بار دیگر در عمل ثابت شد فوتبال در قاره آسیا هنوز برای رسیدن به آفریقا و در مراحل بعدی آمریکای جنوبی و اروپا، کار و راه زیادی دارد. حتی در این جام جهانی که سهمیه قاره کهن به ۹ تیم رسید، میبینیم که هیچ نمایندهای از این قاره پهناور در جمع ۱۶ تیم برتر یک هشتم نهایی جام جهانی حضور ندارد.
اما آشکارا ژاپن و سپس با فاصله، کره جنوبی و استرالیا -که به تازگی به قاره آسیا پیوسته- با سایر تیمهای آسیایی فاصله انداختهاند. اگر اهل خواندن تاریخ نباشید و حوصله مرور سرگذشت سه دهه اخیر فوتبال ژاپن را ندارید، فقط کافیست به همین تیم استرالیا که از جام جهانی کنار رفت، نگاه کنید.
در المپیک استرالیا بازی را به مصر با دو گل باخت. بعد از دو سال در جام جهانی ۶ بازیکن آن تیم در ترکیب اصلی مردان سرزمین کانگوروها بازی میکردند. بازیکن ۲۰ ساله آنها بازی اول گل زد و در جام جهانی نیز دوباره به مصر برخوردند و این بار در ضربات پنالتی کنار رفتند.
همین تیم استرالیا چند ماه دیگر به جام ملتها میآید و با بازیکنان جوانی که حالا علاوه بر انگیزه و نیروی جوانی، دیگر تجربه جام جهانی را هم دارند، خواهید دید که چه بلایی سر بازیکنان ۳۷، ۳۸ ساله اشباع شده ما که نه نیرویی دارند و نه میلی، میآورند! استرالیا امروز از جام جهانی کنار رفت اما فردا را برد.
همان کاری که ژاپن از سه دهه قبل آغاز کرد، از فرصتها استفاده و به جوانانش میدان داد تا اگر قرار است شکستی هم خوردند، جوانان باشند که از آن شکست، تجربه برای آینده کسب کنند. آنها می دانستند در کوتاه مدت، در جام جهانی نمی توانند برای قهرمانی بجنگند. چیزی مفت و یک شبه بدست نمی آید، پس برای درازمدت و موفقیت برنامه ریزی کرده و فرصت را به جوانان دادند.
حالا نگاه کنید که ما چند دهه از فوتبال آسیا عقب افتادهایم! عقب افتادنی که ریشه در تفکر مدیران مربیان ما دارد.
بیشتر بخوانید: آلمان بهدنبال منجی؛ مأموریت بزرگ یورگن کلوپ برای ساختن تیم جنگنده با ذهنیت برنده