خبرآنلاین – نویسنده: فلوریس فان برکل اسمیت – ترجمه: علی مجتهدزاده: لهستان به عنوان یکی از شرکای کلیدی اوکراین به شمار میآید. این کشور به کانون پاسخهای اتحادیه اروپا و ناتو در جنگ با روسیه تبدیل شده است. بیش از ۹۰ درصد از کمکهای نظامی و بشردوستانه به اوکراین از طریق فرودگاه ژشوف در جنوب این کشور منتقل میشود. با این حال، روابط تاریخی بین لهستان و اوکراین پیچیدگیهای خاصی دارد.
با وخامت وضعیت میدانی در اوکراین و تهدیدات علیه شهرهای کلیدی چون پوکروفسک، نقش لهستان اهمیت بیشتری یافته است. این روابط دوجانبه نه تنها برای حمایت از اوکراین در برابر تهاجم روسیه ضروری است، بلکه برای تثبیت موضع اوکراین در اروپا و حفظ امنیت کل قاره نیز حیاتی میباشد. به همین دلیل، تاریخ به موضوعی بحرانی تبدیل میشود.
تأثیر تاریخ در دیپلماسی لهستان
تاریخ در لهستان موضوعی انتزاعی نیست، بلکه جزئی از فرهنگ ملی و یکی از ارکان سیاست و دیپلماسی به شمار میرود. رئیسجمهور و نخستوزیر هر دو تاریخدان هستند و اخیراً استاد راهنمای رساله دکتری رئیسجمهور بهعنوان نماینده ویژه او در حوزه «دیپلماسی تاریخی» منصوب شده است.
در وزارت خارجه، تاریخ جایگاه خاص و با اهمیتی دارد. هر دیپلمات تازهکار لهستانی موظف است در زمینه تاریخ دیپلماسی، بهویژه تاریخ قرن بیستم، آموزش ببیند. این اقدام نه یک کار تشریفاتی، بلکه بخشی از منطق تصمیمگیری و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته است.
مسائل تاریخی میان لهستان و اوکراین و فعالیتهای اطلاعاتی روسیه
تحرکات اطلاعاتی روسیه در لهستان به هیچوجه به هدف تغییر نگرش مردم به سمت حمایت از روسیه نیست. چنین چیزی در کشوری که خاطره سلطه شوروی هنوز بر آن سنگینی میکند، بینتیجه خواهد بود. هدف اصلی کرملین تحریک جریانات تاریخی است. به خصوص کشتار ولینیا در سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ که در آن حدود ۱۰۰ هزار لهستانی به دست ارتش شورشی اوکراین (UPA) کشته شدند.
این واقعه در لهستان به عنوان «نسلکشی» شناخته میشود، در حالی که در اوکراین برخی از نیروهای UPA را به عنوان جنگجویان ضد شوروی مینگرند. در لویو، که پیش از جنگ جهانی دوم بخشی از لهستان بود، تندیس استپان باندرا، نماد این میراث پرمناقشه، وجود دارد. دیدگاه اوکراینیها نسبت به باندرا به شدت دگرگون شده است: در سال ۲۰۱۲ تنها ۲۲ درصد از مردم نظر مثبتی نسبت به او داشتند و در سال ۲۰۲۲ این رقم به ۷۴ درصد افزایش یافت. کوششهای تبلیغاتی روسیه نسبت به باندرا احتمالاً او را به نماد مبارزه علیه مسکو تبدیل کرده است.
مسئله ولینیا و مباحث مرتبط به نبش قبر قربانیان هنوز هم زخم عمیقی است و عواقب ژئوپولیتیکی به همراه دارد. در سال ۲۰۲۴، وزیر دفاع لهستان اعلام کرد که اوکراین تا رفع این مشکل نباید به اتحادیه اروپا بپیوندد. در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۵، کارول ناوروتسکی، نامزد پیروز، گفت که تا زمان حل این موضوع با عضویت اوکراین در ناتو نیز مخالفت میکند.
از سال ۲۰۱۷ این پرونده به مکرر موجب تنشهای بین دو کشور شده است. پس از ویرانی چند بنای یادبود اوکراینیها در لهستان، کییف نبش قبر قربانیان لهستانی در خاک اوکراین را ممنوع اعلام کرد و روابط بین دو کشور دچار اختلال شد. تحولی در سپتامبر ۲۰۲۴ با انتصاب آندری سیبیا بهعنوان وزیر خارجه اوکراین به وقوع پیوست. اوایل سال ۲۰۲۵، کارگروه مشترک تاریخی تأسیس شد و اوکراین اجازه ازسرگیری نبش قبر قربانیان را صادر کرد. لهستان نیز بهطور متقابل این اجازه را داد. این توافق پس از سالها تنش موفق به بهبود روابط گردید.
با این حال، موضوع همچنان حساس باقی مانده است. برنامهریزان روس به خوبی میدانند که تاریخ میتواند به راحتی باعث جدایی متحدان شود. نقش مهم لهستان بهعنوان کریدور اصلی کمکهای ناتو، آن را هدف مناسبی برای مداخلات و دستکاریها قرار میدهد. کرملین به علاقه لهستان برای نبش قبرها به عنوان «دلیلی برای ادعاهای ارضی» اشاره کرده است. برخی تحلیلگران اوکراینی نیز تحت تأثیر روایات دوران شوروی، همچنان به لهستان مظنوناند. این سوءاستفادهها ممکن است اعتماد را تحت تأثیر قرار دهد.
مثال اخیر ویدیویی بود که در فضای مجازی منتشر شد و ادعا میکرد که سربازان لهستانی در مرز به حمله «باندریستها» دچار شدهاند. وزارت دفاع لهستان این ویدیو را کاملاً جعلی خواند. اما این ویدیو قبل از تکذیب به سرعت در همه جا پخش شد. این نمونهای از آن است که چگونه احساسات تاریخی میتواند به سرعت در راستای آسیب زدن به اتحاد غربی استفاده شود.
نقش تاریخدانان در ارتباطات استراتژیک
بخشی از واکنش لهستان به این چالشهای روسیه، دخالت مستقیم تاریخدانان در کارزارهای اطلاعرسانی است. وزارت خارجه از تاریخدانان خواسته تا نقاط حساس تاریخ را شناسایی کنند تا بتوانند…
“`html
لهستان باید تهدیدات ناشی از روسیه را شناسایی کرده و تدابیر مناسبی برای مقابله با آنها مطرح کند. کارشناسان در حال بررسی وقایعی نظیر خشونتهای ضدیهودی در دوره بین دو جنگ و تصرف ویلنیوس در دهه ۱۹۲۰ و همچنین اولتیماتوم ۱۹۳۸ به چکسلواکی هستند.
تبلیغات روسیه ادعا میکند که لهستان به همراه آلمان نازی، چکسلواکی را تقسیم کرده و به همین دلیل مسئولیت جنگ جهانی دوم را بر عهده دارد. این روایت بهدنبال نادیده گرفتن نقش پیمان مولوتوف–ریبنتروپ است.
بخش «ارتباطات راهبردی» وزارت امور خارجه لهستان که در سال گذشته تأسیس شده است، به همراه کارشناسان خارجی، برنامههایی را برای مقابله با تبلیغات روسی طراحی میکند، بهویژه در آستانه سالگردهایی همچون «روز وحدت ملی» روسیه. این تیمها محتوای رسانهای منسجمی میسازند تا روایت مسکو را زیر سؤال ببرند.
در این چارچوب، تاریخدانان و دیگر متخصصان به بخشی از زیرساختهای مقاومت ملی لهستان تبدیل شدهاند.
درسهای تاریخی در روابط بینالملل لهستان
تاریخ نه تنها وسیلهای برای تبلیغات، بلکه مبنای تصمیمگیری در سیاست خارجی و امنیت لهستان نیز است. هشدارهای لهستان درباره تهدیدات گسترده روسیه پس از سال ۲۰۱۴ بر اساس شناخت تاریخ این کشور شکل گرفته است. ورشو رفتار امپریالیستی روسیه را بهعنوان یک الگوی تکراری میبیند که ادعای «حمایت از اقلیتها» در پس آن پنهان شده است؛ روایتی که شوروی در حمله به لهستان در جنگ جهانی دوم اعمال کرد.
در بحث ارسال موشکهای جاولین به اوکراین، سیاستمداران لهستان به تجربه موشکهای استینگر آمریکا در افغانستان اشاره میکنند که توانسته است روند جنگ را تغییر دهد. این یک قیاس محکم برای نشان دادن این است که «سلاح مناسب» میتواند موازنه را دگرگون کند.
قیاس محبوب دیگری که وجود دارد، «سیاست امتیازدهی» است. درس مونیخ برای لهستان این است که سازش با متجاوز هیچ نتیجهای جز وخیمتر شدن اوضاع ندارد. پیام ورشو این است که نباید در برابر پوتین نرمش نشان داد.
در مذاکرات با کشورهای آفریقایی، لهستان تجاوز روسیه به اوکراین را بهعنوان «جنگی استعمارگرانه» توصیف میکند تا موضوع را برای مخاطبان پس از استعمار قابلفهمتر کند.
تاریخ بهعنوان بخش مهمی از مرز امنیتی
نزدیکی جغرافیایی لهستان این کشور را بهعنوان مرکز لجستیکی حمایتهای غرب از اوکراین و پیوندهای تاریخی عمیقش با این کشور، به یک عنصر کلیدی در امنیت اروپا تبدیل کرده است. در اروپای مرکزی و شرقی، تاریخ تنها به گذشته محدود نمیشود، بلکه بخشی از مرز امنیتی به شمار میآید.
براساس تجربیات لهستان، ناتو و اتحادیه اروپا میتوانند دو درس مهم را بگیرند:
- حمایت از آینده اوکراین به معنای حمايت از حلوفصل مسائل تاریخی آن با همسایگانش است. آشتی تاریخی تنها یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای امنیت اروپاست.
- لهستان نشان میدهد که تاریخ چگونه میتواند مفید باشد: ابزاری دیپلماتیک برای متقاعدسازی و منبعی برای مقابله با اطلاعات نادرست.
منبع: اندیشکده موسسه سلطنتی خدمات متحده (RUSI)
۴۲/۴۲
“`