هرکس فوتبال ایران را دنبال می‌کند، در کمتر از دو سال متوجه یک الگوی تکراری و روش ثابت در مدیریت آن می‌شود. اینکه مدیران در هر رده و هر سطح -چه در باشگاهی و چه در سطوح ملی- چندان اختیار عمل نداشته و فقط سعی می‌کنند خود را با جریانات همسو کنند!

ریشه این ماجرا به غیر فوتبالی بودن مدیران برمی‌گردد. آنها که معمولا تجربه چندانی در مدیریت هم ندارند و فوتبال را هم که اصلاً نمی‌شناسند، در نتیجه صرفاً مجری تصمیماتی می‌شوند که معمولاً از خارج از مجرای ورزشی و فوتبالی می‌آید و البته که خود نیز از همان جا آمدند!

یک شیوه ثابت در این گونه مدیریت آن است که در ابتدای وقوع هر پدیده سعی در پنهان کردن آن و گرفتن به قول معروف زهر ماجرا نزد افکار عمومی می‌کنند، اما بعد از مدتی با فراموشی آنچه در مقطع اول گفته‌اند، خود داغ‌تر سینه زن علم زیر مسیر باد می‌شوند!

به همین ماجرای افشین پیروانی در پرسپولیس نگاه کنید. لیگ تعطیل شد و پیروانی مثل بسیاری از بازیکنان و مربیان دیگر به سفر رفت. همه می‌دانند که خانواده او در آمریکا زندگی می‌کنند، مثل خیلی فوتبالیست‌ها و مربیان دیگر و او هر سال، از هر فرصتی برای سفر به این کشور و سر زدن به خانواده استفاده می‌کند. او سال‌هاست در پرسپولیس مسئولیت دارد و همیشه همین کار را می‌کند.

پرسپولیس حق دارد برای خود هرکس را که بخواهد، برای سرپرستی انتخاب کند، هرکس هم اختیار دارد برای زندگی و خانواده خود تصمیم بگیرد. مسئله اینجاست که وقتی از جایی غیر باشگاه سفر پیروانی به آمریکا تبدیل به خبر منفی در رسانه‌ها شد، باشگاه پرسپولیس بلافاصله اعلام کرد که این سفر با هماهنگی با آنها بوده و مشکلی ندارد.

افشین پیروانی در این سال‌های حضور در فوتبال ایران به عنوان کاپیتان تیم ملی و پرسپولیس، آنقدر دوست و هوادار و حامی پیدا کرده که هیچ نیازی به حمایت ما نداشته باشد. البته که صحت خبر هم عقد اخوت با کسی نبسته، اینجا او فقط مثالیست برای نقد یک روش مدیریت، اینکه باشگاه پرسپولیس که آنطور روز اول از هماهنگی و بی‌اشکال بودن این سفر حرف زد چطور حالا داغ‌تر و هیجانی‌تر از سوپرتندروها به مدیر تیم خود تاخته و همان سفر به آمریکا را که هماهنگ شده بود، دلیل برکناری او و فسخ قرارداد رسمی با باشگاه اعلام می‌کند!

آیا بهتر نبود باشگاه پرسپولیس از همان ابتدا یا سکوت می‌کرد، یا اینکه می‌گفت کشور در شرایط خاصی است و فوتبال نیز مانند سایر ارکان و اقشار جامعه تابع تصمیمات مقامات نظام و حاکمیت قرار دارد. یعنی عیناً همان جملاتی که مهدی تاج بارها بر زبان آورد! کسی هم از این بابت او را شماتت نمی کند و خجالت هم ندارد که بگوییم در شرایط جنگی، مدیران تنها تصمیم گیران برای فوتبال -با توجه به برد اجتماعی بالا- نیستند.

در آن صورت امروز این سوال برای ما ایجاد نمی‌شد که چطور شما ابتدا آنطور گفتید و حالا اینطور عمل می‌کنید؟ همه می‌دانیم مدیران ما در ابتدای بروز یک مشکل، با نیت گذشت زمان و حل کردن ماجرا در لابی‌های پشت پرده -که یک نیت درست اما با روش نادرست است- سعی در انکار کل قضیه یا گرفتن زهر آن می‌کنند.

اما بعد از مدتی اگر زورشان به حل مشکل نرسد، تسلیم می‌شوند و این را نیز همه می‌دانیم که خاستگاه این مدیران فوتبالی نیست و به طور طبیعی در شرایط جنگی در هر کشور همه زیر پرچم مسئولین، تابع تصمیماتی هستند که در نهادهای بالادستی گرفته می‌شود. یعنی اگر پرسپولیس اعتراف به همین موضوع هم می‌کرد، باز مشکلی وجود نداشت.

مشکل اینجاست که می‌خواهند بگویند تمام تصمیمات را خودمان می‌گیریم ولی یادشان می‌رود که دو هفته پیش، سفر به آمریکا برای آنها مشکلی نبوده اما حالا ناگهان مشکل شده است!

بیشتر بخوانید: سفر تاج زنگ خطر بود؛ همین امروز تکلیف تیم ملی را مشخص کنید تا برایمان تکلیف مشخص نکنند

اشتراک‌گذاری »