به نقل از خبرگزاری صحت، ریچارد کارول در وبسایت مدرن دیپلماسی اظهار کرده است:
در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۵، دونالد ترامپ به طور غیرمنتظرهای دکترین سیاسی خود را در یک پخش زنده جهانی روشن ساخت. او در یک موقعیت که به نمایگیری میگذشت، به انتقاد از ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین پرداخت و اظهار داشت که اوکراین بدون کمکهای ایالات متحده قادر به بقا نخواهد بود و رقم کمکهای اعطا شده به اوکراین را ۳۵۰ میلیارد دلار ذکر کرد.
این در حالی است که ایالات متحده تنها ۱۷۴ میلیارد دلار را به اوکراین کمک کرده که از این میزان، ۳۰ میلیارد دلار آن به کشورهای دیگر اختصاص یافته است. این بحث آنقدر شدت گرفت که در نهایت زلنسکی توسط مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، از جلسه اخراج گردید. دکترین ترامپ که بیان میکند ایالات متحده دیگر به عنوان حامی اصلی اروپا و ناتو باقی نخواهد ماند، به طور ناخواسته توسط رئیسجمهور ایالات متحده طی یک گفتگوی داغ با زلنسکی روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۵ شکل گرفت.
دکترین ترامپ را میتوان به شکل زیر خلاصه کرد:
-
ایالات متحده دیگر نقش مدافع اصلی اروپا و ناتو را ایفا نخواهد کرد.
-
اگر دیگر کشورهای ناتو هزینههای دفاعی خود را افزایش ندهند، ممکن است ایالات متحده در ارائه کمک به آنها تعلل کند.
-
در صورتی که ایالات متحده مجبور به تأمین بخش عمدهای از دفاع شود، کشور دریافتکننده این کمک باید هزینه آن را به ایالات متحده پرداخت کند.
-
ایالات متحده آماده حمایت از کشورهای مورد تهدید یا حمله است، اما انتظار دارد که هزینه خدمات خود را دریافت کند. این دکترین جدید یادآور سیاستی است که در دوران باستان توسط آتن به نام لیگ دلوس اجرا میشد.
اتحادیه دلوس در سال ۴۷۸ قبل از میلاد در آتن تشکیل شد. هدف این اتحادیه سازماندهی دفاع از شهرکهای یونانی در برابر تهدیدات هخامنشی بود. خزانه اتحادیه در معبد آپولو قرار داشت و آتن تعیین میکرد که هزینهها به چه شکل و کجا خرج شود. پس از شکست دریایی این اتحادیه در سال ۴۵۴ قبل از میلاد، آتن خزانه را از دلوس به آتن منتقل کرد. با حل اختلافات با اسپارت در سال ۴۴۸ قبل از میلاد، اتحادیه دلوس به پایگاه امپراتوری آتن تبدیل شد، زمانی که آتن از خزانه لیگ دلوس برای تقویت نیروی دریایی و ارتش خود بهره میبرد. درست همانطور که آتن از متحدانش در اتحادیه دلوس درخواست کمک مالی میکرد، دکترین ترامپ نیز انتظار دارد کشورهای دریافتکننده حمایت دفاعی هزینه آن را برای ایالات متحده پرداخت کنند. به همین ترتیب، ترکیه با توجه به موقعیت استراتژیک و تاریخچه روابطش با اروپا میتواند از این تغییر در سیاست ایالات متحده بهرهبرداری کند.
یکی از اصلیترین ذینفعان دکترین ترامپ، ترکیه خواهد بود.
با اینکه دکترین ترامپ از کشورهای اروپایی میخواهد که هزینههای دفاعی خود را افزایش دهند، اما اروپا در حال حاضر در حال همکاری نزدیک با ترکیه برای بهبود هماهنگی نیروهای نظامی خود است. در این میان، حضور ترکیه در ناتو برای کشورهای عضو ناتو در اروپا با توجه به تصمیم ایالات متحده برای کاهش نقش اصلی دفاعیاش اهمیت بیشتری پیدا میکند و این تغییر ناگهانی، فرصتهای جدیدی را برای ترکیه به ارمغان میآورد که پیشتر در دسترس نبودند.
ترکیه در حال صعود
ترکیه مدرن در سال ۱۹۲۳ تأسیس شد و از آن زمان به کلیت مسیر غربی را در پیش گرفته و سیاستهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را بر اساس خطوط مدرن و غربی شکل داده است. سیاستمداران ترکیه امیدوار بودند که پروسه غربیسازی این کشور منجر به جذب سرمایهگذاری بیشتر و گسترش روابط فرهنگی و سیاسی با کشورهای اروپایی شود. درخواست ترکیه برای پیوستن به “جامعه اقتصادی اروپا” (EC) در سال ۱۹۵۹، هم آرزوهای ترکیه و هم تمایل آن برای محدود کردن نفوذ یونان در این راستا نمایان کرد.
نهادی را به تصویر میکشید.
تحولات در گفتگوهای ترکیه و اروپا به طور نوسانی پیش رفته است و از سال ۲۰۲۳، ترکیه به اتحادیه اروپا نپیوسته است. اتحادیه اروپا در طی سالهای متمادی در ارائه عضویت به این کشور با کندی عمل کرده است، ولی اگر آنکارا در نهایت خسته شده و علاقه خود را از دست بدهد، این اتحادیه بیشک خسارت بزرگی را متحمل خواهد شد.
افزایش قدرت ترکیه یک واقعیت تازه در تغییر تعادل قدرت در دریای اژه و منطقه غرب آسیا به حساب میآید. این کشور در زمینه تولید غذا به خودکفایی دست یافته و دارای جامعهای با ۸۵ میلیون نفر جمعیت است که از سطح بالای تحصیلات برخوردار اند. موقعیت جغرافیایی ترکیه بهعنوان پلی بین آسیا و اروپا شناخته میشود. هر مرد ترک ملزم به خدمت در نیروهای مسلح این کشور است. ترکیه با ارتشی دائم که شامل بیش از ۸۹۰ هزار سرباز میشود، از لحاظ نظامی به عنوان پانزدهمین قدرت جهانی شناخته شده است. برآوردها نشان میدهد که تعداد نیروهای نظامی ترکیه از یک میلیون نفر نیز فراتر میرود و شامل ارتش منظم، شبهنظامیان و نیروهای دریایی میباشد. همچنین، ترکیه نهمین نیروی هوایی بزرگ دنیا را دارد.
ترکیه سرزمین آناتولی را که نقطه تلاقی اروپا و آسیاست، در اختیار دارد. این سرزمین به عنوان آسیای کوچک نیز شناخته میشود. موقعیت ژئواستراتژیک این کشور از اهمیت بالایی برخوردار است و میتوان گفت که مانند پل ارتباطی بین آسیا و اروپا عمل میکند. با عضویت ترکیه در ناتو، اتحادیه اروپا دانشگاه دارد که دیگر نگران مرزهای جنوبی خود نباشد. اما با تغییرات در تعادل جهانی، اتحادیه اروپا نمیتواند نسبت به ادامه حفاظت ترکیه از مرزهای جنوبی خود اطمینان داشته باشد. با کند کردن روند پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا، آنها خطر از دست دادن یک شریک استراتژیک را به وجود میآورند و ممکن است در آینده با تهدیدات جدیدی از سمت ترکیه در مرزهای جنوبی روبرو شوند. به نظر میرسد که اروپا متوجه اهمیت ترکیه برای حیات امنیتی خود شده است. با پذیرش حاکمیت ترکیه توسط پ.ک.ک در مناطق کردی و رسیدن به توافق سیاسی با کردها، آنکارا این امکان را خواهد داشت که نیروهای نظامی خود را از مناطق کردی خارج نموده و به نقاط دیگر منتقل کند.
با در نظر گرفتن اظهارات دولت ترامپ در زمینه کاهش فعالیتهای دفاعی خود در اروپا، اتحادیه اروپا به همکاری با ناتو نیاز دارد تا بتواند به نیازهای امنیتی خود پاسخ دهد. این اتحادیه باید روابط خود را با ترکیه تقویت کرده و از ورود آن به اتحادیه اروپا حمایت کند.
درباره نویسنده: ریچارد کارول یک اقتصاددان و سرباز بازنشسته است که در ارتش ایالات متحده خدمت کرده است.
*مترجم: مهسا مژدهی
311312