در لابهلای سیاهه خبرهای تکراری ورزشی، خبری منتشر شد که میتواند دقایقی ذهن هر هواداری را به «ناکجاآباد حسرت» ببرد:
«در مرحله نیمهنهایی لیگ نخبگان فوتبال آسیا، ویسلکوبه ژاپن رودرروی الاهلی عربستان قرار میگیرد و شبابالاهلی امارات به مصاف ماشیدای ژاپن خواهد رفت.»
حضور دو نماینده از شرق (ژاپن) و دو نماینده از غرب (عربستان و امارات) در این مرحله، بهوضوح نشان میدهد جغرافیای قدرت در فوتبال باشگاهی آسیا دستخوش چه تغییرات بنیادینی شده است. این تنها یک رقابت باشگاهی نیست؛ بلکه نمایی از وضعیت فوتبال ملی کشورهاست که پرچمداران واقعی قاره را معرفی میکند.
متأسفانه سالهاست رشته کار از دست فوتبال ایران در رفته و ما در جمع مدعیانی که برای «جام» میجنگند، دیگر محلی از اعراب نداریم. تلخ و سرافکنده باید نوشت: امروز دیگر حتی اهمیتی ندارد به دلیل توقف لیگ یا جام حذفی، نمایندهای از ایران در لیگ نخبگان داشته باشیم یا نه. گیریم یک سال هم فوتبال ما در این رقابتها غایب باشد؛ مگر قرار است اتفاقی رخ دهد؟
واقعیت عریان این است: فوتبال ما به یک جراحی گسترده و ساختاری نیاز دارد. در روزهایی که رقبای حاشیه خلیجفارس در بالاترین سطح با غولهای ژاپنی پنجهدرپنجه میشوند، نه تنها اثری از تیمهای ایرانی نیست، بلکه در تاریخ فرمت جدید مسابقات هم هیچ جامی سهم ما نشده است. نیمقرن از آخرین قهرمانی تیم ملی در آسیا میگذرد و این سیاهه ناکامی، انگار پایانی ندارد.
مدتهاست در جغرافیای قدرت فوتبال آسیا، «عددی» نیستیم. کار از دستمان در رفته و در حالی که رقبا با برنامهریزی و ثروت، قلهها را فتح میکنند، ما هنوز درگیر حواشی ابتدایی لیگ خودمان هستیم. حتی اگر امسال هیچ نمایندهای هم در آسیا نداشته باشیم، آبی از آب تکان نخواهد خورد. ما سالهاست فقط تماشاگر فینالهای دیگران هستیم. ۵۰ سال از آخرین جام ملیمان میگذرد و در فرمت جدید باشگاهی هم دستمان تهیتر از همیشه است.
بیشتر بخوانید: آمدهایم در عربستان همه را ببریم