گروه اندیشه: در یادداشتی مختصر که توسط دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی در کانالش منتشر گردیده، به بررسی درس‌های بحران آب پرداخته شده است. در این مقاله، او به ۴ معیار اصلی اشاره می‌کند: ۱-سیاست فضیلت‌مندانه، ۲-خرد جمعی در برابر جنون جمعی، ۳-مدیریت روح و جسم مردم، و ۴-بحران آب به عنوان نشانه‌ای از بحران سیاسی. همچنین ۶ متغیر اصلی برای تحقق این معیارها شامل ۱-مشارکت اجتماعی، ۲-درک امور عمومی، ۳-کارکرد حاکمیت، ۴-ایجاد فضای زندگی متنوع اجتماعی و سیاسی، ۵-توجه به تواضع حکومت و ۶-انعقاد قرارداد جدید برای زندگی مشترک را نیز مورد بحث قرار می‌دهد. این یادداشت را پیش رو دارید:

****

در این جهان، ماه و خورشید و فلک به کار افتاده‌اند تا هم مردم و هم حاکمان درک کنند که سیاست به معنای عمومی بودن، منوط به مشارکت همگانی است. اگر حاکمان تصور کنند که تنها گله‌داری می‌کنند یا مردم به عنوان گیرندگان صرف خدمات نگاه کنند، در واقع در دوره‌ای از جنون جمعی زندگی می‌کنند. تنها در حضور سیاست فضیلت‌مندانه، خرد جمعی شکل می‌گیرد. هر دو نظام پهلوی و جمهوری اسلامی در زمینه مدیریت روحیه مردم ناکام بوده‌اند. روزگاری فرارسید که حکومت و مردم از یکدیگر بیگانه شدند. اکنون مشکل اصلی مدیریت جسم مردم است که بهتر از هر چیزی، ناتوانی نظام در این زمینه را نمایان می‌سازد.

ما در یک نقطه عطف تاریخی و سیاسی قرار داریم. نظام همواره می‌خواست تا مردم به دور شمع وجودش جمع شوند و انرژی به آن بدهند، اما اکنون برای نخستین بار، نظام خواستار پراکندگی مردم است. با این تدابیر، قصد دارد بار تأمین آب و برق را کاهش دهد. این اقدام به معنای این است که حکومت به جای پیشروی در عرصه زندگی مردم، در حال عقب‌نشینی است. هرچه جامعه کمتر متراکم و پراکنده‌تر باشد، مدیریت حاکمیت آسان‌تر خواهد بود.

مردم ایران همگی خردمند هستند، اما بحران آب نشان‌دهنده این است که آن‌ها در زندگی جمعی خود در یک جنون جمعی دست و پنجه نرم کرده‌اند و همچنان درگیر آن هستند. در این جنون جمعی، هم مردم و هم حکومت دخیل بوده‌اند. اگر مردم در مصرف آب تنها به خود و منافع زودگذر خود توجه داشته‌اند، این به خاطر فقدان درکی عمومی از مسائل اجتماعی است. برای ایجاد این درک، آن‌ها باید یکدیگر را در فضایی عمومی ملاقات کرده و تعدد و تنوع وجود یکدیگر را بپذیرند. از مشکلات جمعی خود آگاه شده و تصمیماتی برای کاهش آن بگیرند؛ همانند کاری که امروزه همسایگان در جلسات ماهانه در آپارتمان‌های خود انجام می‌دهند. وظیفه حکومت نیز اجرای تصمیمات عمومی است که همان سیاست فضیلت‌مندانه است.

متاسفانه، مردم از منظر شعور جمعی درک درستی از مشکلات اجتماعی ندارند و در کاهش آن‌ها نقشی ایفا نکرده‌اند. از سوی دیگر، حکومت نیز هیچ نسبت مستقیمی با مشکلات واقعی مردم نداشته است. با توجه به قدرت مالی و توان زیادش، اقداماتی انجام داده که هیچ ارتباطی با نیازها و مسائل واقعی مردم ندارد. بحران آب، خطرناک‌ترین و همزمان آموزنده‌ترین پدیده در حوزه سیاسی ماست که به مراتب بیشتر از خطرات ناشی از جنگ، زندگی جمعی را تهدید می‌کند. اگر بخواهیم از این بحران رهایی یابیم، احیای سیاست فضیلت‌مندانه و ایجاد فضای حیات اجتماعی و سیاسی متنوع لازم است. تواضع حکومت، پذیرش ناتوانی‌ها و کمبودهای قبلی، تلاش برای به دست آوردن اعتماد مردم، عقب‌نشینی از مواضع پیشین و آمادگی برای انعقاد قرارداد جدید برای زندگی مشترک، راه‌حل‌های اساسی برای خروج از بحران‌های کنونی محسوب می‌شوند.

۲۱۶۲۱۶

اشتراک‌گذاری »