“`html
جواد مرشدی: سالها میگذرد از شروع بحث افزایش تعرفهها و تقابلهای تجاری، و اکنون با بازگشت دوباره ترامپ این تنشها رنگ و بوی جدیدی به خود گرفته و بهنظر میرسد که شعلههای این جنگ تجاری شدت بیشتری یافته است. این آتش بیشتر دامن چین را فراگرفته و باید منتظر ماند و دید آیا با تغییر رویکرد روسیه به آمریکا و شکافهای موجود، چین از موضع خود در ایران برای مذاکره با آمریکا بهره خواهد برد یا خیر.
این سوال بعید به نظر نمیرسد که آیا ترامپ که به دنبال کسب جایزه صلح نوبل است، در تحقق برخی از وعدههایش مانند صلح در غزه موفق عمل کرده، ولی آیا در مواجهه با کشورهای رقیب نظیر چین میتواند به پیروزیهایی دست یابد؟
خبرگزاری “صحت خبر ” در گفتگویی با اسفندیار خدایی، کارشناس و تحلیلگر مسائل آمریکا به این موضوع پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
اگر ترامپ به وعدههای خود عمل کند، در تاریخ امپراتوریهای بزرگ بهعنوان یک نمونه بینظیر ثبت خواهد شد
اسفندیار خدایی به ذکر اقداماتی از ترامپ پرداخته، از جمله اینکه وعده داده گرینلند را به خاک آمریکا ملحق کند، کانادا را به عنوان ایالت پنجاه و یک آمریکا در نظر بگیرد، کنترل کانال پاناما را دوباره به دست گیرد، دو میلیون نفر ساکن غزه را بهطور مسالمتآمیز جابجا نماید و نوار غزه را تحت سرپرستی آمریکا درآورد. همچنین وی در داخل آمریکا میخواهد میلیونها مهاجر غیرقانونی را اخراج کرده و تعرفههای سنگینی بر چین، مکزیک، اروپا، کانادا و دیگر شرکای تجاری اعمال کند، و به همراه یک توافق یا حتی با حمله نظامی کنترل برنامه هستهای ایران را به دست بگیرد؛
او در ادامه افزود: «اگر ترامپ این وعدههای بزرگ و بیسابقه را محقق کند، بدون شک در تاریخ آمریکا به یادگار خواهد ماند و در زمره روسای جمهوری بزرگ همچون جورج واشنگتن و آبراهام لینکلن قرار خواهد گرفت. نکته جالب اینجاست که ترامپ امیدوار است بدون نیاز به جنگ، به اهداف خود دست یابد، زیرا وی به دنبال کسب جایزه صلح نوبل نیز هست. تحقق این وعدهها میتواند وسعت آمریکا را بیش از دو برابر کرده و قدرت اقتصادی و سیاسی آن را به سطحی افسانهای برساند که در تاریخ امپراتوریها بینظیر باشد. بدین ترتیب، مردم آمریکا در انتخابات اخیر حق داشتهاند به او رأی بدهند تا شاید فقط بخشی از این وعدهها به واقعیت بپیوندد. قابل ذکر است که ترامپ بیشتر این وعدهها را پس از پیروزی در انتخابات مطرح کرد».
ترامپ بر خلاف بایدن، فرد عملگرایی است اما امکان دارد برخی از وعدههای او هرگز تحقق نیابند
این کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد که ترامپ تا حدی از وعدههای خود را به سرانجام رسانده یا در مسیر انجام آنهاست، و در این رابطه گفت: «هرچند تحقق بسیاری از این وعدهها احتمالاً هرگز منظور نخواهد شد. وی افزود که ترامپ جنگ غزه را متوقف کرد و این وعده به تحقق پیوست، و این خود دلیلی است که نشان میدهد ترامپ بر خلاف بایدن، اقدامات عملی انجام میدهد. همچنین مراحل پایانی جنگ اوکراین بهنظر میرسد. بیتردید، پس از سالها درگیری پایان جنگها انتظار میرفت، ولی نباید نقش ترامپ را در این زمینه نادیده گرفت».
این استاد دانشگاه تهران در رابطه با وعدههای ترامپ خاطرنشان کرد: «هرچند امید به مذاکراتی که منافع آمریکا را در کانال پاناما و گرینلند تأمین کند غیرممکن نیست اما ضمیمه کردن کانادا به آمریکا هرگز واقعگرایانه نیست، حتی با توسل به جنگ نظامی و تجاری و سیاستهای تمامعیار».
خدایی در مورد وعده ترامپ نسبت به جابجایی ساکنین غزه نیز تأکید کرد: «دو میلیون نفر جمعیت ساکن غزه حتی با به کارگیری اقدامات نظامی و خشونتآمیز هم جابجا نخواهند شد. ترامپ میتواند با جنگ و زور غزه را تخریب کند اما…
“`
به طور کلی، شرایط غزه را ممکن است فقیرتر و بیابانیتر کند، اما تحقق وعده ترامپ مبنی بر تبدیل غزه به “ریویرا” غیر ممکن میباشد.
احتمال ائتلاف قدرتهای بزرگ علیه منافع آمریکا
این کارشناس معتقد است که وعده اخراج میلیونها مهاجر غیر قانونی از آمریکا عملی دشوار خواهد بود و اظهار داشت: «حتی اگر ترامپ به موفقیت در کنترل مرزها دست یابد و بر ورود مهاجران جدید نظارت کند، خروج گسترده مهاجران کنونی از کشور، تبعات اقتصادی جدی به دنبال خواهد داشت. زیرا بسیاری از صنایع آمریکا به نیروی کار ارزان وابستهاند و خروج وسیع مهاجران میتواند به بروز بحران اقتصادی منتهی شود.»
این تحلیلگر در توصیح کسری تجاری آمریکا و تأثیر جنگ تجاری و تعرفهها بر چین، اروپا، کانادا، مکزیک و دیگر شرکای عمده تجاری امریکا، بیان کرد: «با توجه به اصول اقتصادی و سیاستی، زمانی که یک کشور در منازعه اقتصادی، سیاسی و نظامی با دیگر قدرتها قرار میگیرد، طبعی است که این کشورها به یکدیگر ائتلاف میشوند و تواناییهای خود را برای مقابله با آن کشور متحد میسازند.»
فرصتی استراتژیک برای ایران؛ تهران میتواند از اختلافات بین واشنگتن و قدرتهای بزرگ نهایت بهره را ببرد
وی اشاره کرد که شرایط کنونی میتواند جنگ تجاری ترامپ را به عنوان فرصتی استراتژیک برای ایران تعریف کند و گفت: «جنگ تجاری امریکا با چین و سایر قدرتهای اقتصادی این امکان را به ایران میدهد تا با تقویت همکاریهای اقتصادی و دور زدن تحریمها، فشارهای واشنگتن را به حداقل برساند. ایران میتواند از رخدادهای اختلافی امریکا با اروپا، هند، چین، ژاپن، کره جنوبی، ویتنام و حتی ترکیه استفاده کند تا این کشورها را متقاعد به استفاده از مکانیزمهای مالی غیر دلاری نماید. علاوه بر این، با ارائه تخفیفهای نفتی به چین، هند و دیگر کشورهایی که تحت تأثیر سیاستهای تجاری آمریکا قرار گرفتهاند، ایران میتواند جریان فروش نفت خود را حفظ نماید. همچنین، به کار بردن تجارت دوجانبه با ارزهای ملی بهجای دلار میتواند اثرات مالی ناشی از تحریمها را کاهش دهد.
افزایش هزینههای نظامی آمریکا در اقدامات علیه ایران
از لحاظ امنیتی، مشغولیت آمریکا در جنگ تجاری، تمرکز این کشور را بر اقدام نظامی علیه ایران کاهش خواهد داد. در این شرایط، ایران میتواند با تقویت روابط با گروههای منطقهای، هزینه هر گونه اقدام نظامی از سوی آمریکا را افزایش دهد. همچنین، حفظ کنترل بر تنگه هرمز به عنوان یک ابزار فشار، میتواند اثر بازدارندهای در برابر تهدیدهای واشنگتن ایفا کند. این تحولات به طور کلی به ایران این فرصت را میدهد که در فضای جدید جهانی، موقعیت اقتصادی و امنیتی خود را تقویت کند.
آمریکا ممکن است برای اهداف بزرگتر حاضر به توافق بهتری با ایران شود
به گفته این کارشناس، تنش و رقابت بین قدرتهای بزرگ با آمریکا نه تنها میتواند مشکلات اقتصادی داخلی برای این کشور به وجود آورد، بلکه ممکن است به شکست جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۶ منجر شود و باعث افول ترامپ گردد. از سوی دیگر، توجه ترامپ به مسائل متعددی از جمله گرینلند، کانادا، پاناما، غزه، اوکراین، چین، مکزیک و اروپا، سبب میشود که ایران در سیاست خارجی امریکا در جایگاه اول نباشد. به هنگام عدم اولویت ایران، آمریکا ممکن است برای تحقق اهداف بزرگتری که برایش اهمیت دارند، مانند مهار چین، با ایران توافق بهتری را بپذیرد و احتمال دستیابی به توافقی منطقی برای جمهوری اسلامی بیشتر شود.
توافق بین ایران و آمریکا به ضرر چین و روسیه خواهد بود
خدایی، دستیابی ترامپ به یک توافق با جمهوری اسلامی را برای چین و روسیه ضررآور دانسته و دلیل آن را از دست رفتن یک کارت کلیدی برای پکن و مسکو جهت تعامل با آمریکا ذکر کرد.
ترامپ بهطور مطلق از سیاستهای اسرائیل پیروی نمیکند؛ هنر سیاست در اینجاست که جمهوری اسلامی بتواند با شناسایی این فرصت، از آن بهره ببرد
به اعتقاد وی، ترامپ متضاد با بسیاری از سیاستمداران قدیمی واشنگتن، تحت تأثیر لابی اسرائیل قرار ندارد. این نظر با تحلیلهای بسیاری از تحلیلگران ایرانی نیز در تضاد است. برای ترامپ، ایران در اولویت نیست و این موضوع موجب ناامیدی مخالفین جمهوری اسلامی شده است.
خدایی در پاسخ به این سؤال که اگر ترامپ تحت تأثیر لابی اسرائیل قرار داشت، چه میشد بیان کرد: «بهطور طبیعی، مثل جرج بوش، تمرکز او در خاورمیانه بر نابودسازی برنامه هستهای ایران و مقابله با تهدیدها علیه اسرائیل، بهویژه حماس در غزه، حزبالله در لبنان و انصارالله در یمن میبود. اما اولویت ترامپ چین، کانادا، گرینلند، پاناما، مکزیک و همچنین بهبود کسری تجاری آمریکا است، نه اینکه چندین تریلیون دلار را بینتیجه در خاورمیانه هزینه کند. شواهد نشان میدهد که ترامپ هرگز بهطور بیچونوچرای از سیاستهای اسرائیل پیروی نمیکند و این موضوع میتواند فرصتی برای ایران باشد. هنر سیاست این است که جمهوری اسلامی قادر باشد این فرصت را درک کرده و به نفع خود استفاده کند».
تمایل ترامپ برای دستیابی به توافق با ایران
این کارشناس درباره احتمال توافق ایران با ترامپ تأکید کرد که در صورت وقوع چنین توافقی نه فقط چین و روسیه، بلکه اسرائیل و برخی رقبای منطقهای نیز از آن آسیب خواهند دید و اضافه کرد: «بدیهی است که این کشورها برای ممانعت از چنین توافقی به کارهای مختلفی دست خواهند زد. اما اگر به سیاستهای کلان ترامپ و جنگهای اقتصادی و سیاسیاش توجه کنیم، بهنظر میرسد او آمادگی دارد با ایران توافق کند و در ازای محدودیتهای هستهای، اقداماتی در جهت رفع تحریمها انجام دهد.»
این فرصتی بینظیر برای ایران است که تهران باید آن را بهخوبی مدیریت کند
خدایی در پایان یادآور شد حتی اگر ایران و ترامپ نتوانند به توافقی جامع نظیر برجام دست پیدا کنند و صرفاً به یک توافق غیررسمی برسند (همانند دوره بایدن)، جنگ تجاری ترامپ علیه چین، اروپا، کانادا، مکزیک و دیگر کشورها میتواند یک فرصت ویژه برای جمهوری اسلامی ایران باشد. به شرط آنکه این فرصت بهدرستی مدیریت شود و ایران از آن بهدور از دامهای قدرتهای خارجی بهرهبرداری نماید.
۳۱۵ ۲۱۲