما درخصوص دوران طلایی ترامپ برای سازمانهای بینالمللی؛ ایلان ماسک در حال آماده سازی برنامههایی است که ممکن است دولت ایالات متحده از ناتو و سازمان ملل نیز خارج شود! سازمانی که به منظور ایجاد صلح جهانی بعد از جنگ جهانی دوم تأسیس شده تا از بروز بیشتر جنگها جلوگیری کند. با این حال، ترامپ که شعار صلح را سر میدهد، خروج از این نهادها را در دستور کار دارد. بهعلاوه، این کشور از شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز کنارهگیری کرده است. در دولت نخست نیز آمریکا از معاهده آب و هوایی (پیمان پاریس) خارج شد و کماکان همان رویکرد را در زمینه محیط زیست دنبال میکند. این دولت همچنین از سازمان جهانی بهداشت نیز خارج شده است.
در مورد دیگر سازمانها، همچون نفتا که شامل همکاری کشورهای آمریکای جنوبی میشد، ترامپ در دوره اول ریاست خود از این پیمان خارج شد و سیاست مذکور را ادامه میدهد. او همچنین وعده داده که سازمانهای دیگری نظیر بریکس را تحت تأثیر قرار دهد تا این نهاد اثر منفیای بر ارزش دلار در سطح جهانی نگذارد. در عین حال، کشورهای آسیایی همچون هند که روابط مثبتی با آمریکا دارند، با چالشهای بزرگی روبرو شدهاند. در حال حاضر این مسائل نشان نمیدهد که اقدامات ترامپ بر سرنوشت نهاد بریکس چه تأثیری خواهد گذاشت.
*تصویری تاریخی از نشست ترامپ با ناتو در ژوئیه ۲۰۱۸ درباره خروج آمریکا و کاهش بودجه ناتو
اروپایی که قربانی شده است
اما غفلت از این مسائل برای اروپا، به خصوص فراتر از پیمان پاریس و ناتو، اهمیت حیاتی بیشتری دارد و …
“`
نقش اروپا در دوران طلایی ترامپ همچنان به عنوان یک قربانی و سپر انسانی برای ایالات متحده به شمار میآید. این سپر به نظر میرسد که دیگر از پرداخت هزینههای دفاعی آن استقبال نمیکند. در دو جنگ جهانی اخیر، اروپا عملاً به عنوان سپر دفاعی برای آمریکا عمل کرده است. پس از شروع جنگ و قدرت گرفتن شوروی، ناتو به منظور مقابله با کمونیسم شوروی تشکیل شد. در آن زمان، هدف این بود که بلوک غرب با همکاری و اتحاد قوی، از بلوک شرق دفاع کند. حال این اتحاد به یک وضعیت بحرانی رسیده و جنگ اوکراین و پیامدهای آن، Europeans را بیش از همیشه به سمت جنگ سوم نزدیک کرده است. در دولت دوم ترامپ، موقعیت اروپا به شدت بدتر شد و حالا آینده را در مقابل روسیه هستهای و قدرتمند با منابع انرژی مینگرند و برایشان جای سوال است که چه کار باید انجام دهند؟
اخیراً ترامپ در یکی از رسواییهای خود در اتاق بیضی با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، نه تنها بخشی از جامعه اروپا که همچنین برخی از حامیان داخلی ایالات متحده را ناراضی کرد. رفتار ترامپ با زلنسکی که به عنوان مهمان در کاخ سفید حضور داشت، رویدادی بیسابقه در تاریخ آمریکا و جهان به شمار میآید. پیش از این نیز جی دی ونس، معاون ترامپ، در مورد انزواگرایی آمریکا و جهانی زدایی، در اجلاس داووس و کنفرانس امنیتی مونیخ، به اروپاییها فهماند که ایالات متحده به کسی هیچ کمکی نخواهد کرد مگر اینکه چیزی برای آن ارزشمند باشد! ترامپ با تأکید بر اینکه هر کسی پول و سرمایه دارد، میتواند به آمریکا بیاید، در واقع، سیاستهای خود را در قبال اروپاییها در راستای دریافت هزینهها و بهرهوری بیشتر طراحی کرده است. از برقراری تعرفههای سنگین گرفته تا محدودیت در واردات آلومینیوم و فولاد، حالا کشورهای اروپایی متحیر و سردرگم هستند که با این رئیسجمهور قدرتمند چه کنند، در حالی که به نظر نمیرسد خواهان پذیرش این واقعیت باشند که رویای آمریکایی برای آنها به سر آمده و اگر جنگی شکل بگیرد، از جنگ دوم حتی تنهاتر خواهند بود.
در پاسخ به اقدامات ترامپ، اروپا نیز تصمیم به برگزاری نشست امنیتی در ناتو برای دفاع مؤثر و بازدارندگی هستهای گرفت. روزنامه نیویورک تایمز در ۲۶ اسفند ۱۴۰۳ گزارش داد که اروپا در حال توسعه تسلیحات هستهای است، در حالی که ترامپ با اشاره به احتمال وقوع جنگ سوم، در حال صحبت کردن است.

روسیهای که پیروزی را احساس میکند
با این تحولات ناگوار در کاخ سفید، روسیه بلافاصله احساس پیروزی کرده است. ترامپ به طور علنی در دفاع از روسها موضع گیری کرده و اعلام کرده است که روسیه خواهان پایان جنگ است و من، فردی صلح طلب هستم که قرار است صلح را در سطح جهانی برقرار کنم.
اما این ماجرای موفقیت برای روسیه محدود به همین است. ترامپ با نزدیکی به پوتین به دنبال تحقق نقشههایی برای تضعیف چین است. او امتیازاتی به روسیه میدهد مانند واگذاری بخشی از اراضی اوکراین و انتقادات از ناتو و جلوگیری از عضویت اوکراین در ناتو، تمامی اینها به خاطر خوشایند روسها نیست، بلکه او در تلاش است تا فاصله بین دو کشور چین و روسیه را ایجاد کند. این فاصله یکی از اهدافی است که ترامپ در حال حرکت به سوی آن است. در عوض پوتین نیز وعدههایی به ترامپ داده و اعلام کرده است که بخشی از منابع معدنی در اراضی تحت تصرف روسیه از اوکراین را برای بهرهبرداری در اختیار آمریکا قرار خواهد داد. روسیه اکنون به عنوان ابزاری برای نفوذ آمریکا به چین و به حساب میآید.
این مذاکرات از سوی واشنگتن با مسکو همچنان ادامه دارد و ترامپ به وضوح میگوید که جنگ به پایان خواهد رسید.

آفریقا
ترامپ همچنین به سراغ آفریقای جنوبی رفته و از آنها خواسته است که منابع معدنی خود را به آمریکا واگذار کنند. africا جنوبی
او این را به رسمیت نشناخت. در حالی که بعد از حضور ترامپ در کاخ سفید، کشور کنگو با چالشهای ناامنی و شورشهایی مواجه شده و در این درگیریها، جان بسیاری از افراد گرفته شده است. همه این رویدادها به دلایل اقتصادی مرتبط با معادنی است که ترامپ روی آنها متمرکز شده است. با این حال، تعدادی از تحلیلگران اذعان دارند که موضوع آفریقا بین رؤسای جمهور ترامپ و پوتین مطرح شده و به نظر میرسد این دو قصد دارند این قاره وسیع را میان خود تقسیم کنند. این در شرایطی است که فرانسه به شدت توانسته است نفوذ تاریخی خود را در این ناحیه کاهش دهد.

آسیای میانه و قفقاز
ترامپ همچنین به دنبال دستاندازی به معادن گرجستان است. در حال حاضر او از سایر کشورهای قفقاز حمایتی به عمل نمیآورد اما با رویکردی هوشمند به دنبال نفوذ به این منطقه آسیایی برای دسترسی به منابع تازه کشف شده در این کشورهای محصور در خشکی است. از سویی دیگر، این منطقه میتواند به عنوان کانونی برای گسترش نفوذ بیشتر به سمت چین و در صورت نیاز به روسیه محسوب شود.
چین، ژاپن، کره شمالی و جنوبی
سیاست خارجی ترامپ در این منطقه، در قدم اول بعد از ورودش به کاخ سفید تأثیرگذار بود و ماجرای استیضاح رئیسجمهور کره جنوبی و هرج و مرجهای داخلی را به دنبال داشت. آنها به نوعی طرفداران گلوبالیستها بودند که خواهان روابط حسنه با کشورهای آسیایی و چین بودند؛ موضوعی که ترامپ به شدت با آن مخالف بود. در جایگزینی، تیم تحسینشده ترامپ قدرت را در این کشور به دست گرفت. کره شمالی، که به مثابه حیاط خلوت چین عمل میکند، نیز برای ترامپ اهمیت دارد و او با ارسال پیامهای خوشایند به کیم جونگ اون، رهبر این کشور، در پی برقراری مذاکره است، همانگونه که اطلاعات نشان میدهد در دوران اول ریاستجمهوری خود اولین رئیس جمهوری بود که پا به کره شمالی گذاشت. اکنون نیز ترامپ یک بار دیگر همان سیاست را در رابطه با کره شمالی دنبال میکند. او با ایجاد فتنه در کره جنوبی، مثلث استراتژیکی در آسیا ایجاد کرد که ضلعهای آن را چین، (احتمالاً روسیه دور از دسترس)، کره شمالی، و از سمت مقابل کره جنوبی، ژاپن، و تایوان تشکیل میدهند. همچنین او در کنار هند و دیگر کشورهای آسیای شرقی که از منظر اقتصادی و ژئوپلتیک اهمیت فراوانی برای آمریکا دارند، قرار میگیرد. از کشورهای مهم این منطقه میتوان به میانمار، سنگاپور، تبت، هند، تایوان و مالزی اشاره کرد. حتی منطقه سینکیانگ در بخش جنوبی چین، چون از طریق آسیای میانه میتواند به ناامنیهای ناشی از وجود مسلمانان ایغور افراطی دامن بزند، از نظر ترامپ از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین ترتیب، وضعیت اوکراین نگرانیهایی برای تایوانیها ایجاد کرده است که اگر جنگی با چین رخ دهد، آیا وضع این کشور نیز مانند اوکراین خواهد شد و آمریکا آنها را تنها میگذارد؟
اما پرونده تایوان معما متفاوتی دارد، چراکه تمامی تنشهای ترامپ با دنیا بر سر این اژدهای خفته زرد است که در صورت بیدار شدن، روزهای سختی به همراه خواهد داشت.

ایران
موضوعی که به شدت از حساسیت بالایی برخوردار است و اولین ملاقات رئیسجمهور ترامپ در اتاق بیضی حول همین محور گذشت: ایران، ایران و ایران… ترامپ پیش از دیدارش با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، یادداشتی تحت عنوان فشار حداکثری علیه ایران امضا کرد که هدف آن ایجاد شرایطی بود که ایران دیگر قادر به فروش نفت خود نباشد. در ادامه بعد از دیدار با نتانیاهو، ترامپ اعلام کرد: «نتانیاهو مجاز است که هر اقدام لازم را انجام دهد، اما ما خواهان مذاکره با ایران هستیم و من تمایل دارم با پزشکیان، رئیسجمهور ایران گفتگو کنم. فشار حداکثری هدف من نیست، اما برای دستیابی به این هدف ناچارم تا زمانی که آنها سلاح هستهای را کنار نگذارند و با ما به مذاکره نپردازند».
این در حالی بود که قبل از ملاقات با نتانیاهو، ترامپ حکمی امضا کرد که بر اساس آن، حفاظت شخصی مایک پمپئو، برایان هوک و جان بولتون، افرادی که در ترور سردار سلیمانی نقش داشتند، لغو گردید و به این نکته اشاره کرد که این افراد بودجه دولتی را برای تأمین امنیت خود صرف میکردند و از این پس هیچ محافظی نخواهند داشت. برخی از جمهوریخواهان آمریکایی در سنای این کشور به این اقدام ترامپ اعتراض کردند.
تعبیرهایی مبنی بر اینکه ترامپ به ایران چراغ سبز برای انتقام از خون سردار سلیمانی داده است، به گوش میرسد.
در عین حال، یکی از خبرهای جنجالی، ارسال نامه به مقام معظم رهبری ایران بود. ترامپ در گفتگویی با پادکست شبکه خبری فاکس نیوز، مجدداً ادعای ایران دربارهی تمایل به دستیابی به سلاح هستهای را مطرح کرد و گفت: «ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. گزینههای دیگری (پرهیز از مذاکره) نیز موجود است.»
او در ادامه افزود: «موضوع بعدی که مطرح خواهید کرد، ایران است. آیندهای جذاب برای این کشور پیش رو است، اما در حال حاضر نمیتوانم جزئیات بیشتری بگویم. ما در مراحل پایانی با ایران هستیم. این دوران جالبی خواهد بود و باید دید چه پیش خواهد آمد. اما هرگز نباید به ایران اجازه دهیم به سلاح هستهای دست یابد. عقیده دارم که میتوانستم تنها یک ماه پس از انتخابات به توافق برسم. آنها به شدت آمادهی توافق بودند، اما پس از ورود بایدن، ایران به او به چشم یک فرد ناتوان نگاه کرد و گفتند: ‘بیایید توافق نکنیم.’ این دیدگاه چندان غلط نبود. بایدن تحریمها را کاهش داد و ایران از وضعیتی بدون منابع به ۳۰۰ میلیارد دلار رسید. ما در وضعیت حساسی با ایران هستیم و احتمال وقوع رویدادهای مهمی بسیار بالا است. من توافق صلح را به سایر گزینهها ترجیح میدهم. صحبتهای من نه از موضع قدرت، بلکه از یک جایگاه واقعگرایانه است.
پس از اعلام ترامپ دربارهی ارسال نامه، رهبر انقلاب در دیدار با مسئولین نظام بیان کردند: «اصرار برخی کشورها بر مذاکره به معنای حل مسائل نیست، بلکه نشانهای از تمایل آنها برای تحمیل خواستههای خود است. جمهوری اسلامی ایران قطعاً این خواستهها را نخواهد پذیرفت.»
در تاریخ ۲۲ اسفند، انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک حاکم امارات، نامه ترامپ را به ایران آورد و عراقچی تأیید کرد که این نامه را از او دریافت کرده است. قرقاش در تهران به عراقچی گفت: «ما برای انتقال پیام اینجا هستیم و قصد داریم گفتوگوها را تسهیل نماییم.» و عراقچی پاسخ داد: «ما همواره برای مذاکره برابر آمادگی داریم، اما نه تحت فشار!» و دوباره قرقاش اعلام کرد: «نقش ما فقط انتقال پیام است و تصمیمگیری با تهران میباشد.»
پس از سفر قرقاش به تهران، در تاریخ ۲۶ اسفند، ترامپ در تروث سوشال به تهدید نظامی ایران پرداخت و اعلام کرد که فرمان حمله به یمن را صادر کرده است.
او در شبکه اجتماعی خود نوشت: «بیش از یک سال از زمانی که یک کشتی تجاری با پرچم ایالات متحده بیخطر از طریق کانال سوئز، دریای سرخ یا خلیج عدن عبور کند، میگذرد. آخرین کشتی جنگی آمریکایی که از دریای سرخ گذشت، چهار ماه پیش بود و چندین بار هدف حملات حوثیها قرار گرفت. این حوثیها که با پشتیبانی مالی ایران عمل میکنند، به سمت هواپیماهای آمریکایی موشک پرتاب کرده و نیروهای ما و متحدانمان را مورد حمله قرار دادهاند.»
رئیسجمهور آمریکا همچنین گفت: «به تمامی تروریستهای حوثی هشدار میدهم، زمان شما به پایان رسیده است و از امروز حملات شما باید متوقف شود. در غیر این صورت، عواقبی به مراتب سختتر از آنچه تا به حال دیدهاید، به سراغتان خواهد آمد!»
او همچنین به صورت تهدیدآمیز علیه ایران گفت: «به ایران: باید از حمایت از تروریستهای حوثی فوراً دست بکشید! مردم آمریکا، رئیسجمهور شما مأموریتی یکی از بزرگترین مأموریتهای تاریخ ریاست جمهوری را دریافت کردهاست، بنابراین خطوط کشتیرانی جهانی را تهدید نکنید. اگر چنین کنید، آماده باشید که آمریکا شما را مسئول خواهد دانست و ما در این زمینه سهلانگاری نخواهیم کرد!»
عراقچی نیز در واکنش به این اظهارات در شبکه ایکس نوشت: دولت ایالات متحده هیچ اختیاری برای دیکته کردن به سیاست خارجی ایران ندارد و این دوران به سال ۱۳۵۷ تعلق دارد.

غزه و حاکمان عرب منطقه
ترامپ در ملاقات با نخستوزیر اسرائیل، نظری جنجالی در مورد وضعیت غزه مطرح کرد که بار دیگر سبب تعجب جهانیان شد. او به کوچ مردم غزه از دیار خود اشاره کرد و گفت:
این نقطه برای مردم غزه کارایی ندارد؛ این حوزه باید به یک ریورای جدید در خاورمیانه تبدیل شود و در آن جا باید سازههای بلندمرتبه و مراکز تفریحی بینظیری به وجود آید. این منطقه لازم است به یک مکان تجاری و تفریحی ارتقا یابد. او در ادامه صحبتهاش از کشورهای اردن، مصر و عربستان درخواست کرد که پذیرای مردم غزه باشند و حتی مناظر هزینه آنها را تقبل کنند. او تأکید کرد که سران خاورمیانه سرمایه فراوانی در اختیار دارند و میتوانند این هزینه را پرداخت نمایند! با این حال، کشورهای عربی به این تقاضا پاسخ منفی دادند و ترامپ نیز به نوعی عقبنشینی کرد؛ اما این موضوع همچنان در دوران بحث و جدل میان کشورهای عربی و ترامپ ادامه دارد.
از سوی دیگر، ترامپ عربستان را به پذیرش پناهندگان غزه مجبور نمود که این اقدام با واکنشهای تند و منفی مقامات سعودی مواجه شد. همچنین ترامپ به بن سلمان، ولیعهد عربستان، باج بزرگی پرداخت و آن هم انتخاب ریاض به عنوان میزبان مذاکرات صلح اوکراین بین روسیه و آمریکا بود! در حالی که گفته میشود ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، انتظار داشت که این جلسه در هند برگزار شود، اما با فشار ترامپ، این نشست به میزبانی ریاض انجام میشود. به این ترتیب، ترامپ با ارائه امتیاز میانجیگری در مذاکرات به سعودیها، دو هدف را دنبال کرده است؛ یکی اینکه بن سلمان باید موافقت سعودیها را برای پیمان ابراهیم با اسرائیل جلب نماید و دیگری، پذیرش مردم غزه و اجرای طرح ریورای خاورمیانه است. ضمن اینکه ترامپ پیشتر وعده سرمایهگذاری 600 میلیارد دلاری از طرف بن سلمان در آمریکا را نیز دریافت کرده بود. اکنون با این اقدام، ترامپ نه تنها یک نقش کلیدی به بن سلمان واگذار کرده، بلکه آرزوی دیرینه این کشور برای حاکمیت قوی بر منطقه را محقق ساخته و کشورهای عربی نیز نگاه متفاوتی به عربستان خواهند داشت.

اثرگذاری ترامپ بر منطقه تنها به این موارد محدود نمیشود. او با صدور فرمان آتشبس در غزه، وضعیت سوریه را نیز به سرانجام رساند. بشار اسد پس از گذشت 13 سال از انقلابهای عربی، سرانجام از قدرت کنارهگیری کرد و به روسیه پناه برد و به تدریج سوریه در اختیار ترکیه قرار گرفت. در این میان، ترامپ نیز از حمایت متحدان خود، به ویژه کردها، دست برداشت و به آنها اجازه تسلیم را داد. کردها با انتشار بیانیهای از عبدالله اوجالان، رهبر زندانی خود در ترکیه، سلاحهای خود را زمین گذاشتند.
این در حالی است که بخش جنوبی سوریه و جنوب لبنان تحت اشغال اسرائیل باقی مانده و ترامپ در این مورد اقدامی برای جلوگیری از این اشغال انجام نداده است. حتی تسلیحات سنگینی مانند بمبهای هزارتنی را نیز به اسرائیل ارسال خواهد نمود تا امنیت بیشتری برای این رژیم به ارمغان بیاورد. با این حال، این رئیسجمهور با اقداماتی که از خود نشان میدهد، پیامش این است که در پی برقراری صلح است؛ صلحی که به تدریج در حال تبدیل شدن به جنگ سوم جهانی است، زیرا او در حال تغییر نظم جهانی به صورتی خودخواهانه و قلدرمابانه است، تغییراتی که جهان هرگز به خود ندیده و برای آن آماده نیست.
مجله اکونومیست که معمولاً در پیشبینیهای سیاسی خود دقیق است، در مورد اقدامات اخیر ترامپ، با انتشار یک گیف کوتاه که رئیسجمهور آمریکا را در حال عبور از میان رهبران جهانی به تصویر میکشد، نوشت: دونالد ترامپ به شدت در تلاش است تا تمام ارکان نظم جهانی بعد از سال 1945 را ویران سازد. او متوجه نیست که چنین پایانی برای آمریکا ضرر خواهد داشت.
این نشریه همچنین افزود: جدایی و گسست از نظم جهانی پس از سال 1945 (پایان جنگ جهانی دوم) به شدت در حال شدت گرفتن است. در سازمان ملل، ایالات متحده به جای حمایت از اوکراین و اروپا، به سمت روسیه و کره شمالی متمایل شده است. صدراعظم احتمالی جدید آلمان، فردریک مرتس، هشدار داده است که ممکن است ناتو تا ماه ژوئن از بین برود. جهانی که زور در آن حرف اول را میزند و قدرتهای بزرگ توافق میکنند تا کشورهای کوچکتر را سرکوب کنند، به سرعت در حال نزدیک شدن است. به ادعای تیم ترامپ، رویکرد آنها میتواند صلح را به ارمغان بیاورد، اما در واقع این وضعیت جهان را خطرناکتر و آمریکا را ضعیفتر و فقیرتر خواهد کرد.

۳۱۵ ۳۱۵