میکل آرتتا پس از سالها تلاش، سرانجام آرسنال را به قهرمانی لیگ برتر انگلیس رساند؛ موفقیتی که هواداران این باشگاه مدتها در انتظارش بودند. اما فصل برای سرمربی اسپانیایی هنوز به پایان نرسیده است. حالا مهمترین و شاید احساسیترین چالش دوران مربیگری او فرا رسیده؛ رویارویی با پاریسنژرمن در بوداپست برای فتح لیگ قهرمانان اروپا.
این فقط یک فینال بزرگ نیست. برای آرتتا، این مسابقه تقابل با بخشی از گذشته خودش است؛ با باشگاهی که نخستین فرصت واقعی را در فوتبال حرفهای به او داد و با مربیای که در سالهای ابتدایی فوتبالش الهامبخش او بود؛ لوئیس انریکه.
شاید همهچیز شبیه یک تصادف به نظر برسد، اما مسیر حرفهای آرتتا به شکلی عجیب همیشه به پاریس و انریکه گره خورده است.
وقتی بارسلونا جایی برای آرتتا نداشت
سال ۲۰۰۱، میکل آرتتا تنها ۱۹ سال داشت؛ بازیکنی بااستعداد از آکادمی مشهور لاماسیا که رویای حضور در ترکیب اصلی بارسلونا را دنبال میکرد. اما خیلی زود مشخص شد که راه رسیدن به تیم اول برای او تقریباً بسته است.
در آن دوران، ژاوی هرناندس که دو سال از آرتتا بزرگتر بود، به تدریج جایگاه خود را در خط میانی بارسا تثبیت میکرد. در همان زمان، نوجوان دیگری نیز در لاماسیا همه نگاهها را به خود جلب کرده بود؛ پسری دو سال کوچکتر از آرتتا که تنها یک سال بعد نخستین بازیاش را برای تیم اصلی انجام داد: آندرس اینیستا.
رقابت فقط به این دو نفر محدود نمیشد. امانوئل پتی، قهرمان جام جهانی با فرانسه و ستاره سابق آرسنال، در بارسلونا حضور داشت و فیلیپ کوکو نیز بهعنوان یکی از کاملترین هافبکهای آن نسل، یکی دیگر از موانع بزرگ پیش روی آرتتا بود.
در چنین شرایطی، آرتتا بهخوبی میدانست که برای پیشرفت، به فرصتی خارج از نوکمپ نیاز دارد.
سالها بعد، او موفق شد یکی از همان ستارهها را در مسیر قهرمانی لیگ برتر شکست دهد و حالا باید مقابل دیگری برای فتح اروپا قرار بگیرد. اما در آن مقطع، برای میکل جوان، ژاوی و لوئیس انریکه صرفاً رقیب نبودند؛ آنها الگو و معلم او محسوب میشدند.
بهویژه انریکه.
آرتتا پیش از دیدار آرسنال و پاریسنژرمن در لیگ قهرمانان ۲۰۲۴ درباره او گفته بود: «من همیشه تحسینش کردهام. شخصیت فوقالعادهای داشت؛ پرانرژی، قوی و تأثیرگذار. او همیشه از بازیکنان جوان حمایت میکرد. چیزی که درباره انریکه دوست دارم این است که هر جا حضور داشته، چه بهعنوان بازیکن و چه مربی، اثرش کاملاً دیده میشود. وقتی پاریسنژرمن را نگاه میکنید، میفهمید این تیم، تیمِ اوست. من چیزهای زیادی از او یاد گرفتم.»

پاریس؛ جایی که همهچیز آغاز شد
آرتتا تصمیم گرفت بارسلونا را ترک کند و بهصورت قرضی راهی تیمی شود که به او فرصت بازی بدهد. در این میان، پاریسنژرمن که آن زمان هدایتش بر عهده لوئیس فرناندس بود، برای جذب این هافبک جوان اقدام کرد.
فرناندس سالها بعد درباره نخستین دیدارش با آرتتا گفت: «از همان ابتدا حس میکردم او روزی مربی خواهد شد. شخصیت آرامی داشت، اما از لحاظ فوتبالی فوقالعاده باهوش بود.»
برای نسل جدید فوتبال، تصور پاریسنژرمن بدون سلطه مطلق بر فوتبال فرانسه شاید دشوار باشد، اما اوایل دهه ۲۰۰۰ شرایط کاملاً متفاوت بود. پاریسیها تیمی پرستاره بودند، اما هنوز به قدرت بلامنازع لیگ فرانسه تبدیل نشده بودند.
زمانی که آرتتا در میانه فصل ۰۱-۲۰۰۰ به پاریس رفت، پاریسنژرمن فصل را در رتبه نهم به پایان رساند و نانت قهرمان شد. فصل بعد نیز، تنها فصل کامل حضور آرتتا در این تیم، پاریسیها چهارم شدند و لیون آغازگر سلسله تاریخی قهرمانیهای پیاپی خود شد.
با این حال، پاریسنژرمن آن روزها مجموعهای از استعدادهای بزرگ را در اختیار داشت.
در خط دفاع، مائوریسیو پوچتینو حضور داشت؛ کسی که سالها بعد خودش سرمربی همین باشگاه شد. کنار او گابریل هاینزه بازی میکرد؛ مدافعی که امروز یکی از اعضای مهم کادر فنی آرتتا در آرسنال است. در خط حمله، نیکولا آنلکا دیده میشد؛ مهاجمی که سابقه بازی در آرسنال و رئال مادرید را داشت.
و در خط میانی، آرتتا در کنار جیجی اوکوچا، اسطوره فوتبال نیجریه، بازی میکرد. اما مهمترین چهره آن تیم شاید یک برزیلی جوان بود که همان تابستان از گرمیو به پاریس آمده بود؛ بازیکنی که خیلی زود ستاره پاریسنژرمن شد و بعدها به اسطوره بارسلونا تبدیل شد: رونالدینیو.

مسابقهای که مسیر زندگی آرتتا را تغییر داد
آرتتا در دوران حضورش در پاریسنژرمن موفق شد قهرمانی جام اینترتوتو را به دست آورد؛ تورنمنتی که حالا دیگر وجود ندارد. اما مهمتر از جام، اتفاقی بود که در جریان آن رقابتها رخ داد.
در یکی از مسابقات، پاریسنژرمن مقابل رنجرز اسکاتلند قرار گرفت. عملکرد آرتتا آنقدر مدیران باشگاه اسکاتلندی را تحت تأثیر قرار داد که پس از پایان قرارداد قرضیاش با پاریسنژرمن، او را جذب کردند. شاید در نگاه اول این انتقال چندان بزرگ به نظر نرسد، اما حضور در فوتبال اسکاتلند نقطه عطف مهمی در زندگی حرفهای آرتتا بود.
او بعدها درباره آن دوران گفت: «فوتبال اسکاتلند بسیار سخت و فیزیکی بود. بازیکنان دائماً روی تو فشار میآوردند و مجبور شدم از نظر بدنی پیشرفت کنم. همان دوران بود که من را برای لیگ برتر آماده کرد.»
آرتتا در سال ۲۰۰۳ همراه رنجرز قهرمان لیگ اسکاتلند شد. سپس برای مدتی کوتاه به رئال سوسیداد رفت، اما دوران واقعی او در فوتبال انگلیس با انتقال به اورتون آغاز شد. در اورتون، او به یکی از مهرههای کلیدی تیم و کاپیتان باشگاه تبدیل شد. پس از آن به آرسنال پیوست و در لندن نیز بازوبند کاپیتانی را به بازو بست. و سالها بعد، روی همان نیمکت، تبدیل به مربیای شد که آرسنال را دوباره به قله فوتبال انگلیس رساند.

دوراهی بزرگ؛ زمانی که آرسنال میخواست انریکه را انتخاب کند
اما ارتباط عجیب آرتتا و لوئیس انریکه فقط به دوران بازیگری محدود نمیشود.
سال ۲۰۱۹، حدود یک سال و نیم پس از پایان دوران افسانهای آرسن ونگر در آرسنال، باشگاه لندنی تصمیم گرفت اونای امری را اخراج کند. نتایج ضعیف و نارضایتی گسترده باعث شد مدیران باشگاه بهدنبال یک سرمربی جدید باشند. اولین گزینه آنها چه کسی بود؟ لوئیس انریکه.
در آن مقطع، انریکه پس از ترک تیم ملی اسپانیا و تحمل تراژدی تلخ از دست دادن دخترش، از فوتبال فاصله گرفته بود. با توجه به موفقیتهایش در بارسلونا و تیم ملی اسپانیا، مدیران آرسنال معتقد بودند او بهترین گزینه برای هدایت تیم است. اما انریکه تصمیم گرفت فعلاً به فوتبال باشگاهی بازنگردد و دوباره هدایت اسپانیا را بر عهده گرفت. او حتی این تیم را تا فینال لیگ ملتهای اروپا رساند.
در نتیجه، آرسنال مسیر دیگری را انتخاب کرد؛ انتخاب مردی که سابقه بازی در این باشگاه را داشت، اما هنوز تجربه سرمربیگری نداشت و فقط بهعنوان دستیار پپ گواردیولا در منچسترسیتی شناخته میشد: میکل آرتتا.

ساختن آرسنال جدید
آرتتا تیمی را تحویل گرفت که بسیاری آن را از نظر روحی و ساختاری دچار بحران میدانستند. او بهتدریج ترکیب تیم را تغییر داد، فرهنگ جدیدی ساخت و بازیکنانی را جذب کرد که با فلسفهاش هماهنگ بودند. در سالهای ابتدایی، آرسنال چند بار تا آستانه موفقیت پیش رفت اما در نهایت پشت سر منچسترسیتی پپ گواردیولا نایبقهرمان شد. منتقدان، آرسنال را تیم «تقریبا موفقها» مینامیدند.
با این حال، آرتتا تسلیم نشد.
سرانجام در ماه مِی ۲۰۲۶، او توانست آرسنال را به قهرمانی لیگ برتر برساند و استاد سابقش، پپ گواردیولا، را شکست دهد.
اکنون فقط یک قدم دیگر باقی مانده است؛ فتح اروپا.
اما برای رسیدن به این رویا، او باید تیمی را شکست دهد که آغازگر مسیر حرفهایاش بود و مربیای را کنار بزند که هم روزی الگویش بود و هم زمانی نزدیک بود پیش از او روی نیمکت آرسنال بنشیند.
شنبه شب در بوداپست، داستان ۲۵ ساله میکل آرتتا میتواند کامل شود؛ داستان پسری که از لاماسیا راهی پاریس شد، در اسکاتلند ساخته شد، در انگلیس به بلوغ رسید و حالا در آستانه فتح بزرگترین افتخار فوتبال باشگاهی اروپا ایستاده است.
همچنین بخوانید: خانواده آرتتا در قلب قهرمانی آرسنال؛ از همسرش که ملکه زیباییست تا اشک شوق پسر در روز تاریخی +تصاویر
