تحلیلگر سیاسی، رسول سلیمی: بوردیو، یک جامعهشناس فرانسوی، در تحلیلهای خود تأکید دارد که جامعه را از منظر یک میدان اجتماعی میبیند که در آن افراد با ویژگیهای خاص و سرمایههای مختلف وارد عمل میشوند. بر اساس او، میدان جایی است که افراد در آن به دنبال افزایش سرمایههای مختلفی از جمله سرمایههای اقتصادی، فرهنگی، نمادین و اجتماعی هستند تا به بیشترین میزان ممکن دست یابند.
بوردیو بر این باور است که میدانها بهعنوان منابع مختلف سرمایه به کار میروند و امکان تبادل سرمایه بین افراد وجود دارد. او تأکید دارد که در بالاترین سطح اجتماعی، یعنی میدان قدرت، فرد برتری که دارای بیشترین سرمایه کل هست، نظامیان و سیاستمداران هستند.
استفاده از سرمایههای کسبشده در میدانهای مختلف مانند اقتصاد و تجارت، فرهنگ و نمادین را میتوان برای افزایش سرمایه در میدان سیاست (قدرت سیاسی) به کار برد. از دیدگاه او، دولت نتیجه تجمع انواع سرمایه مختلف است که آن را به فرا-سرمایهای تبدیل میکند که بر سایر انواع سرمایه و صاحبان آن نفوذ دارد.
برای حفظ سرمایه و منافع ملی، چین از قدرت میدان و تبادل قدرتهای مختلف استفاده کرده و همچنان ساختار حزب کمونیست خود را حفظ کرده است. این کشور با تأکید بر عملگرایی اقتصادی و برنامهریزی متمرکز سیاسی، بر موقعیت جهانی خود تأثیر گذار است.
هماکنون چین با افزایش قدرت اقتصادی و هوشمند، درصدد تقویت قدرت نظامی و نرم خود برای تغییر موقعیت جهانی است. این نشان میدهد که تبادلات و روابط بینالمللی از اهمیت بالایی برخوردار هستند.
قدرت و توانمندی یک کنشگر در مذاکرات به اندازه موضوع مورد بحث است. آنچه قدرت قابل انتقال به کنشگر می دهد، رویکرد و تأثیر پذیرش اوست. تصمیمات گرفته شده توسط کنشگر تحت تأثیر قدرتش قرار می گیرد و این می تواند به دستیابی به نتایج مطلوب کمک کند.
اهمیت نظریه میدان و ورود مفاهیم نظریه به حوزه های آکادمیک در ایران در مذاکرات هسته ای بسیار مهم است. برخی از دیپلمات ها با انتقال تجربیات خود از این مذاکرات به موارد برجسته از انتقال قدرت در سطوح مختلف و بهره برداری از آن در مذاکره، اشاره کرده اند.
در کتاب “قدرت مذاکره” تألیف دکتر سید عباس عراقچی، نقش قدرت در مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 بررسی شده است. این کتاب بیان می کند که دو میدان دیپلماسی وجود دارد که در مذاکرات به کار می رود: میدان عمل که بیشتر در حوزه داخلی و گاهی با تقویت خارجی مطرح می شود و میدان مذاکره که مربوط به امور بین المللی است و دارایی ها در این محیط قدرت تبدیل به امنیت و اعتبار می شوند.
عراقچی بر اهمیت توانایی دفاعی ایران در مذاکرات هسته ای تأکید دارد و بر این باور است که اگر این توانایی وجود نداشته باشد، کشور قربانی حملات خواهد شد. او به مثال هایی از حملات به تأسیسات هسته ای در عراق و سوریه اشاره می کند تا نشان دهد که فقدان توانایی دفاعی می تواند عواقب جدی داشته باشد.
نقش تقویت کننده دیپلماسی در تعامل با میدان های مختلف، به خصوص توانمندی موشکی ایران، به عنوان یک خط قرمز مهم برای مذاکره ها بررسی می شود. آرا قاطی به این نکته می پردازد که موفقیت های به دست آمده در مذاکرات هسته ای بر اساس بهره بردن از قدرت و توانایی های موجود در هر کشور است.
در کل، قدرت و توانمندی در مذاکرات اهمیت بالایی دارد و باید به درستی مورد بررسی قرار گیرد تا به بهترین نتیجه برسیم.توانایی مقابله با تحریمها ناکارآمد بود که تهدیدها را به مهمترین ابزار غرب برای مقابله با پیشرفت برنامه هستهای ایران تبدیل کرد. تحریمها هزینههای بزرگی را به مردم و کشور تحمیل کرد، اما نتوانستند اقتصاد ایران را فلج کنند. توانایی مقاومت مردم و نظام در برابر این تحریمها، نشانهای از قدرت ملی بود. تحریمها نه آن زمان و نه در آینده قادر نبودند آنها را به اهداف خود برسانند. بنابراین، آقای عراقچی به قدرت هستهای ایران اشاره کرده و اینکه توانایی علمی ایران در امور هستهای طرف مقابل را به مذاکره وادار کرد. اگر توانمندی هستهای کشور وجود نداشت، اثر مذاکرات نمیتوانست به وجود بیاید. در نهایت، قدرت سیاسی نیز نقش مهمی در این میدان داشته و ثبات سیاسی کشور مسئلهای بسیار حیاتی بود. توان تأثیر گذاری بالا در سطح منطقه به دلیل مشارکت سیاسی بالا از سوی مردم نشان داد که قویترین عامل در مذاکرات موفق است. این موارد همگی نشاندهنده توانایی ایران در میدان بینالمللی است.