به گزارش خبرگزاری صحت خبر، سردار اصغر صالح، از محافظان رهبر شهید انقلاب، در ویژه برنامه پرچمدار  با نقل خاطره‌ای از حاج عباس تقوی، به روایت دیدار رهبر انقلاب با خانواده یک شهید ارمنی پرداخت.

بنابر روایت فارس، وی گفت: «این خاطره را دوستم حاج عباس آقای تقوی برای من تعریف کرد و من آن را نقل می‌کنم.»

صالح افزود: «خاطره مربوط به منزل یک شهید ارمنی بود. خواهر شهید بی‌حجاب بود. ایشان می‌گفت وقتی وارد منزل شدیم، دیدیم این دختر بی‌حجاب جلوی ما رفت‌وآمد می‌کند. چنین صحنه‌ای در هیچ خانه‌ای ندیده بودیم و این اولین جایی بود که با چنین وضعیتی مواجه می‌شدیم. مادر شهید حجاب داشت، اما خواهر شهید حجاب نداشت.»

وی ادامه داد: «من به مادر شهید گفتم اگر می‌شود به دخترتان بگویید حجاب سر کند و این‌گونه رفت‌وآمد نکند، چون از صداوسیما برای فیلمبرداری می‌آیند. مادر شهید به آشپزخانه رفت تا با دخترش صحبت کند، اما میان آن‌ها بحثی درگرفت. مادر بازگشت و گفت دخترم قبول نمی‌کند.»

این محافظ رهبر شهید انقلاب تصریح کرد: «در همان زمان متوجه شدیم آقا با اسکورت از مقر حرکت کرده‌اند و در راه هستند. نگران بودیم که صحنه‌ای پیش بیاید که مناسب نباشد. به مادر شهید گفتیم به دخترتان بگویید رهبر جمهوری اسلامی می‌خواهد به خانه شما بیاید. مادر این موضوع را به دخترش منتقل کرد و گفت رهبر شیعیان می‌خواهد به خانه ما بیاید. اما دختر در پاسخ گفته بود: من که نمی‌خواهم به خانه رهبر بروم؛ رهبر می‌خواهد به خانه ما بیاید، پس من حجاب سرم نمی‌کنم».

صالح خاطرنشان کرد: «ایشان همچنان بر نظر خود اصرار داشت. آقای سیدعباس می‌گفت من با اسکورت تماس گرفتم و خواستم به آقا اطلاع بدهند که چنین موضوعی وجود دارد. ظاهراً آقا نیز در جریان قرار گرفتند. با این حال، من دوباره به سر کوچه رفتم؛ جایی که اسکورت توقف کرده بود، تا اگر لازم شد شخصاً موضوع را به حضرت آقا عرض کنم و بگویم که چنین مسئله‌ای وجود دارد و ایشان حجاب سر نمی‌کند.»

وی افزود: «اما آقا فرمودند: “اشکال ندارد، برویم.”»

صالح ادامه داد: «وقتی در منزل باز شد و آقا وارد شدند، دیدیم همان دخترخانم با حجاب جلوی در آمده است. حجاب بر سر کرده بود. به آقا سلام کرد و آقا نیز وارد منزل شدند و نشستند.»

وی گفت: «پس از پذیرایی، آقا از من سؤال کردند: “آقای سیدعباس، چه شد؟ اینجا کسی بی‌حجاب نیست؟” ما جوابی نداشتیم که بدهیم.»

این محافظ رهبر شهید انقلاب افزود: «مراسم به پایان رسید و آقا تشریف بردند. بعد از آن، از آن خانم سؤال کردیم: “چه شد؟ ما به آقا گفته بودیم شما گفته‌اید حجاب سر نمی‌کنم.”»

صالح در پایان گفت: «آن خانم در پاسخ گفت: “وقتی شما این حرف‌ها را زدید، من هم جواب خودم را دادم؛ اما بعد یک‌دفعه احساس کردم یک نوری در وجودم آمد. حالتی برایم پیش آمد که با خودم گفتم رهبر مسلمان‌ها دارد به خانه ما می‌آید و من باید حرمت رهبرشان را حفظ کنم. همین باعث شد که خودم رفتم و حجاب سر کردم.”»

۲۹۲۱۸

اشتراک‌گذاری »