به گزارش صحت خبر؛ نشریه فارن پالسی در گزارشی به توصیف فردی پرداخته است که ادعا می کند در دوران ۴ رئیس جمهور آمریکا ساختار سیاست خارجی کاخ سفید را برای منطقه خاورمیانه ترسیم کرده است. دراین گزارش آمده است: وقتی در اوایل ماه مارس «استیون کولبرت» مجری یک برنامه گفت‌وگو محور به دنبال کسی بود تا جنگ ایالات متحده با ایران را برای مخاطبان برنامه توضیح دهد به سراغ «برت مک‌گورک» رفت؛ کسی که به‌عنوان مشاور کلیدی خاورمیانه برای چهار رئیس‌جمهور آمریکا خدمت کرده بود.

بنا به روایت صحت خبر؛ او تقریباً بدون وقفه، از دوران جورج دبلیو بوش تا اوباما، سپس دوره پرآشوب نخست ترامپ و در نهایت دولت بایدن، سهم فزاینده‌ای از مسئولیت‌های سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن را بر عهده داشته است.

مک‌گورک که اکنون سرمایه‌گذار خطرپذیر و تحلیلگر شبکه سی‌ان‌ان است، به کولبرت گفت: به‌نظر من، این موضوع که رئیس جمهور آمریکا باید پیش از آغاز یک عملیات نظامی در ذهن خود به‌روشنی بداند که چه می‌خواهد به دست آورد و چگونه می‌خواهد به آن برسد به درستی به مردم توضیح داده نشده است.

دلیل اینکه کولبرت برای موضوع جنگ در خاورمیانه به مک‌گورک رجوع کرد روشن است. این مرد ۵۲ ساله، هرچند خارج از محافل سیاست‌گذاری چندان شناخته‌شده نیست، اما در دو دهه گذشته نقشی منحصربه‌فرد و ماندگار در سیاست خارجی آمریکا داشته است. در دوره‌ای که با قطبی‌شدن شدید سیاسی و تغییرات مکرر در دولت‌ها همراه بوده، مک‌گورک نه‌تنها دوام آورده بلکه در دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات شکوفا شده است. او تقریباً بدون وقفه، از دوران جورج دبلیو بوش تا اوباما، سپس دوره پرآشوب نخست ترامپ و در نهایت دولت بایدن، سهم فزاینده‌ای از مسئولیت‌های سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن را بر عهده داشته است. موافقت یا مخالفت با کارنامه مک‌گورک، تا حدی شبیه یک آزمون است برای سنجش اینکه آیا سیاست آمریکا در خاورمیانه در این قرن موفق بوده یا شکست خورده است.

مک‌گورک در سال‌های ابتدایی حضورش در دولت، بر ملت‌سازی در جریان جنگ عراق تمرکز داشت. اما تا سال ۲۰۲۱، زمانی که به‌عنوان معاون دستیار رئیس‌جمهور جو بایدن به کاخ سفید بازگشت، مصمم بود سیاست خارجی آمریکا را در مسیری متفاوت از گذشته هدایت کند. به گفته افرادی که در آن زمان با او کار می‌کردند، او به کارکنان شورای امنیت ملی گفت که دوران جاه‌طلبی‌های بزرگ آمریکا در خاورمیانه به پایان رسیده است. شعار او این بود: بازگشت به اصول پایه.

او در نوامبر ۲۰۲۱ در گفت‌وگوی منامه در بحرین گفت: به‌جای دنبال کردن اهداف بزرگ و پرطمطراق، دولت بایدن راهبردی سنجیده را دنبال خواهد کرد؛ یعنی تعیین اهداف تنها پس از بررسی دقیق واقعیت‌های میدانی و مشورت با دوستان و شرکا.

اما جاه‌طلبی‌های دیپلماتیک مک‌گورک در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ فرو ریخت؛ زمانی که عملیات ۷ اکتبر به وقوع پیوست و اتهامات گسترده‌ای مبنی بر اینکه آمریکا به اسرائیل برای ارتکاب نسل‌کشی علیه فلسطینیان قدرت می‌دهد مطرح شد.

هماهنگ‌کننده شورای امنیت ملی در امور خاورمیانه و شمال آفریقا به هدف اصلی انتقادات تبدیل شد؛ به‌ویژه از سوی کسانی که او را معمار اصلی حمایت دولت بایدن از جنگ اسرائیل در غزه می‌دانستند.

منتقدانی مانند «راندا سلیم»، رئیس برنامه خاورمیانه در «مرکز استیمسون» می‌گویند مک‌گورک با پذیرش دیدگاهی کاملاً آمریکایی در سیاست خارجی، اعتماد رؤسای جمهور از هر دو حزب را به دست آورده است. او گفت: «این فرد کسی است که ترجیح می‌دهد برای مشکلات طولانی‌مدت و ریشه‌دار، راه‌حل‌های سریع و کوتاه‌مدت ارائه دهد؛ در منطقه‌ای که اساساً با چنین راه‌حل‌هایی سازگار نیست.»

از نگاه مک‌گورک، دستیابی به پیشرفت‌های تدریجی در خاورمیانه بهتر از دنبال کردن اهداف بلندپروازانه و اغلب غیرواقع‌بینانه در منطقه‌ای پیچیده است. او در گفت‌وگویی گفت: «این یک خطای رایج در سیاست خارجی است که اهداف حداکثری اعلام کنیم و بعد به فکر چگونگی تحقق آن‌ها بیفتیم. اهداف نزدیک، پیشرفت تدریجی و هم‌راستاسازی دقیق اهداف، روش‌ها و ابزارها این در تجربه من رویکرد بهتری است.»

مک‌گورک ژانویه گذشته کاخ سفید را ترک کرد، در حالی که با اعتراض دانشجویانی مواجه بود که او را جنایتکار جنگی می‌خواندند. میراث کاری او همچنان ادامه دارد؛ در حالی که دولت ترامپ درگیر جنگی پرابهام با ایران است و با پیامدهای تصمیمات جنجالی او در منطقه دست‌وپنجه نرم می‌کند.

برای ترسیم تصویری دقیق از حرفه و نفوذ مک‌گورک، نشریه فارن پالیسی با او و بیش از ۱۰نفر از همکارانش گفت‌وگو کرده است. او همچنان از نحوه واکنش به جنگ غزه دفاع می‌کند، و توانایی‌اش در جلب اعتماد رؤسای جمهور از هر دو حزب نشان می‌دهد که احتمالاً دوباره به قدرت سیاسی در واشنگتن بازخواهد گشت.

اما از نگاه منتقدان، مک‌گورک هم علت است و هم معلول، نمادی قدرتمند از رویکرد اشتباه آمریکا در خاورمیانه طی دو دهه ویرانگر؛ از پیامدهای فرقه‌ای عراق تا باتلاق نیابتی یمن، ویرانی کامل غزه و اخیراً شوک انرژی جهانی ناشی از جنگ با ایران.

زمانی که سفیر اسرائیل در آمریکا در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ پیام حمله حماس را به مک‌گورک رساند، او پاسخی قاطع داد: «ما کنار شما هستیم.» این واکنش غریزی، پایه رویکرد او به بحران شد.

مک‌گورک در دوران اوباما با بایدن کار کرده و در سال ۲۰۲۰ از نامزدی او حمایت کرده بود. پس از پیروزی بایدن، او مک‌گورک را به‌عنوان مشاور اصلی خاورمیانه در کاخ سفید منصوب کرد نقشی که مهم‌ترین جایگاه حرفه‌ای او محسوب می‌شد.

مک‌گورک در بیان دیدگاه‌های خود به نقل‌قولی از جان اف. کندی استناد می‌کند: «هدف سیاست خارجی این نیست که محلی برای بیان امیدها یا خشم‌های ما باشد؛ بلکه باید رویدادهای واقعی در دنیای واقعی را شکل دهد.»

«جیمز جفری»، دیپلمات باسابقه آمریکایی، او را یکی از ماهرترین دیپلمات‌های نسل خود می‌داند و می‌گوید: «او از تأثیرگذارترین مقامات دولتی در خاورمیانه طی چهار دولت اخیر بوده است. او قدرت را می‌فهمد و فن دیپلماسی را می‌شناسد.» 

اما رویکرد واقع‌گرایانه مک‌گورک با وعده بایدن برای اولویت دادن به حقوق بشر در تضاد بود. چند روز پس از بازگشت به کاخ سفید در سال ۲۰۲۱، مک‌گورک به ریاض رفت تا پیامی تند به محمد بن سلمان برساند؛ فروش تسلیحات به عربستان کاهش خواهد یافت مگر اینکه جنگ یمن محدود شود.

این فشار به آتش‌بس شکننده‌ای در یمن کمک کرد، اما مک‌گورک معتقد بود استفاده از کمک نظامی به‌عنوان ابزار فشار کار درستی نیست. توقف فروش سلاح، هرچند خروج عربستان از یمن را تسریع کرد، اما فضا را برای قدرت گرفتن حوثی‌ها فراهم کرد.

این تصمیم باعث تنش‌های طولانی میان واشنگتن و ریاض شد. مک‌گورک بعدها خواستار اصلاح این مسیر شد، به‌ویژه زمانی که آمریکا برای کنترل قیمت نفت پس از حمله روسیه به اوکراین به همکاری عربستان نیاز داشت.

او همچنین فرصت ایجاد توافقی تاریخی میان اسرائیل و عربستان را دید اما این امر مستلزم بهبود روابط با بن سلمان بود. این تغییر مسیر، شکاف‌های عمیقی در دولت بایدن ایجاد کرد و مخالفت دموکرات‌های مترقی را برانگیخت.

مک‌گورک اما چنین نگاهی به سیاست خارجی نداشت. او گفت: «حقوق بشر باید همیشه مطرح باشد، اما نباید تمام منافع دیگر را تحت‌الشعاع قرار دهد.» در نهایت، سفر بایدن به عربستان و برخورد معروف «مشت به مشت» با بن سلمان نماد این تغییر شد.

مک‌گورک تلاش‌های خود را برای ایجاد توافق اسرائیل و عربستان افزایش داد، اما مسئله فلسطین مانعی اساسی بود. به گفته برخی مقامات، مسئله فلسطین نقطه ضعف مک‌گورک بود. او بیشتر تحت تأثیر تجربیاتش در عراق شکل گرفته بود و تمرکز زیادی بر موضوع فلسطین نداشت. بایدن نیز علاقه‌ای به مذاکرات صلح نداشت.

در سخنرانی منامه ۲۰۲۱، مک‌گورک حتی اشاره‌ای به فلسطینیان نکرد. برخی مقامات گفتند او این موضوع را بیشتر به‌عنوان ابزار چانه‌زنی می‌دید تا یک مسئله مستقل. یکی از مقامات سابق گفت: «او مسئله فلسطین را بسیار کم‌اهمیت می‌دانست، می‌گفت دیگر کسی به آن اهمیت نمی‌دهد.» این نگاه تا قبل از ۷ اکتبر ادامه داشت.

جیک سالیوان حتی مشاور امنیت ملی بایدن چند روز قبل از عملیات حماس در ۷ اکتبر گفته بود خاورمیانه آرام‌تر از دو دهه گذشته است. محمد بن سلمان نیز نگاه دوگانه‌ای داشت، او در خفا همدلی کمی با فلسطینیان نشان می‌داد، اما در علن از آن‌ها حمایت می‌کرد.

ماه‌ها مذاکره لازم بود تا توافق پیشنهادی شامل امتیازاتی برای فلسطینیان شود. مک‌گورک تلاش کرد عربستان را به حمایت از تشکیلات خودگردان فلسطین ترغیب کند. با این حال، برخی معتقد بودند آمریکا می‌توانست نقش فعال‌تری ایفا کند.

به گفته دیپلمات‌ها، توافق اسرائیل-عربستان «وسواس بزرگ» مک‌گورک بود. با این حال، او دست برنداشت. در ۶ اکتبر ۲۰۲۳، او در حال نهایی کردن جزئیات توافق بود اما روز بعد، عملیات حماس همه چیز را دگرگون کرد.

مرد سایه‌ها در واشنگتن؛ نقش جنجالی مک‌گورک در خاورمیانه

در روزهای نخست، دولت بایدن به مقامات اسرائیل توصیه می‌کرد که اجازه ندهند احساس تحقیر، پاسخ شان را تعیین کند. مقامات کلیدی آمریکا، از جمله «مک‌گورک»، همتایان خود را ترغیب می‌کردند که انتقام‌جویی را مبنای تصمیم‌گیری قرار ندهند.

مک‌گورک به‌زودی تمرکز خود را بر تلاش برای مذاکره بر سر توافقی درباره گروگان‌ها گذاشت. در اواخر نوامبر، او به ایجاد نخستین آتش‌بس در جنگ کمک کرد، یک وقفه اولیه چهار روزه که به آزادی بیش از ۱۰۰ اسرائیلی که در ۷ اکتبر اسیر شده بودند انجامید. اسرائیل نیز در چارچوب این توافق پذیرفت ۲۴۰ زندانی و بازداشت‌شده فلسطینی را آزاد کند. اما این توافق زودتر از موعد فروپاشید و اسرائیل اندکی بعد حملات نظامی خود را تشدید کرد.

تا روز شکرگزاری، برخی از مقامات کلیدی دولت بایدن نسبت به واکنش اسرائیل دچار تردید شده بودند. حملات هوایی اسرائیل صدها زن و کودک را به قتل می‌رساند. نیروهای اسرائیلی کارکنان سازمان ملل، پزشکان فلسطینی، نیروهای امدادی و خانواده‌های کامل در اردوگاه‌های پناهندگان را می‌کشتند.

برخی از مقامات آمریکایی می‌خواستند بایدن از اسرائیل بخواهد که تا پایان سال به جنگ پایان دهد. وزیر خارجه وقت آمریکا بلینکن نسبت به این دیدگاه همدلی داشت. اما مک‌گورک، سالیوان و خود بایدن، بنا به گفته چندین مقام آمریکایی حاضر در این بحث‌ها، آماده انجام چنین کاری نبودند. برخی از مقامات دولت ایده اعمال محدودیت بر نحوه استفاده اسرائیل از کمک‌های نظامی آمریکا را مطرح کردند، اما دیگران از جمله مک‌گورک استدلال کردند که چنین اقدامی دست اسرائیل را خواهد بست.

مک‌گورک گفت: «بدون یک توافق درباره گروگان‌ها هیچ راهی برای متوقف کردن جنگ وجود نداشت. این از همان ابتدا هم درست بود.»

مک‌گورک در ماه‌های نخست تلاش کرد روند ارسال تسلیحات به اسرائیل را تسریع کند، از جمله موشک‌های هلفایر و بمب‌های سنگین ۲۰۰۰ پوندی که در حملات مکرر به کار رفتند و به افزایش شدید تلفات فلسطینیان کمک کردند. همچنین ایالات متحده مجبور بود به‌طور مرتب با اسرائیل بر سر امتناع آن از اجازه ورود مقادیر زیاد غذا و کمک‌های بشردوستانه به غزه مقابله کند.

در طول جنگ غزه، منتقدان سیاست دولت بایدن چه در داخل دولت و چه خارج از آن بخش عمده خشم خود را متوجه مک‌گورک کردند.

یکی از مقامات ارشد پیشین دولت که با مک‌گورک کار کرده بود گفت: «همه ما از وقایع ۷ اکتبر شوکه شدیم، اما دولت رویکردی اتخاذ کرد که از همان ابتدا این روایت را تقویت می‌کرد که آمریکا جان فلسطینیان را کمتر از جان اسرائیلی‌ها ارزش‌گذاری می‌کند.» او درباره تلفات غیرنظامیان در غزه افزود: «فکر نمی‌کنم مک‌گورک به اندازه کافی در این موضوع درگیر بود.»

از نظر جفری، نزدیکی زیاد مک‌گورک به اسرائیل اقدام درستی بود.

او گفت: «در نهایت، منافع آمریکا به‌طور چشمگیری از آنچه پس از عملیات ۷ اکتبر رخ داد پیش برده شد و اجازه دادن به اسرائیلی‌ها و توانمندسازی و همراهی با آنها در جنگ، کار درستی بود.»

او افزود: «برت به‌شدت به سیاست واقع گرایانه باور دارد. برت نقشی محوری در توانمندسازی مؤثر ما برای کمک به اسرائیل در شکست ایران داشت، که به نفع اسرائیل و آمریکا بود.»

مک‌گورک، فرزند معلمان مدرسه در پیتسبورگ، فعالیت سیاسی خود را به‌عنوان کارآموز حقوقی ایده‌آل‌گرا نزد ویلیام رنکویست، رئیس دیوان عالی آمریکا، آغاز کرد. او در روز ۱۱ سپتامبر در ساختمان دیوان عالی در واشنگتن حضور داشت، زمانی که هواپیماربایان القاعده هواپیماهای مسافربری را به برج‌های مرکز تجارت جهانی در نیویورک و پنتاگون در آرلینگتون، ویرجینیا، کوبیدند. مک‌گورک از ساختمان مرمری بیرون دوید، دود برخاسته از پنتاگون را دید و دانست که این حمله مسیر زندگی‌اش را تغییر خواهد داد.

حدود دو سال بعد، او به بغداد رفت تا به‌عنوان مشاور حقوقی برای تیم آمریکایی که در حال ایجاد یک دولت جدید برای عراق پس از سرنگونی صدام حسین بودند، خدمت کند. مک‌گورک در ابتدا از حامیان پرشور تلاش‌های جاه‌طلبانه آمریکا برای ساخت دموکراسی در خاورمیانه بود. اما به‌سرعت از این ایده دلسرد شد، زمانی که دید عراق در حال فرو رفتن در چرخه‌ای خونین از انفجارهای مرگبار خودروهای بمب‌گذاری‌شده است که کشور را تا مرز فروپاشی می‌برد.

بوش در سال ۲۰۰۵ مک‌گورک را به کاخ سفید آورد تا به شکل‌دهی راهبرد ناکارآمد آمریکا در عراق کمک کند. او بخشی از تیمی بود که طرح اعزام ۳۰ هزار نیروی اضافی به عراق را طراحی کرد—افزایشی نظامی برای جلوگیری از فروپاشی کشور.

مک‌گورک به‌سرعت خود را به‌عنوان مشاوری خوش‌بیان در دفتر بیضی شکل تثبیت کرد که می‌توانست مسائل پیچیده را به‌خوبی توضیح دهد و گزینه‌های روشن برای تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور ارائه دهد.

یکی از مقامات ارشد دولت بایدن که با او کار کرده بود گفت: «او همیشه اطمینان‌بخش‌ترین شکل ارائه وضعیت را پیدا می‌کند و در تئوری همیشه راه‌حلی ارائه می‌دهد. در عمل همیشه جواب نمی‌دهد. اما برای مقامات عالی، داشتن کسی که بگوید: این مشکل است و این راه‌حل، بسیار مؤثر است. او این را با اعتمادبه‌نفس بالا بارها تکرار می‌کند.»

در مدیریت روابط فرقه‌ای پیچیده عراق، مک‌گورک به‌طور نزدیک با نوری المالکی همسو شد؛ سیاستمدار شیعه‌ای که در سال ۲۰۰۳ از تبعید بازگشت و با حمایت آمریکا در ۲۰۰۶ نخست‌وزیر شد. مالکی شخصیتی جنجالی بود که به دامن زدن به شکاف‌های فرقه‌ای از طریق حمایت از شبه‌نظامیان شیعه و دور کردن اهل سنت و کردها متهم می‌شد.

مک‌گورک از تلاش مالکی برای کسب دوره دوم نخست‌وزیری در سال ۲۰۱۰ حمایت کرد و برخی با تمسخر او را «نجواگر مالکی» می‌نامیدند. در نامه‌ای در فوریه گذشته، جو ویلسون، نماینده جمهوری‌خواه، خواستار برگزاری جلسه استماع در کنگره درباره نفوذ مک‌گورک شد و مالکی را «مهم‌ترین عامل در رشد داعش» خواند. او نوشت حمایت مک‌گورک از این رهبر عراقی نزدیک به ایران «آسیب جدی به منافع امنیت ملی آمریکا در خاورمیانه» وارد کرده است.

از نظر مک‌گورک، همکاری با مالکی واقعیتی اجتناب‌ناپذیر بود، نه ناشی از ترجیحات شخصی، بلکه به دلیل اینکه این رهبر شیعه توانسته بود آرای لازم در پارلمان را برای بازگشت به نخست‌وزیری به دست آورد. جمهوری‌خواهان از او انتقاد کردند که نتوانست از نفوذ خود برای حفظ نیروهای آمریکایی در عراق استفاده کند و این امر باعث خروج کامل نیروهای آمریکا تا پایان ۲۰۱۱ شد.

حمایت مک‌گورک از مالکی و شکست در مذاکرات بعداً برای او دردسرساز شد، زمانی که اوباما در مارس ۲۰۱۲ او را برای سفارت آمریکا در عراق نامزد کرد. سناتورهای جمهوری‌خواه، از جمله جان مک‌کین، با این انتصاب مخالفت کردند.

یک روز پیش از جلسه تأیید صلاحیت در سنا، ایمیل‌ها و پیام‌هایی میان مک‌گورک و خبرنگار وقت وال‌استریت ژورنال منتشر شد که نشان می‌داد این دو در سال ۲۰۰۸ در عراق رابطه‌ای داشته‌اند.

مک‌گورک در پی فشار جمهوری‌خواهان از نامزدی خود انصراف داد و به نظر می‌رسید مسیر پیشرفت سیاسی‌اش متوقف شده است.

با این حال، پس از آن شکست تحقیرآمیز، او به‌سرعت مسیر خود را اصلاح کرد. سال بعد، اوباما او را به‌عنوان معاون دستیار وزیر خارجه در امور عراق و ایران منصوب کرد، در زمانی که داعش در حال گسترش نفوذ خود در سوریه بود. جان کری، وزیر خارجه وقت، او را «چاقوی سوئیسی» خود نامید—ابزاری چندمنظوره برای حل انواع مشکلات.

315

اشتراک‌گذاری »