بر اساس گزارش خبرگزاری صحت خبر، روزنامه هم میهن در مطلبی آورده است؛

فعالیت‌های دیپلماتیک در رابطه با مسئلۀ هسته‌ای ایران به شدت افزایش یافته است. اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد برای بحث در این خصوص اجلاس غیرعلنی برگزار کرده‌اند و در این اوضاع، انور قرقاش، مشاور امور دیپلماتیک رئیس امارات متحده عربی به تهران سفر کرده تا نامه‌ای از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به مقام‌های جمهوری اسلامی را به آن‌ها برساند.

این در حالی است که قرار است نشستی میان معاونان وزرای خارجه چین و روسیه و ایران در پکن برگزار شود تا روند تحولات هسته‌ای ایران بررسی گردد.

در این راستا اما ارسال نامه ترامپ توسط امارات متحده عربی به نوعی غیرمنتظره به نظر می‌رسد. در بین کشورهای منطقه، معمولاً عمان، قطر و عراق مسئولیت تبادل پیام میان تهران و واشنگتن را بر عهده داشته‌اند و تا به حال امارات در این زمینه نقشی ایفا نکرده است. لذا انتخاب امارات برای انتقال پیام ترامپ به مسئولان جمهوری اسلامی بی‌تردید دلیلی خاص دارد.

امارات متحده عربی در چارچوب توافقاتی که به «پیمان ابراهیم» معروف است، با اسرائیل روابط دیپلماتیک رسمی برقرار کرده است. این کشور همچنین یکی از کانال‌های ارتباط اقتصادی و تجاری ایران با سایر نقاط دنیاست، ارتباطی که در سال‌های اخیر دولت آمریکا با وجود تحریم‌ها بر علیه ایران، به آن توجهی نداشته و اقدام خاصی برای قطع آن انجام نداده است، اما اکنون دولت ترامپ به دنبال تحمیل ممنوعیت‌هایی در این زمینه است.

علاوه بر این، امارات با روسیه و چین نیز روابط نزدیک و مثبتی دارد. روس‌ها و چینی‌ها در مورد امنیت اماراتی‌ها حساسیت زیادی نشان می‌دهند و حتی در راستای حمایت از ادعای این کشور درباره ارجاع سرنوشت سه جزیره ایرانی در خلیج فارس به دیوان بین‌المللی لاهه، اقداماتی انجام داده‌اند که می‌تواند باعث رنجش تهران شود.

به همین دلیل به نظر می‌رسد هیئت اماراتی نه تنها به عنوان پیام‌آور ترامپ به ایران سفر کرده‌اند. بلکه اطمینان زیادی وجود دارد که مقام‌های اماراتی برای انجام مذاکرات جدی پیرامون موضوع هسته‌ای و دیگر مسائل مورد اختلاف بین جمهوری اسلامی و آمریکا به تهران آمده‌اند و از روابط اقتصادی خود و نزدیکی‌شان با سه کشور بزرگ جهانی به عنوان نقطۀ قوت خود استفاده می‌کنند.

بدیهی است که امارات همانند سایر شیخ‌نشین‌های حاشیۀ خلیج فارس، و شاید حتی بیشتر از آن‌ها، از خطر بالقوه جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران نگران است و می‌بیند که موقعیتش در معرض آسیب و خطر قرار دارد. در واقع، یک توافق کلی در سطح بین‌المللی برای حل مسئلۀ هسته‌ای ایران از طریق گفتگو و دیپلماسی وجود دارد.

ترامپ در نامه‌اش به مقام‌های ایرانی دعوتی برای آغاز گفتگوهایی را ارائه داده است؛ هرچند به نظر می‌رسد که وی طعنه‌هایی را هم نسبت به عواقب عدم مذاکره به این نامه اضافه کرده است. مسکو و پکن به صراحت بر ضرورت حل مسائل میان ایران و آمریکا از طریق گفتگو تأکید کرده‌اند.

تا این لحظه، جمهوری اسلامی اصل مذاکره و گفتگو برای حل مشکلات هسته‌ای را رد نکرده است. حتی نمایندگی ایران در سازمان ملل تحرکات خود برای گفتگو به منظور تضمین غیرنظامی بودن برنامۀ هسته‌ای ایران را اعلام کرده است. با این حال، جمهوری اسلامی به‌وضوح از هرگونه مذاکره با هدف کاهش غنی‌سازی در خاک خود یا پیرامون مسائل موشکی و دیگر موضوعات منطقه‌ای امتناع کرده است.

در حقیقت، وضعیت پیچیده‌ای به وجود آمده است. ترامپ که در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش توافق برجام را لغو کرد، به دنبال احیای آن یا ارائه مدلی مشابه نیست. او هرگونه توافقی را که منجر به کاهش تحریم‌ها و دست‌یابی جمهوری اسلامی به منابع مالی خارجی شود، تنها با شرط احساس امنیت اسرائیل و نیروهای آمریکایی در منطقه در برابر اقدامات احتمالی ایران و گروه‌های هم‌پیمانش می‌پذیرد.

این شرط، علی‌رغم به‌نظر ساده بودنش، تحولات سیاسی زیادی را در سیاست داخلی ایران به دنبال خواهد داشت. این عامل به شدت تأثیرگذار موجب پیچیدگی بیشتر اوضاع شده است. از این مرحله، جزئیات مربوط به نوع پیشنهادهای مطرح شده در وضعیتی حساس و منحصر به فرد قرار دارد که نیازمند دقت و بررسی بیشتری است.

موضوع برنامه هسته‌ای و موشکی ایران در حقیقت به خودی خود از اهمیت زیادی برخوردار نیست، چرا که این مسئله بیشتر تحت تأثیر سال‌ها دشمنی میان تهران و واشنگتن قرار گرفته است.

به نظر می‌رسد که هیئت اماراتی به دنبال بررسی این موضوع است که آیا دولت تهران آمادگی لازم برای کاهش تنش با آمریکا را دارد یا خیر. طبیعی است که مقامات ایرانی در پاسخ به این سؤال، آمریکا را مسئول وضعیت خصمانه بین دو طرف قلمداد خواهند کرد. به همین خاطر، ممکن است طرف اماراتی اطلاعاتی درباره تمایل دولت ترامپ به ارائه تضمین‌های امنیتی به ایران در صورت کاهش تنش‌ها بين دو کشور را مطرح کند.

واکنش مقامات ایرانی به این نوع پیشنهادها هنوز کاملاً مشخص نیست. نکته‌ای که در حال حاضر واضح است، این است که بدون وجود یک رویه واقعی برای کاهش تنش میان آمریکا و ایران، هیچ توافقی درباره برنامه هسته‌ای نه تنها امکان‌پذیر نیست، بلکه نمی‌تواند پایدار هم باشد. به همین دلیل، تلاش‌های دیپلماتیک در حال حاضر عمدتاً معطوف به فراهم کردن پیش‌زمینه‌ای برای مذاکرات مستقیم بین ایران و آمریکا به منظور پایان دادن به چندین دهه خصومت است. از طرفی، به نظر می‌رسد حتی تلاش‌های دیپلماتیک کشورهای روسیه و چین نیز در این راستا بی‌ارتباط نباشد.

2727

اشتراک‌گذاری »