رسول سلیمی: با آغاز ریاست جمهوری دوباره دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵، شاهد موج جدیدی از تغییرات در سیاست خارجی ایالات متحده خواهیم بود. ترامپ که در دوره اول خود (۲۰۱۷-۲۰۲۱) با پرچم «اول آمریکا» و رویکرد دیپلماسی تراکنشی، تغییرات بنیادینی را در خاورمیانه به وجود آورد، حال با وعده احیای پیمان ابراهیم و گسترش عادی سازی روابط اعراب با اسرائیل، به صحنه آمده است.
در عین حال، این تحولات در دورانی اتفاق میافتد که منطقه با بحران غزه، افزایش تنشها با ایران و چالشهای امنیتی دست و پنجه نرم میکند. اما پرسش این است که سیاستهای ترامپ چه تأثیری بر روابط آمریکا و عربستان خواهد گذاشت و چه عواقبی برای ایران و فلسطین به دنبال خواهد داشت؟
ادامه دیپلماسی تراکنشی و اولویتهای منطقهای
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که سیاست خاورمیانهای ترامپ در دور دوم، بیشتر به پیروی از «معاملهگرایی سخت» متمایل است. در این چارچوب، واشنگتن درصدد دستیابی به امتیازات مشخصی در برابر حمایتهای سیاسی و امنیتی است. دو اولویت اصلی ترامپ در خاورمیانه شامل موارد زیر است:
۱- احیای پیمان ابراهیم با افزودن عربستان به این پیمان و تسریع در پیادهسازی عادیسازی روابط اعراب و اسرائیل
۲- تقویت ائتلاف ضد ایران با ساماندهی همکاریها میان ریاض و تل آویو
ترامپ در هفتههای ابتدایی ریاستجمهوری خود، با اعزام توماس فریدمن، دیپلمات ارشدش، به ریاض و تل آویو، سعی کرد مذاکرات متوقفشده درباره پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم را احیا کند.
عربستان به دلیل نگرانی از واکنش افکار عمومی جهان عرب و وضعیت غزه، پیش از این از امضای این پیمان اجتناب کرده است. با این حال، فشارهای ترامپ برای تحقق این هدف، نقش تعیینکنندهای در تحولات آینده خواهد داشت.

خواستههای بن سلمان: قیمت پیوستن به پیمان ابراهیم
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان که تمایل به عادیسازی روابط با اسرائیل دارد، به هر حال در ازای این اقدام خواستههای سنگینی از ایالات متحده دارد. طبق گزارش موسسه (MEI)، موارد اصلی خواستههای ریاض شامل موارد زیر است:
– تضمین کامل امنیتی: عربستان خواهان توافقی مشابه پیمان ناتو است که در آن واشنگتن متعهد شود تا از عربستان در برابر تهدیدات خارجی (به ویژه ایران) دفاع کند.
– دسترسی به فناوریهای نظامی پیشرفته: تأمین جنگندههای اف-۳۵ و سیستمهای دفاع موشکی THAAD
– حمایت از برنامه هستهای غیرنظامی عربستان: لغو محدودیتهای کنونی در زمینه غنیسازی اورانیوم
– کاهش فشارها در زمینه حقوق بشر: غفلت از پرونده قتل جمال خاشقجی و سایر انتقادات بینالمللی
ترامپ که در دوره اول، فروش سلاح به عربستان را افزایش داد، احتمالاً برای جلب رضایت بن سلمان، به این خواستهها پاسخ مثبت خواهد داد.
با این وجود، چالش اصلی در برابر انتقال فناوریهای حساس به ریاض، مقاومت کنگره آمریکا است. ترامپ ممکن است با بهرهگیری از اختیارات ویژه ریاستجمهوری، این موانع را کنار بزند.

پیمان ابراهیم ۲: تحلیل فرصتها و تهدیدها
امضای پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰ با واسطهگری ترامپ میان کشورهای اسرائیل، امارات، بحرین و مراکش، یک رویداد مهم در تاریخ دیپلماسی خاورمیانه به شمار میآید. الحاق عربستان به این پیمان میتواند به تحقق هویتطلبی تل آویو در زمینه به رسمیت شناخته شدن از سوی بزرگترین قدرت عربی تبدیل شود. اما این توافق به چندین شرط مهم وابسته است:
– تضمینهای امنیتی ایالات متحده: عربستان در صورتی به پذیرش خطرات سیاسی ناشی از عادیسازی روابط تن میدهد که با تضمینهای کافی مواجه شود.
– پیشرفت در موضوع فلسطین: با وجود بیاعتنایی ترامپ، عربستان نمیتواند کاملاً از حفظ حقوق فلسطینیها صرفنظر کند. به نظر میرسد بن سلمان خواهان اعطای امتیازات نمادین به فلسطینیها از سوی اسرائیل (نظیر افزایش اختیارات محدود در کرانه باختری) باشد تا افکار عمومی را آرامی بخشد.
– هماهنگی در برابر ایران: عربستان و اسرائیل به دنبال تشدید تحریمها و احتمالا اقدامات نظامی علیه برنامه هستهای ایران میباشند. بنابراین، پیوستن به پیمان ابراهیم ممکن است با تضعیف قدرت هستهای ایران مرتبط باشد.
ایران در کانون توجه: بازگشت تحریمها و احتمالات در تشدید بحرانها
سیاستهای ترامپ در ارتباط با ایران یکی از ارکان کلیدی همکاریهای واشنگتن، ریاض و تل آویو به شمار میآید. کارشناسان بر این باورند که ترامپ با وضع تحریمهای حداکثری، قصد دارد به ناتوانی اقتصادی ایران کمک کند. این اقدامات همراه با شدت بخشیدن به فعالیتهای خرابکاری در داخل ایران (شامل پشتیبانی از گروههای جدایی طلب) ممکن است تنشها را به سطوح خطرناک سوق دهد.
علاوه بر این، همکاریهای امنیتی عربستان با اسرائیل به کمک آمریکا میتواند منجر به شکلگیری یک «ناتوی عربی-اسرائیلی» برای مقابله با ایران شود. با این حال، به اعتقاد کارشناسان، ایران احتمالاً با نیرومند کردن محور مقاومت به این چالش پاسخ خواهد داد.

غزه: شکنندگی آتشبس و احتمال بروز دوباره بحران
پس از آتشبس موقت سال ۲۰۲۵، وضعیت غزه همچنان شکننده باقی مانده است. ترامپ که در دوره قبلی ریاستجمهوری خود سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل کرده و طرحی تحت عنوان «معامله قرن» را با هدف حذف حقوق فلسطینیها اجرا کرد، حالا به دنبال استفاده از غزه به عنوان یک ابزار فشار برای تسریع فرآیند عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان است. طبق اطلاعات نیویورکر، ترامپ ممکن است با قطع حمایتهای مالی ایالات متحده از آژانس اونروا (سازمان کمک به آوارگان فلسطینی) و تشویق اسرائیل به تنگتر کردن محاصره غزه، حماس را به تسلیم وادار کند.
در یک سناریوی خوشبینانه، ممکن است این وضعیت عربستان را با تضمینهای امنیتی به پیمان ابراهیم نزدیک کند و فشار سهجانبه آمریکا-عربستان-اسرائیل فرضا ایران را به مذاکرات وادار کند. اما در یک سناریوی بدبینانه، عربستان به دلیل اختلافات داخلی از پیوستن به پیمان ابراهیم صرف نظر خواهد کرد و این میتواند به تشدید منازعات نظامی میان محور مقاومت و اسرائیل منجر شود.
آینده خاورمیانه تحت تأثیر ترامپ
پیشبینی میشود که در دومین دوره ریاستجمهوری ترامپ، خاورمیانه با تحولات عمیق در عرصه ژئوپلیتیک مواجه خواهد شد. موفقیت یا عدم موفقیت او در الحاق عربستان به پیمان ابراهیم نه تنها بر آینده روابط اعراب و اسرائیل بلکه بر موازنه قدرت در برابر ایران و وضعیت غزه نیز تأثیرگذار خواهد بود. با این حال، هزینههای ناشی از این سیاستها ممکن است به افزایش خشونت و ناپایداری در کوتاهمدت منجر شود. در این میان، نقش کشورهای اروپایی، روسیه و چین به عنوان بازیگران فرامنطقهای نیز باید جدی گرفته شود. ترامپ در دور دوم ریاستجمهوریاش، چه بخواهیم و چه نخواهیم، تأثیراتی بر خاورمیانه بر جا خواهد گذاشت.
311213