طبق گزارشی از روزنامه هم میهن: تغییر رئیس‌کل بانک مرکزی نشانه‌ای از آن است که دولت پس از دو ماه از استعفای رئیس قبلی، که با آن مخالفت کرده بود، بالاخره آن استعفا را اجرا کرد و آقای همتی را به این سمت منصوب کرد. نکته قابل توجه در این انتصاب، تسلط ایشان بر وظایف و اختیارات بانک مرکزی است که انتظارات از عملکرد این بانک را به وضوح مشخص می‌کند.

به‌طوری که مشخص است، بانک مرکزی در موضوعاتی مانند کسری بودجه یا قیمت‌گذاری دستوری ارز دخالت نمی‌کند. وظیفه اصلی این نهاد، جلوگیری از افت ارزش پول و کنترل نرخ تورم ناشی از افزایش نقدینگی و سیاست‌های پولی و همچنین حمایت از بازار سرمایه و مسائل مشابه است. این مواردی است که وی به‌روشنی در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد و به وضوح اعلام کرد که خود را در قبال این وظایف پاسخگو می‌داند.

رئیس‌جمهور می‌تواند از سایر وزرا، مانند وزرای صمت، جهاد، نفت، رفاه و خارجه، در رابطه با مسئولیت‌ها و بودجه‌ای که دریافت می‌کنند، پاسخ‌خواهی کند. متاسفانه، وزرای دولت در سطح عمومی ناپدید شده‌اند و باید از آنها خواسته شود که پاسخگو باشند و در عین حال مورد حمایت نیز قرار گیرند. نباید انتظار داشت که دولت و وزرا به طور منفعل عمل کنند و فقط بر اساس میل نمایندگان و نهادهای غیردولتی حرکت کنند و در عین حال پاسخگوی ناکارآمدی‌های ناشی از دخالت‌هایشان باشند.

باید خیلی روشن هشدار داد. آقای همتی به‌درستی گفته‌اند: «من از مجلس مشاوره می‌گیرم، اما تصمیمات اقتصادی را بر اساس آنچه که درست می‌دانم اتخاذ می‌کنم.» این سیاست نشان‌گر وضوح است؛ چرا که مسئولیت‌های خود را به‌صراحت قبول کرده است. وزرا نیز باید همین مسیر را طی کنند و در این راه باید از حمایت کامل دولت برخوردار باشند.

در این راستا و با توجه به وضعیت کنونی، اقدام وزارت علوم در تغییر مدیران کل حراست دانشگاه‌های تهران قابل توجه است. شاید به یاد داشته باشید که در بهمن ۱۴۰۳، یک دانشجوی بی‌گناه رشته مدیریت دانشگاه تهران، در حین مراجعه به خوابگاه، به دست دو سارق موتورسوار مورد حمله قرار گرفت و جان خود را از دست داد و این مسئله موجب خشم عمومی و نگران شدن دانشجویان شد و مقام‌های حکومتی نگران چالش‌های امنیتی ناشی از آن بودند؛ اما نحوه واکنش دولت و وزارت علوم این قضیه را به بهترین شکل ممکن مدیریت کرد.

در مورد خودسوزی یک جوان عرب در خوزستان که تمام این ماجرا به تندروها نسبت داده می‌شد، نیز شاهد این ظرفیت بودیم که با تدبیر پزشکیان و وزیر کشور و استاندار خوزستان، این موضوع به یک چالش امنیتی جدی تبدیل نشد. اینها نمونه‌هایی از رویکردی هستند که کارایی آن در اعتراضات اخیر نشان داده شده است.

از اینرو، باید مدیران حراست که به‌ویژه در دانشگاه‌ها فعالیت دارند، با این رویکرد هماهنگ شوند تا در برخورد با حوادث مشابه، با اطمینان و آرامش بیشتری واکنش نشان دهند. وظیفه آنها این است که به عنوان همراه و همدرد با مردم عمل کنند، نه اینکه به جای خاموش کردن شعلۀ کوچک، آن را به آتش بکشند و اوضاع را وخیم‌تر نمایند.

امید است که وقایع اخیر درس‌هایی برای دولت به منظور بهبود سیاست‌های آن به ارمغان آورده باشد. رئیس‌جمهور و تیم دولت باید بدانند که علی‌رغم اینکه شعار وفاق صحیح به نظر می‌رسد؛ اما نحوه پیاده‌سازی فعلی آن نیازمند تغییراتی اساسی است.

امیدواریم که اقدامات مثبت اخیر، نقطه آغاز جدیدی باشد در مسیر دولت چهاردهم برای تحقق سیاست‌های سازنده و پاسخگویی به نیازها و مطالبات رأی‌دهندگان حامی آقای پزشکیان در انتخابات گذشته، که مسلم است موفقیت در این مسیر نیاز به حمایت و همکاری سایر نهادهای قدرت نیز دارد.

21302

اشتراک‌گذاری »