در مدت دو هفته اخیر، خیابانهای استانبول و دیگر شهرهای ترکیه مملو از فعالیتهای جنجالی هواداران اکرم امام اوغلو و احزاب اپوزیسیون بوده است. اینگونه تظاهرات خیابانی، نه تنها خواستههای مخالفان رجب طیب اردوغان برای آزادی امام اوغلو بلکه درخواست برگزاری انتخابات زودهنگام را نیز شامل شده تا به طرق مختلف او را از جایگاه او به زیر بکشند.
استانبول، این شهر زیبا و تاریخی که بزرگترین هاب تجاری ترکیه بهحساب میآید، همواره از دوران امپراتوری عثمانی تا کنون پایگاه قوی خود را در عرصه سیاسی و حکومتی حفظ کرده است. نیازی به بررسی عمیق تاریخ نیست؛ حدود سه دهه پیش، زمینههای سیاسی رئیسجمهوری کنونی ترکیه از همین شهرداری استانبول آغاز شد و اکنون اکرم امام اوغلو در مرکز یک معادله پیچیده قرار گرفته است. بسیاری از شهروندان اردوغان را به یاد دارند که در دهه ۱۹۹۰ شهردار استانبول بود و به عنوان یک اسلامگرای نوگرا و جسور شناخته میشد. او ارزشهای بنیادین جمهوری را به چالش کشید و بیان کرد که دموکراسی در ترکیه، وسیلهای است نه هدف و از همین رو، به دلایل سیاسی پرونده قضائی علیه او تشکیل شد که این امر به شهرت وی لطمهای نزد. اکرم امام اوغلو از همان مشکلاتی که در شهرداری با آن مواجه شد، به کارزاری تأثیرگذار در عرصه سیاست رسید که ناراحتی و نگرانی حامیان اردوغان را به دنبال داشت. عزم راسخ و پایگاه اجتماعی قوی امام اوغلو او را به عنوان گزینه اول برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آینده کشوری قرار داده است. به همین دلیل، او پس از بازداشتش تاکید کرد که هرگز در برابر ظلم قد خم نخواهد کرد.
وی به اتهامهای متعدد همچون اخذ رشوه، اخاذی، ثبت غیرقانونی اطلاعات شخصی و تقلب در مناقصه بازداشت شده است. این اتهامها از سوی طرفدارانش بهعنوان یک اقدام سیاسی تعبیر شده است.
اما در سیاست، حزب جمهوریخواه خلق CHP در حال واکنش به شرایط اعتقاد دارد که «کودتا علیه رئیسجمهور آینده ما» در حال وقوع است و به همین خاطر به جبههگیری علیه حزب حاکم عدالت و توسعه پرداخته است. رهبران دیگر احزاب مخالف نیز به تظاهراتهای خیابانی پیوستهاند. ولی اردوغان با بیتوجهی به خواستههای معترضان، این اعتراضات را به شدت هیچ نمیگیرد و میگوید معترضان متوجه خطری که برای کشور به ارمغان آوردهاند، خواهند شد. برعکس دیدگاه اردوغان، زندانی شدن امام اوغلو نه تنها موجب انسجام درونحزبی در حزب جمهوریخواه خلق شده، بلکه به اتحاد دوباره احزاب مخالف که پس از انتخابات ۲۰۲۳ از هم دور شده بودند، کمک کرده است. در حال حاضر، حزب CHP اکرم امام اوغلو را به عنوان نامزد اصلی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده معرفی کرده و چهرههایی نظیر منصور یواش و سایر سیاستمداران معروف از او پشتیبانی کرده و ممکن است خود نیز گزینهای جدی برای کاندیداتوری انتخاب شوند. حتی حزب دموکراسی و برابری خلقها (DEM) که به کردها نزدیک است، از حامیان قوی اکرم امام اوغلو محسوب میشود.
ادامه این تظاهرات، ترکیه را به یک مرحله سیاسی جدید خواهد کشاند و ممکن است به صورت مؤثری پایگاه اجتماعی حزب عدالت و توسعه را که از ۲۰۱۸ تا کنون، دچار نوساناتی شده است تضعیف کند. گسترش شکافهای سیاسی و اجتماعی در ترکیه، اهداف میانمدت رجب طیب اردوغان را که شامل انتقال آرام قدرت به چهرههای جدید است، با چالشی جدی مواجه کرده است.
مخالفان اعتقاد دارند که دستگیری امام اوغلو بخشی از یک سناریو از پیش تعیینشده به دست اردوغان است که نهادهای قضائی را بهطور غیرقانونی برای سرکوب مخالفان به کار گرفته است. اگر این دیدگاه با واقعیت سیاسی ترکیه نزدیک باشد، چرا اردوغان زمان کنونی را برای فشار بر جبهه مخالف مناسب دیده است؟
نخست، حزب جمهوریخواه خلق که در انتخابات شهرداریهای ۲۰۲۴ به ویژه در شهرهای بزرگ مانند استانبول و آنکارا موفق به پیروزی شده، حال به دنبال تحکیم جایگاه خود و ساماندهی سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ است و همواره در نظر داشت که اکرم امام اوغلو را به عنوان کاندیدای این حزب معرفی کند که حتی با وجود بازداشت او این تصمیم عملیاتی شد. این اقدام بهصورت هدفمند، به چالش کشیدن حزب حاکم را از هم اکنون و قبل از برگزاری انتخابات اصلی میسازد. از این رو، قدرت کلام و اثرگذاری اکرم امام اوغلو مطمئنا از چشمان تیزبین اردوغان دور نمانده است. بنابراین انتقال پرونده امام اوغلو از یک بستر پرچالش سیاسی به زمینهای حقوقی و قضائی به طور حسابشده و در پی یک برنامهریزی دقیق انجام شده است.
دوم، وضع منطقهای پس از سقوط دولت بشار اسد تبدیل به یک نماد پیروزی برای اردوغان شده و رسانههای دولتی دستاوردهای یک دهه بحرانساز ترکیه در سوریه را تبلیغ میکنند.
در راستای تأمین امنیت و منافع ملی این کشور، اقدامات اردوغان به عنوان یک فرصت بینظیر برای به زانو درآوردن اماماوغلو و حزب جمهوری خلق به عنوان رقبای اصلی، تلقی شده است.
شاید او پیشبینی نمیکرد که نارضایتیها به پشت درهای کاخ ریاست جمهوری در آنکارا و خیابانهای استانبول کشیده شوند.
سوم، اماماوغلو یکی از چهرههای بیشتر محبوب و کارآمد در میان مخالفین است که تهدیدی جدی برای حزب حاکم و برنامههای اردوغان به حساب میآید. بر اساس راهبرد تاریخی اردوغان در تضعیف رقبای سیاسی، نگرانی از پیامدهای ناشی از دستگیری اکرم اماماوغلو و مراحل قضایی میتواند به خلع وی از سمت شهرداری، ممنوعیت فعالیت سیاسی و یک غیبت طولانیمدت از عرصه سیاسی منجر شود. این نگاه، نه تنها بر قدرت کاریزما و تأثیرگذاری اماماوغلو تأثیر میگذارد که به تضعیف حزب جمهوری خلق نیز منجر میشود و پیام پنهانی به دیگر مخالفان سیاسی میدهد که رویارویی با اردوغان بهایی دارد. با این حال، موج اعتراضها به دستگیری اماماوغلو باعث افزایش محبوبیت او شده است.
چهارم، احتمالا سیاستهای دولت عدالت و توسعه در برکناری شهرداران کرد در برخی شهرهای کردنشین از اردوغان خواسته است که با الگوبرداری از این روش برای دوباره بهدست آوردن کنترل استانبول استفاده کند. به باور منتقدان، ابزار سیاسی اردوغان در مواجهه با مخالفان، استفاده از سیستم قضایی برای مقاصد سیاسی است و رئیسجمهور (رجب طیب اردوغان) بهترین و مؤثرترین ابزار را برای نفوذ در سیستم قضایی در اختیار دارد. چرا که تغییرات قانونی در سال 2017، به نوعی شیوه انتخاب “هیات قضات و دادستانها” را تحت کنترل رئیسجمهوری قرار داده است. دیدگاه مخالفان درباره روند بازرسیهای قضایی پیرامون اکرم اماماوغلو برخلاف نظر نهادهای دولت، مشکوک و انتقادآمیز است. ییلماز تونچ، وزیر دادگستری ترکیه، اظهاراتی تند در رد این انتقادات داشته و گفته است که دستگاه قضایی مستقل است و “نسبت دادن تحقیقات قضایی به رئیسجمهوری نهتنها غیرمسئولانه بلکه گستاخانه است.” مخالفان اما، نظراتی متفاوت دارند و افرادی چون علی باباجان، رهبر حزب جهش و دموکراسی، ابراز کردند: «آنچه در ترکیه و از جانب اردوغان رخ داده، عملاً تداعیگر یک رژیم تکنفره است.
اکنون اردوغان با بزرگترین چالش سیاسی اجتماعی در دوران ریاستجمهوریاش روبهرو است. او و نزدیکانش در پی آنند که از این بحران عبور کرده و به چهار هدف اصلی دست یابند.
۱- بازسازی قدرت داخلی بر اساس این استراتژی که هرگونه مخالفت را بهعنوان تهدیدی جدی تلقی کرده و برای تقویت پایههای حکومت در راستای پیشبرد استراتژی منطقهای ترکیه تلاش کند.
۲- تضعیف توان ائتلافسازی مخالفان برای انتخابات آینده، به این معنا که غیبت اماماوغلو در صحنه سیاسی به معنای کاهش قدرت و محبوبیت او برای ایجاد ائتلافهای گستردهتر میان مخالفان باشد.
۳- آغاز یک تحول جدی در ساختار تصمیمگیری حزب عدالت و توسعه با هدف ایجاد بستر برای ظهور چهرههای جوانتر در سمت ریاستجمهوری و تبیین نقش اردوغان به عنوان “پدرخوانده” حزب. هرچند او ممکن است در تلاش باشد تا قانونی را پیدا کند که وی را پس از ۲۰۲۸ در قدرت نگه دارد.
۴- احیای خودکامهگی با مدل متمرکزسازی قدرت و افزایش نفوذ رئیسجمهور در نهادهای تصمیمسازی قضایی، اجرایی و پارلمانی، نگرانی مهم اردوغان است، بهگونهای که از اصول قانون اساسی برای تبیین استراتژی تامین امنیت ملی، رشد اقتصادی، مبارزه با فساد و حقوق شهروندی بهرهبرداری کند و راهکارهای جدیدی را ارائه دهد.
اما موفقیت این اهداف به نوع و شیوه اعتراضها به دستگیری اماماوغلو وابسته است و احتمال بازگشت مجدد مخالفان به خیابانها میتواند اهداف این اعتراضات را به سوی تغییرات عمده سیاسی و برگزاری انتخابات زودهنگام سوق دهد. اگر نارضایتیها در شهرهای بزرگ ترکیه به همین شدت ادامه یابد، دور از انتظار نیست که اردوغان به عقبنشینی مجبور شود. تجربه مردم در اعتراضات پارک گزی در سال ۲۰۱۳، نشان داد که دولت ترکیه در برخی موارد ناگزیر به اعمال اندک انعطاف نسبت به معترضان است، اگر اعتراضها
جریان حزبی جمهوری خلق که اکنون به فراموشی سپرده شده است، ممکن است اردوغان در برابر انتقادات معترضان تسلیم نشود و دولت به مسئله دستگیری اماماوغلو از زاویهای قضایی و نه سیاسی نگاه کند تا تحت فشارهای موجود از خود سلب مسئولیت کند.
در طرف دیگر، وضعیت کنونی برای اردوغان به یک آزمایش حیاتی تبدیل گشته و اگر متوجه شود که ادامه اعتراضات به خسارتهای اقتصادی سنگینی منجر میشود و ارکان قدرت حزب حاکم را تضعیف میکند، ممکن است به آزادی و فراهم آوردن امکان تجدید نظر در رأی اماماوغلو راضی شود، هرچند این گزینه هرگز برای اردوغان مطلوب نخواهد بود.
چرا که به اعتقاد او، نرمی و تساهل در مقابل اماماوغلو میتواند به تقویت جبهه مخالفان بیانجامد. اما رویکرد اردوغان در مواجهه با چالشهای سیاسی و اجتماعی همواره سختگیرانه بوده است و ممکن است هرگونه عقبنشینی را به عنوان نشانهای از ضعف برای حزب عدالت و توسعه تلقی کند و تحت چنین شرایطی، تصمیمگیری دشوار خواهد بود. احتمالاً تنها امتیاز اردوغان در مواجهه با بحرانهای شدید زمانی بروز خواهد کرد که احساس کند ترکیه در آستانه بیثباتی سیاسی و اجتماعی قرار دارد و هویت سیاسی حزب حاکم نیز در خطر دگرگونی است. زیرا دستگیری اماماوغلو، تنشها و اختلافات میان حزب حاکم و مخالفان را افزایش داده و این حرکت به منزله تلاشی برای سرکوب و خاموش کردن صدای منتقدان محسوب میشود.
از سوی دیگر، رفتار اردوغان در برابر واکنشهای بینالمللی نسبت به تحولات داخلی در ترکیه نشاندهنده بیاعتنایی و حتی ایستادگی در برابر خواستههای تعدیل بوده است. ولی این بار، انتقادات داخلی و جهانی به اردوغان بر روی “دموکراسی نمایشی” در ترکیه و گسترش نقض حقوق بشر ناشی از یک دهه اقتدارگرایی هدفگذاری شده است.
و اما جمعبندی نهایی میتواند اینگونه بیان شود که تعداد زیادی از سیاستمداران ترکیهای بودهاند که تست زندان و ممنوعیتهای سیاسی را پشت سر گذاشته و آنگاه به شهرت و قدرت بیشتری دست یافتهاند. پروفسور ایلبر اورتایلی، مورخ مشهور ترکیه، داستان سیاسی اکرم اماماوغلو را از زاویهای تاریخی بررسی میکند و میگوید؛ سالها سپری میشود، اما روشها ناپایدارند و ما همچنان در دوران تاریخی زندگی میکنیم و این تکرار، درسهای متعددی به همراه دارد.
آیا این بار اکرم اماماوغلو همان شخصیتی است که میخواهد بر نردبان قدرت صعود کند و جانشین رجب طیب اردوغان شود و تصویری نوین از ترکیه به نمایش بگذارد؟
*دکترای روابط بینالملل و پژوهشگر در زمینه ترکیه
۳۱۱۳۱۱