به گزارش صحت خبر، امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا در وبسایت شورای راهبردی روابط خارجی نوشت: «بعد از شروع جنگ مجدد آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران در تاریخ ۹ اسفند، برخی چنددستگیها در داخل ایالات متحده نسبت به این مسئله، چه در میان مردم و چه در میان جناحها شکل گرفته است.
باید توجه داشت که جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران مورد حمایت افکار عمومی آمریکا نیست، بهنحویکه اغلب نظرسنجیها نشان میدهند که اکثریت مردم آمریکا با جنگ مخالف هستند. فضای عمومی ایالات متحده در سالهای اخیر همراهی با جنگ را نشان نمیدهد؛ زیرا آمریکا از بیش از ۲۰ سال پیش یک جنگ بسیار پرهزینه بیفایده را پشت سر گذاشت.
شخص دونالد ترامپ نیز بارها درباره بیحاصل بودن جنگهای دوران جورج بوش در افغانستان و عراق صحبت کرده و پیروزی او در انتخابات نیز مرهون همین فضای ضدیت با جنگ بوده است. لذا جنگ با ایران از حمایت افکار عمومی آمریکا برخوردار نیست، بهخصوص که موضوع ایران خیلی دغدغه روزمره مردم آن کشور نیست؛ چرا که ایران اقداماتی انجام نداده است که برای اکثریت مردم آمریکا خطرناک باشد.
هر چند بحثهایی در خصوص پیشرفت برنامه هستهای ایران و ضدیت با رژیم اسرائیل مطرح است، ولی اینها جزو دغدغههای روزمره مردم این کشور نیستند. درواقع، ایران تا پیش از جنگ ۴۰ روزه تهدیدی علیه اقتصاد جهانی نداشت. اما اکنون وضعیت اقتصادی آمریکا تحت فشار قرار گرفته، قیمت بنزین افزایش یافته و به تدریج اثرات بسته شدن تنگه هرمز در حال نمایان شدن است.
این فشار بهتدریج به داخل آمریکا هم سرایت پیدا کرده و این هم مزید بر علت شده و نارضایتی از جنگ در حال افزایش است.
در فضای سیاسی آمریکا و بویژه در بین جناحهای سیاسی این کشور یک اجماع نسبی درخصوص برخورد با ایران وجود دارد؛ یعنی آنها معتقد هستند که ایران باید مهار شود، چرا که به زعم آنها یک تهدید واقعی علیه رژیم اسرائیل و همچنین یک تهدید بالقوه برای آمریکا و جهان است. اما امروز این موضوع تاحدی جناحی شده است؛ از آنجایی که دموکراتها نمیخواهند ترامپ با شکستن مقاومت ایران یک پیروزی برای خود ثبت نماید، با این موضوع مخالفت میکنند.
البته آنها به صورت کلی، مخالف برخورد با ایران نیستند، ولی با هر کاری که ترامپ انجام دهد، مخالفت میکنند و از این منظر، واکنشهایی وجود دارد. البته در درون حزب دموکرات هم همه یکدست نیستند؛ جریان ترقیخواه (پروگرسیو) کاملاً ضد جنگ است، ولی بخش میانه یا هسته اصلی حزب دموکرات اگرچه علیه ایران موضع دارد، اما نمیخواهد سیاست ترامپ را مورد تایید قرار دهد.
در مورد حزب جمهوریخواه نیز باید گفت که بخش اصلی و اعظم جمهوریخواهان یعنی جنبش «ماگا» طرفدار ترامپ و برخورد با ایران هستند، ولی صداهایی هم در درون جنبش ماگا شنیده میشود و افرادی مانند تاکر کارلسن، جزو کسانی هستند که مخالفاند و میگویند با ایران نباید وارد جنگ شد و اگر ایران تهدیدی برای رژیم اسرائیل است، این رژیم خودش باید با ایران برخورد کند.
ولی این جریان منتقد در درون ماگا، جریان قدرتمندی نیست و قدرت کافی ندارد که بتواند نظرش را به گونهای تحمیل کند که باعث شود دونالد ترامپ در قبال موضوع جنگ علیه ایران تجدیدنظر کند.
مسئله دیگر به اختیارات جنگی رئیسجمهور و اعمال نفوذ کنگره مربوط میشود. طبق قطعنامه اختیارات جنگ، رئیسجمهور آمریکا میتواند بدون کسب مجوز از کنگره، اقدامات نظامی در خارج از کشور انجام دهد، البته با چند قید؛ قید اولش این است که باید به کنگره اطلاع داده و وقتی عملیات شروع شد، دلایل خودش را ارائه دهد.
بعد از حملهای که در اسفند ماه علیه ایران انجام گرفت، ترامپ نامهای به کنگره نوشت مبنی بر اینکه به چه دلیلی این اقدام انجام شده است.
طبق قانون اختیارات جنگ، رئیسجمهور آمریکا حق دارد حداکثر به مدت ۶۰ روز عملیات نظامی را انجام دهد. بعد از پایان ۶۰ روز یا باید به کنگره مراجعه کند و مجوز بگیرد یا عملیات را متوقف کند یا یک مهلت ۳۰ روزه دوباره دارد که در آن اجازه اقدامات تهاجمی ندارد و فقط فرصت دارد که نیروها را برگرداند. یعنی ۶۰ روز میتواند عملیات تهاجمی انجام دهد و ۳۰ روز بعد از آن باید نیروها را از منطقه جنگی خارج کند.
بر اساس سنت آمریکا، وقتی بر سر ادامه جنگ، اختلاف بروز پیدا کند، حرف رئیسجمهور پیش خواهد رفت. آخرین باری که از کنگره خواسته شد مجوز عملیات نظامی بدهد، برای حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بود و بعد از آن دیگر هیچگاه کار به اینجا کشیده نشد که از کنگره چنین مجوزی درخواست کنند.
کنگره قدرت چندانی ندارد که بتواند دولت را مهار کند، مگر در تخصیص بودجه؛ به عنوان مثال ترامپ برای جنگ با ایران از کنگره درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه اضافه کرد. در این وضعیت کنگره میتواند بودجه را تصویب نکند تا فشاری به دولت و ارتش وارد آورد که سیاستهای خود را تغییر دهند.
در نهایت اینکه اگر در سوم ژانویه سال ۲۰۲۷ دموکراتها یک یا هر دو مجلس کنگره را از آن خود کنند، شاید بتوانند سختگیریهایی علیه ادامه جنگ اعمال کنند و یا محدودیتهایی برای اقدامات آتی ترامپ بگذارند. اما اگر تسلط جمهوریخواهان بر کنگره ادامه یابد یا ترکیب کرسیهای آن همین باشد، تغییری ایجاد نخواهد شد.»
۴۲/۴۲