این روزها، بهدلیل قطع آب و ناشی از بیبرنامگی و عدم کارآمدی برخی مسئولان، ما مردم ناچار شدهایم تا به روشهای ابتدایی مانند استفاده از آفتابه و دبه روی بیاوریم. اکنون دلمان برای مدیران و مسئولین تنگ شده است؛ آنهایی که سالهاست با بحران آب دست و پنجه نرم میکنیم و آنها درگیر مسائل کماهمیت بودهاند، حالا در این وضعیت ناامیدکننده چه میکنند؟
اخیراً کلیپی از صحبتهای یک فرد دارای دکترای آب که مسئولیتی در کشور دارد، مشاهده کردم. در صحبتهای او نسبت به بخشی از نظراتش معترض هستم و معتقدم که در بعضی موارد اغراق کرده است. البته موضوع فعالی که به آن پرداخته نمیشود، اما در این میان نکتهای وجود داشت که به نظرم شایسته تأمل و بررسی میباشد.
ایشان بیان کردند که در امر مدیریت روزمره کشور، دائما از استانداران و مسئولین خواسته میشود که آمار تولید محصولات کشاورزی را ارائه دهند. به این معنا که هرچه آمار تولید و صادرات بالاتر باشد، امتیازات بیشتری نصیب استانها خواهد شد؟
ایشان همچنین افزودند: اما هرگز به استانداران و مسئولان نمیگویند که با چه میزان آبی میتوانید چه مقدار محصولات کشاورزی تولید کنید؟
این سخنان بسیار منطقی و مهم است و میتواند به عنوان یکی از ملاکهای درک عمیق از مدیریت مورد استفاده قرار گیرد. این به آن معنا است که آقایان استاندار و مدیر، باید بدانند که با منابع و امکانات موجود چگونه میتوانند استان و منطقه خود را به سوی توسعه و پیشرفت هدایت کنند.
اگر به ۴۶ سال پس از انقلاب عادلانه نگاه کنیم،
در این ۴۶ سال، حدود ۱۰ سال درگیر جنگ و نزاعهای داخلی بودیم.
حدود ۱۰ سال دیگر نیز درگیر تنشهای پس از جنگ بودهایم.
بنابراین حدود ۲۶ سال از این ۴۶ سال باقی مانده که میتوان درباره آن بحث کرد.
سؤال این است: چرا در این ۲۶ سال نتوانستهایم به مسائل اصلی کشور از جمله ناترازیها و به ویژه ناترازی آب توجه کنیم و چرا تلاشی برای حل و مدیریت این مشکلات که به نوعی امنیت ملی محسوب میشوند، وجود نداشته است؟
مدتهاست درباره نفوذ صحبت میشود؛ میخواهیم دریابیم که این نفوذ چگونه صورت میگیرد. بدون شک، نفوذ به معنای فردی با چهره ماسکدار نیست که با نیرنگ و ضربهای محافظهکارانه به جامعه آسیب بزند. البته، ممکن است به این شکل هم باشد، اما عمق نفوذ به عدم باور و توهم خدمت مربوط میشود، درحالیکه در واقع، ریشههای جامعه را میزنیم.
نفوذ یعنی اینکه فرد در خدمت و وظیفه تقوا نداشته باشد و به اصرار در موقعیتی باقی بماند که در آن توان مفید بودن را ندارد و در پی هدر دادن سرمایه و زمان مردم و کشور است.
باید نگاهی به آیه ۳۴ سوره نمل بیندازیم که بهنظر میرسد خطاب به دولتها، مجالس و حتی قوه قضائیه است.
آیه چنین میفرماید: « إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَکَذَلِکَ یَفْعَلُونَ »
در اینجا، این “ملوک” میتواند به دولتها، وزرا، نمایندگان و مدیران ناکارآمد اطلاق شود که بهدروغ ادعا میکنند که میتوانند امانت مردم را حفظ کنند، اما نتیجه آن چیزی نیست جز ناترازیهایی که امروز شاهد آن هستیم.
رهبر معظم انقلاب با نگاه به ضرورت توسعه و پیشرفت کشور و بهمنظور بهروز کردن وضعیت، در سال ۱۳۸۸ شعار «اصلاح الگوهای مصرف» را مطرح کردند. هدف ایشان مدیریت مصرف، اقتصادی مطلوب و تأمین رفاه و امنیت جامعه بود. ظاهراً دولتها و مجالس و قوه قضاییه باید این شعار را در برنامههای خود قرار میدادند تا اقتصاد، صنعت، خدمات و کشاورزی کشور مدیریت و بهروز شوند.
دولتها و مجالس با وجود اینکه مطلع بودند این شعار مطرح شده، بهطرز نابخردانهای از موضوع اصلاح الگوها غفلت کردند.
“`html
بی توجهی به مسائل مهم در طی ۱۶ سال گذشته امروز به نتایج ناگوار آن منجر شده است؛ مشکلاتی که همگان شاهد آن هستند.
تجربه ناترازی در سوخت که هزینهای بالای ۲۰ میلیارد دلار در سال را به کشور تحمیل میکند، مساله ناترازی در برق، ناترازی در آب، عدم هدفمندی در پرداخت یارانهها و هدر رفت منابع ملی، و همچنین ناترازیهای مالی و بودجهای که موجب افزایش مداوم تورم شدهاند، از مشکلاتی هستند که فشار قابل توجهی بر اقتصاد و تولید ناخالص داخلی و تجارت خارجی وارد میآورند.
آیا این حالات، به معنای سستی و ضعف برنامهریزی مسئولین است که به بهانه تحریمها و توطئههای خارجی از آن فرار میکنند؟
صحبت من با مدیران و مسئولین مربوطه است.
آقای مسئول؛ مردم صبور و آگاه ما به خوبی مسائل را درک میکنند، اما شما به نظر نمیرسد که درکی از این موضوعات داشته باشید.
چنانکه امام خمینی رحمت الله فرمودهاند، «انسان باشید»، و واقعاً نمیدانم چگونه میتوان در مورد این همه ناکارآمدی و جهل نوشت؟
* امیر، خلبان بازنشسته و جانباز دفاع مقدس
“`