“`html
طبق گزارش خبرگزاری صحت خبر، فواد ایزدی در مصاحبهای به تحلیل روابط آمریکا و ملاقات ترامپ با نتانیاهو پرداخته و اعلام کرد: ارتباط ایران و آمریکا به هیچ عنوان قابل حل نیست. اگر فردی از سیاستمداران ادعا کند که قصد بهبود این رابطه را دارد، بدانید یا از واقعیت بیخبر است یا در حال بازی با الفاظ؛ زیرا آمریکا هرگز به دنبال حل این موضوع نبوده است. نه در زمان هاشمی، نه خاتمی، نه احمدینژاد و حتی در دوران روحانی و شهید رئیسی، آنان از دههها قبل نیز به دنبال تقسیم ایران بودند. ایران به عنوان کشوری بزرگ و قدرتمند، همواره رقیبی برای آنها به شمار میرفته است. هدف آنها این است که ایران حتی نیاز به نفس کشیدن نداشته باشد.
به نقل از دانشجو، ایزدی افزود: آمریکا تمایلی به حل مشکلاتش با ایران ندارد، زیرا هدفشان تکهتکه کردن کشور است و حکومت جمهوری اسلامی مانع اصلی این برنامهریزی آنهاست. تا زمانی که این حکومت پابرجا باشد، آنها نمیتوانند ایران را تکهتکه کنند این مسئله را همچنین در هجمههای جنگ تحمیلی مشاهده کردند؛ آنها صدام را به میدان آوردند تا خوزستان را جدا کند، اما موفق نشدند.
او همچنین بیان داشت: در سال ۲۰۰۳ نیز برنامه حمله به ایران را داشتند، ولی حاج قاسم سلیمانی با مشغول کردن آنها در عراق، اجازه نداد که به مرحله بعدی حمله نزدیک شوند. پروژه لیبیسازی ایران شبیه به چهار مرحلهای است که در لیبی اجرا شد: آشوب، حمله نظامی، سرنگونی حکومت و در نهایت تجزیه. اما باید گفت که ایران لیبی نیست و این طرح هم شکست خواهد خورد، به شرطی که هوشیار باشیم.
ایزدی تصریح کرد: ایران هرگز میز مذاکره را ترک نکرده است؛ این آمریکاست که با عملیات نظامی تحت عنوان “میدنایت همر”، مذاکرات را به هم زد و اکنون با وقاحت میگوید که اطلاعات هستهای و نظامی شما را بدهید تا در صورت نیاز برای حمله بعدی، دقت بیشتری داشته باشیم. ضمن این که از ما میخواهند مکان اورانیوم و برد موشکها را زیر ۳۰۰ کیلومتر کاهش دهیم تا در هنگام حمله، قادر به پاسخگویی مؤثر نباشیم.
او ادامه داد: این سخنان، مذاکره نیست بلکه تسلیمطلبی است. هدف، نیل به لیبیسازی و در نهایت تجزیه ایران است. مقامات کشور به درستی بیان میکنند: هیچ عقل سلیمی این شرایط را نمیپذیرد. اینها فقط برای مشغول کردن افکار عمومی از مذاکره سخن میرانند، نه برای ایجاد توافق واقعی.
او خاطرنشان کرد: این که آیا جنگی رخ میدهد یا نه، وابسته به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا است. اگر آنها به این نتیجه برسند که محاسبات مقامات ایرانی تغییر نکرده و پاسخ ایران هیچ هزینهای برای آنها نداشته، قطعاً حمله خواهند کرد. اما اگر احساس کنند این بار با پاسخ جدی و پرهزینهای مواجه خواهند شد، حتماً عقبنشینی میکنند.
او اضافه کرد: صرف شعار دادن کافی نیست؛ آمریکا باید به این واقعیت پی ببرد که سخنان امروز مقامات ایرانی جدی است. دستگاه اطلاعاتی آنها در حال رصد وضعیت است. اگر سیاست رسمی کشور به طور عملی دگرگون شود، آنها متوجه خواهند شد و نیاز است که خطوط قرمز مشخص شوند؛ زیرا اگر احساس کنند که حمله بدون هزینه خواهد بود، بار دیگر اقدام خواهند کرد.
ایزدی همچنین یادآور شد: اسرائیل به تنهایی نمیتواند حمله کند، اما در صورتی که همکاری آمریکا را داشته باشد، سناریوی جنگ دوباره روی میز خواهد بود و ما باید به مرحلهای برسیم که دشمن بداند حمله بعدی، هزینهای غیرقابل تحمل برای او خواهد داشت.
او به ادامه بحث اشاره کرد: این موارد تنها بخشی از یک پروژه اطلاعرسانی هستند که به منظور جلب توجه افکار عمومی و فراهم آوردن زمینهای برای دخالت هستند. به همین منظور باید در چند جبهه بهطور همزمان فعال باشیم: اول، قدرت نظامی کشور باید قابل توجه و بازدارنده باشد؛ دوم، افکار عمومی داخل کشور نباید قربانی بمباران رسانهای و جنگ روانی دشمن قرار گیرد.
وی تصریح کرد: سومین نکته این است که افکار عمومی در داخل آمریکا اهمیت بسزایی دارد؛ زیرا در تاریخ ایالات متحده هیچ جنگی بدون حمایت مردم آغاز نشده است. چهارم، باید از قوانین داخلی آمریکا – همچون قانون اختیارات جنگ – به نفع خود بهرهبرداری کنیم.
او همچنین یادآور شد: چنین است که حتی مرگ ۸۵ نفر از نیروهای آمریکایی نتوانست منجر به واکنش فوری شود، اما مرگ دو نفر بر اساس همین قوانین باعث شد که فرمانده منطقهای آمریکا از کار برکنار شود و این ساختارها میتوانند مانع از جنگ آمریکا شوند، اگر بدانیم چگونه از آنها بهرهبرداری کنیم.
او در آخر افزود: اگر بدانید چه کسی متن راهبرد امنیت ملی آمریکا را طراحی کرده، پاسخ بسیاری از جستجوهایتان روشن میشود. این متن بیشتر تحت کنترل جِیدی ونس و جریان ماگا است که در دولت ترامپ سمتهای کلیدی دارند و با نقش پررنگ روبیو که آمریکای لاتین را در اولویت قرار داده است. اما نکته کلیدی در این جا این است که پرونده غرب آسیا در دولت ترامپ عملاً در دست نتانیاهو قرار دارد، نه مشاوران.
“`
مدیریت ترامپ به گونهای است که اختیارات را به دیگران واگذار میکند؛ در آمریکای لاتین به روبیو و در غرب آسیا به نتانیاهو. برای درک آنچه ترامپ در این منطقه انجام خواهد داد، باید ببینیم نتانیاهو چه برنامههایی دارد. این تصور که آمریکا بهطور کامل از منطقه خارج خواهد شد، تحلیلی نادرست است که برخی در گذشته با امید به برجام مطرح میکردند. اما واقعیت این است که لابی اسرائیل هرگز نمیگذارد آمریکا منطقه را ترک کند؛ زیرا بدون حمایت آمریکا، اسرائیل تنها میماند و آسیبپذیری بیشتری خواهد داشت.
او ادامه داد: مسأله غرب آسیا در دستان نتانیاهو قرار دارد و آنچه که در حال حاضر در غزه مشاهده میشود، نتیجه تصمیمات اوست. این مسائل نه تنها به خاطر برنامه ترامپ، بلکه به دلیل ناکامی صهیونیستها در نیل به اهدافشان است. با وجود جنایتهای دو ساله و شهادت بیش از ۷۰ هزار نفر — که دو سوم آنها زنان و کودکان بودند — قادر به نابود کردن حماس نشدند.
وی افزود: اکنون همان مناطق تخلیهشده دوباره در اختیار حماس قرار دارد. پروژههایی نظیر کوچ اجباری مردم غزه، انتقال آنها به سومالیلند، یا نمونهبرداری از آلمان شرقی-غربی در غزه، همگی سناریوهایی طراحیشده توسط صهیونیستها هستند. هدف، تضعیف جهان اسلام و فرسایش جمعیت فلسطین میباشد. با این حال، تصمیمگیر نهایی نتانیاهو است و ترامپ نیز از او حمایت میکند.
ایزدی گفت: کسانی که بر این باورند که ترامپ باید چراغ سبز بدهد تا اقدامی در غزه، لبنان یا ایران انجام گیرد، در اشتباه هستند. واقعیت این است که مدیریت این مناطق در اختیار نتانیاهو است، نه ترامپ. البته این بدان معنا نیست که ترامپ از فرآیند سیاستگذاری خارج است؛ او بر اوضاع نظارت دارد، سفر میکند و برنامهریزی میکند، اما سرنوشت نهایی برای غرب آسیا در دست نتانیاهو قرار دارد. همچنین، رژیم صهیونیستی احساس میکند که محور مقاومت در حال تضعیف است و آنها میخواهند از سه سال باقیمانده از دوره احتمالی ترامپ، بیشترین بهره را ببرند؛ در غزه، لبنان و ایران.
او ادامه داد: پاسخ ما باید این باشد که هزینه اقدامات آنها را برای آمریکا افزایش دهیم؛ به همراه سه مسیر کلیدی: تقویت قدرت نظامی، مدیریت افکار عمومی داخلی و بینالمللی، و استفاده از ظرفیتهای قانونی در ساختار داخلی آمریکا.
وی اظهار داشت: در شرایط کنونی، اولویت دادن بیش از حد به مذاکره با آمریکا یک اشتباه استراتژیک میباشد. مذاکره نباید به یک عمل ضروری تبدیل شود که روزانه چند بار دربارهاش صحبت شود، بدون اینکه فایدهای داشته باشد. همچنین این روند نهتنها سودمند نیست، بلکه به دشمن سیگنال ضعف ارسال میکند. راهکار این است که بر همکاری با کشورهایی تمرکز کنیم که آمادگی تعامل واقعی با ایران را دارند، نه آنهایی که سالها ما را معطل و آسیبزده کردهاند.
او اضافه کرد: وزارت خارجه باید از حالت معلق و سازشکاری با آمریکا خارج شده و دیپلماسی منطقهای را دوباره فعال کند. در عین حال، باید ریشه بسیاری از مشکلات را در داخل جستوجو کرد؛ از فساد و سیاستهای نادرست تا بروکراسی ناکارآمد و تمام مشکلات را نمیتوان به گردن اسرائیل و آمریکا انداخت. سیاست خارجی میتواند کمک کند، اما فقط با دیپلماسی متعادل، واقعی و برآمده از اراده مستقل امکانپذیر است.
ایزدی تأکید کرد: اینکه چهقدر به ما حمله میشود یا نه، کاملاً وابسته به خود ماست. اگر توانمندی نظامی کافی نداشته باشیم، دشمن هرگز به قدرتی که ۵۰۰ کشته را داشته باشد اعتنا نخواهد کرد. قدرت نظامی ما باید دستکم به سطح ۲۲ خرداد برگردد تا بازدارندگی حفظ شود. اما فقط قدرت نظامی کافی نیست؛ افکار عمومی داخلی نیز یکی از چهار مؤلفه حیاتی به شمار میرود.
او همچنین متذکر شد که زمانی که سه روز قبل از سفر نتانیاهو به آمریکا، نرخ ارز بهطور ناگهانی رکورد میزند و به نزدیکی ۱۵۰ هزار تومان میرسد و بلافاصله منجر به اعتراضات صنفی میشود، نمیتوان گفت که این موارد تصادفی هستند؛ بلکه این یک پروژه طراحیشده برای القای بحران است، همزمان با تحرکات دشمن. ما باید هم در عرصه نظامی و هم در میدان رسانه و روانشناسی هوشیار و آماده باشیم. کار آنها با ما تمام نشده است.
کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: من نگفتم که تیم دیپلماسی ما فریب خورده است، بلکه مذاکرات در حقیقت یک عملیات فریب بود که ظاهراً شکلی از مذاکرات را ایجاد کرده بودند تا ذهنیت ایجاد شود که جنگ پس از مذاکره در پیش است. این تحلیلها در کشور هم معروف بود که نتانیاهو خواهان حمله به ایران است، اما ترامپ مانع آن میشود.
وی افزود: در زمانی که نشسته بودند و نقشههایی برای حمله به ایران طراحی میکردند، عدهای در کشور درباره جنگ و اختلافات بین نتانیاهو و ترامپ صحبت میکردند و تحلیل اشتباه هزینهزا است؛ بر روی اختلافات بین ترامپ و نتانیاهو تأکید نکنید.
او تأکید کرد: …
“`html
زمانی که رئیس تیم فنی ایالات متحده به عنوان مسئول معرفی شد، برای من ناامیدکننده بود زیرا نام او را هرگز نشنیده بودم؛ این شخص هیچ سابقهای در حوزه هستهای و حقوقی نداشت و تنها سرآشپز فرانسوی کاخ سفید بود. توافقی که ایالات متحده در نظر داشت، این بود که ایران باید خود اقدام به انفجار سایتهای هستهای کند، دقیقاً مشابه کاری که کره شمالی انجام داد.
وی افزود: اشاره به توافق از سوی ترامپ به این دلیل است که برخی افراد به خاطر فرایند مذاکره دچار هیجان میشوند و اعتیاد به گفتگو با طرفهای خارجی در میان سیاسیون ما بسیار شایع است. در واقع، مذاکرات با آمریکا به عنوان ابزاری برای جذب رأی و همراهی در افکار عمومی شناخته میشود.
ایزدی در پایان تاکید کرد: این یک مسأله سیاسی داخلی است که به ابزار پیروزی در انتخابات تبدیل شده و واقعاً سم مهلکی برای کشور به شمار میآید، زیرا مسائل کلیدی سیاست خارجی را به عنوان ابزار انتخابات داخلی قرار میدهید و حل مشکلات بین ایران و آمریکا اصلاً ممکن نیست.
29215
“`