شب گذشته در حالی تصاویر خاطرهانگیز تیم ملی ایران از جامهای جهانی روی آنتن رفت که صدای عادل فردوسیپور از گزارش برخی مهمترین مسابقات تاریخ فوتبال ایران حذف شده بود. بازیهایی که میلیونها ایرانی آنها را با صدای فردوسیپور به خاطر میآورند، ناگهان با صدایی دیگر پخش شدند؛ گویی قرار است بخشی از حافظه جمعی فوتبال ایران بازنویسی شود.
مسأله البته فقط عادل فردوسیپور نیست. سالهاست ورزش ایران شاهد نوعی برخورد عجیب با چهرههایی است که محبوبیت آنها از مرزهای معمول فراتر رفته است. یک روز نوبت به علی دایی میرسد؛ اسطورهای که هنوز بهترین گلزن تاریخ فوتبال ملی آسیاست. روز دیگر رسول خادم در جایگاهی قرار میگیرد که انگار سالها افتخارآفرینی او برای کشتی ایران به فراموشی سپرده شده است.
واقعیت این است که محبوبیت را نمیتوان حذف کرد. همانطور که نمیتوان خاطره گزارش ایران و مراکش یا ایران و آرژانتین را از ذهن میلیونها نفر پاک کرد. مردم آن لحظات را با صدای فردوسیپور به یاد دارند؛ همانطور که گلهای تاریخی تیم ملی را با نام علی دایی و افتخارات کشتی را با رسول خادم به خاطر میآورند. همان طور که نمیشود بازی حماسی ایران و استرالیا را بدون گزارش جواد خیابانی در ذهن تصور کرد.
مشکل دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ جایی که به جای استفاده از سرمایههای اجتماعی، تلاش میشود آنها نادیده گرفته شوند. در حالی که بسیاری از کشورها برای ساختن چهرههای ملی هزینه میکنند، ما گاهی با کسانی که سالها برای این کشور افتخار آفریدهاند، چنان رفتار میکنیم که انگار حضورشان مسئله است.
شاید بتوان صدای یک گزارشگر را از یک آیتم تلویزیونی حذف کرد. شاید بتوان نام یک قهرمان را کمتر بر زبان آورد. اما واقعیت این است که حافظه جمعی مردم با این تصمیمها تغییر نمیکند.
بیشتر بخوانید: طارمی: احساس خوبی به این جام جهانی ندارم