“`html
طبق گزارش خبرگزاری صحت خبر، پس از یک وقفه ششساله، فیلم سینمایی «آن دیگری» سرانجام به نمایش عمومی درآمد. این اثر به موضوع حساس و کمتر مورد توجه هویت جنسیتی میپردازد و فرآیند تولید چالشبرانگیز آن، از شکلگیری ایده اولیه تا مواجهه با محدودیتها و سانسور، نشاندهنده اراده و تلاش سازندگانش است. پارسا حسینی، که نویسنده فیلمنامه و هنرمندی با تجربه در رشتههای ادبی و موسیقایی است، در مصاحبهای با صحت خبر، به چگونگی شکلگیری ایده فیلم، مشکلات نوشتن نسخه اولیه در بازهای دو هفتهای و تغییرات مستمر در طول تولید و حتی پس از دریافت مجوزها اشاره کرده است. او همچنین درباره تفاوت نسخه جشنواره و نسخه اکران شده، حذف برخی قسمتها از فیلم و تأثیر آن بر داستان اصلی، و انتخاب سینما به عنوان ابزاری سریع و مؤثر برای انتقال مسائل اجتماعی به مخاطبان توضیح داده است. حسینی تأکید میکند که حتی با وجود محدودیتها، قابلیت روایت داستانی انسانی و بدون قضاوت از زندگی افرادی با هویت جنسیتی متفاوت وجود دارد و میتوان ارتباط صمیمانهای با تماشاگران برقرار کرد. ادامهی این گفتوگو به پارسا حسینی اختصاص دارد:
فیلم سینمایی «آن دیگری» که در سال ۱۳۹۸ تولید شده است، چگونه بعد از ۶ سال به اکران رسید و اساساً ایده نگارش این فیلمنامه از کجا نشأت گرفت؟
بله، این فیلم در سال ۹۸ ساخته شده و امسال بعد از شش سال به نمایش عمومی درآمد. پیش از این، چند فیلمنامه با مضامین اجتماعی نوشته بودم. در آن زمان با آقای امیر توکلی که بیشتر در زمینه فیلمهای کوتاه فعال بودند، درباره آثارم صحبت میکردیم. اما به دلیل اینکه فیلمنامههایم نیاز به هزینههای بالایی داشتند و به عنوان هنرمند مستقل امکان تأمین این بودجهها را نداشتیم، بیشتر آن طرحها کنار گذاشته شدند. در نهایت، آقای توکلی پیشنهادی مطرح کردند که در واقع دغدغه برخی از دوستان سینماگران ما هم بود. او پیشنهاد کار روی این موضوع را داد و من هم از آنجا که به طرح مسائل اجتماعی در این سطح بسیار علاقمند بودم، این موضوع را پذیرفتم. ایده اولیه از آقای توکلی بود و من آن را توسعه دادم و قصهای از زندگی را از آن استخراج کردم.
شما فیلمنامههایی داشتید که به نتیجه نرسیدند، اما ارتباطتان با امیر توکلی را ادامه دادید؟
دقیقاً همینطور است. امیر دغدغههای اجتماعی مشابهی داشت و ما همفکر بودیم. برای مثال، فیلمنامهای درباره زندگی دختران امروزی داشتم که به دلیل مشکلات مالی نتوانست به تولید برسد. اما این ایده جدید به واسطه توافق دو جانبه ما به مرحله کارآمدی رسید و از یک طرح کوتاه به فیلمنامهای بلند تبدیل شد و سپس ساخته گردید.
موضوع فیلم درباره افرادی است که هویت جنسیتی متفاوتی دارند و برای تثبیت آن میکوشند. نوشتن درباره این موضوع حساس چه چالشهایی را به همراه داشت؟
ما فقط زمان محدودی در اختیار داشتیم. به علت محدودیت بودجه، نحوه کار باید بسیار «جمعوجور» طراحی و به سرعت پیش میرفت. نسخه اولیه فیلمنامه تنها در مدت دو هفته نوشته شد. از هفته دوم، مشغول پرداخت متن و گفتگو با کارگردان برای تبدیل کلمات به تصویر شدیم. جالب است بدانید که برخی قسمتهای فیلمنامه همزمان با انجام فیلمبرداری در حال شکلگیری بودند؛ یعنی به دلیل ملاحظات تولیدی یا محدودیتهای انتخاب بازیگران، برخی صحنهها حذف میشد، و دیالوگها برای روانتر شدن تغییر میکرد. در نهایت، ما به بیانی ساده و بدون قضاوت از یک زندگی انسانی رسیدهایم. هدف ما در «آن دیگری» این بود که کاراکترها به سمتی پیش بروند که هیچکس دیگری را قضاوت نکند.
شما اشاره کردید که متن در طول مسیر و بر اساس ظرفیتهای موجود دستخوش تغییراتی شد؛ آیا این تغییرات تحت تأثیر دیدگاه تهیهکننده یا چارچوبهای نظارتی بوده است؟
تغییرات متعددی وجود داشت. بخشی از این تغییرات طبیعی بود؛ مثلاً با انتخاب بازیگر، نویسنده باید بر اساس تواناییها و…
“““html
او دیالوگها را به شیوهای جدید بازآفرینی میکند. اما در جنبه دیگر قصه، زندگی در ایران و پذیرش محدودیتهای نظارتی در سینما و شبکههای نمایش خانگی به چشم میآید. ما ناگزیر هستیم که بیان خود را از منظر روانشناسی و جامعهشناسی بازنگری کنیم تا اثری قابل ارائه ایجاد کنیم. با این حال، حتی زمانی که با رعایت این محدودیتها در حال ایجاد کار هستیم، متوجه میشویم که در زمان اکران، تغییرات ناخواستهای از سوی مراجع تصمیمگیری فرهنگ اعمال میشود.
تغییرات وضعیت تهیهکننده فیلم در این مسیر چه تأثیری داشت؟ آیا این موضوع به دلیل حساسیت موضوع فیلم بود؟
بله، به طور کلی میتوان گفت که تمامی زحمتها و فشارها بر دوش امیرتوکلی بود و در نهایت این فیلم با حمایت و تدبیر آقای جاهد به نمایش درآمد و ایشان با صبوری و همکاری با ما همراهی کردند.
نسخه منتشر شده چه تفاوتی با نسخهای دارد که در سال ۹۸ به جشنواره فجر ارسال شده بود؟ شنیده شده که زمان فیلم به شدت کاهش یافته است.
بله، در سال ۹۸ به جشنواره فجر درخواست داده شد که متأسفانه به دلیل حساسیت موضوع فیلم پذیرفته نشد. نسخه جشنواره حدود ۱۳۵ دقیقه بود، اما نسخه فعلی نزدیک به ۹۰ دقیقه است. به عبارت دیگر، بیش از ۴۰ دقیقه از فیلم کاسته شده است! قسمتی از این حذفیات به انتخاب کارگردان برای بهبود ریتم اثر برمیگردد، اما بخش بزرگتری از آن در فرایند دریافت مجوزها ایجاد شد.
آیا این حذفیات به ساختار داستان و ایده اولیه لطمهای وارد کرد؟
خوشبختانه، علیرغم حذف ۶ سکانس اصلی که واقعاً دوست داشتم در فیلم باشند، اساس داستان آسیب ندیده است. مخاطب امروزی آنقدر هوشمند است که میتواند حتی بخشهای حذف شده را در ذهن خود بازسازی کند و روند داستان را به طور کامل درک کند.
شخصیتها و روایتها چگونه در ذهن شما شکل گرفتند؟
به عنوان یک نویسنده، شخصیتهای بسیاری در ذهنت من زندگی میکنند. شخصیت اصلی این فیلم («کیمیا» یا «کاوه») در کنار دیگر کاراکترهایی که سالها در ذهن من بودهاند، در این داستان قرار گرفت. نگاه من به روایت زندگی یک خانواده متوسط در جامعه امروز بود؛ پدری که نمایشگر میانگین پدران این کشور است و مادری که نمونهای از مادران جامعه ماست. هر کدام از بچهها نمایندهای از جوانان امروز هستند. در برخی اکرانهای عمومی فیلم حاضر شدم و به دلیل کمتری شناختهشدن نویسندگان، توانستم ارتباط صادقانهای با مخاطبان برقرار کنم. مشاهده کردم که مخاطبان از دیدن چنین فیلمی ناراضی نیستند و حتی خوشحالند و بسیاری از آنها با این شخصیتها همذاتپنداری میکنند. هدف ما «آگاهیرسانی» درباره نوع برخورد جامعه با این قشر بود که به نظر میرسد به آن رسیدهایم.

قبل از ورود به عالم سینما، در موسیقی و ادبیات نیز فعالیت داشتید. لطفاً از رمان «ققنوس پردههای خاموش» بگویید و اینکه چرا از داستاننویسی به سمت فیلمنامهنویسی منتقل شدید؟
من فعالیت فراوانی در زمینه آهنگسازی و نوشتن ترانه داشتم و در ابتدا به عنوان آهنگساز به امیر توکلی معرفی شدم، اما به تدریج همکاریام به این سمت پیش رفت. در عرصه ادبیات، رمان «ققنوس پردههای خاموش» را در سال ۹۶ از سوی نشر هیلا (ققنوس) به چاپ رساندم. آن کتاب داستانی خطی از زندگی یک استاد ادبیات بود که بر مبنای شعر ققنوس «نیما یوشیج» نوشته شده بود. رمانهای دیگری هم نوشتهام که هنوز به چاپ نرسیدهاند.
دلیل گرایش من به سینما، وضعیت کنونی بازار نشر است. امروزه ناشران بیشتر به آثار ترجمهشده تمایل دارند و به نویسندگان و شاعران معاصر فضای کافی نمیدهند. از سوی دیگر، هنرمند به مدیومی نیاز دارد که تأثیرگذاری بیشتری برای آگاهیرسانی داشته باشد. زمانی این بستر در تئاتر وجود دارد، زمانی در تلویزیون و وقتی در سینما. من به دنبال رسانهای هستم که «سریعتر» بتواند دغدغههایم را در آن زمان از تاریخ کشورم به گوش عموم برسانم.
در پایان، آیا از این تجربه و مسیر طی شده رضایت دارید؟
اینکه زحمات ما به نتیجه برسد و فیلم در نهایت به نمایش درآید، بسیار خوشایند است. اما ما به سختیها عادت کردهایم. برای نوشتن رمان «ققنوس پردههای خاموش» ۵ سال وقت صرف کردم. ما همواره صبر را تمرین میکنیم؛ گاهی نتیجه مثبت میدهد و گاهی نه، اما هیچگاه دست از کار نمیکشیم، زیرا هدف ما ارائه آثار با کیفیت است.
5959
“`