طبق گزارشهای منتشر شده از خبرگزاری صحت خبر، رحمن قهرمانپور، متخصص در امور بینالملل، در مصاحبهای با روزنامه شرق به نکات حائز اهمیتی درباره توافق بین آمریکا و روسیه، درگیریهای اوکراین و دیگر موضوعات مرتبط پرداخته است. در ادامه بخشهایی از این گفتگو را مرور میکنیم؛
جناب قهرمانپور با توجه به اینکه معمولاً کمتر از واژههایی چون «کارت بازی»، «اهرم فشار» یا «وجهالمصالحه» در صحبتهای خود استفاده میکنید، اما واقعاً پذیرفتن این است که استفاده از این اصطلاحات در وضعیت کنونی اجتنابناپذیر شده است. در یک سمت این معادله، شاهد هستیم که دونالد ترامپ با نگاهی تجاری به سیاست خارجی خود ادامه میدهد و در سوی دیگر، ولادیمیر پوتین قرار دارد که به حضور واقعگرایانه و جاهطلبی دیپلماتیک شهرت دارد. با توجه به این نکات و همزمانی اخیر تماس تلفنی بین روسایجمهور دو کشور و آغاز مذاکرات وزرای امور خارجه در ریاض، آیا میتوان انتظار داشت که ایران بهعنوان وسیلهای برای مذاکره بین این دو قدرت بزرگ مورد استفاده قرار گیرد؟ درواقع، جایگاه تهران در روابط واشنگتن و مسکو چیست؟
شما بهخصوص به مذاکرات آمریکا و روسیه در مورد جنگ اوکراین اشاره دارید…
بله
نگاه کنید، مذاکرات بین واشنگتن و مسکو در خصوص بحران اوکراین بیش از آنکه مستقیماً به ایران مرتبط باشد، برای اروپا بهعنوان متحد تاریخی آمریکا اهمیت بهسزایی دارد. در این راستا، میتوان گفت که متغیر سوم در این معادله، خود اروپاییها هستند. زیرا ادامه جنگ در اوکراین یا احتمال صلح و خاتمه آن تأثیر مستقیمی بر ساختار امنیتی اروپا خواهد داشت. بنابراین، شروع مذاکرات بین روسیه و آمریکا بدون حضور طرفهای اروپایی میتواند به منزله تأیید نقشههای روسیه و پوتین در مناطق اطراف خود نظیر اوکراین و حتی گرجستان تعبیر شود. بهعلاوه، تاریخ نشان داده که روسیه در کنار اوکراین، موجب جدایی سه استان گرجستان هم شده و اینگونه ادعاها را در دیگر مناطق اطراف نیز مطرح نموده است. به همین خاطر، من معتقدم که مذاکرات و نوع تعاملات میان ترامپ و پوتین در راستای صلح در اوکراین بیشتر از آنکه ایران را تحت تأثیر قرار دهد، برای اروپا اهمیت دارد.
شما از دیدگاه اروپاییها به مسئله پرداختهاید. اما آیا درصدی، حتی اندک، برای قربانی شدن ایران در جنگ اوکراین به پای منافع آمریکا و روسیه قائل نیستید؟
این سؤالی بسیار مهم و قابل توجه است. در حال حاضر، در افکار عمومی نگرانیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه آیا ایران نمیتواند بهعنوان ابزار یا وجه المصالحهای میان ترامپ و پوتین در مذاکرات برای پایان جنگ اوکراین قرار گیرد. بهویژه با توجه به اینکه یکی از مقامات سابق کشور بدون ارائه مستندات مدعی شده که اطلاعاتی دارد مبنی بر اینکه در مذاکرات پشت پرده، ترامپ و پوتین درباره ایران صحبت کردهاند. اما واقعیت این است که هیچ دلیل و مدرک مستند و روشنی در این ارتباط موجود نیست. در حال حاضر، موضوع اصلی مذاکرات پوتین و ترامپ بیشتر بر روی تقویت روابط دوجانبه و تعیین نحوه خاتمه جنگ اوکراین متمرکز است و اگر این موضوع توسعه یابد، پس از آمریکا و روسیه، اروپاییها خواهند بود که بهعنوان متغیر سوم در این روابط به شدت درگیر خواهند شد.
در ادامه مشخصاً مسئله چین نیز در الویت قرار خواهد گرفت و در مراحل بعد میتوان به موضوع ایران پرداخت. به هر حال، ایران بهعنوان یکی از کشورهایی که در طول جنگ اوکراین همواره از سوی اروپا و آمریکا به حمایت تسلیحاتی از روسیه متهم بوده، مطرح شده است. بنابراین، من اعتقاد دارم که زمانی مسئله ایران در روابط خود با روسیه معنا پیدا خواهد کرد که موضوعات مرتبط با اروپا و چین به نحو شایسته حل و فصل شوند. پس نمیتوان به سادگی تصور کرد که با ملاقات وزرای امور خارجه آمریکا و روسیه یا گفتگوهای تلفنی پوتین و ترامپ، همه چیز به سرعت حل و فصل خواهد شد. خیر، اینگونه نیست. در حال حاضر تنها گامهای اولیه برداشته شده و فاصله زیادی تا رسیدن به توافق نهایی وجود دارد. همچنین، مطالبات و خواستههای طرفین از یکدیگر بهطرز قابل توجهی زیاد است.
پس چرا این نشست اینقدر سریع و در کمتر از یک ماه پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید برگزار شد؟
بنظر من، ترامپ با این اقدام خود، تلاشی برای نشان دادن واکنش به طرفدارانش کرده و اعلام کرده که به وعدههای انتخاباتی خود وفا کرده است. قصد دارد تا بهزودی اقداماتی را برای خاتمه جنگ اوکراین و کاهش هزینههای آمریکا آغاز کند. اما واضح است که موانع بسیار زیادی در این مسیر وجود دارد و اگر دونالد ترامپ موافقت کند که مناطق اشغال شده اوکراین به روسیه الحاق شوند، این یک اقدام شگفتآور در نظام بینالملل خواهد بود که میتواند عواقب وخیمی به همراه داشته باشد.
بیایید به بخشی از تحلیل شما در مورد مذاکرات و روابط جدید روسیه و آمریکا برگردیم. شما بیان کردید که «ایران در اولویتهای چندم قرار دارد.» با این حال منطقی است که حتی در اولویتهای کلیدی مانند پایان جنگ اوکراین، مهار چین و معادلات خاورمیانه، بهطور مستقیم و غیرمستقیم، ایران هم دخیل است. آیا این موضوع نمیتواند ایران را به عنوان یک اولویت کلیدی معرفی کند؟
این نکتهای که بیان کردید کاملاً صحیح است. شما به ارتباط این موضوعات با ایران اشاره دارید، اما نیاز است که از دیدگاهی دیگر هم به این موضوع بپردازیم.
از چه دیدگاهی؟
از این دیدگاه که موضوع تعیینکننده، ارزیابی تهران از موقعیت خود نیست. آنچه تعیینکننده است، ارزیابی رقبا و کشورهای دیگر، بهخصوص ابرقدرتها درباره وزن و جایگاه ایران در معادلات جهانی و منطقهای به شمار میرود. باید به این نکته توجه کنید که مقامات آمریکایی و بعضی از مسئولین روسی ادعا میکنند که پس از تحولات منطقه، جایگاه ایران تضعیف شده و حوادثی مانند حملات اسرائیل به محور مقاومت و فروپاشی بشار اسد، وزن ایران را کاهش داده است. بنابراین میخواهم بگویم که برداشت کشورهای دیگر نسبت به ایران از ارزیابی خود ایران مهمتر است.
آیا این جمله به معنای آن است که ایران هیچ جایگاهی ندارد؟
نه، من نمیگویم که ایران نفوذ یا وزنی تعیینکننده ندارد. منظورم این است که فعلاً کشورهای مانند روسیه و آمریکا اولویت زیادی برای پرداختن به ایران در نظر نگرفتهاند. اما اگر مذاکرات ادامه یابد و موضوعات آن گسترش پیدا کند، قطعا ایران هم در این مذاکرات مورد توجه قرار میگیرد و اهمیت خود را نشان خواهد داد.
همین جا متوقف شویم و بگوییم اگر مذاکرات ترامپ و پوتین ادامه یابد و موضوعات آن توسعه پیدا کند و به ایران بپردازد، واقعاً مسکو چه برنامهای برای استفاده از ایران در برابر ترامپ خواهد داشت؟
اگر به آن مرحله برسیم، یکی از موارد مورد بحث به مذاکرات هستهای و توافق برجام خواهد بود. به هر ترتیب، روسیه در این توافق نقش مهمی دارد. به این معنی که روسیه موظف به خرید بخشی از آب سنگین ایران است یا باید در بازطراحی رآکتور آب سنگین کمک کند یا از لحاظ فنی در ساخت نیروگاه بوشهر کمک داشته باشد. پس اگر ترامپ بخواهد مذاکرات هستهای با ایران را آغاز کند، نقش روسیه بسیار حائز اهمیت خواهد بود؛ چرا که اگر روسیه تمایل به همکاری داشته باشد، میتواند کمکهای قابل توجهی به توافقات بدهد و اگر نخواهد که این مذاکرات موفق شوند، میتواند در مسیر آن مانعتراشی کند.
بنابراین آیا میتواند مانع توافق احتمالی بین ایران و ترامپ شود؟
من نمیگویم که بهطور کلی میتواند مانع از توافق شود، اما بهطور قطع میتواند در فرآیند رسیدن به توافق، اختلال ایجاد کند. نکته دیگری که باید به سؤالتان پاسخ دهم، مربوط به همکاریها و روابط نظامی، تسلیحاتی، موشکی و پهپادی ایران و روسیه است که برای کشورهای غربی، بهویژه اروپا، بسیار اهمیت دارد. چرا که اروپاییها خود را در معرض تهدید مستقیم موشکها و پهپادهای ایرانی میبینند. البته آمریکاییها نیز تمایل دارند که در این زمینه مذاکراتی صورت بگیرد. بنابراین نقش و جایگاه روسیه در این زمینه هم اهمیت خود را خواهد داشت و غرب ممکن است درخواستهایی از روسیه در این خصوص داشته باشد. اما نکتهای که اهمیت دارد، سابقه تاریخی روسیه در افکار عمومی ایران است و این موضوع میتواند بر مذاکرات آینده تأثیرگذار باشد.
به طور کلی میتوان گفت که در شرایط سخت، روسیه معمولاً دوستان خود را نادیده میگیرد.
در این راستا، ارزیابی شما از سیاستهای تهران چیست؟ آیا تهران باید به شکل مستقل و مستقیم به حل پروندههای خود با غرب بپردازد یا اینکه باید منتظر نتیجهگیری این معادلات پیچیده باشد؟
در علم روابط بینالملل، عموماً به این نکته اشاره میشود که هرچقدر قدرت کشورها افزایش یابد، استقلال آنها نیز به همان تناسب بیشتر خواهد شد. با توجه به اینکه ایران در حال حاضر به عنوان یک قدرت جهانی شناخته نمیشود، نمیتوان انتظار داشت که بدون در نظر گرفتن معادلات جهانی و منطقهای، به تنهایی مسائل خود را حل کند. این بحران تنها مختص به ایران نیست. کشورهای مختلفی نظیر آلمان، اندونزی، ژاپن، کره جنوبی، ترکیه، آفریقای جنوبی و … نیز در حال مراقبت از تحولات وضعیت بینالمللی هستند و منتظرند تا تفاهمات میان آمریکا و روسیه و چین چه سرنوشتی پیدا میکند. به عقیده من، حتی در این شرایط هم نقش روسیه چندان تعیینکننده نیست. موضوع اصلی به اختلافات میان آمریکا و چین مرتبط است.
چه اقداماتی باید انجام دهیم؟
در گام اول، ما باید شرایط را با دقت تحلیل کرده و به رخدادهای جهانی توجه ویژهای داشته باشیم. این مسئولیتی است که بر عهده نهادهای امنیتی و دیپلماتیک قرار دارد و در مرحله بعدی، باید به سرعت به تصمیمگیری در مورد اقداماتی که میخواهیم انجام بدهیم، پرداخته شود.
2727