طبق گزارش خبرگزاری صحت خبر، به نقل از روزنامه هم‌میهن:

در سال‌های گذشته، آغاز ماه رمضان به‌عنوان نشانه‌ای از آرامش جمعی محسوب می‌شد. میزان جرم و جنایت به طرز چشمگیری کاهش می‌یافت، مردم با محبت بیشتری رفتار می‌کردند و نشانه‌ها و مصداق‌های ایثار و گذشت در رفتارهای اجتماعی افزایش می‌یافت. مساجد مملو از جماعت نمازگزار بودند و صفوف آنها تا دروازه‌های شبستان کشیده می‌شد. منبرها محل تجمع قلب‌هایی بودند که به دنبال معنویت و هدایت بودند، اما امروز این تصویر جاودانه دچار دگرگونی شده است.

چه بر سر ایمان جمعی ما آمده است؟ چه دلیلی دارد که مساجدی که زمانی مرکز پیوند محله‌ها بودند، اکنون ناپیدا و ساکت شده‌اند؟ من خودم شکوه و عظمت این مکان‌ها را تجربه کرده‌ام؛ در روزگاری که مساجد فقط جایی برای عبادت نبودند بلکه به‌عنوان سنگر اخلاق، آگاهی و اجتماع عمل می‌کردند. اگر این نسل کهنسال و میانسال که هنوز نمادی از حیات را به مساجد می‌آورند، دیگر نباشند، آیا اذان و جماعت نیز به زوال خواهند پیوست؟!

ایمان در واقع، روح و قلب یک جامعه به شمار می‌آید. دین تنها یک بُعد فردی ندارد، بلکه دارای کارکرد اجتماعی نیز می‌باشد. زمانی که در کنار یکدیگر به عبادت می‌ایستیم، حس تعلق و همبستگی ایجاد می‌شود. ایمان، قدرتی است که به زندگی بشر معنا و هدف می‌دهد. جوامع دیندار در مواجهه با بحران‌ها انعطاف بیشتری از خود نشان می‌دهند، زیرا دین، نماد هویت جمعی و همزیستی است؛ اما ما از این سرمایه چه استفاده‌ای کرده‌ایم؟

در سرتاسر دنیا، شاهد گرایش دوباره‌ای به دین هستیم؛ گرایشی که نه به‌عنوان ابزاری برای اعمال‌نظر، بلکه به‌عنوان ایمانی که با امید و آزادی ترکیب شده است. این مسئله موجب شگفتی و حتی خشم برخی افراد شده است. چراکه نیاز انسان به معنا و هدف، غیرقابل انکار است. ما که انقلاب خود را با نام دین بنیان‌گذاری کردیم، هرگز تصور نمی‌کردیم به نقطه‌ای برسیم که مراجع از خلوتی مساجد نگران شوند. مردم از چه چیزی فرار می‌کنند؟ چرا آن پیوند عمیق میان دین و جامعه دیگر وجود ندارد؟ آیا دلیل آن به‌خاطر استفاده دین برای تأمین منافع فوری و اهداف سیاسی نیست؟ در مواقع بحران، به‌جای اصلاح مشکلات، از دین بهره‌برداری شد. گاهی اوقات آنچه از منبرها به گوش می‌رسید، با واقعیت‌ها متناقض بود. این رفتارها باعث تضعیف اعتماد عمومی به نهاد دین گردید.

سالانه میلیون‌ها تومان از بودجه کشور به نهادهای دینی اختصاص یافته است، اما آیا این هزینه‌ها واقعاً تأثیر مثبتی داشته‌اند؟ شاخص‌های دینداری نشان می‌دهند که ایمان در واقع از رفتارها و صداقت زنده می‌ماند، نه از تبلیغات. مردم به تظاهر و ریا بسیار حساس هستند؛ بنابراین نمی‌توان ایمان را تحت فشار تقویت کرد. یکی از اشتباهات عمده، جناحی کردن مساجد و خطبه‌های نماز جمعه بود. جایی که می‌بایست به‌عنوان کانون وحدت ایفای نقش کند، به محلی برای بروز اختلافات تبدیل گشته است. برای بازگرداندن اعتبار مساجد به مقام واقعی‌شان، لازم است که نخستین قدم را در پذیرفتن مشکل برداریم و به‌جای توجیه، نسبت به تحلیل و آسیب‌شناسی آن اقدام کنیم.

چرا دیگر مساجد پرشور و شوق نیستند؟ چرا روحانیان از نفوذ و تاثیرگذاری گذشته برخوردار نیستند؟ چرا مردم دین را به حیطه خصوصی خود منتقل کرده‌اند؟ این پرسش‌ها نیازمند پاسخ‌های علمی و دقیقی هستند. بدون شناخت درست از این پدیده‌ها، نمی‌توانیم راه حل موثری پیدا کنیم. ما به یک تحول اساسی در سیاست‌های دینی، روش‌ها و شیوه‌های تبلیغاتی نیازمندیم. باید زمینه حضور مردم در مساجد را تسهیل کنیم، مرز فعالیت‌های مذهبی و سیاسی را تعیین کنیم و بگذاریم ایمان به‌راحتی در دل‌ها جوانه بزند. هیچ تغییری به‌طور یکشبه انجام نمی‌پذیرد و هیچ بحرانی نیز به طور ناگهانی بروز نمی‌کند.

اکنون که محراب مساجد در حسرت شکوه و رونق گذشته، احساس تلخی دارد و در شرایطی که نسل جوان فاصله زیادی با نهاد دین گرفته است، باید خود را بازنگری کنیم. دین یک سرمایه نیست که به‌بهانه منافع زودگذر مورد سوء استفاده قرار گیرد. ایمان مردم نباید به بازیچه سیاست تبدیل شود. اگر واقعاً نگران آینده دین هستیم، باید به ارزش‌های انسانی بازگردیم؛ به صداقت، اخلاق و همدلی. نه با تبلیغات پرهزینه و نه با اجبار و فشار، بلکه با اصلاح خود، با ایجاد اعتماد و با زدودن سیاسی‌کاری از چهره دین. ایمان مردم در معرض خطر است. بیایید بیدار شویم و اقدامی انجام دهیم؛ دین را به مردم بیفکنیم، پیش از آنکه خیلی دیر شده باشد.

۲۷۳۰۲

اشتراک‌گذاری »