در روز یازده سپتامبر ۲۰۰۱، دنیا در کمال حیرت شاهد حملاتی از سوی اعضای گروه القاعده در سرزمین های آمریکا بود. این حملات به سرعت بهانه ای برای آغاز جنگ های ایالات متحده در خاورمیانه را فراهم کرد. عاملان این حملات، عمدتاً سعودی بودند و به نوعی گرایشات سلفی و اخوانی داشتند که با اقدامات خود به معرفی ایده خاورمیانه جدید تحت رهبری جورج بوش کمک کردند.
این طرح قرار بود در راستای تداوم نظام لیبرال دموکراسی، خاورمیانه را به سمتی جدید و به صورت عمده با محوریت اسرائیل، به سمت نوگرایی آمریکایی هدایت کند. طراحان این پروژه اقداماتی برای تحقق نقشه های خود انجام دادند، اما رویدادهای بهار عربی در سال ۲۰۱۰، روند تحولاتی که در خاورمیانه رخ میداد را بهطرز قابل توجهی تغییر داد و موجی از بیداری مردمی به وجود آمد که در نهایت در سوریه باقی ماند. حضور قدرتهای منطقهای در این مناقشه طولانی مدت موجب توقف این طرح شد و روندی فرسایشی به آن بخشید.
دولت نخست دونالد ترامپ با اجرای طرح ابراهیم به دنبال احیای خاورمیانه جدید بود، اما عدم پذیرش دولت مستقل فلسطینی از سوی اسرائیل و شرایط ناگوار سعودی و همچنین فعالیتهای منطقهای ایران مانع از پیشرفت این طرح شد.
با این حال، در روز هفتم اکتبر ۲۰۲۳، رویدادی مشابه با یازده سپتامبر به وقوع پیوست و شرایطی را فراهم کرد که بسیاری از موانع تحقق خاورمیانه بزرگ از میان برداشته شد. رژیم صهیونیستی از حملات گروه حماس که به نوعی دارای گرایشات اخوانی بودند، به عنوان ابزاری بهره برد و بخش عمده ای از مقاومت در برابر طرح یکپارچهسازی خاورمیانه را در فلسطین و لبنان نابود کرد. در ادامه، دولت ترکیه از طریق افراطیون اخوانی توانست دولت بشار اسد در سوریه را به چالش بکشد، هر چند خود در دام طرحی گرفتار شد که به دنبال تحقق خاورمیانه یکدست بود.
در واقع، هفتم اکتبر مانند یازده سپتامبر، ایده خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه یکدست آمریکایی را دوباره زنده کرد. در حال حاضر خاورمیانه به دلیل اقدامات شدید اسرائیل که همگی با حمایت ایالات متحده صورت میگیرد، در حال ورود به دورهای جدید است که افق آن مشخص نیست.
آیا به راستی طرح خاورمیانه جدید به حقیقت میپیوندد؟
۳۱۱۳۱۱