طبق گزارش صحت خبر، تارنمای آمریکایی در تحلیلی که توسط الکساندر جی. موتیل، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اوکراین و روسیه نوشته شده، اشاره کرده است: بسیاری از شهروندان آمریکایی ممکن است از ماهیت قوی حکومت ترامپ متحیر باشند، اما این پدیده جدیدی نیست. تاریخ حاکی از وجود رژیم‌هایی است که شامل رهبرانی با ادعای قدرت مطلق هستند که تمامی تصمیمات را خود اتخاذ می‌کنند و توسط افرادی احاطه شده‌اند که نهادهای ضعیف را مدیریت می‌کنند و از موقعیت‌های خود برای سودجویی شخصی استفاده می‌نمایند.

بر اساس گزارش صحت خبر، این گونه رژیم‌ها فقط به دیکتاتوری‌های رایج محدود نمی‌شوند؛ زیرا دیکتاتورها همیشه از قدرت و فرمانبرداری بی‌رویه برخوردار نیستند.

در واقع، دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ مدل‌های سیاسی استبدادی و تمامیت‌خواه را تداعی می‌کند که ویژگی‌های آن به حاکمان دارای قدرت مطلقه‌ای برمی‌گردد که مدعی آگاهی از تمامی جنبه‌های تجربیات بشری بوده و تصور کنترل، هدایت و شکل‌دهی به این تجربیات را دارند.

این نکته عجیب نیست که رهبران مستبد معمولاً طرح‌های انقلابی را در دست دارند که هدف آن‌ها تغییر عمیق تمام امور به سلیقه خودشان است.

این نوع حکمرانی‌ها ظاهراً قوی به نظر می‌رسند؛ زیرا رهبران آن‌ها تصویری از قدرت و توانایی استثنایی، خرد و شجاعت را به نمایش می‌گذارند. اما واقعیت این است که این نظام‌های حکومتی به یک نقطه ضعف جدی مبتلا هستند؛ ضعفی که به عنوان اصل سازماندهی مرکزی نظام شناخته می‌شود: این ضعف همان تمرکز بیش از حد است. (حکومتی که جایگزین چندین لایه قدرت، بر قدرت مرکزی متمرکز شده است).

کارل دویچ، جامعه‌شناس مشهور دانشگاه هاروارد، بزرگ‌ترین سهم را در نظریه زوال حکومت‌های تمامیت‌خواه ایفا کرد. وی در مقاله‌ای که در سال ۱۹۵۴ منتشر شد، وظیفه اصلی چنین حکومت‌هایی را «وحدت فرماندهی و اطلاعات» توصیف کرد. این ساختار نیاز به یک منبع واحد و منحصر به فرد برای تصمیم‌گیری دارد و یا به مجموعه‌ای از ابزارها نیاز دارد تا تصمیمات سازگار از چندین منبع را تضمین کند.

بنابراین، بر اساس نظرات این جامعه‌شناس، تمایل حکومت‌های دیکتاتوری برای تمرکز در تصمیم‌گیری یا استفاده از زور، امری ذاتی به‌شمار می‌رود.

به عبارت دیگر، سیستم‌هایی که به‌شدت بر خود متمرکز هستند، موجب ضعف در اطلاعات، اتخاذ تصمیمات نادرست و تضعیف حکومت‌های خودکامه شده و سرکشی زیردستان را به دنبال خواهند داشت که در نهایت ممکن است به فروپاشی مؤثر آن‌ها منجر شود.

عدم توجه رئیس‌جمهور آمریکا به این واقعیت ممکن است ناشی از این باشد که او فقط به نظراتی که دوست دارد گوش می‌دهد و نه آنچه در واقعیت وجود دارد. ترامپ ادعا می‌کند که محبوبیت رئیس‌جمهور اوکراین تنها ۴ درصد است و اوکراین آغازکننده جنگ است. به جز این، چه چیز دیگری می‌تواند توضیح‌دهنده ادعاهای ترامپ باشد؟

نویسنده خاطرنشان کرده است: با توجه به اینکه ترامپ در کانون سیستم به شدت متمرکزی که خود تشکیل داده واقع شده، بقای چنین نظامی بعید به نظر می‌رسد و امیدواریم که دموکراسی در آمریکا دوباره احیا شود.

310310

اشتراک‌گذاری »