“`html

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده، در آخرین بیانات خود درباره وضعیت ایران، ترکیبی از تهدیدات ضمنی و پیشنهاد گفتگو را مطرح کرده است. او با اشاره به احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران، از یک سمت بر استراتژی فشار حداکثری تاکید کرده و از سوی دیگر، به دنبال یک توافقی است که تحت نظارت آمریکا صورت گیرد. این رویکرد، نمایانگر یک سیاست coercion غیرشفاف است که هدف آن、فشار آوردن به ایران از طریق تهدیدات غیرمستقیم با حفظ امکان گفت‌وگو از موضع قدرت است.

در این شرایط، واکنش ایران باید فراتر از یک پاسخ احساسی و فوری باشد و باید در راستای اصول علمی، حقوقی و دیپلماسی چندجانبه طراحی شود؛ تا ضمن تقویت قدرت بازدارندگی، مشروعیت بین‌المللی کشور را حفظ کرده و هزینه‌های ناشی از سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ایالات متحده را افزایش دهد.
 

۱. جنگ ذهنی و مدیریت افکار عمومی جهانی

ترامپ در اظهارات خود، دو پیام متضاد را به‌طور همزمان ارسال نموده است:

تهدید غیرمستقیم به اقدام نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران با پشتیبانی واشنگتن

تمایل به مذاکرات و دستیابی به توافق تحت نظارت کامل ایالات متحده

این روش که در زمینه امنیت از آن با عنوان دیپلماسی تحمیلی یاد می‌شود، با هدف ابهام استراتژیک طراحی شده تا ایران را در وضعیتی مبهم قرار دهد و تصمیمات آن را با چالش مواجه کند.

واکنش ایران باید حول محورهای زیر بسیار متمرکز باشد:

۱. افشای رسانه‌ای نسبت به تناقضات واشنگتن: ایران باید از طریق رسانه‌های بین‌المللی، به ویژه در تریبون‌های حقوقی و سیاسی، به این تضادها پرداخته و نشان دهد که این سیاست بخش مهمی از راهبرد فشار حداکثری است که فاقد مستندات عملی می‌باشد.

۲. مدیریت افکار عمومی جهانی نسبت به تبعات اقدام نظامی: ایران می‌تواند با استناد به منشور سازمان ملل و اصول حقوق بین‌الملل، جامعه جهانی را نسبت به نتایج خطرناک ماجراجویی‌های نظامی اسرائیل آگاه سازد و تهدیدات نظامی را به عنوان سیاست‌های غیرقانونی و ضد صلح معرفی کند.

۳. بهره‌گیری از دیپلماسی عمومی به منظور جلب حمایت‌های جهانی: جمهوری اسلامی باید همزمان از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی مانند همکاری با سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی برای مذمت هر نوع تهدید نظامی استفاده کند.
 

۲. تاکید بر اصول حقوق بین‌الملل و توافقات موجود

هر گونه توافق جدید باید در چارچوب تعهدات پیشین و بر اساس اصول لزوم وفای به عهد صورت گیرد. آمریکا به‌واسطه خروج یک‌جانبه‌اش از توافق جامع هسته‌ای، فاقد مشروعیت برای اعمال شروط جدید بر ایران است. بنابراین:

۱. برنامه هسته‌ای ایران تحت نظارت آژانس انرژی اتمی قرار دارد و گزارشات آژانس نشان می‌دهند که هیچ انحرافی از تعهدات مرتبط با این حوزه وجود ندارد. این مورد باید به عنوان یک سند معتبر بین‌المللی در مذاکرات آتی مورد استناد قرار گیرد.

۲. بازگشت آمریکا به تعهدات بین‌المللی، شرط لازم برای هر گونه مذاکرات جدید می‌باشد. خروج واشنگتن از توافق هسته‌ای، بزرگترین مانع بر سر راه توافقات بوده و ایران نباید هیچ مذاکره‌ای را پیش از بازگشت رسمی ایالات متحده به تعهدات، بپذیرد.

۳. ایجاد ائتلاف جهانی علیه سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه ایالات متحده: ایران باید از ظرفیت کشورهای اروپایی، چین و روسیه بهره‌برداری کرده و همکاری‌های چندجانبه را ترویج کند.

 
۳. تقویت بازدارندگی نظامی و افزایش قابلیت‌های دفاعی

هر تهدید احتمالی به اقدام نظامی علیه ایران باید با تقویت روش‌های بازدارندگی مبتنی بر انکار و تنبیه مقابله شود. در این راستا، ایران باید:

۱. سرمایه‌گذاری در توسعه سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی را تشدید کند: تهدیدات آمریکا و اسرائیل به ویژه در زمینه حملات هوایی و سایبری نیازمند تجهیز نیروهای مسلح به سامانه‌های دفاع هوایی چندلایه و توانمندی‌های بازدارنده نامتقارن است.

۲. گسترش توانمندی‌های آفندی برای افزایش هزینه‌های احتمالی تجاوز: تقویت توان موشکی، پهپادی و جنگ الکترونیک می‌تواند به عنوان بخشی از بازدارندگی فعال مورد استفاده قرار گیرد.

“`

گرفته شود.

۳. تقویت حضور نظامی در مناطق راهبردی: نمایندگی نظامی در نقاط استراتژیک مانند خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای سرخ، می‌تواند جزء سیاست دفاع پیش‌دستانه (forward defense) باشد که قادر است مانع از ماجراجویی‌های نظامی دشمن شود.

۴. استفاده از اهرم‌های راهبردی در سیاست خارجی

یکی از عوامل کلیدی دیپلماسی موثر، اهرم‌سازی استراتژیک (strategic leverage) محسوب می‌شود که ایران می‌تواند در چهارچوب‌های زیر از آن بهره برداری کند:

۱. حفظ استقلال در سیاست خارجی: مذاکرات باید از موقعیت قدرتمند صورت گیرد و نه از موقعیت ضعیف. پیش‌شرط ایران باید لغو تحریم‌ها و بازگشت ایالات متحده به برجام باشد.

۲. تقویت دیپلماسی اقتصادی: ایران باید به ائتلاف با اقتصادهای نوظهور مانند چین، روسیه و کشورهای منطقه جنوب شرق آسیا توجه کند تا به کاهش تاثیر تحریم‌های آمریکا کمک کند.

۳. تعامل مشروط با ایالات متحده: اگر ترامپ واقعاً در پی رسیدن به توافق است، ایران می‌بایست با زیرکی مذاکرات را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که بالاترین امتیازات را بدون پذیرش توافقی نامطلوب به دست آورد.

جمع‌بندی: سیاست بازدارندگی جامع در برابر فشارها

عملکرد ایران باید مطابق با بازدارندگی یکپارچه (integrated deterrence) برنامه‌ریزی شود که شامل دیپلماسی فعال، تقویت توان دفاعی، و افزایش هزینه‌های نظامی علیه کشور باشد.

راز موفقیت در این اوضاع حفظ موضع قدرت، بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک، توسعه توان نظامی، و ایجاد همگرایی بین‌المللی است. ایران نباید در تله بازی‌های تاکتیکی ترامپ گرفتار شود، بلکه لازم است با مدیریت هوشمندانه شرایط، از فرصت‌های دیپلماتیک جهت تقویت موقعیت خود در معادلات جهانی استفاده کند.

311311

اشتراک‌گذاری »