پاریسنژرمن بار دیگر بر بام فوتبال اروپا ایستاد. شاگردان لوئیس انریکه در دیداری دشوار مقابل آرسنال، پس از تساوی ۱-۱ در وقتهای قانونی و اضافه، در ضربات پنالتی به برتری رسیدند و دومین عنوان متوالی خود در لیگ قهرمانان اروپا را جشن گرفتند. اگرچه این تیم در فینال نمایش خیرهکننده همیشگی خود را ارائه نکرد، اما همین که توانست در یک شب سخت و پرفشار قهرمان شود، نشاندهنده بلوغ، شخصیت و قدرت ذهنی تیمی است که اکنون فراتر از یک مدعی ساده، به یک قدرت باثبات و مسلط در فوتبال اروپا تبدیل شده است.
لوئیس انریکه پس از قهرمانی تاریخی فصل گذشته که نخستین جام لیگ قهرمانان تاریخ باشگاه را به همراه داشت، بارها تأکید کرده بود که فتح دومین جام آسانتر از فتح اولین جام خواهد بود. در آن زمان بسیاری این صحبت را نوعی اعتمادبهنفس کاذب تلقی کردند، اما اکنون مشخص شده که سرمربی اسپانیایی دقیقاً میدانست چه تیمی در اختیار دارد. او موفق شده ساختاری ایجاد کند که نهتنها برای یک فصل، بلکه برای سالها توانایی رقابت در بالاترین سطح فوتبال اروپا را داشته باشد.
اکنون سوال اصلی این است: آیا پاریسنژرمن میتواند همان مسیری را طی کند که رئال مادرید با سه قهرمانی متوالی در لیگ قهرمانان بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ پیمود یا مشابه سلطهای که منچسترسیتی طی سالهای اخیر در فوتبال انگلیس به نمایش گذاشت؟ پاسخ این سوال بیش از هر زمان دیگری مثبت به نظر میرسد.
نسل طلایی جوانان؛ سرمایهای برای سالهای آینده
یکی از مهمترین دلایل خوشبینی به آینده پاریسنژرمن، میانگین سنی پایین و کیفیت فوقالعاده نسل جدید این تیم است. در فینال مقابل آرسنال، مارکینیوش ۳۲ ساله مسنترین بازیکن ترکیب اصلی پاریسنژرمن بود و تنها فابیان رویس در کنار او بیش از ۳۰ سال سن داشت. این آمار بهخوبی نشان میدهد که هسته اصلی تیم را بازیکنانی تشکیل میدهند که هنوز به دوران اوج حرفهای خود نرسیدهاند.
لوئیس انریکه در طول فصل با استفاده گسترده از سیستم چرخشی، فرصت بازی را میان تعداد زیادی از بازیکنان تقسیم کرد. هرچند برخی منتقدان این موضوع را نشانه ضعف لیگ فرانسه میدانند، اما در واقع این سیاست یکی از عوامل اصلی موفقیت پاریسنژرمن بوده است. این رویکرد باعث شد بازیکنان جوان در شرایط واقعی مسابقه تجربه کسب کنند و برای لحظات حساس آماده شوند. برای مثال، زمانی که اشرف حکیمی دچار مصدومیت شد، زئیر امری توانست بدون مشکل در پست دفاع راست بازی کند. چنین انعطافپذیری نتیجه اعتماد مستمر کادر فنی به بازیکنان جوان است.
در حال حاضر ۱۲ بازیکن زیر ۲۴ سال در ترکیب پاریسنژرمن بیش از هزار دقیقه در تمامی رقابتها بازی کردهاند. نامهایی مانند: زئیر امری، ویلیان پاچو، بردلی بارکولا، نونو مندس، ژوآئو نوس و دزیره دوئه.
نکته مهمتر اینکه بسیاری از این بازیکنان هنوز فاصله زیادی تا اوج آمادگی فنی و جسمانی خود دارند. این بدان معناست که نسخه فعلی پاریسنژرمن شاید تنها بخشی از ظرفیت واقعی خود را نشان داده باشد. برای رقبای اروپایی، این موضوع نگرانکننده است؛ زیرا تیمی که همین حالا دو بار متوالی قهرمان اروپا شده، احتمالاً هنوز به سقف تواناییهایش نرسیده است.

لوئیس انریکه؛ معمار دوران طلایی جدید پاریس
پس از پایان فینال، ویتینیا در توصیف سرمربی خود جملهای جالب به زبان آورد و او را «شخصیت اصلی این تیم» نامید. این تعریف شاید بهتر از هر چیز دیگری تأثیر انریکه بر پروژه کنونی پاریسنژرمن را توضیح دهد.
در فوتبال مدرن، موفقیت تنها به کیفیت بازیکنان وابسته نیست. مدیریت شخصیتها، حفظ اتحاد در رختکن و ایجاد فرهنگ تیمی از مهمترین وظایف یک مربی بزرگ محسوب میشود. انریکه دقیقاً در همین بخش تفاوت خود را نشان داده است. پاریسنژرمن در گذشته تیمی بود که بیشتر به دنبال جذب فوقستارهها بود. دوران حضور کیلیان امباپه، لیونل مسی و نیمار نماد همین سیاست بود؛ تیمی پر از ستاره که گاهی هماهنگی جمعی در آن قربانی نامهای بزرگ میشد.
اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است.
هسته اصلی تیم را بازیکنانی تشکیل میدهند که بیش از هر چیز به ساختار تیمی متعهد هستند. بسیاری از آنها فرانسویاند و ارتباط عمیقتری با باشگاه و شهر پاریس دارند. دیگر خبری از رقابتهای درونتیمی برای جلب توجه رسانهها نیست و همه در خدمت سیستم تاکتیکی سرمربی قرار گرفتهاند.
انریکه موفق شده تیمی بسازد که هم در پرسینگ شدید، هم در مالکیت توپ و هم در انتقال سریع از دفاع به حمله عملکردی کمنظیر داشته باشد. انعطاف تاکتیکی او باعث شده پاریسنژرمن بتواند برابر سبکهای مختلف بازی، راهحلهای متفاوتی ارائه دهد.
شاید مهمترین موفقیت انریکه این باشد که ثابت کرد پیشبینیاش درباره جدایی کیلیان امباپه درست بوده است. زمانی که امباپه برای دستیابی به رویای قهرمانی اروپا راهی رئال مادرید شد، بسیاری تصور کردند پاریسنژرمن ضربه بزرگی خواهد خورد. اما نتیجه کاملاً برعکس شد؛ از زمان جدایی امباپه، رئال مادرید موفق به فتح لیگ قهرمانان نشده، در حالی که پاریسنژرمن دو فصل پیاپی جام را بالای سر برده است.

بیثباتی رقبا؛ فرصتی طلایی برای سلطه پاریسنژرمن
یکی دیگر از عواملی که آینده پاریسنژرمن را روشنتر میکند، شرایط رقبای بزرگ اروپایی است.
فوتبال اروپا در حال تجربه یکی از بزرگترین دورههای تغییر و بازسازی خود است. از میان تیمهایی که از سال ۲۰۲۰ موفق به قهرمانی در لیگ قهرمانان شدهاند (چلسی، منچسترسیتی، رئال مادرید و پاریسنژرمن) تنها پاریسنژرمن فصل آینده را با همان سرمربی قهرمان آغاز خواهد کرد.
در چلسی همچنان روند بازسازی ادامه دارد. رئال مادرید وارد دورهای جدید شده و با تغییرات گسترده روبهرو است. منچسترسیتی نیز پس از سالها سلطه در حال بازتعریف ترکیب خود است. در سایر قدرتهای اروپا نیز شرایط مشابهی دیده میشود. لیورپول تغییرات مهمی را پشت سر گذاشته و تیمهایی مانند بایرن مونیخ، بارسلونا و اینتر هنوز در مسیر تثبیت پروژههای خود قرار دارند.
البته این به معنای نبود رقیب نیست. آرسنال نشان داده که توانایی رقابت در بالاترین سطح را دارد. بایرن، بارسلونا و اینتر همچنان مدعیان جدی خواهند بود. اما تفاوت مهم اینجاست که پاریسنژرمن برخلاف بسیاری از رقبا، هویت مشخصی دارد.
این تیم میداند چگونه بازی کند، چه نوع بازیکنی جذب کند و در صورت جدایی ستارهها چگونه جایگزین مناسب برای آنها پیدا کند. این ثبات ساختاری همان چیزی است که یک تیم را به یک سلسله قهرمانی میرساند.

آیا سهگانه تاریخی ممکن است؟
بزرگترین چالش پیش روی پاریسنژرمن در فصل آینده، فشار ناشی از جام جهانی خواهد بود. بسیاری از ستارههای تیم تابستانی طولانی و فشرده در پیش دارند. با این حال، پاریسنژرمن پیشتر نیز با برنامههای فشرده کنار آمده و حتی توانسته به فینال جام جهانی باشگاهها برسد.
تا زمانی که بازیکنان کلیدی مانند عثمان دمبله و خویچا کواراتسخلیا از مصدومیتهای طولانیمدت دور بمانند و لوئیس انریکه بتواند انگیزه و تازگی تاکتیکی تیم را حفظ کند، هیچ دلیلی وجود ندارد که پاریسنژرمن را مدعی اول قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا ندانیم.
امروز پاریسنژرمن دیگر تیمی نیست که صرفاً به دنبال فتح نخستین لیگ قهرمانان خود باشد. آن مرحله پشت سر گذاشته شده است. اکنون این باشگاه در جایگاهی قرار دارد که میتواند درباره ساختن یک امپراتوری فوتبالی صحبت کند؛ امپراتوریای که نه بر پایه ستارههای منفرد، بلکه بر اساس یک پروژه منسجم، نسل جوانی استثنایی و مربیای با دیدگاه روشن بنا شده است.
پادشاهان جدید اروپا تاج خود را حفظ کردهاند؛ و اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، این سلطنت ممکن است سالها ادامه داشته باشد.
بیشتر بخوانید: سرمربیان رکورددار قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا؛ انریکه کنار گواردیولا و زیدان و پایینتر از آنچلوتی