رسول سلیمی: به عنوان سرآمد قوه مجریه، رئیس جمهور ایالات متحده ابزارهای گوناگونی در اختیار دارد تا سیاست‌های خود را عملی کند. در حالی که تصویب قوانین به همکاری کنگره نیازمند است، ولی رئیس جمهور می‌تواند با استفاده از دستورات اجرایی، اعلامیه‌ها، یادداشت‌ها یا فرمان‌های اداری، تغییرات سریعی و مشهودی در سیستم حکومتی ایجاد کند. این ابزارها که به نوعی به عنوان «قدرت قلم و تلفن» (Power of Pen and Phone) شناخته می‌شوند، نقشی حیاتی در تحقق اهداف سیاسی روسای جمهوری از فرانکلین روزولت تا جو بایدن داشته‌اند. اما تفاوت‌های میان این دستورات چه می‌باشد؟ چرا برخی از این دستورات سبب بروز جنجال‌های حقوقی می‌شوند در حالی که برخی دیگر به آسانی پیاده‌سازی می‌شوند؟ در این مقاله، به بررسی چهار ابزار کلیدی رئیس‌جمهوری ایالات متحده می‌پردازیم: فرمان اجرایی، اعلامیه ریاست جمهوری، یادداشت ریاست جمهوری و فرمان‌های اداری یا همان «بخشنامه‌های ریاست جمهوری».

 ۱. فرمان اجرایی (Executive Order): سلاح پنهانی سران کشور

فرمان اجرایی، یک دستور کتبی از سوی رئیس‌جمهور است که الزام‌آور برای دستگاه‌های فدرال می‌باشد. این فرمان‌ها براساس اختیاراتی که از طریق قانون اساسی (ماده دوم) یا از طریق مصوبات کنگره به رئیس‌جمهور تفویض شده، صادر می‌شوند. این فرمان‌های اجرایی در ثبت فدرال (Federal Register) منتشر و دارای اثر قانونی هستند، به شرطی که با قوانین مصوب کنگره یا قانون اساسی منافات نداشته باشند.

به عنوان مثال، فرمان اجرایی ۹۰۶۶ صادره در سال ۱۹۴۲ به دستور فرانکلین روزولت بیش از ۱۲۰ هزار آمریکایی از نژاد ژاپنی را در اردوگاه‌های موقت بازداشت کرد. این فرمان به نام «امنیت ملی» صادر شده و برای سال‌ها به‌عنوان نمونه‌ای از نقض حقوق مدنی انتقاد شده است. همچنین در سال ۲۰۱۷، دولت ترامپ با صدور فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹، ممنوعیتی برای سفر پناهندگان از ۷ کشور عمدتاً مسلمان به آمریکا ایجاد کرد. این فرمان با واکنش‌های عمومی گسترده و چالش‌های حقوقی روبه‌رو شد، اما در نهایت نسخه اصلاح‌شده‌اش به تأیید دیوان عالی رسید.

فرمان‌های اجرایی به رئیس‌جمهور این امکان را می‌دهند که بدون نیاز به تصویب کنگره، تغییرات فوری را اعمال کند. با این حال، قوه قضائیه می‌تواند آن‌ها را لغو کند (مانند فرمان ترومن برای ملی‌سازی کارخانه‌های فولادی که در سال ۱۹۵۲ توسط دیوان عالی باطل شد). از این رو، روسای جمهوری ایالات متحده معمولاً با احتیاط از این ابزار استفاده می‌کنند.

 ۲. اعلامیه ریاست جمهوری (Presidential Proclamation): صدای نمادین قوه مجریه

اعلامیه‌های ریاست جمهوری عملاً بیانیه‌های عمومی هستند که وضعیت حقوقی خاصی را مشخص یا تغییر می‌دهند. این اعلامیه‌ها اغلب بر اساس اختیارات تفویض‌شده توسط کنگره صادر می‌شوند و در زمینه‌هایی نظیر تجارت بین‌الملل، مهاجرت یا حفظ محیط زیست کاربرد دارند.

به عنوان یک نمونه، در سال ۲۰۱۶، باراک اوباما با صدور اعلامیه ۹۴۵۷، ۱.۳۵ میلیون هکتار از اراضی یوتا را تحت حفاظت قرار داد. اما در سال ۲۰۱۷، دولت ترامپ با صدور اعلامیه دیگری، ۸۵ درصد از این منطقه را از فهرست مناطق حفاظت‌شده خارج کرد. در مسائل سیاست خارجی نیز در سال ۱۹۷۹، جیمی کارتر با اعلامیه ۴۷۰۱، تحریم‌های اقتصادی علیه ایران پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران را اجرایی نمود.

به طور کلی، اعلامیه‌ها به‌ندرت برای اهداف نمادین یا اجرای احکام قانونی موجود به کار می‌روند، اما ممکن است آثار اقتصادی قابل توجهی (مانند تعرفه‌های تجاری) را به همراه داشته باشند. برخلاف فرمان‌های اجرایی، برخی از اعلامیه‌ها به تأیید کنگره نیاز دارند (مانند توافقات تجاری تحت قانون اختیارات تجاری).

وضیعت ترامپ و سیاست‌های او علیه ایران؛ آیا رئیس جمهوری ایالات متحده معادل پادشاهی است؟

 ۳. یادداشت‌های ریاست جمهوری (Presidential Memorandum): دستورات غیررسمی

یادداشت‌های ریاست جمهوری که مانند فرمان‌های اجرایی عمل می‌کنند، در واقع برای مسائل داخلی قوه مجریه یا ارائه دستورالعمل‌های فنی به کار گرفته می‌شوند. این یادداشت‌ها ممکن است الزام‌آور باشند، با این حال، همیشه در ثبت ملی فدرال درج نمی‌شوند و معمولاً به سرعت بیشتری صادر می‌گردند. در روزهای اخیر، ترامپ با بهره‌گیری از این ابزار علیه ایران به شدت فشار را افزایش داده است.

یکی از موارد مشابه در سیاست داخلی ایالات متحده به ژانویه ۲۰۲۱ برمی‌گردد که جو بایدن با امضای یک یادداشت ریاست جمهوری، هرگونه تبعیض بر اساس هویت جنسیتی یا گرایش جنسی در محل کارهای فدرال را ممنوع اعلام کرد. این یادداشت برگرفته از تفسیر وزارت دادگستری در خصوص قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ بود. در زمینه سیاست خارجی، اوباما در سال ۲۰۱۴ با صدور یادداشتی به وزارت دفاع، دستور گسترش حملات پهپادی علیه گروه دولت اسلامی (داعش) در سوریه را صادر کرد، بدون اینکه رسماً اعلان جنگ کند.

تحلیلگران سیاسی بر این باورند که یادداشت‌ها، انعطاف‌پذیرتر از سایر دستورات هستند اما به دلیل عدم انتشار رسمی، شفافیت کمتری دارند. در سال ۲۰۲۰، ترامپ سعی کرد با یک یادداشت، سرشماری مهاجران غیرقانونی را اجباری کند اما این اقدام مورد اعتراض قرار گرفت و دادگاه‌ها آن را غیرقانونی اعلام کردند.

 ۴. فرمان‌های اداری (Administrative Orders) یا بخشنامه‌های ریاست جمهوری (Presidential Directives):

این نوع فرمان‌ها که بیشتر به مسائل امنیت ملی و دفاع مربوط می‌شوند، اغلب به صورت محرمانه منتشر می‌گردند و معمولاً تحت عناوینی مانند دستورالعمل امنیت ملی (NSDD) یا بخشنامه ریاست جمهوری (PD) صادر می‌شوند. قانونی که پشت این دستورات قرار دارد معمولاً مرتبط با قانون ۱۹۴۷ امنیت ملی است که شورای امنیت ملی (NSC) را تأسیس کرد.

یکی از مهم‌ترین این فرامین به سال ۲۰۰۱ برمی‌گردد، زمانی که جورج دبلیو بوش با صدور بخشنامه امنیت ملی شماره ۹ (NSPD-۹)، چهارچوبی برای جنگ علیه تروریسم پس از حملات ۱۱ سپتامبر تعیین کرد. این بخشی نامه شرایط را برای انجام عملیات نظامی در افغانستان تسهیل نمود. همچنین، در دوران کارتر، بخشنامه ریاست جمهوری شماره ۵۹ (PD-۵۹) جهت‌گیری استراتژی هسته‌ای ایالات متحده را به سمت «جنگ طولانی هسته‌ای» سوق داد، اما به دلیل محرمانه بودن، جزئیات آن برای سال‌ها ناشناخته ماند. این ابزار به رئیس‌جمهور این امکان را می‌دهد که سیاست‌های حساس را با نظارت کمتری پیش ببرد، اما عدم شفافیت ممکن است به سوءاستفاده از قدرت منجر شود.

طرح ترامپ درباره ایران؛ آیا رئیس جمهور امریکا معادل پادشاهی است؟

ادامه قدرت و مسئولیت در امضای ریاست جمهوری ایالات متحده

ابزارهای اجرایی رئیس جمهور ایالات متحده نشان‌دهنده توازن حساس میان کارایی و دموکراسی هستند. از یک سو، این ابزارها به رهبران این امکان را می‌دهند که در موارد بحرانی به سرعت عمل کنند؛ اما از سوی دیگر، فقدان نظارت کافی می‌تواند به تمرکز خطرناک قدرت منجر شود. قوه قضائیه و کنگره نقشی کلیدی در نظارت بر این دستورات ایفا می‌کنند، اما در واقع، بسیاری از این دستورات بخصوص در حوزه امنیت ملی با چالش کمی اجرا می‌شوند.

در زمانی که اختلافات سیاسی در آمریکا به اوج خود رسیده، استفاده از این ابزارها نه تنها در آینده ادامه خواهد داشت، بلکه به سلاحی در نبرد میان قوای سه‌گانه این کشور بدل خواهد شد. پاسخ به این پرسش که «آیا رئیس جمهور امریکا به نوعی معادل پادشاه است؟» همچنان ذهن تحلیلگران حوزه سیاسی را به خود مشغول می‌کند!

۲۱۳۳۱۵

اشتراک‌گذاری »