طبق گزارش صحت خبر، نشریه خراسان به نقل از منابع خود مطرح کرده است: انتشار اخبار نادرست از سوی نیویورک تایمز مبنی بر اینکه مقام رهبری براساس فشارهای وارده از سوی مسئولان عالی‌رتبه نظام تصمیم به ادامه مذاکرات گرفته، به‌طور دقیق جهت تضعیف انسجام داخلی طراحی شده است. این امر همچنین به‌عنوان بهانه‌ای برای سناریوهای آتی مطرح می‌شود که در صورت بروز ناکامی در مذاکرات، بر دوش رهبری قرار گیرد؛ به‌گونه‌ای که گفته شود «مسئولان عالی‌رتبه ایران از ابتدا نمی‌خواستند که مذاکرات به نتیجه برسد».

به‌علاوه، روایت‌های ضدانقلاب مبنی بر عقب‌نشینی جمهوری اسلامی تحت فشار و ترس از مذاکرات نیز به همین دلیل طراحی و دنبال می‌شود. در حالی که به وضوح قابل مشاهده است که دشمن از خواسته‌های اولیه خود که به معنای خلع سلاح بود، عقب‌نشینی کرده و حتا در خصوص شکل و سبک مذاکره، به خواسته‌های ایران تن داده است.

هر یک از این سناریوها به‌منظور ایجاد تنش در میان بخش‌های مختلف جامعه، از جمله طیف‌های حزب‌اللهی تا افراد دور مانده از این مسائل طراحی می‌شوند.

در چنین شرایطی که جنگ اصلی در میان افکار عمومی در حال جریان است، باید به صداهایی که قصد دارند انسجام ملی را پشت سر ولی فقیه تحت‌الشعاع قرار دهند، توجه داشت. در واقع، اکنون برای همگان آشکار شده است که رهبری با مشاهده عقب‌نشینی دشمن، آماده‌اند تا یک فرصت دیگر برای آزمون مذاکرات فراهم کنند و در این میان، رئیس‌جمهور برخلاف رویکرد حسن روحانی، از هرگونه دوقطبی‌سازی و اظهارات ضدانسجام دوری جسته است.

اکنون به‌علاوه‌ی نظارت بر رسانه‌های غربی، باید نسبت به برخی جریانات داخلی نیز هشیار بود که به‌جای رویکرد ملی و انقلابی به موضوع، تلاش دارند آن را درکنار منافع قبیله‌ای خود پیش برند و تفسیر کنند. این‌ها قطعاً در راستای خط‌مشی تعیین شده از سوی رهبر معظم انقلاب حرکت نمی‌کنند.

خط مشی کنونی نظام اسلامی، ایجاد یک روایت منسجم از توانمندی‌های سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران است که قابلیت ایستادگی در برابر دشمن را دارد. اگر مذاکراتی در کار باشد، در آن زمان مذاکرات انجام خواهد شد و اگر دشمن دست به رفتارهای نامعقول بزند، بهترین عملکرد نظام یکپارچه جمهوری اسلامی ایران در جبهه مقاومت رقم خواهد خورد. نکته اصلی این است که دیپلمات‌ها و نظامیان باید برای پیشبرد منافع ملی و انقلابی خود تا سرحد توان تلاش نمایند و باید همگان از آنان حمایت کنند. این نیازمند اعتمادسازی و شفاف‌سازی واقعیت‌های میدانی و دیپلماسی است. مدیریت افکار عمومی مهم‌تر از هر امر دیگری است.

23302

اشتراک‌گذاری »