حتی شاید بتوان او را مورخ رسمی این نظام نامید زیرا می‌دانیم در طول تاریخ عمده تاریخ‌نگاران ایران و شاید جهان طی احکام رسمی به تاریخ‌نگاری منصوب بوده‌اند و با حمایت پادشاهان و یا حکام محلی به نگارش تاریخ معاصر و یا تاریخ عمومی، تاریخ جهان، تاریخ پیشینیان و یا تاریخ انبیاء و اولیاء می‌پرداخته‌اند و این برای ایشان و آثارشان ضعفی محسوب نمی‌گردیده است. گرچه می‌دانیم در دوره فعلی چنین عنوانی رسماً به او و یا فرد دیگری اعطا نشده، باز هم با اطمینان نسبی می‌توان او را مورخ مورد تأیید حاکمیت و کتب تاریخی او را دیدگاه و قرائت رسمی این نظام و باورمندانش تلقی کرد.

بهبودی در اولین سال‌های انقلاب به روزنامه‌نگاری روی آورد و به مرور نوشته‌های او بر «تاریخ معاصر» تمرکز یافت. او در رشته تاریخ به تحصیل پرداخت؛ دفتر «ادبیات انقلاب اسلامی» را در حوزه هنری تأسیس کرد؛ با مهم‌ترین مؤسسات تاریخی و سندپژوهی به همکاری پرداخت؛ سردبیر فصلنامه مطالعات تاریخی شد، مجله کمان را در ۲۰۰ شماره از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳ منتشر کرد و ده‌ها کتاب پژوهشی مفصل درباره تاریخ معاصر تالیف و تدوین کرد.

بهبودی را از نیمه اول دهه هفتاد و از حوزه هنری می‌شناسم؛ مردی اخلاقی، دقیق و جزئی‌نگر، خوش‌فکر، پاکدست، توانمند، متواضع و مهربان. از مثال‌های صداقت خاص او که در مصاحبه‌هایش بازتاب داشته و در ذهنم مانده یکی درباره علت به جبهه نرفتن او و دیگری درباره علت تعطیلی مجله کمان بوده است.

عمده کتاب‌های بهبودی درباره چهره‌های سیاسی معاصر و تاریخ نهضت سیاسی آیت‌الله خمینی و انقلاب اسلامی است که در حوزه تخصصی مطالعات من نبوده و آنها را نخوانده‌ام اما از دیگران شنیده‌ام با وجود گرایش‌های ایدئولوژیک خاص که پژوهشگر چندان قصد پنهان‌کردن آن را هم نداشته، پژوهش‌های او تا حد قابل توجهی گسترده، منصفانه، ریزنگر و چندجانبه بوده است.

دو کتابی که خود از او درباره ادبیات پیش از مشروطه و ادبیات جنگ‌های ایران و روسیه ـ نه یکبار که چندین بار ـ خوانده‌ام با وجود آنکه از نخستین کارهای پژوهشی او و آثاری کم‌حجم به شمار می‌روند، کتاب‌هایی خواندنی، ارجمند و شامل یافته‌هایی ناب و نو به شمار می‌روند.

کتاب حاضر اما نه پژوهشی تاریخی که بیان دغدغه‌هایی شخصی بهبودی درباره تاریخ و تاریخ‌نگاران است. به باور من این کتاب در حکم پاسخ بهبودی به آیندگانی است که روزی بدون حضور او به نقد کتب تاریخی او و کارنامه قلمی‌اش خواهند پرداخت. کتابی که می‌توانم آن را به یک دفاعیه، خویش‌نگاری، خویش‌شناسی و یا به جوابیه‌ای به پرسش‌هایی طرح ناشده اما محتمل و یا پاسخ به تشکیکات آیندگان تشبیه کرد. بهبودی می‌کوشد از خود و کتاب‌ها و مقالاتش در برابر منتقدانش از هر دو سو، و یا شاید از چندین و چند سو، و در برابر اتقادات آشکار و پنهان کارفرمایانش، دوستانش، دشمنانش، شاگردانش و حتی در برابر باورها و آرمان‌های خودش دفاع کند.

نگرانی او در این مجموعه یادداشت‌ها محسوس است. نگرانی درباره جایگاه تاریخ و آثار تاریخی و اینکه مردم و حتی نخبگان تاریخ نخوانند و به تاریخ معاصر بی‌توجه باشند. نگرانی بابت آنکه آثار تاریخی بدون دقت و توجه لازم و به شکلی سردستی و خام‌اندیشانه فراهم شوند. نگرانی از اقبال یافتن آثار تاریخی عوام‌پسندانه و جانبدارانه و فرومایه‌ای که به گروه‌های خاص سیاسی گرایش دارند، نگرانی از جدی گرفته نشدن پژوهش‌های اصیل و سترگ با انگ سفارشی و حکومتی بودن، نگرانی از اینکه پژوهش‌های مراکز دانشگاهی و بین‌المللی بی‌طرفانه تلقی شود و تنها براساس نتایج آنها و نه با مراجعه دوباره به اسناد دست اول به تحلیل تاریخ پرداخته شود، نگرانی بابت حبس اسناد و عدم دسترسی محققان به آن، نگرانی بابت قطعی و همیشگی پنداشته شدن مشهورات تاریخی، و بسیاری نگرانی‌های دیگر.

بهبودی نگران دخالت «مصالح سیاسی و سلیقه‌های حکومتی» در متون تاریخی است. نگران فقدان نظریات بومی درباره تحولات تاریخی ایران معاصر است. نگران خطر غلبه خاطره بر سند است. نگران تلقی تاریخ به عنوان درسی حفظ کردنی و نه مفهومی است. نگران عمومی نشدن احیای نیاز به فهم تاریخ در جامعه است. نگران …

او بابت نگاه اسطوره‌طلبانه و اسطوره‌تراشانه اهل سیاست به شخصیت‌های تاریخی نگران و اندوهگین است و افسوس می‌خورد که «تا زمانی که جامعه به دوستی با تاریخ خو نگیرد… باید میزبان اساطیر باشد». او همچنین از نگاه زیبایی‌شناسانه ادبی و حماسی به تاریخ که هم مورد انتظار کارفرمایان و هم مورد اقبال خوانندگان است ناخشنود است و معتقد است که سال‌هاست این دو حوزه از هم تفکیک شده‌اند.

وی از سویی عمیقاً نگران «آستانه تحمل» اهالی سیاست در برابر استقلال و حریت مورخان است و از سویی ناامیدانه به این نتیجه می‌رسد که «به نظر نویسنده این سطور، رابطه «تباین» میان تاریخ و قدرت سیاسی چیزی بیش از یک نمایش که برخی کشورهای پیشرفته توان ایفای آن را دارند نیست.»

بهبودی عمیقاً نگران تاریخ، اسناد تاریخی، پژوهش‌ها و کتاب‌های تاریخی، قضاوت آیندگان درباره پژوهشگران تاریخ، نگران قواعد و اصول و اخلاقیات تاریخ‌نگاری، نگران باورهای تایخی‌اش و نگران جامعه بی‌اعتنا به تاریخ است و این نگرانی‌ها او را می‌آزارد.

او میان «هدف ذاتی» و «هدف حرفه‌ای» تاریخ‌نگاری تفاوت قائل می‌شود و تاریخ‌نگاری مدرن را تنها متعهد به اهداف حرفه‌ای و واقعیت و بی‌اعتنا به اخلاق و حقیقت ارزیابی می‌کند. به باور او «رشته تاریخ از جهت بستگی‌اش به شخص مورخ نیازمند اخلاق و از جهت پیوندش با رخدادها نیازمند برخورداری از قوانین خاص است» اما او بر پررنگ و سنگین بودن سایه سیاست و سیاسیون بر سر همه تاریخ‌نگاری‌ها پا می‌فشارد و چنین سایه‌ای را در آثار به ظاهر بی‌طرفانه و علمی پررنگ‌تر می‌یابد و انگاره و فرضیه تاریخ‌نگار مستقل را رد می‌کند و ناممکن می‌داند و آن تاریخ‌نگاری را که وابستگی فکری و اداری و مالی‌اش روشن و آشکار است، ارجح، سالم‌تر، اخلاقی‌تر و حرفه‌ای‌تر از دیگران ارزیابی می‌کند.

لب کلام بهبودی و چکیده همه نگرانی‌هایش درباره تاریخ در این گزاره جدی اما ساده جلوه‌گر شده است: «تاریخ‌نگاری شغل و شوق طاقت‌فرسایی است.»

 به هر حال این کتاب کم حجم هم برای تاریخ‌نگاران و تاریخ‌پژوهان و دانشجویان امروز خواندنی است و هم در قضاوت آیندگان درباره متون تاریخی و کارنامه مورخان زمانه ما به کار خواهد آمد.

* «یادداشت‌های بی‌تاریخ»  هدایت‌الله بهبودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است. 

5959

اشتراک‌گذاری »