چند روز پیش صحت خبر پرده از پرداخت پاداش دلاری به بازیکنان و مربیان حاضر در جام جهانی برداشت. عدد و رقمی که به هیچوجه متناسب با دستمزد ایرانیها و از آن مهمتر، کیفیت فوتبال ما و نتایجی که در جام جهانی گرفتیم نداشته و ندارد. و بدتر از همه اینها، پرداخت این عدد -حالا هر چقدر که میخواهد باشد- به دلار بود. حالا به هرکس که سرمربی باشد، کاری با شخص نداریم و فرآیند را تحلیل میکنیم.
برای اولینبار در عمر کار رسانه از ته دل آرزو میکردیم فدراسیون آقای تاج این خبر را تکذیب کند! اما نه فقط در زمانی که تیم در جام جهانی حضور داشت، بلکه حالا که تیم برگشته و سر همه خلوت شده، کماکان کسی واکنشی نشان نداده است! در خوشبینانهترین حالت، یعنی دوستان هیچ اهمیتی به افکار عمومی و رسانه نمیدهند و نقاط ضعف در کارنامه و نمره منفی برایشان هیچ است، حالا اجازه دهید وارد موارد بدبینانه نشویم که بسیار تاسفآورتر میشود!
اما فارغ از درستی یا غلط بودن این خبر و اینکه رقم چند هزار دلار بوده یا بالای یکمیلیون دلار، نفْس پرداخت دلاری در این پاداشها نیز زیر سوال است. وقتی این پول قبل از شروع بازیهای تیم ملی پرداخت شده، یعنی هیچ ربطی به نتیجه گرفتن ما در این جام و عمل به وعدههای قلعهنویی ندارد؛ اویی که وعده داده بود تیم ما چند مرحله در این جام صعود خواهد کرد و بر اساس ادعای او، مهدی تاج نیز این قول را به همه داد. قاعدتا اگر این پول پاداش صعود بود، باید صبر میکردند تا بعد از پایان دور گروهی و نتیجه این جام پرداخت شود.
به این ترتیب این پول صرفا پاداش صعود به جام جهانی بوده که در ادوار قبلی نیز وجود داشت و البته که همیشه محل جنجال و درگیری و دردسر بود؛ از همان نخستینصعود ما به جام جهانی پس از انقلاب، که جرقه اختلافات خداداد عزیزی و برخی بازیکنان با فدراسیون وقت و شخص صفایی فراهانی از ماجرای پاداشها خورد، تا همین دوره قبل و حضور کیروش و رفتن به نهاد ریاست جمهوری و داستان حواله واردات خودروهای خارجی، همیشه این پاداش محل مناقشه بوده است.
دعوا بر سر پول! اعضای هیئترئیسه دوره قبل برای خود هم پاداش ۲۰هزار دلاری بایت صعود نوشتند و میرشاد ماجدی رسما گفت این حق ماست و خلاف چند نفر، حاضر به برگرداندن پول نشد! یعنی دعوا بر سر مال دنیا و هیچ ارتباطی به مردم و تیم ملی و این شعارها ندارد. بازیکنان و مربیان میگویند چون ما زحمت کشیده و تیم را بالا بردهایم، این پول حق ماست اما از آن طرف فدراسیونهای وقت، با مثال آوردن از تمام دنیا میگویند این پول، پاداش برای فوتبال یک کشور است نه فقط تیم ملی بزرگسالان و باید صرف توسعه فوتبال، زیرساختها و هزینههای جاری و روزمره فدراسیونها شود که طبق اساسنامه فیفا در تمام دنیا، فدراسیونها نهادی مستقل و غیرانتفاعی هستند که نباید از دولتها بودجه بگیرند. میبینیم که حتی در بالاترین حد اعداد و ارقام در دنیا، مجموع پولی که به بازیکنان و مربیان از محل پاداش جام جهانی پرداخت میشود، به بیشتر از یکسوم کل مبلغ نمیرسد؛ یعنی از ۱۱میلیون دلاری که ایران بابت حضور در این جام جهانی گرفته، حداکثر باید ۳میلیون دلار به بازیکنان و مربیان میرسید. آن هم نه فقط این ۲۶ نفر و این مربیان، بلکه تمام کسانی که از بازی اول دور اول گروهی مقدماتی جام جهانی تا بازی آخر با مصر، عضو تیم بوده و زحمتش را کشیدهاند.
میبینید که از هر زاویه به قضیه نگاه کنیم، پرداخت پاداش میلیون دلاری به قلعهنویی قابل توجیه نیست. برای سالها شخص قلعهنویی و مربیان ایرانی همصدا با بسیاری رسانهها و کارشناسان، مخالف بستن قراردادهای دلاری سنگین با مربیان برای تیم ملی بودند و همین قلعهنویی به کرات میگفت اگر ما هم چشم آبی و موی بور داشتیم، با مربیان ایرانی جور دیگری برخورد میشد. حالا چطور شده که منتقدان همیشگی قراردادهای دلاری با خارجیها، خود دلاری پاداش میگیرند؟! اینجا باید تاکید کرد که مسئله ما شخص نیست، چه امیر قلعهنویی و چه هر کس دیگر؛ بیایید به همین یک دهه اخیر نگاه کنیم: کارلوس کیروش بعد از آن همه افتخار و رساندن تیم ملی به صورت پیاپی به جام جهانی و تغییر نسل -که حالا میبینیم باارزشترین کار او بوده- در آخرین سال حضور در ایران دستمزد خود و اعضای کادر فنیاش به دو میلیون دلار نرسید.
میدانیم که در قرارداد بستن، مربی و بازیکن ایرانی آپشنِ پاداش میگذارند؛ یعنی برای قهرمانی در لیگ یا جام حذفی یا تورنومنتهای بینالمللی در باشگاهها و تیم ملی، بابت صعود یا عنوان و افتخار حداکثر تا ۱۵ الی ۲۰ درصد از کل قرارداد را آپشن پاداش میگذارند. حتی با سوءاستفاده از این عرف جهانی، دروازهبانی که برای گلری قرارداد بسته یا مهاجمی که برای گلزنی، به شکل رندانه بابت هر کلینشیت یا گل و پاس گل آپشن جدا میگیرد! انگار نه انگار که بابت همین تخصص با آنها قرار داد چند ۱۰میلیاردی بسته میشود!
به این ترتیب کیروش بابت هر دو صعود تیمش به جام جهانی ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ به علاوه اسکوچیچ -که آن همه تبلیغ شد قراردادش ریالی بوده نه دلاری- و تمام اعضای کادر فنی این دو مربی خارجی، روی هم بهاندازه سرمربی فعلی پاداش دلاری نگرفتند! حالا به کنه قضیه نگاه کنید که چطور میشود ما با مربی داخلی قرارداد دلاری ببندیم یا حداقل پاداشش را به دلار بدهیم؟! مگر نه اینکه در تمام این سالها فدراسیون وعده میداد که با مربیان بومی و قرارداد ریالی میبندد؟ حتی برای باشگاههای داخلی بخشنامه میکرد که با مربی خارجی هم نباید به دلار قرارداد ببندید؟ به این ترتیب بود که پای درهم و دینار هم در فوتبال ما وسط آمد!
تاکید موکد دادیم که اینجا و در این فقره، هیچ کاری با شخص امیر قلعهنویی نداریم؛ هر کس دیگری هم جای او باشد، وقتی پولی را به او بدهند، میگیرد. اصولا در هر شغلی، بستن قرارداد بین کارفرما و طرف دوم، تابع دو شرط اصلی است: لیاقت و توانمندی طرف بابت اجرای وظیفه، و شرافتمندانه و قانونیبودن آن کار، از این دو شرط که بگذریم، اینکه کارفرما چقدر میخواهد به طرف مقابل بدهد، به کسی ربطی ندارد. اینکه فدراسیون با هر مربی -از امیر قلعهنویی تا هر خارجی یا ایرانی دیگر- بابت کار فنی قرارداد میبندد و هر مربی -چه قلعهنویی، چه هر کس دیگر- پولی را که به او پیشنهاد میدهند میگیرد، در نفس دریافت ایرادی نیست. ایراد آنجاست که چرا باید فدراسیون یا کارفرما بعد از آنهمه شعار قرارداد دلاری ببندد؟ اگر در مورد برخی بازیکنان در لیگ برتر قرارداد دلاری بسته میشود، توجیه این است که آنها از کشورهای دیگر معادل همین پیشنهاد را دارند و نوسانات نرخ ارز در کشور ما، بازیکنان را وادار میکند این چنین خواسته خود را به باشگاه تحمیل کنند.
اما برای مربیان چه؟ کدام مربی ایرانی پیشنهاد قرارداد دلاری از کشورهای دیگر دارد؟ فرهاد مجیدی اولین مربی لژیونر در فوتبال حرفهای ما در این ربعقرن بود -جلال طالبی در لیگ تایلند یا افشین قطبی در هر جا، با پاسپورت و کارنامه کار در ایران قرارداد نبستند- و حالا در این یک سال اخیر، علیرضا منصوریان و یحیی گلمحمدی نیز به لیگ عراق رفتهاند. به جز آنها، کدام مربی داخلی پیشنهادی از هر کشور روی نقشه داشته یا دارد؟ که همه شک نداریم اگر چنین چیزی بود، قطعا آنها در ایران نمیماندند! پس بستن قرارداد یا دادن پاداش دلاری، به مربی ایرانی تابع چه منطق و شرایطی بود؟
شاید نخوانده باشید: میراث برانکو و کیروش را دیدیم، امیر قلعهنویی برای فوتبال ملی چه به یادگار گذاشت؟