گروه اندیشه: دکتر محمدجواد ظریف که پیشتر به عنوان وزیر امور خارجه ایران خدمت کرده و نیز معاون راهبردی پزشکیان (که به درخواست خود از سمتش کناره‌گیری کرده اما رئیس‌جمهور هنوز با این استعفا موافقت نکرده است)، در گفت و گویی که نفیسه زارع کهن با او داشته و در ویژه نامه نوروزی شرق منتشر شده، به تحلیل مهم‌ترین وقایع و چالش‌های پیش روی ایران در سال ۱۴۰۴ و هم‌چنین به روی کار آمدن دولت تندرو در ایالات متحده پرداخته است. او در دیدگاه خود، تغییر رویکرد ایران از تهدید محوری به فرصت محوری را به عنوان مهم‌ترین استراتژی در سال جدید مطرح می‌سازد. همچنین، ظریف به حادثه تلخ شهادت رئیس جمهوری و انتخابات سال 1403 اشاره نموده و بر اهمیت وفاق در دولت پزشکیان تاکید می‌کند و می‌گوید که این وفاق باید از سطح حاکمیت به پایین‌تر و به جامعه منتقل شود تا انسجام ملی و سرمایه اجتماعی که همان اعتماد مردم است، تقویت گردد. او تحلیل‌گری جدی را به عنوان نقشه‌راه برای مسئولان برمی‌شمارد و خاطر نشان می‌کند که ایران باید با طراحی سیاست‌های صحیح، تندروهای آمریکایی را منزوی کند. به باور او، در نامه ترامپ لحن تندی مشاهده می‌شود، در حالی که در اظهاراتش این لحن را به وضوح نمی‌توان دید. او معتقد است که در یک رویکرد کارشناسی، ضروری است که مشخص شود کدام یک از این دو رویکرد در مذاکره با ایران واقعی و سازنده است. از منظر حقوقی، ظریف اشاره می‌کند که اسنپ بک به لحاظ قانونی پس از خروج آمریکا از برجام معنایی ندارد، اما اگر ترامپ توانسته باشد هدف ایران‌هراسی و امنیتی‌سازی را پیاده‌سازی کند، احتمال بازگشت به اسنپ بک وجود دارد. او همچنین بر اهمیت روابط ایران با روسیه و چین به عنوان شرکای اصلی تاکید کرده و از ارتباطات تمام‌جانبه با همسایگان به‌عنوان یک مسیر موثر برای تقویت ایران یاد می‌کند. در خصوص سال 1404، ظریف نظرات خود را اینگونه ابراز می‌کند: «به عقیده‌ام، سال آینده، سالی پرچالش و پرکار خواهد بود. اما مهم‌ترین مسئله، سرمایه اجتماعی است. اگر بتوانیم در راستای تقویت این سرمایه اجتماعی و وفاق میان حاکمیت و مردم تلاش کنیم و مردم را به عنوان فرصتی برای آینده تلقی بنماییم، به موفقیت خواهیم رسید. اگر این تغییر در اندیشه ایجاد شود، اعضای خانواده، جامعه، محله، شهر و کشور ما همه برای ما تبدیل به فرصت خواهند شد. اگر دولت ابتدا این فرصت‌ها را درک کند، به نظرم با سالی پرچالش اما در عین حال پرکار مواجه خواهیم بود و ان شاء الله تلاش‌ها در صحنه‌های داخلی و خارجی مثمر ثمر خواهد بود.» متن کامل گفت‌وگو در ادامه تقدیم شما می‌گردد:

 ****

ضرورت تقویت قدرت جهانی و داخلی ایران؛ انتقال وفاق به سطح مردم

آقای دکتر، بیایید به راحتی به سال ۱۴۰۳ نگاهی بیندازیم. بدون اغراق، شما یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های این سال بوده‌اید و تأثیر شما بر روند وقایع سیاسی در سال ۱۴۰۳ کاملاً مشهود است؛ سالی که با رویدادهای عجیبی همراه بود و تردید دارم که جامعه ما چگونه توانسته این حجم از حوادث را تحمل کند. ارزیابی خود را نسبت به سال ۱۴۰۳ چگونه می‌بینید؟

سال ۱۴۰۳ سالی پرچالش و با شروعی تلخ، همراه با حادثه کاسته‌شدن رئیس جمهوری و دوست قدیمی‌ام، وزیر شهید امور خارجه و شخصیت‌های بزرگ دیگر آغاز شد. انتخابات ریاست جمهوری فرصتی برای ترمیم مشارکت مردم بود. همان‌طور که می‌دانید مشارکت در دو یا سه انتخابات قبلی بسیار ضعیف بود، و این وضعیت برای کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران، که متکی به حمایت مردم است، قابل قبول نیست و باعث کاهش توانمندی و بازدارندگی کشور در شرایط حساس می‌گردد. ما همچنان بر این باوریم که تعداد قابل توجهی از هم‌وطنان به دلایلی قادر به حضور نبوده‌اند، اما حضوری که بین دور اول و دوم انتخابات ثبت شد، نشان‌دهنده امکان همکاری با تنوع نامزدها و برگزاری رقابت‌های سالم و نشاط‌آور انتخاباتی بوده و می‌تواند امید به آینده را در مردم افزایش دهد. شعار آقای دکتر پزشکیان مبنی بر وفاق، با شروع وفاق در سطح حاکمیت آغاز گردید. اینکه تمامی وزرای پیشنهادی او از مجلس رای اعتماد کسب کردند، نشانه‌ای مثبت به شمار می‌رود، ولی این وفاق باید از دو جنبه

باید تقویت شود، یکی از پاسخ‌های وفاق که به طور کامل نمایان نیست و مهم‌تر از آن، کشاندن وفاق به سطح مردم است. در نهایت مردم دارای ملاحظات خاصی هستند. بخش قابل توجهی از مردم در انتخابات مشارکت نکردند و این موضوع باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد.

تحولات جاری در منطقه نیز موضوعی حائز اهمیت بود، اگرچه برخی افراد به این تحولات به طور نادرست نگریستند و گمان کردند که مقاومت به پایان رسیده است. اما ظاهراً تا زمانی که اشغالگری ادامه یابد، مقاومت نیز ادامه پیدا خواهد کرد. عده‌ای مدعی شده‌اند که ایران تضعیف شده است که این ادعا نادرست به نظر می‌رسد و بیشتر به عنوان ابزاری برای مقاصد خاص بیان می‌شود. این موضوع نیز باید مورد بررسی و تحلیل بیشتری قرار بگیرد. در نهایت ما انتخاب ترامپ را داشتیم که این بار دنیا را در یک نوع شوک قرار داده است. با وجود اینکه او یک دوره رئیس‌جمهور آمریکا بوده، اما این بار هم جهان را با اتفاقات غیرمنتظره‌ای از کانادا، مکزیک، خلیج مکزیک، گرینلند و نیز مسأله اوکراین و پیشنهاد نامتعادلی که برای غزه ارائه کرد، مواجه کرده است. در کل، این‌ها تحولات دلنشینی هستند که لازم است در سال آینده با دقت بیشتری پیگیری شوند. نرخ تحرک ترامپ درباره ایران نیز جالب است؛ به طوری که متن او به هیچ وجه قابل قبول نبود و رهبری نیز واکنش تندی دارند. با این حال، تفاوتی میان متن و لحن ترامپ وجود دارد که باید زمینه آن تحلیل شود که آیا این یکی از سناریوها است یا ناشی از اختلافات داخلی در آمریکا می‌باشد؟ این‌ها مباحث جذابی است که باید به آن‌ها توجه شود و در سال جدید اهمیت خود را نشان می‌دهند.

معنای وفاق؛ نگاهی فرصت محور به نسل Z، زنان و حجاب، بخش خصوصی و ایرانیان مقیم خارج

یکی از نکاتی که در بیان خود به آن اشاره کردید، موضوع وفاق در دولت آقای پزشکیان است. می‌دانیم که وقتی از وفاق صحبت می‌کنیم، بیشتر به عنوان یک روش و ابزار مطرح می‌شود. استراتژی دولت وفاق چیست؟ راهکارهای ما برای خروج از بحران چیست؟ وفاق با افرادی که دیدگاه متفاوتی به دولت دارند، یک بحث است؛ و این که چطور می‌توان از این اختلاف به سمت راهکار و حل مسائل حرکت کرد، بحث دیگری است. به‌ویژه در موضوعاتی مانند مذاکره با آمریکا و مسأله حجاب اینگونه عمل کردیم. رویکرد استراتژیک برای حل بحران‌ها با توجه به الگوی وفاقی که دولت مطرح می‌کند، چه می‌تواند باشد؟

البته، مفهوم وفاق یک معنی ظاهری نیز دارد؛ که بر وحدت و عدم تنش تأکید دارد، این موضوع همواره خواست رهبران جمهوری اسلامی بوده است؛ هم حضرت امام و هم مقام معظم رهبری به آن اشاره کرده‌اند. این بحث ابتدایی چارچوب وفاق است. موضوع دوم این است که باید از تمامی ظرفیت‌ها بهره‌برداری کنیم. وفاق به این معنا نیست که یک نهاد سهامی تأسیس کنیم، بلکه اگر جایی ظرفیتی هست، باید از آن استفاده کنیم. بخش سوم وفاق این است که به جای موعظه کردن، گوش دهیم، به مردم احترام بگذاریم و اگر به دنبال پژوهش و حل مسئله هستیم، باید به مشکلات و چالش‌های مردم توجه کنیم و ببینیم کدام یک از مسائل برای آن‌ها اهمیت بیشتری دارد. بخش پایانی وفاق که در صحبت‌های دکتر پزشکیان در انتخابات هم مطرح شد، اما هنوز به راهکار تبدیل نشده، فرصت‌محوری است. لازم است که نگاه تهدیدمحور را به فرصت‌محور تغییر دهیم؛ یعنی باید مسائل داخلی از قبیل حجاب، اینترنت، زنان، بخش خصوصی، شرکت‌ها، ایرانیان خارج از کشور، جوانان نسل Z و… را به عنوان فرصت مشاهده کنیم و نه تهدید. روش برخورد با فرصت این است که آن را بارور کنیم و روش برخورد با تهدید، محدود کردنش است. بنابراین، باید در این زمینه از وفاق، به نگاهی فرصت‌محور به داخل کشور، مردم ایران، منطقه و جهان دست پیدا کنیم. به یقین، در نگرش جناب آقای رئیس‌جمهور این دیدگاه وجود دارد، ولی هنوز به مرحله عملیاتی نرسیده و باید در سال آینده به سمت تحقق این نظریات گام برداریم.

نیاز ایران به تغییر پارادایم از نگاه تهدیدمحور به نگاه فرصت‌محور

چگونه می‌توان به گونه‌ای عمل کرد که مخالفان، این فرصت را به تهدید تبدیل نکنند یا عملی انجام ندهند که دولت از حرکت به سمت این اهداف منصرف شود یا لااقل اجرای آن را مسکوت نگذارد؟
شکی موسیقی، مسابقه، بازی‌ها و… یکنواخت می‌شود، اما امید و نشاط و زندگی باید در جایی جاری باشد. این یک چالش مهم است که لازم است به آن پرداخته شود. شنیدن صدای مخالفان و توجه به آن، از سوی دولت می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد فضایی مطمئن برای همه باشد و همین امر می‌تواند منجر به پذیرش و وفاق بیشتر در جامعه شده و به پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کمک کند. در نهایت، ایجاد فضایی مثبت می‌تواند تحولاتی را رقم بزند که به نفع کل جامعه و کشور باشد.

باید توجه داشت که برخی افراد در داخل کشور تنها به نگرش آقای دکتر پزشکیان تا زمانی که به نفع خودشان باشد، توجه می‌کنند و به محض اینکه پای مسائل دیگر در میان باشد، آمادگی همکاری خود را از دست می‌دهند. با این حال، توافق بر این است که به تهدیدات تمرکز نکنیم و بر روی فرصت‌ها متمرکز شویم. ما به این مسائل توجه داریم، اما نباید انرژی خود را صرف آن‌ها کنیم. تمرکز اصلی ما باید بر ملت باشد. در جریان مبارزات انتخاباتی نیز به این نکته اشاره کردم که رقیبان واقعی ما کسانی هستند که در صفحات مجازی نشسته‌اند و نه افرادی که در میدان رقابت‌های انتخاباتی حاضرند. این افراد را همچون تهدیدات منطقه‌ای و بین‌المللی از نزدیک می‌بینیم، اما باید توجه‌مان به فرصت‌ها باشد و وقت خود را صرف این نوع مباحث نکنیم. به ویژه آقای پزشکیان در این زمینه به خوبی عمل می‌کند و وقت خود را صرف این مسائل نمی‌کند و بر روی کارهایی که می‌خواهد انجام دهد، متمرکز است تا ان شاء الله پیشرفت کنیم و باید این روند را تقویت کنیم. جمهوری اسلامی به مرحله‌ای از بلوغ و اعتماد به نفس دست یافته که این تغییر پارادایم را میسر سازد. امروز ایران در وضعیتی قرار دارد که هر کسی ابراز عقیده‌ای کند، اما هیچ‌کس نمی‌تواند به ایران با چشمی تهدیدآمیز بنگرد. هیچ‌کس نمی‌تواند فکر کند که می‌تواند به ایران حمله کند یا این کشور را تهدید کند و بدون پاسخ بماند. ایران در طی دو قرن گذشته چنین وضعیتی را تجربه نکرده و امروز می‌تواند سکویی برای پیشرفت ما به سمت آینده باشد. جالب این که افرادی که همواره ادعا می‌کنند، نمی‌خواهند این دستاوردها را بپذیرند و همچنان به رویکردهای تهدیدآمیز معتقدند که ناشی از این است که هنوز قدرت و بلوغ ما را نپذیرفته‌اند و نتوانسته‌اند درکی از رویکرد فرصت‌محور ما داشته باشند.

تفاوت بین نامه و لحن ترامپ/ نیاز به بررسی جدی نامه

در صحبت‌هایتان به ترامپ و موضوع مذاکره اشاره کردید. در زمان‌هایی مذاکرات با آمریکا در جامعه موضوعی داغ بود، اما پس از بیانات رهبر انقلاب و انتشار متنی از سوی ترامپ، گویی رویکرد به سمت اروپا، روسیه و چین تغییر کرد. متن منتشر شده چقدر تهدیدآمیز بود؟ چه میزان تهدیدات به مرحله‌ی عملیاتی نزدیک شده‌اند؟ آیا ما به‌طور کامل گفت‌وگو با آمریکا را کنار خواهیم گذاشت یا بر اساس شعارمان مبنی بر اینکه اگر رویکرد آمریکا تغییر کند، ما نیز به مذاکرات ادامه خواهیم داد، پیش می‌رویم؟

در این زمینه باید به سخنگوی دولت، یعنی آقای رئیس جمهور و وزیر امور خارجه مراجعه کنیم؛ من نیز تحلیل شخصی خود را با شما در میان می‌گذارم. به نظر من، میان یادداشت ریاستی ترامپ (متنی که وی امضا کرده) و صحبت‌هایش تفاوت محسوس وجود دارد. در گذشته اینطور نبود؛ در دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ سخنان او بسیار تند و انتقادی بودند، اما اکنون صحبت‌های او ملایم‌تر شده در حالی که یادداشت ریاستی بسیار شدیدتر است. باید دلیل این تغییر رویکرد را بررسی کنیم و ببینیم چه سناریویی پشت آن نهفته است. آیا یادداشت ریاستی نمایانگر سیاست واقعی است یا فقط یک نمایش برای فریب افکار عمومی؟ آیا اختلافات داخلی در آمریکا بر این مقوله تأثیرگذار است؟ این موارد نیاز به تحلیل عمیق‌تری دارد. همچنین، محتوای یادداشت ریاستی باید به طور جدی‌تری مورد بررسی قرار گیرد. بسیاری از اظهارات مطرح شده واقعیت ندارند. در برخی از بیانات گفته شده که ترامپ خواسته ایران خلع سلاح شود، در حالی که این ادعا درست نیست و منجر به ناتوانی در بیان این مطالب می‌شود. تجربیات ترامپ در دور اول کمتر بود و آقای پمپئو در یک سخنرانی ۱۲ شرط گذاشت که از نظر منطقی غیرقابل قبول‌تر از شرایط حال حاضر بود. هر دو غیر منطقی هستند، ولی اگر بخواهیم بین این دو مقایسه انجام دهیم، به نظر من دور اول ترامپ غیر منطقی‌تر بود. بنابراین، نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق‌تری داریم که محتوای آن متن چه بود؛ باید تأکید کنیم که متن فوق‌العاده بد، غیرقابل پذیرش و مداخله‌جویانه بود، اما باید واقعاً موضوع را بیشتر بررسی کنیم.

علاوه بر این، سخنان مقام معظم رهبری هر گونه شبهه‌ای را درباره تمایل ایران به گفت‌وگو در زمینه‌هایی که ادعا کردند، منتفی می‌کند. ما نبودیم که از میز مذاکره دور شویم، بلکه آمریکا بود که گفت‌وگوها را ترک کرد و برجام را پاره کرد و تعهدات خود را زیرپا گذاشت. برای تغییر این وضعیت، آمریکا باید نشان دهد که قصد اجرای تعهداتش را دارد و نه اینکه فقط در زمینه ادعاها باقی بماند و حاضر به اجرای تعهدات خود نباشد. تا به امروز هیچ نشانه‌ای در این زمینه مشاهده نکرده‌ایم. علاوه بر این، مذاکره تنها محدود به گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا نیست. البته به نظر بسیاری، بخش عمده‌ای از مشکلات ناشی از آمریکا است و حداقل این کشور مانع اصلی وجود دارد.

روابط ما با دیگر کشورها نقش بسزایی در وضعیت فعلی ما دارد. ممکن است بعضی افراد چندان تمایلی به برقراری ارتباط با آمریکا نداشته باشند، اما لازم است که این موانع به طور جدی از میان برداشته شوند. برای ایجاد پیوند با کشورهای روسیه، چین، همسایگان و قاره آفریقا، باید این زنجیرهایی که به پای همکاران و شرکای ما بسته شده است، را از بین ببریم. در طول ۴۵ سال گذشته، ما در برابر این فشارها ایستادگی کرده‌ایم و به نوعی نسبت به آن‌ها ایمن شده‌ایم. اما دیگران که این نوع مصونیت را ندارند، به راحتی تسلیم این فشارها می‌شوند و ضروری است کاری کنیم که شرکای ما تحت این فشارها قرار نگیرند.

این ضرورت وجود دارد که با کشورهایی چون روسیه و چین به طور جدی در زمینه‌ روابط و تبادل نظر ادامه دهیم و تلاش کنیم راه‌هایی برای مذاکره با اروپا پیدا کنیم. البته امروز اروپا با مشکلات اساسی رو به رو است. متاسفانه، ما مشاهده کردیم که عدم مقاومت اروپایی‌ها در برابر فشارهایی که در دوران نخست‌وزیری آقای ترامپ به وجود آمد، همان‌طور که پیش‌بینی کرده بودیم (و من در سخنرانی خود در کنفرانس امنیتی مونیخ اشاره کرده بودم، اگر امروز در برابر این فشارها ایستادگی نکنید، فردا با مشکلاتی که خودتان دارید، مواجه خواهید شد) باعث به وجود آمدن چالش‌های جدی برای اروپا شده است. با این حال، باید با اروپا ادامه گفت‌وگو داشته باشیم. مهم‌تر از همه، باید با همسایگان‌مان ارتباطات موثر برقرار کنیم. در حال حاضر، شرایط بهتری داریم و روابط‌مان با عربستان و سایر کشورهای اطراف خلیج فارس در حال بهبود است. به تازگی مقاله‌ای در مجله اکونومیست درباره مجمع گفت‌وگو بین کشورهای مسلمان آسیای غربی منتشر کرده‌ام که به موضوع مودت و دوستی پرداخته است. اگر به دنبال تقویت روابط با همسایگان‌مان هستیم، لازم است که آن‌ها را به عنوان فرصت ببینیم و آن‌ها نیز ما را فرصتی برای همکاری تصور کنند. اینگونه می‌توانیم روابط موثری برقرار کنیم و مسائل بنیادی‌تری را نیز تحلیل کنیم.

تندروهای نظام آمریکا را منزوی کنیم

به عنوان یک دیپلمات با تجربه که مذاکرات برجام را هدایت کرده است، نظری شما درباره نامه ریاستی آقای ترامپ چیست؟ آیا آنچه گفته شده، صرفاً یک نمایش تبلیغاتی برای رسانه‌ها بوده است؟
دو سناریو قابل‌طرح است؛ یکی از این senario ها، همانی است که شما به آن اشاره کردید – دو وجه از یک سیاست واحد؛ سیاست واقعی که آمریکا به دنبال آن است و این وجه به منظور جلب نظر افکار عمومی به کار می‌رود. به اصطلاح، موضع شرکت در مذاکرات و در عین حال موضع تبلیغاتی او است. واضح است که آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که به آن موضع نخواهند رسید. اما موضع مذاکراتی آن‌ها که حتی غیرقابل قبول است، چون نمی‌توانند آن را به افکار عمومی در ایران و سایر کشورها منتقل کنند. بنابراین، آن‌ها موضع تبلیغاتی با ابهت‌تری را مطرح می‌کنند تا خود را به‌عنوان یک صلح‌طلب نشان دهند.

سناریوی دوم آن است که گرایش‌های مختلفی در جامعه آمریکا وجود دارد. آقای ترامپ تمایلات خاصی دارد. در دور اول ریاست‌جمهوری او، اگر خاطرات آقای بولتون و پمپئو را مطالعه کنید، متوجه می‌شوید که ترامپ تمایلی خاص دارد ولی بولتون و پمپئو در بسیاری از مسائل به نوعی گرایشات دیگری را به او تحمیل کرده‌اند. در هر دو حالت، هدف ما باید منزوی کردن تندروها باشد؛ حتی اگر کل سیستم آمریکا تحت کنترل تندروها باشد. حتی اگر آن متن به نحوی نمایانگر موضع رسمی آقای ترامپ باشد و آن گفته‌ها تنها جنبه تبلیغی داشته باشد، در هر صورت باید از ابزارهای لازم برای محدود کردن تندروها استفاده کنیم. موضع ما کاملاً روشن است؛ رهبری اعلام کرده‌اند که خواسته‌ها و سابقه شما (آمریکا) در تضاد با اصول ماست. ما این را بیان کرده‌ایم و اکنون زمان خنثی کردن نیروهای تندروی آمریکاست تا نتوانند مسیر سیاست‌گذاری‌ها را کنترل کنند. نتانیاهو نیز در کنار تندروهای آمریکاست. بیانات اخیر او، ملاقاتش با ترامپ، و صحبت‌هایی که پس از دیدار با آقای روبیو وزیر امور خارجه آمریکا مطرح کرد، همگی نشان‌دهنده تلاش او برای تقویت و تشویق گرایش‌های تندروانه هستند.

هنوز این ضرورت وجود دارد که روسیه در مجموعه معادله حضور داشته باشد

در صحبت‌های پیشین‌تان به عدم اعتماد به روسیه اشاره کردید. در عمل نیز شاهد کارشکنی‌هایی از سوی این کشور بوده‌ایم. حالا افراد جدیدی در…

به نظر شما آیا ایران در گفت‌وگوهای ملی و بین‌المللی رویکردش را تغییر می‌دهد؟ درباره مذاکراتی که با عربستان سعودی انجام می‌شود، نظر شما چیست؟

هرگز درباره عدم اعتماد به کسی نظری نداده‌ام. بر این باورم که روابط بین‌الملل بیشتر به صحنه‌ی پیگیری منافع ملی شباهت دارد تا اعتماد. روسیه نیز به دنبال منافع خود است و ما نباید از این موضوع دلخور شویم. به نظر من، روسیه و چین دو شریک استراتژیک و اصلی ایران هستند. همسایگی ما با روسیه اهمیت دارد. در دوران وزارت خارجه‌ام، نزدیک به ۲۸ سفر به روسیه داشتم که رکوردی بی‌نظیر است. ۲۸ سفر در طول هشت سال به معنای آن است که هر سال بیش از سه و نیم سفر به روسیه داشته‌ام. این موضوع نشان می‌دهد که من به اهمیت روابط مستحکم با روسیه و چین ایمان داشتم و همچنان دارم. اعتماد در روابط بین‌الملل جایی ندارد. اگر به چیزی اشاره می‌کنم، این است که ممکن است با فرض خاصی وارد میدان شده باشیم و سپس دلسرد شده‌ایم، فکر کرده‌ایم چرا کشورهای دیگر این‌گونه رفتار می‌کنند. لازم نیست از خود بپرسیم چرا این رفتار وجود دارد. توقعات به همین صورت است و همه کشورها به نوعی رفتار می‌کنند. روسیه ویژگی خاصی ندارد که رفتار دیگری داشته باشد. بعد از اتفاقات اخیر در منطقه، عربستان انتظار داشت که آمریکا در کنار آنها باشد، اما اینطور نشد. اینکه شما انتظار داشته باشید کشوری منافع شما را بر منافع خود ترجیح دهد، نادرست است.

ما باید منافع خود را خودمان دنبال کنیم. در خصوص مذاکرات با عربستان نیز باید همین رویکرد را داشته باشیم. لازم است مطمئن شویم که در موقعیتی نیستیم که دیگران ما را تحت فشار قرار دهند؛ چون اگر نبودیم، احتمال اینکه کنشگران دیگر ما را بر سر میز بگذارند، زیاد است. ما نباید در معرض مذاکره باشیم. ما کشوری مستقل و قدرتمند هستیم و خودمان از منافع‌مان دفاع می‌کنیم. ما با روسیه تعامل می‌کنیم. در کتاب «پایاب شکیبایی»، اشاره کرده‌ام که حتی در پایان دولت اول آقای ترامپ به روسیه پیشنهادی برای کاهش اختلافات ایران و آمریکا ارائه کرده‌ایم. به نظر من، ضرورت دارد که روسیه در معادله بین‌المللی، نه فقط در مرکز آن، نقشی کلیدی داشته باشد. چون کشور با توانمندی است. اما این به معنای واگذاری و برون‌سپاری منافع ما نیست. باید خودمان منافع‌مان را دنبال کنیم و از آن حفاظت نماییم. همانطور که سال گذشته در مورد مقاومت در غزه تأکید کردم، نباید به دیگر کشورها واگذار کنیم. حتی به قطر و عمان که دوستان ما هستند نیز نباید برون‌سپاری کنیم. ما کشوری با ثبات، هوشمند، قدرتمند و توانمند هستیم و می‌توانیم از منافع خود و دوستان‌مان دفاع نماییم.

دست ایران برای مذاکره با آمریکا پر است

شما مدیر مذاکرات برجام با آمریکا و کشورهای غربی بودید و به خوبی درک می‌کنید که مذاکرات، نیازمند ابزار و اندوخته‌های خاصی است که در الماس آن، امتیازاتی به دست می‌آید و امتیازاتی هم باید داده شود. مقام رهبری در پیام نوروزی ۱۴۰۰ اشاره کردند که جمهوری اسلامی با توجه به منابع استراتژیک خود، باید این مسیر را تغییر دهد، که شما نیز در گفت‌وگوهای‌تان به این مطلب پرداختید. با این حال، به نظر می‌رسد منابع و اندوخته‌های استراتژیک ما به مرحله‌ای رسیده که شرایط دشواری را ایجاد کرده است. ترامپ نیز به طور تندتری عمل می‌کند. اگر شرایطی محتمل برای مذاکرات ایران و غرب فراهم شود، با کدام ابزار و منابع استراتژیک می‌خواهیم در مذاکرات وارد شویم؟

معتقدم ایران کشوری قدرتمند و مؤثر است. خوشبختانه دیگر مسئول مذاکره نیستم، اما اگر بودم، در پشت تلویزیون مذاکره نمی‌کردم. اما به شما اطمینان می‌دهم که ایران اگر در میز مذاکره با هر طرفی بنشیند، به اندازه کافی منابع و ابزارهای قدرت دارد تا مذاکره کند و اصلاً دستش خالی نیست

با توجه به شنیده‌ها، آیا ایران هم‌اکنون مذاکرات را به‌طور غیررسمی دنبال می‌کند؟

اطلاعات دقیقی ندارم، اما آنچه می‌دانم این است که در حال حاضر مذاکره خاصی در جریان نیست.

“`html

بدون مبنای قانونی، بازگشت اسنپ بک محال است؛ بحث درباره اسنپ بک نظیر گفت‌وگو با مرده است

 براساس اتفاقات اخیر، پیش‌بینی می‌شود که سال ۱۴۰۴ برای ایران به سالی پرتنش تبدیل شود و بحران‌ها به شکلی فزاینده شدت یابند؛ به ویژه با اجرای احتمالی اسنپ بک از نیمه سال آینده. بنابراین، ایران باید چه رویکردی را پیش بگیرد تا از وقوع چنین بحرانی جلوگیری کند؟ آیا دولتی برنامه‌ای برای مقابله با این وضعیت در نظر دارد؟ چرا که در میان فعالان اقتصادی و سرمایه گذاران، نگرانی‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایران توانایی تحمل شرایط اسنپ بک را ندارد. نظر شما چیست؟

نکته اصلی این است که ما باید خود را به‌عنوان کنشگر تعریف کنیم و نباید منتظر تغییرات باشیم که دیگران با اسنپ بک به ما تحمیل کنند. ایران کشوری بزرگ است و قادر به اثرگذاری و تعیین سرنوشت خود است. لذا پیشنهاد اصلی من این است که به‌جای آنکه خود را به‌عنوان یک پرنده در باد احساس کنیم که هر کجایی می‌تواند ما را ببرد، باید خود را به‌عنوان درختی تنومند ببینیم که در برابر طوفان ایستادگی می‌کند و می‌تواند از آن خود به‌خوبی دفاع کند.

نکته دیگر این است که با خروج آمریکا از برجام، اسنپ بک به‌طور غیرقانونی مطرح شد؛ به عبارت دیگر، هیچ مبنای قانونی برای اسنپ بک وجود ندارد. در دوران وزارت خود، چندین نامه نوشتم و در تاریخ بیستم تیرماه ۱۴۰۰، یک نامه ۲۰۰ صفحه‌ای به دبیرکل سازمان ملل ارسال کردم که در آن نشان دادم از جنبه حقوقی اسنپ بک وجود ندارد. من بر این بر این باورم که افرادی که درباره اسنپ بک صحبت می‌کنند، در واقع درباره پدیده‌ای مرده سخن می‌گویند. برجام نقض شده است و تنها ایران بوده که حق استفاده از اسنپ بک را دارد، و این حق را تا حد زیادی به کار گرفته‌ایم. ما همواره اعلام کرده‌ایم که اگر طرف مقابل به تعهدات خود برگردد، ما نیز به تعهداتمان پایبند خواهیم بود. آنچه انجام داده‌ایم، بر اساس ماده ۳۶ برجام، حق مسلم ایران بوده و در چارچوب حقوق خود اقدام کرده‌ایم.

 مطمئن هستم که وزارت خارجه می‌تواند به طور گسترده با دو کشور دائمی دیگر – روسیه و چین – و سایر کشورهای غیر دائمی مشورت کند. باید حتماً مذاکره کنیم. اما کشورهای اروپایی نیز باید درک کنند که اسنپ بک به‌عنوان ابزاری قوی در اختیارشان نیست. این ابزار به مرور زمان فرسوده‌شده و خودشان نیز در این فرایند نقش مؤثری ایفا کرده‌اند. اگر روزی بخواهیم استدلالات خود را ارائه دهیم، باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که درگیر یک بازی نامناسب نخواهند بود.

آمریکا از اسنپ بک نه بر مبنای قانون بلکه به هدف ایجاد تصویری هولناک از ایران استفاده می‌کند

آیا اعتقاد ما به پوشالی بودن اسنپ بک، کافی است که مانع از انصراف طرف مقابل شود؟

حائز اهمیت است که تصورات جهانی درباره ما چه باشد. آمریکا پیشتر نیز تلاش کرده از اسنپ بک استفاده کند و ۱۳ رأی منفی کسب کرده است. آنها سعی کردند از مسیرهای مختلف اقدام کنند و در مجمع عمومی نیز با ۱۱۰ رأی منفی روبرو شدند. این بستگی دارد به اینکه چقدر اجازه می‌دهید آمریکا درباره شما تصویری خطرناک بسازد یا برعکس، تلاش کنید تا آن تصویر را تغییر دهید. به نظر من، این بازی بسیار حساسی است. اگر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها احساس کنند که حرکتشان با مشکل مواجه است، روی این عامل به‌عنوان ابزاری تعیین‌کننده حساب باز نخواهند کرد. بنابراین، باید تمام تلاشمان را به‌کار گیریم تا مانع از وقوع اسنپ بک شویم، اما همزمان باید به اروپایی‌ها نشان دهیم که اسنپ بک از نظر مشروعیت بین‌المللی و مقبولیت قانونی هیچ جایگاهی ندارد.

در سوال پایانی، بیان کردید که نباید خود را در وضعیتی مانند پر در باد احساس کنیم و طوفان ما را به حرکت درآورد. واقعیت این است که وضعیت کشورمان به‌ویژه سرمایه اجتماعی‌امان رو به کاهش است. وضعیت اقتصادی نیز به هیچ عنوان مناسب نیست و نارضایتی‌های عمومی در حال افزایش است. فراموش نکنیم تلاش‌های بین‌المللی را. با وضعیت کنونی و برآمدن دوباره ترامپ، چگونه وضعیت سال آینده را ارزیابی می‌کنید؟ آیا دولت آقای پزشکیان توانایی برای حل مشکلات یا کاهش آلام را دارد؟

به‌نظر من سال آینده (سال جاری) سالی بس پرزحمت و پرچالش خواهد بود. اما موضوع اصلی، سرمایه اجتماعی ماست. اگر بتوانیم برای تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد وفاق بین حاکمیت و جامعه پیش برویم و مردم را به‌عنوان فرصت در نظر بگیریم، موفق خواهیم شد. اگر بتوانیم این تغییر ذهنیت را محقق کنیم، اعضای خانواده، جامعه، محله و شهر هر یک می‌توانند برای ما فرصت‌هایی ارزشمند باشند. اگر دولت به شناسایی فرصت‌ها بپردازد، به‌نظر من سال پرچالشی اما در عین حال پرباری در پیش خواهیم داشت و ان‌شاءالله این تلاش‌ها هم در عرصه داخلی و هم در سطح بین‌المللی ثمر خواهد داد.

۲۱۶۲۱۶

“`

اشتراک‌گذاری »