زهرا اکرمی: اخیراً خبرهایی در مورد تعرض یک معلم به دانشآموزان در مدرسهای واقع در شهر ری منتشر شده است. بر اساس اعلام اداره آموزش و پرورش، این حادثه در اسفندماه ۱۴۰۳ به وقوع پیوسته و پس از واکنش برخی از والدین، معلم متخلف به حالت تعلیق درآمد. همچنین این فرد توسط دادستانی شهر ری احضار شده است تا روند رسیدگی به این پرونده از طریق نظام قضایی ادامه یابد.
این موضوع دوباره نشاندهنده اهمیت آموزش جنسی در خانوادهها و محیطهای آموزشی است. آموزشی که میتواند به حفاظت کودکان و نوجوانان از خطرات مرتبط با آزار جنسی بسیار مؤثر واقع شود.
آسیه اناری در مصاحبهاش با خبر آنلاین در زمینه نیازهای آموزش جنسی به کودکان تأکید دارد که والدین باید از زمانی که میخواهند کودک را تنها بگذارند و کودک به مکانهای بدون والدین میرود، مطالب جنسی را به او آموزش دهند. او میگوید: به عبارتی، زمانی که کودک قادر به سخن گفتن میشود، باید شروع به آموزش مفهوم نقاط حساس و خصوصی بدن کند. وقتی درباره نقاط خصوصی صحبت کنید به نوعی مقدمهای برای تربیت جنسی فراهم مینمایید. نقاط خصوصی و حساس مکانهایی هستند که هیچ کس حق دستزدن به آنها را نخواهد داشت مگر با حضور پدر و مادر. این اولین قدم در فرآیند آموزش جنسی به کودکان است.
او ادامه میدهد: نکته فقط به صحبت کردن درباره حریم خصوصی و نواحی حساس بدن محدود نمیشود. در واقع، ما با یک فرهنگ دوگانه مواجه هستیم که در آن بحث درباره مسائل جنسی بسیار دشوار است و خانوادهها نمیدانند چگونه این موضوعات را به فرزندان خود آموزش دهند و از چه واژههایی استفاده نمایند. اما لازم است در این زمینه شفافسازی و آموزش بهتری صورت گیرد و نگرش فرهنگی نسبت به مسائل جنسی تغییر یابد.
اناری تأکید میکند که مسائل جنسی تنها شامل روابط جنسی نیست، بلکه مربوط به یادگیری خودمراقبتی کودک، نوجوان و بزرگسالان در برابر آزارهای جنسی نیز میشود. او تصریح میکند: در نتیجه باید بر روی این فرهنگ دوگانه کار کرده و از صحبت درباره نقاط خصوصی نترسیم. در ابتدا باید به وضوح به فرزندان گفت که نقاط خصوصی کدامند و تنها پدر و مادر یا مراقبی که وظیفهاش کمک به کودک در مواقع خاص است، میتوانند به این نواحی دست بزنند. در چنین شرایطی اگر کودک گزارشی ارائه دهد، نحوه برخورد والدین بسیار حائز اهمیت است.
در مدارس، آناتومی بدن، تفاوتهای جسمی دختران و پسران و مسائل مرتبط با روابط جنسی باید از سنین ۸ تا ۹ سالگی به کودکان آموزش داده شود.
این روانشناس کودک میافزاید که در برخی موارد، کودکان به دلیل ترس از واکنش والدین، تعرضات را گزارش نمیکنند، زیرا از برخورد والدین میترسند. او تأکید میکند: بسیاری از صحبتهای ما به صورت فرهنگی بر پایه تنبیه است که به جای تشویق شکل گرفته و این رویکرد در آموزش جنسی نیز وجود دارد. ممکن است والدین فرزندان خود را تنبیه کنند، در حالی که باید با لحنی آرام و تشویقی صحبت کنند تا کودک بتواند به آنها اعتماد کند.
فقدان آموزش جنسی در مدارس
اناری در پاسخ به سؤالی در مورد نقص آموزش جنسی در مدارس میگوید: متأسفانه تعداد زیادی از فعالان فرهنگی، سیاسی و مذهبی جامعه، آموزش مسائل جنسی را با فرهنگ و مذهب مغایر میدانند. با این حال، اگر ما بتوانیم این موضوعات را به طور مناسب و در زمان مناسب آموزش دهیم، میتوانیم کودکان را در برابر خطرات حتی در مراحل نوجوانی و بزرگسالی محافظت کنیم. در مدارس، برخی خانوادهها به شدت نسبت به صحبت درباره مسائل جنسی واکنش نشان میدهند و این را به عنوان چیزی میدانند که موجب باز شدن ذهن و درک کودک از مسائل نامناسب میشود. اما باید در نظر داشت که همانگونه که به کودک یاد میدهیم چگونه از خیابان عبور کند یا شکر نخورد، باید به او آموزش دهیم که هر نوع صحبت یا عمل جنسی نامناسب، که شامل دست دراز کردن یا تعرضات جنسی و جسمی از سوی بزرگسالان است، غیرقابل قبول بوده و باید به اطلاع والدین رسانده شود.
این کودک نیاز به درمانگر دارد و این مسائل، مسائلی نیستند که بتوان در خانه حل کرد.
“`html
او میگوید: بسیاری از کودکان به علت ترس از واکنشهای والدین، تمایل ندارند موضوعات حساس را با آنها در میان بگذارند. اما در مدارس ضروری است که از سنین پایین، یعنی حدود هشت تا نه سالگی، به کودکان درباره آناتومی بدن، تفاوتهای جنسیتی و موضوعات مرتبط با روابط جنسی آموزش داده شود.

این روانشناس بالینی که متخصص در حوزه کودکان و نوجوانان است، در پاسخ به سؤال در مورد رفتار مناسب هنگام مواجهه با کودکی که مورد آزار جنسی قرار گرفته، بیان میکند: این کودک در شرایط بحرانی قرار دارد و نیازمند یک درمانگر حرفهای است، چرا که این مسائل نمیتوانند در محیط خانه حل شوند. حتماً لازم است یک تراپیست کودک و نوجوان بر روی این موارد کار کند. همچنین خانواده و مدرسه نباید بر روی این موضوع به طور مکرر تأکید داشته باشند، مگر اینکه کودک خود بخواهد در مورد آن صحبت کند که در این صورت باید بدون قضاوت پذیرای او باشند. اهمیت مداخلات دارویی نباید نادیده گرفته شود، زیرا ممکن است کودک دچار تروما شده باشد. به طور کلی، رفتار ما باید بر اساس تمایل کودک به گفتگو تنظیم شود و باید به حالات و واکنشهای او احترام بگذاریم. کودک ممکن است دچار پرخاشگری شده یا رفتارهای قبلیاش تغییر کند، اما نباید به او فشار آوریم که به سرعت به حالت قبلی خود برگردد. در شرایطی که درمانهای روانشناختی و دارویی آغاز شوند، معمولاً به بازگشت به شرایط قبل از آسیب ظرف شش ماه تا یک سال نیاز است، و ممکن است کودک هرگز به حالت قبلی خود بازنگردد.
از این رو، به گفته وی، درک شرایط کودک، عدم اجبار وی به صحبت درباره مسائل و اهمیت استفاده از درمانهای دارویی و روانشناختی در کمک به وی برای عبور از این بحران، امری حیاتی به شمار میرود.
۴۷۴۷
“`