رسول سلیمی: در سرزمینی که خاک آن با خون و باروت پیوند خورده، مردی از دل سختیها برخاست که نامش نه فقط در لبنان، بلکه در اقصی نقاط جهان اسلام طنین افکن است. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، طی بیش از سی سال پرچم مقاومت را بلند کرد و با شهادتش در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ در ضاحیه جنوبی بیروت، فصل جدیدی در تاریخ خاورمیانه گشود. زندگی او روایتگر فداکاری و تلاش است؛ از یک طلبه جوان در نجف تا رهبری که اسرائیل را به زانو درآورد. شهادتش در حملهای بیرحمانه، نه تنها پایان راه او، بلکه نقطه عطفی برای تحولات عمیق بود؛ از جنگ اسرائیل با حماس و حزبالله تا محور مقاومت ایران و اوضاع شکننده لبنان.
از البازوریه تا افسانه مقاومت
این داستان با تولد پسری در روستای کوچک البازوریه در جنوب لبنان آغاز میشود، در ۳۱ اوت ۱۹۶۰، در خانوادهای شیعه و فقیر. سید حسن نصرالله، بزرگترین پسر عبدالکریم سبزیفروش و مهدیه صفیالدین، در کوچههای خاکی صور پرورش یافت، جایی که فقر و سادگی همیشه حضور داشت. جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ خانوادهاش را آواره ساخت و او در ۱۵ سالگی به البازوریه بازگشت. در آن ایام، آتش اشغال و ظلم در دلش شعله ور شد و عزمش را برای آزاد کردن سرزمینش جزم کرد. در ۱۶ سالگی، با تشویق سید محمد غروی، راهی نجف شد و در زیر نظر آیتالله خوئی فقه و اصول را فراگرفت، اما نه چندان بعد به دلیل سرکوب رژیم صدام حسین، در سال ۱۹۷۸ به لبنان بازگشت.
این بازگشت نقطه شروع سفر بزرگ او بود. در بعلبک در مدرسهای که سید عباس موسوی تأسیس کرده بود، به تحصیل و تدریس پرداخت. به جنبش امل پیوست، اما تهاجم اسرائیل در سال ۱۹۸۲ او را به سوی حزبالله کشاند، جنبشی که از خاکستر اشغال با حمایت ایران سر برآورد. از همان ابتدا ارتباط با ایران کم عمق نبود؛ در سال ۱۹۸۱ با امام خمینی(ره) دیدار کرد و حکم نمایندگی شرعی از او دریافت نمود. در سال ۱۹۸۹ به قم سفر کرد و زبان فارسی را آموخت و رابطهای برادرانه با قاسم سلیمانی برقرار کرد. نصرالله در سخنرانیهایش ایران را «مادر مقاومت» لقب داد و این پیوند تا پایان عمرش برقرار ماند.
انتخاب او به عنوان رهبر لحظهای سرنوشتساز بود. در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲، زمانی که بالگردهای اسرائیلی سید عباس موسوی را به شهادت رساندند، حزبالله با یتیمی رو به رو شد. اما این یتیمی مدت زیادی به طول نکشید. نصرالله، که تنها ۳۲ سال داشت، با اجماع شورای حزب به دبیرکلی رسید. هوش، شجاعت و نزدیکیاش به ایران او را از سایر چهرههای با تجربهتر مجزا کرد. از آن روز، او رهبری حرکتی را به عهده گرفت که قرار بود تاریخ را متحول سازد.
حمایت ایران بنیاد این مسیر بود. پیروزی در جنگ ۳۳ روزه اوج شکوه او به حساب میآمد. در ژوئیه ۲۰۰۶، وقتی اسرائیل با تمام قدرتش به لبنان حمله کرد، نصرالله با یک استراتژی هوشمندانه ایستادگی کرد. موشک نور ناوچه ساعر را در سواحل صور غرق کرد و او زنده از المنار اعلام کرد: «به دریا نگاه کنید، ناوچه در آتش میسوزد.» پس از ۳۳ روز، اسرائیل با ۱۲۰ کشته و هزاران آواره عقبنشینی کرد. «نیویورک تایمز» در آن زمان نوشت که این جنگ، نصرالله را به قهرمانی شکستناپذیر تبدیل کرد.
جایگاه او در لبنان فراتر از یک رهبر بود. با خدمات اجتماعیاش، از بیمارستانها گرفته تا مدارس، دل شیعیان را به دست آورد. «الجزیره» در نظرسنجی سال ۲۰۰۷ او را به عنوان «محبوبترین چهره جهان عرب» شناساند. حتی مسیحیانی چون جولیا بطرس که ترانهای را به احترام او خواندند، او را تحسین کردند. نصرالله، سرو بلند مقاومت، در مقابل طوفان اشغال سر فرود نیاورده و نامش در تاریخ لبنان حتی احترام دشمنانش را نیز برانگیخت.
روش بمباران محل زندگی و سناریوهای شهادت
صبح یک روز آرام در ضاحیه جنوبی بیروت، ناگهان آسمان شکافته شد. در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، اسرائیل بادر حملهای بیسابقه، قلب مقاومت را هدف قرار داد. ضاحیه، که به عنوان پناهگاهی برای شیعیان و پایگاهی برای حزبالله شناخته میشد، زیر بارش بمب به لرزه درآمد. در این زمان، «الجزیره» گزارش دارد که ۸۵ تن بمب سنگرشکن BLU-۱۰۹، که ساخت آمریکا بودند، در ساعت ۶:۳۰ عصر به وقت محلی بر سر منطقه فرو ریخت. این بمبها، با وزنی بالغ بر ۹۰۰ کیلوگرم و قدرت نفوذ ۳.۴ متری در بتن، برای…
با هدف نابودی پناهگاهها، این عملیات برنامهریزی شده بود. «هاآرتص» اعلام کرد که چهار جنگنده اف-۳۵ با همکاری اطلاعاتی دقیق، چهار موشک متوالی به یک ساختمان هفت طبقه در منطقه الجماعه شلیک کردند.
شاهدینی که «المیادین» با آنها صحبت کرد، خبر از انفجارهایی دادند که زمین را در فاصله ۵۰۰ متری به لرزه درآورد و گودالی به عمق ۲۰ متر در خاک ایجاد کرد. دود غلیظ آسمان را فرا گرفت و فریادها در میان ویرانهها فراموش شد. حزبالله تأیید کرد که نصرالله به همراه سردار عباس نیلفروشان، فرمانده ارشد سپاه قدس، در این حمله به شهادت رسید. جسد او پس از گذشت ۴۸ ساعت از زیر آوار بیرون کشیده شد؛ «تسنیم» گزارش داد که به طرز شگفتآوری سالم به نظر میرسید، گویی حتی مرگ نیز نتوانسته بود بر قدرتش تأثیر بگذارد.
اما سناریوهای مربوط به شهادت او حاوی ابهامهایی هستند. «یدیعوت آحارونوت» ادعا کرد که نصرالله در یک جلسه با ۱۲ فرمانده ارشد دیگر حضور داشت و اطلاعات دریافتی از پهپادها موقعیت دقیق او را افشا کرده بود. «اکسیوس» به نفوذ موساد اشاره کرد و گفت که یک جاسوس در حلقه نزدیک به او، مختصات او را لو داده است. در حالی که «شبکه ۱۲ اسرائیل» داستان متفاوتی داشت: گازهای سمی ناشی از انفجار، او را در پناهگاهی بدون تهویه خفه کرد. «محمود قماطی» از حزبالله به «رویترز» گفت: «محل پیدا شدن جسد پر از گازهای خفهکننده بود.» تحلیلگران بر این باورند که اسرائیل با بهرهگیری از فناوری پیشرفته و احتمالاً خیانت، به این حمله دست زده است، اما حقیقت به صورت مرموز باقی مانده است.

تأثیر شهادت بر جنگ اسرائیل و حماس
پس از ترور اسماعیل هنیه در ژوئیه ۲۰۲۴، سید حسن نصرالله به عنوان سپر غزه عمل میکرد. «المانیتور» گزارش داد که حزبالله در سپتامبر ۲۰۲۴، ۳۰ راکت به عسقلان شلیک کرد و دو سرباز اسرائیلی را کشت تا فشار را از روی غزه کم کند. اما شهادت او شرایط را دگرگون کرد. «وال استریت ژورنال» نوشت که حماس در اکتبر ۲۰۲۴، ۶۰ موشک به تلآویو شلیک کرد و ۴ نفر را به قتل رساند. یحیی سنوار در بیانیهای او را «ستون مقاومت» خواند و حملات را تشدید کرد.
این تنها یک بعد ماجرا نبود. «هاآرتص» گزارش داد که در نوامبر ۲۰۲۴، اسرائیل عملیات زمینی خود را در جبالیا گسترش داد و ۲۵۰ نفر را به شهادت رساند. تحلیلگران سیاسی بر این باورند که شهادت نصرالله، انگیزه انتقام را در دل حماس زنده کرد، اما عدم وجود جبهه شمالی، به اسرائیل اجازه میداد که بر غزه تمرکز کند. او که با حملاتش توانسته بود بخشی از ارتش اسرائیل را در مرز لبنان متوقف کند، دیگر وجود نداشت و این خلأ، حماس را در وضعیت دشواری قرار داد.
تأثیر شهادت بر جنگ اسرائیل و حزبالله
در جنوب لبنان، شهادت نصرالله تنشهای جنگی را به اوج خود رساند. «بیبیسی» گزارش داد که در هفته پس از ترور، اسرائیل ۵۰۰ هدف را در جنوب لبنان بمباران کرد و ۳۰۰ غیرنظامی را کشت. اما حزبالله تسلیم نشد. در ۸ اکتبر ۲۰۲۴، هاشم صفیالدین به عنوان جانشین انتخاب شد و «تایمز اسرائیل» گزارش داد که در همان ماه، ۸۰ راکت به سوی حیفا شلیک شد و ۶ سرباز اسرائیلی جان خود را از دست دادند. همچنین پایگاه هوایی رامات داوید نیز مورد هدف قرار گرفت و خسارتهای زیادی به بار آورد.
«فارن پالیسی» تحلیل کرد که این شهادت، به جای تضعیف، حزبالله را یکپارچه و منسجم کرد. «الجزیره» از افزایش تولید موشکهای نقطهزن خبر داد و اعلام کرد که رزمندگان با انگیزه انتقام، خطوط تولید را بهطور مداوم فعال نگه داشتند. پژوهشگران به این نکته اشاره میکنند که اسرائیل با شدت حملات (۱۲۰۰ کشته تا نوامبر، بر اساس «رویترز»)، درصدد فلج کردن حزبالله بود، اما پاسخهای قاطع نشان داد که این جنبش از ریشههای عمیقتری نسبت به یک رهبر برخوردار است.
از سوی دیگر، لبنان قبل از شهادت نصرالله در بحران عمیقتری فرو رفته بود. از زمان پایان دوره ریاست جمهوری میشل عون در ۳۱ اکتبر ۲۰۲۲، پارلمان این کشور بارها برای انتخاب رئیسجمهور جدید ناموفق بوده است. حزبالله، به همراه متحدش جنبش امل به رهبری نبیه بری، از نامزدی ژنرال ژوزف عون، فرمانده ارتش لبنان، حمایت میکرد، اما این حمایت با مخالفت احزاب مسیحی مانند نیروهای لبنانی به رهبری سمیر جعجع و حزب کتائب روبهرو شده بود. نصرالله، به دلیل نفوذ خود در میان شیعیان و تواناییاش در میانجیگری، پل ارتباطی این بنبست سیاسی بود. او نه تنها
حزبالله نه تنها در پارلمان و هیئت وزیران لبنان نمایندگی داشت، بلکه با تهدیدات ضمنی ناشی از قدرت نظامی خود، رقبای سیاسی را به سازش وادار میساخت. اما پس از شهادت نصرالله، این تعادل به طرز چشمگیری بر هم خورد.

پس از شهادت نصرالله، فشارهای ایالات متحده و عربستان سعودی به شدت افزایش یافت. ایالات متحده که حزبالله را در زمره گروههای تروریستی قلمداد میکند، مدتها است که به دنبال کاهش نفوذ این گروه در ساختار سیاسی لبنان بوده است. در نوامبر ۲۰۲۴، پس از ترور نصرالله، مقامهای آمریکایی بر متحدان خود در لبنان، بهویژه احزاب سنی و مسیحی، فشار وارد کردند تا دولتی تشکیل شود که حزبالله را به حاشیه براند. عربستان سعودی نیز که حزبالله را به عنوان زیرمجموعهای از نفوذ ایران در منطقه میشناسد، از این فرصت بهرهبرداری کرد و سعی کرد تا نفوذ خود را در بیروت دوباره تقویت کند. ریاض که پس از تنشهای روابط با لبنان در سال ۲۰۲۱ به دنبال اظهارات وزیر اطلاعات وقت، جرج قرداحی، کمکهایش را قطع کرده بود، حالا با وعده حمایت مالی تحت شرایط خاص، به تضعیف حزبالله پرداخت.
در دسامبر ۲۰۲۴، پارلمان لبنان برای انتخاب رئیسجمهور بار دیگر تشکیل جلسه داد، اما در فضایی کاملاً متفاوت. حزبالله که هنوز از اثرات ترور نصرالله و حملات وسیع رژیم صهیونیستی به زیرساختهای خود در جنوب و ضاحیه بهبود نیافته بود، نتوانست موضع قاطعی اتخاذ کند. فشارهای خارجی در این میان تاثیری ملموس داشت. در ۱۵ دسامبر ۲۰۲۴، ژوزف عون با حمایت ائتلاف ناپایدار از احزاب سنی، مسیحی و تعدادی از نمایندگان مستقل به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد. این انتخاب، که با میانجیگری فرانسه و حمایت غیرمستقیم آمریکا و عربستان صورت گرفت، نشاندهنده تغییر سمت به سوی دولتی بود که نقش حزبالله در آن به شدت کمرنگ شده بود.
اما تشکیل کابینه داستانی متفاوت را رقم زد. نجیب میقاتی، نخستوزیر موقت که از سال ۲۰۲۲ در سمت خود باقی مانده بود، تحت فشار آمریکا و عربستان برای حذف وزرای مرتبط با حزبالله قرار گرفت. در ژانویه ۲۰۲۵، کابینه جدیدی با ترکیبی از تکنوکراتها و نمایندگان احزاب میانهرو تشکیل شد. حزبالله تنها موفق به کسب یک کرسی در وزارت بهداشت شد که آن هم به دلیل فشار جنبش امل بود. بیانیه سیاست کابینه جدید، برخلاف ادوار قبلی، هیچ اشارهای به مشروعیت سلاح حزبالله نداشت و بر اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل برای خلع سلاح گروههای غیررسمی تأکید کرد. این تغییر، نتیجهای مستقیم از فشارهای خارجی بود که از ناپایداری حزبالله پس از شهادت نصرالله بهرهبرداری کردند.
شهادت نصرالله و تداوم مقاومت از سوریه تا فلسطین
سید حسن نصرالله، به عنوان پیوند دهنده حزبالله، حماس، انصارالله و حشد الشعبی شناخته میشد. «نیویورک تایمز» در گزارشی اعلام کرد که در تاریخ ۲ اکتبر ۲۰۲۴، ایران با عملیات “وعده صادق ۳”، ۲۰۰ موشک به سمت اسرائیل شلیک کرد و ۲۵ نفر را به هلاکت رساند. انصارالله یمن نیز در نوامبر ۱۲، ۱۲ پهپاد به ایلات ارسال کرد و ۳ اسرائیلی را کشت («الشرقالاوسط»). «المانیتور» نیز گزارش داد که ایران با ارسال موشکهای فتح-۳۶۰ به حزبالله تلاش کرد تا خلأ ناشی از فقدان نصرالله را پر کند. با این حال، کارشناسان میگویند که شهادت وی ممکن است محور این اتحاد نظامی را تحت تأثیر قرار دهد، اما فقدان جایگاه کاریزماتیک او به طور موقت هماهنگی تاکتیکی را مختل کرد. با این حال، واکنشهای قاطع نشان داد که این شبکه همچنان قدرت بینظیری محسوب میشود.
از سال ۲۰۱۳، که حزبالله وارد جنگ داخلی سوریه شد، رزمندگان این گروه در کنار نیروهای سوری و مستشاران ایرانی، بیش از یک جبهه را تقویت کردند. نبرد القصیر در سال ۲۰۱۳ و آزادسازی حلب در سال ۲۰۱۶ که هر دو با حضور مستقیم حزبالله به پیروزی رسیدند، از اهمیت این گروه حکایت داشت. نصرالله در سخنرانی ۲۵ مه ۲۰۱۳ بیان داشت: «اگر سوریه سقوط کند، منطقه به دست آمریکا و اسرائیل میافتد.» او با اعزام هزاران رزمنده، این سناریو را برای بیش از یک دهه به تعویق انداخت. اما پس از ترورش، حزبالله که تحت فشار حملات سنگین اسرائیل در لبنان بود، دیگر توانایی پشتیبانی از دمشق را نداشت.
در نوامبر ۲۰۲۴، به محض برقراری آتشبس میان اسرائیل و حزبالله، گروههای شورشی سوری به رهبری جبهه النصره و نیروهای مورد حمایت ترکیه حملهای سریع به حلب و حمص آغاز کردند. حزبالله که بیشتر فرماندهان ارشد خود را از دست داده و زیرساختهای خود در لبنان آسیب دیده بود، نتوانست نیرویی به سوریه اعزام کند. در نتیجه، در ۸ دسامبر…
در سال ۲۰۲۴، دمشق دچار سقوطی ناگهانی شد و بشار اسد ناچار به فرار به مسکو گردید. این موضوع، که تنها در عرض مدت دو هفته اتفاق افتاد، حاکی از آن بود که سوریه در غیاب نقش فعال حزبالله به مراتب شکنندهتر از آنچه که انتظار میرفت، قرار دارد.

آینده حزبالله بدون سید حسن نصرالله
تحلیلگران بر این باورند که حسن نصرالله رهبری با کارایی بالا و کاریزماتیک بود که توانست با سخنرانیها و استراتژیهای محکم خود، حزبالله را به سوی موفقیت رهنمون کند. «فارن افرز» او را شخصیتی استثنائی تلقی کرد که با تواناییهای خود، میلیونها نفر را به فعالیت دعوت کرد. نظریه «رهبری کاریزماتیک» ماکس وبر به این نکته اشاره دارد که از بین رفتن چنین رهبری ممکن است سازمان را دچار بحران کند. در حالی که نظریه «ساختارگرایی» لوی استروس این نظریه را باطل میداند و معتقد است که سازمانهای ایدئولوژیک، همچون حزبالله، بیشتر وابسته به باورهای جمعی هستند تا یک فرد خاص. شواهدی نیز وجود دارد که این ادعا را تأیید میکند. بهعنوان مثال، «المانیتور» از افزایش تقاضای جذب نیرو به میزان ۲۰ درصد در اکتبر ۲۰۲۴ خبر داد. همچنان که حملات مکرر، مانند شلیک ۱۰۰ راکت به صفد در دسامبر (که به مرگ ۸ نفر منجر شد طبق گزارش «یدیعوت آحارونوت»)، و همچنین پشتیبانی ایران، نشان دهنده عمق نفوذ حزبالله است. کارشناسان بر این باورند که این جنبش با اتکا به ساختار ایدئولوژیک و شبکهای از فرماندهان خود، از این چالش سربلند بیرون خواهد آمد و آینده خود را دوباره با قدرت تعریف خواهد کرد.
حزبالله بهعنوان یک سازمان ایدئولوژیک، با خون او جانی دوباره یافت و نشان داد که میراث وی فراتر از وجود یک سرکرده، یک مقاومت دائمی است. در آسمان خاورمیانه، نام او همچون شعلهای درخشان میدرخشد که هر گز خاموششدنی نیست.
۲۱۳