زهره نوروزپور: رئیس‌جمهور ایالات متحده روز دوشنبه 7 آپریل در دیدار خود با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در اتاق بیضی، به خبرنگاران اطلاع داد که آمریکا در حال انجام مذاکره با ایران است و قرار است روز شنبه، گفتگوهایی در سطح بالا در عمان صورت گیرد. همچنین، سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه کشور، تأیید کرده است که مذاکرات از روز شنبه آغاز خواهند شد و بر غیرمستقیم بودن این گفتگوها تاکید دارد. در این راستا، علیرضا سلطانی، کارشناس برجسته سیاست خارجی و روابط بین الملل، به صحت خبر پرداخته و عنوان کرده است که شانس موفقیت مذاکرات ایران و آمریکا بالا است. او بر این باور است که مذاکره کنونی به مراتب متفاوت‌تر از توافق هسته‌ای پیشین (برجام) است و طبیعت و سبک آن با توجه به شرایط کنونی منطقه و جهان می‌طلبد که به سمت جلو حرکت شود. وی همچنین خاطرنشان کرد که در عالم سیاست هیچ چیز قطعی و تضمین‌شده نیست. البته احتمال عدم موفقیت نیز وجود دارد، اما به واسطه اراده دو طرف برای آغاز گفتگو و شرایط دشوار سیاسی، اقتصادی و امنیتی که هر دو کشور با آن مواجه‌اند، این احتمال قابل اغماض است. جمهوری اسلامی و ایالات متحده به طور کلی تمایلی به درگیری نظامی ندارند، چون از اینگونه درگیری‌ها هیچ یک پیروز نخواهد شد و ممکن است برخی کشورها نظیر اسرائیل و روسیه از شرایط موجود بهره‌برداری کنند. سلطانی در این باره تصریح کرد: آغاز مذاکرات ایران و آمریکا به خودی خود بزرگ‌ترین دستاورد این گفتگوهاست. ادامه سخنان او را در بخش زیر مطالعه کنید:

دستاورد اصلی مذاکرات روز شنبه؛ دور کردن خطر جنگ

مقامات رسمی خبر داده‌اند که مذاکرات میان ایران و آمریکا از روز شنبه آغاز خواهد شد؛ ارزیابی شما از نتایج این مذاکرات چیست؟

شروع مذاکرات میان ایران و آمریکا، تحولی مثبت برای هر دو کشور به شمار می‌رود. جدای از نتایج و دستاوردهای نهایی که به نظر می‌رسد این پروسه یک استمرار خواهد بود، حداقل دستاورد فوری آن این است که دو کشور از فاز رویارویی نظامی و تنش‌های شدید فاصله گرفته‌اند. این مهمترین دستاورد مذاکرات روز شنبه است. حضور مقامات ارشد هر دو کشور در سطوح وزیر امور خارجه ایران و نماینده ویژه ترامپ در این مذاکرات بیان‌گر اراده جدی طرفین برای رسیدن به توافق و یا حداقل آغاز مذاکرات است، که خود پیام مثبتی برای بازارهای داخلی و بین‌المللی به همراه دارد. بنابراین، با هر معیار و معیاری که بخواهیم این مذاکرات را بررسی کنیم، مذاکرات روز شنبه به وضوح اقدامی مهم و تعیین‌کننده برای ایران، آمریکا، منطقه و حتی سطح جهانی است. این گفتگوها در حال حاضر سایه جنگ را از سر دو کشور و منطقه کنار می‌زند و این موضوع فرصتی مهم برای تفکر و تامل بیشتری برای دو کشور ایجاد می‌کند.

توافق اولیه دو طرف بر دو موضوع؛ مذاکره مستقیم و طولانی شدن مذاکرات

شما تاکید کردید که دور جدید مذاکرات یک پروسه پیوسته خواهد بود؛ لطفاً این موضوع را بیشتر توضیح دهید…

در این دور از مذاکرات، ایران و آمریکا اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. در حالی که ایالات متحده به دنبال مذاکره جدی و دستیابی سریع به توافق است، ایران درصدد ارزیابی و سنجش میزان صداقت طرح آمریکایی برای ورود به مذاکره مستقیم خواهد بود. از این رو، در آغاز ممکن است دو طرف با چالش‌هایی مواجه شوند، اما به نظر می‌رسد که این چالش‌ها جدی نخواهند بود و با توجه به پیچیدگی و تنوع موارد مورد بحث، دو طرف به توافق اولیه‌ای در دو موضوع خواهند رسید. اولین موضوع، برگزاری مذاکرات مستقیم است که درخواست آمریکا است، و دومین موضوع، طولانی شدن و ادامه‌دار شدن مذاکرات است که خواسته ایران می‌باشد. به واقع، هر دو طرف به این نتیجه خواهند رسید که مذاکرات غیرمستقیم فاقد منفعت است و مذاکره مستقیم یک ضرورت است. دوم اینکه گفتگوهای بین ایران و آمریکا به دلیل عمق چالش‌ها و تنوع موضوعات، نیازمند زمان و بررسی بیشتری هستند.

منافع ایران و آمریکا و حتی کشورهای ثالث در این است که بر خلاف مذاکرات قبلی برای برجام

کوتاه‌مدت به توافق و نتیجه برسند

*** آیا رویکرد ترامپ برای تعیین ضرب‌الاجل دو ماهه و حصول توافق سریع با مذاکرات طولانی همخوانی دارد و آیا طرف آمریکایی با این رویکرد موافقت خواهد کرد؟

طبیعت مذاکرات به گونه‌ای است که طرف آمریکایی را به این واقعیت می‌رساند که حل تمامی مسائل بین ایران و آمریکا نه تنها سریع بلکه در کوتاه‌مدت ممکن نخواهد بود. تجربه نشان داده که مذاکرات طولانی‌مدت که بدون زمان‌بندی مشخص باشند، نمی‌توانند موفق و مطلوب به نتیجه برسند. منافع ایران و آمریکا و حتی برخی کشورهای ثالث ایجاب می‌کند که بر خلاف مذاکرات قبلی پیرامون برجام، هرچه زودتر به توافقاتی دست یابند. البته فشار برای رسیدن به توافق فوری می‌تواند کل فرایند مذاکرات را به دلیل پافشاری طرفین بر خواسته‌هایشان به خطر بیندازد. اما واقعیت این است که عدم زمان مشخص در مذاکرات خود باعث بروز چالش‌های جدید و کاهش اثربخشی خواهد شد. افزون بر این، در طول زمان مذاکرات رویدادها و تغییراتی ممکن است ظاهر شوند که بر روند و نتایج مذاکرات تأثیر بگذارند و حتی روند مذاکرات را به مخاطره بیندازند. ایران و آمریکا در آغاز دولت سیزدهم به روند مذاکرات امیدبخش و نزدیک به توافقی نائل بودند، اما حمله روسیه به اوکراین و اشتباهات محاسباتی ایران، نهایتاً منجر به عدم حصول توافق شد. در شرایط کنونی نیز با وجود عناصری مانند اسرائیل و نتانیاهو که سیاست‌های مشخص و پایداری ندارند و همچنین موضوعاتی مثل روسیه، نمی‌توان به مذاکرات طولانی ایران و آمریکا خوشبین بود. در نهایت همگان به نفعشان است که به توافقی در بازه زمانی منطقی و معقول برسند، نه یک ماهه یا چندین ساله.

احتمال دستیابی به توافق نهایی در یک یا دو ماه بسیار محدود است

*** آیا شما پیش‌بینی می‌کنید که امکان دستیابی به توافق در زمان کوتاه وجود ندارد؟

احتمال دستیابی به توافق نهایی در یک بازه زمانی یک یا دو ماه به شدت پایین است، اما این به معنای این نیست که توافق مرحله‌ای و جزئی میان دو طرف غیرممکن است. توافق بر سر یک زمان مشخص برای دستیابی به توافق نهایی و همچنین توافق اولیه بر روی نکات مرتبط برای نشان دادن نیت طرفین به پایبندی به مذاکرات، ممکن است تحقق یابد. در این زمینه می‌توان به مثال‌های خاصی اشاره کرد؛ مثلاً توافق برای همکاری قوی‌تر و جدی‌تر ایران با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای جهت نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران، توقف داوطلبانه ایران در غنی‌سازی اورانیوم تا سطح مشخصی با تأیید آژانس و توقف تشدید تحریم‌های اقتصادی بر ایران و ارائه برخی معافیت‌های تحریمی مانند صادرات گاز و برق به عراق و در بهترین حالت آزادسازی بخشی از وجوه بلوکه شده ایران در کشورهای نظیر قطر از سوی آمریکا.

نتیجه‌گیری برنده‌ای در این درگیری وجود نخواهد داشت؛ تنها اسرائیل و روسیه از این وضعیت بهره‌مند می‌شوند

*** در صورت عدم دستیابی به توافق یا شکست مذاکره و امکان رو آوردن به اقدام نظامی، این احتمال چقدر وجود دارد؟

در عرصه سیاست، هیچ چیزی از قبل قطعی نیست. احتمال شکست در مذاکرات وجود دارد، اما این احتمال با توجه به اراده دو طرف برای آغاز مذاکرات و شرایط سخت سیاسی، اقتصادی و امنیتی موجود، کم ارزیابی می‌شود. ایران و آمریکا اساساً تمایلی به درگیری نظامی ندارند چرا که از این درگیری هیچ‌کس منتفع نخواهد شد و تنها عوامل ثالث مانند اسرائیل و روسیه از این وضعیت بهره خواهند برد. بنابراین، به نظر می‌رسد در این مرحله جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده برخلاف سیاست‌های اعلامی خود، تمایلی به تقابل نظامی ندارند و سعی خواهند کرد که در بستر مذاکرات به نتایج مؤثری دست یابند . اصولاً هدف از مذاکره رسیدن به توافق است. هرچند شکاف بین دو طرف عمیق باشد، اما نسخه‌ای از مذاکرات همواره مسیری برای دستیابی به توافق فراهم می‌آورد، و این موضوع به مذاکره میان ایران و آمریکا نیز مربوط می‌شود.

شرایط منطقه‌ای و اروپایی به نفع مذاکرات است؛ تنها کشور غیرقابل اعتماد در این مقوله روسیه است که با توجه به وضعیت نامشخص جنگ اوکراین نمی‌توان به یافته‌های سیاسی آن در قبال مذاکرات ایران و آمریکا تکیه کرد.

*** چگونه می‌توان تأثیر عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی ثالث را در مذاکرات پیش‌رو ارزیابی کرد و آیا این تأثیرات مثبت یا منفی هستند؟

با وجود اینکه اوضاع سیاسی و امنیتی در منطقه پس از ۷ اکتبر نسبت به دوران مذاکرات برجام به‌مراتب حساس‌تر و بی‌ثبات‌تر به نظر می‌رسد، اما این شرایط احتمال توافق بین ایران و آمریکا را برای جلوگیری از یک درگیری نظامی شدید و درگیر شدن تمام کشورهای منطقه را تقویت می‌کند و همین موضوع یکی از دلایل اصلی مذاکرات به شمار می‌آید. در عین حال، در مقایسه با دوره برجام، نقش عوامل ثالث مخرب در روند مذاکرات کمتر و ضعیف‌تر شده است. برخلاف دوره گذشته، این بار کشورهای عربی منطقه به توافق و جلوگیری از جنگ میان ایران و آمریکا روی خوش نشان داده و حمایت می‌کنند، در حالی که در دوره قبلی تلاش کردند تا روند مذاکرات را مختل کنند. اسرائیل به‌عنوان یک بازیگر مهم، هرچند به مذاکره و توافق ایران و آمریکا راضی نیست و حتی مخالف آن است، اما در حال حاضر تحت کنترل و مدیریت ترامپ قرار دارد و بنابراین توانایی تأثیرگذاری در مذاکرات را به‌طرز قابل‌توجهی از دست داده است، با این حال آمریکا در مذاکرات با ایران، منافع اسرائیل را نیز مدنظر خواهد داشت. بنابراین، شرایط منطقه‌ای به‌نفع روند مذاکرات است. همچنین، مواضع بین‌المللی اروپا نیز در راستای تسهیل مذاکره و توافق قرار دارد. در این میان، به‌نظر می‌رسد چین با توجه به توافقات قبلی‌اش با کشورهای منطقه، از توافق حمایت خواهد کرد و آن را در راستای ثبات منطق و منافع خود می‌بیند. تنها کشور غیرقابل اعتماد روسیه است که با توجه به وضعیت مبهم جنگ اکراین، نمی‌توان به سیاست‌های اعلام‌شده‌اش درباره مذاکرات ایران و آمریکا اعتماد کرد. در دوره قبلی مذاکرات که در ابتدای فعالیت دولت سیزدهم آغاز شد، حمله روسیه به اوکراین و اشتباهات محاسباتی ایران، موجب تضعیف روند مذاکره و توافق شد. با این حال، به‌نظر می‌رسد که وضعیت بین‌المللی نیز به‌طور نسبی در جهت تقویت روند مذاکرات ایران و آمریکا است و شانس موفقیت مذاکرات بیشتر از احتمال شکست آن است.

دستاوردهایی از مذاکرات مستقیم و احتمال توافق اولیه در زمینه هسته‌ای

*** اگر مذاکرات ایران و آمریکا به توافقی منجر شود، این توافق چه ابعاد و ویژگی‌هایی خواهد داشت؟ اساساً چه دستاوردهایی را برای این مذاکرات متصور هستید؟

پاسخ به این پرسش نیازمند تجزیه و تحلیل دقیقی است. نکته اصلی این است که هر دو طرف یعنی ایران و آمریکا به‌طور طبیعی به مذاکره احتیاج دارند و به دنبال آن می‌باشند. آنچه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، این است که نهایتاً مذاکره میان ایران و آمریکا علی‌رغم وقفه‌ها و موانع موجود، شروع شده و این خود یک دستاورد بزرگ به‌حساب می‌آید. واکنش بازارهای داخلی ایران که همواره نمایانگر یک شاخص مهم از اطمینان نسبت به تحولات سیاسی آتی است، این واقعیت را به‌خوبی نشان می‌دهد. برآورد می‌شود که مذاکرات به‌زودی به شکل مستقیم برگزار شود و ممکن است از ابتدا حتی مستقیم باشد و تنها شکل ظاهری غیرمستقیم حفظ شود که البته این موضوع چندان جدی به نظر نمی‌رسد و از گفته‌های مقامات ایرانی که هیچ‌گاه مذاکره مستقیم را به‌طور کامل رد نکرده‌اند و نیز تأکیدات ترامپ، این موضوع کاملاً مشخص است. بنابراین، برقراری مذاکره مستقیم خود به‌عنوان دستاورد دیگری از این مذاکرات خواهد بود. دستاورد سوم نیز احتمال رسیدن به یک توافق اولیه در زمینه هسته‌ای است که در پرسش‌های قبلی به آن اشاره شد و هدف آن حفظ روند مذاکرات روشن است و در نهایت می‌توان به نتایج کلی و نهایی برای حل چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی میان ایران و آمریکا نیز اشاره کرد. بنابراین می‌توان با خوش‌بینی به مذاکرات و آثار آن نگریست.

315 315

اشتراک‌گذاری »