طبق گزارش خبرگزاری صحت خبر، روزنامه ایران اطلاعات زیر را منتشر کرد:
در تیرماه سال ۱۴۰۲، با وصول خبری درباره یک نزاع خونین به مرکز فوریتهای پلیسی، نیروهای انتظامی از کلانتری شهرستان بهارستان بلافاصله به محل رخداد اعزام شدند.
در بررسیهای ابتدایی مشخص شد تعدادی از افراد به دلیل مکان پارک خودرو با مردی به نام مرتضی درگیر شدهاند و در نتیجه این برخورد، مرتضی و یکی دیگر از مردان آسیب دیده و به بیمارستان منتقل شدهاند. یک روز پس از این حادثه، درحالی که یکی از مصدومان بهبود یافته و از بیمارستان مرخص شده بود، خبری رسید که مرتضی به خاطر جراحات شدید و خونریزی داخلی جان خود را از دست داده است.
پس از این واقعه، فردی ۴۶ ساله به نام کریم به همراه ۷ نفر دیگر که در این نزاع حضور داشتند، به اتهام قتل دستگیر شدند و همه متهمان تأکید کردند که کریم ضارب اصلی بوده است.
پس از آن پدر مرتضی به نیروهای انتظامی گفت: «در روز حادثه وقتی متوجه شدم چند نفر به پسرم حمله کردند، به سرعت خودم را به جلوی در خانه رساندم که کریم و همراهانش ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند. برادر کریم بوکسور است و روز حادثه با یک باتوم به ما حمله کرد و بعد از ضربهای که به من وارد شد بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم پسرم را به بیمارستان منتقل کردهاند.»
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران، شعبه ۱۳، ارسال شد.
اولین جلسه دادگاه
در آغاز جلسه، والدین مقتول درخواست اجرای حکم قصاص را کردند. پدر مقتول به قاضیها گفت: «من هرگز از خون پسرم نخواهم گذشت و متهم باید به حداکثر مجازات محکوم گردد.»
سپس برادر مقتول به جایگاه رفت و اظهار کرد: «در روز حادثه، من و برادرم سوار بر خودرو پدرمان بودیم و تصمیم داشتیم از پارکینگ خانه خارج شویم که متوجه شدیم یک وانت نیسان آبی جلوی در پارکینگ پارک شده است. حدود ۲۰ دقیقه صبر کردیم و زنگ چند خانه را زدیم اما راننده را پیدا نکردیم. از این رو به سختی نیسان را به عقب هول دادیم و از پارکینگ خارج شدیم. به سرکوچه که رسیدیم برادرم یادش افتاد که کلیدش را در خانه جا گذاشته و به همین خاطر با خودرو دنده عقب گرفتیم تا مقابل خانهمان برگردیم و سپس ماشین را در مقابل در پارک کردیم و به خانه رفتیم که ناگهان راننده نیسان آبی با صدای بلند شروع به فحاشی کرد و به جا به جایی ماشینش اعتراض نمود و وقتی متوجه شد ما ماشینش را هل دادهایم، شیشههای ماشین پدرم را تخریب کرد و رفت. من و برادرم از خانه خارج شدیم و ناگهان متهم به همراه چند نفر دیگر با چاقو و چوب به سمت ما حمله کردند و جلوی چشمانم برادرم را با چاقو زدند.»
در ادامه، متهم به جایگاه رفت و با رد اتهامات قتل عمد گفت: «من به مرتضی حمله نکردم اما در روز حادثه تنها نبودم و افراد دیگری نیز حضور داشتند. آن روز به دلیل جابهجایی ماشینم ناراحت بودم و آنها به من فحاشی کردند و بعد هم با چاقو به من نزدیک شدند. من به او چاقو زدم، اما ضربه کشندهای نبود.»
در این میان، پدر مقتول به قاضیها اعتراض کرد و گفت: «مرور دوربینهای مداربسته و تحقیقات محلی نشان میدهد که من و پسرم هیچ سلاح دفاعی در دست نداشتیم و متهم و وابستگانش با چوب و چاقو به ما حمله کردند. او با دروغگویی سعی دارد خود را بیگناه جلوه دهد، او خوب میداند که پسرم را کشته و باید به قصاص برسد.»
سپس متهم به جایگاه رفت و ادعای جدیدی مطرح کرد که در درگیری خودش نیز چاقو خورده و به شدت مجروح بوده است و دوستانش او را به بیمارستان منتقل کردند. اما به گفته او، مقتول حال خیلی بدی نداشت و خودش با پای خود به بیمارستان آمده و بعد از آن شنید که او فوت کرده که این موضوع برایش عجیب بود. همچنین ادعا کرد شب حادثه کسی به مقتول آسیب زده است.
در نهایت قاضیها تصمیم به ادامه بررسی پرونده گرفتند تا تحقیقات بیشتری در مورد اظهارات متهم انجام شود.
در حین تحقیقات از بیمارستان مشخص شد، مقتول در حین درمان از روی تخت بیمارستان به زمین افتاده و همین امر باعث پارگی طحال او شده است. به همین دلیل با تأیید ادعای متهم و صدور کیفرخواست اصلاحی، برای پزشک معالج ۴۰ درصد مشارکت در مرگ مقتول صادر گردید و او تحت اتهام قرار گرفت.
دومین جلسه دادگاه
در جلسه دوم محاکمه، اولیای دم مجدداً بر محکومیت شدید تأکید کردند. سپس پزشک معالج مقتول به جایگاه متهم رفت و به قاضیها گفت: «آن شب بیمار را معاینه کردم و حالش رو به بهبود بود و صحبت میکرد اما وقتی صبح برای معاینهاش به اتاق وارد شدم، پرستار اعلام کرد که بیمار ساعت ۳ صبح فوت شده است. وقتی علت را جویا شدم، گفتند بیمار از روی تخت پایین افتاده و بعد از یک ساعت به خاطر خونریزی داخلی جان خود را از دست داده است.» پس از پایان اظهارات پزشک معالج، قاضیها به مشورت برای صدور رأی پرداختند.
۲۳۳۰۲