“`html

الهه جعفرزاده: انتشار خبر دعوت رسمی حسن هاشمی، وزیر پیشین بهداشت، از رئیس‌جمهوری برای برگزاری مناظره‌ای درباره «طرح تحول سلامت» دوباره این موضوع جنجالی را به صدر گفت‌وگوهای عمومی و رسانه‌ای آورد. هاشمی در پاسخ به اظهارات اخیر پزشکیان که این برنامه را با ادبیاتی تند به نام «طرح تهوع» معرفی کرده بود، پرسش مهمی طرح کرد: آیا کسی که در موقعیت ریاست‌جمهوری قرار دارد، باید به این شکل و با چنین رویکردی درباره یکی از بزرگ‌ترین ابتکارات ملی در حوزه سلامت سخن بگوید؟

طرح تحول سلامت که از سال 1393 آغاز گردید، به منظور کاهش هزینه‌های درمانی و بهبود زیرساخت‌های بیمارستانی و همچنین افزایش انصاف در دسترسی به خدمات پزشکی، نقطه عطفی در سیاست‌های اجتماعی ایران به شمار می‌رفت. ولی در سال‌های بعد، همزمان با بروز دشواری‌های اقتصادی، این طرح با چالش‌های قابل توجهی در تأمین منابع مالی و مدیریت پایدار روبرو گردید. همین موضوع باعث شده که دیدگاه‌ها نسبت به آن اختلافی شود: برای گروهی، این طرح ارزشمند و نجات‌دهنده بود؛ برای دیگران، تجربه‌ای ناموفق و پرهزینه به حساب می‌آمد.

حالا، در شرایطی که تنش‌های سیاسی و اقتصادی درباره سوابق این طرح اوج گرفته، تحلیل دوباره تجربیات گذشته و شنیدن نظرات کارشناسان در حوزه سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. در این راستا، دکتر محسن عظیمی‌نژاد، عضو هیئت علمی و رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی نیشابور، در گفت‌وگویی درباره ابعاد مختلف این طرح و دستاوردها و چالش‌های آن از دیدگاهی تازه صحبت می‌کند.

او بیان می‌کند: «دیدگاه طرح تحول سلامت به طور عمده «درمان‌محور» بود و سپس حوزه «بهداشت» را نیز تحت پوشش قرار داد. پیش از آغاز طرح تحول، در برخی مراکز درمانی کشور گاهی پزشک وجود نداشت، اما با اجرای این طرح، مراکز به جذب دو یا سه پزشک اقدام کردند و دسترسی به پزشک حتی در مناطق روستایی بهبود یافت. اگر طرح تحول سلامت ادامه می‌یافت، نقاط ضعف احتمالی نیز می‌توانستند اصلاح شوند، ولی متأسفانه فرصتی برای این موضوع فراهم نشده است. برخی می‌گویند طرح تحول سلامت شکست خورده، اما من بر این باورم که این طرح به شکست کشیده شد.»

عظیمی‌نژاد –

برای درک بهتر و یادآوری ماهیت این طرح، مناسب است به این نکته بپردازیم که در آغاز اجرای طرح تحول سلامت، چه تغییرات قابل لمس در وضعیت بیمارستان‌ها و هزینه‌های مردم به وجود آمد؟ و چرا این طرح برای جامعه ارزشمند تلقی شد؟

طرح تحول سلامت به معنای واقعی یک دگرگونی در نظام سلامت کشور بود؛ بخصوص در زمانی که هزینه‌های پرداختی از جیب مردم بسیار بالا بود و بیمارستان‌ها با بحران مالی مواجه بودند. در آن دوران، سالانه حداقل یک میلیون نفر به خاطر هزینه‌های مرتبط با حوزه سلامت به زیر خط فقر می‌رفتند و این بار مالی بسیار سنگین بود.

این طرح به طور چشم‌گیری اوضاع را تغییر داد؛ بیمارستان‌های دولتی جان تازه‌ای گرفتند و حضور پزشکان در بیمارستان‌ها بیشتر و فعال‌تر شد؛ پرداخت‌های مردم از جیب خود به طرز قابل‌توجهی کاهش یافت و هزینه‌های درمان به ۸ الی ۱۰ هزار تومان در مطب‌های دولتی محدود گردید. به اصطلاح، این طرح به طرز چشم‌گیری برای مردم ارزشمند بود و موجب رضایت آنان شد. سهم سرانه سلامت از تولید ناخالص ملی بسیار پایین بود و با طرح تحول سلامت، اعتبارات بیشتری به این حوزه اختصاص یافت و توجه بیشتری به سلامت مردم معطوف شد.

با وجود این، چه عواملی مانع از پایدار ماندن طرح شدند؟ و پرسش کلیدی‌تر اینکه آیا واقعاً طرح تحول سلامت به شکست انجامید؟

این داستان بسیار پیچیده است و نمی‌توان به سادگی بیان کرد که طرح شکست خورده یا نه. موضوع اصلی که به مشکل برخورد، «عدم تأمین مالی منابع پایدار» بود. طرح تحول سلامت قرار نبود به شکل اولیه ادامه پیدا کند؛ بلکه نگاه آن «درمان‌محور» بود و سپس حوزه «بهداشت» را نیز شامل می‌شد. قبل از این طرح، ما در برخی مراکز درمانی کشور واقعاً پزشک نداشتیم، ولی با پایین آمدن این طرح، این مراکز موفق به جذب دو یا سه پزشک شدند و دسترسی به پزشکان، از جمله در مناطق روستایی، بسیار بهبود پیدا کرد.

“““html

اگر این طرح به مسیر خود ادامه می‌داد، بدون شک نقاط ضعف احتمالی هم برطرف می‌شد. در حال حاضر، عده‌ای بر این باورند که طرح تحول نظام سلامت با شکست مواجه شده است، اما من به این اعتقاد دارم که این طرح به شکست کشیده شد. علت این امر واقعاً نیاز به بررسی دارد و افراد در سطح ملی -مثل آقای دکتر هاشمی و معاونان ایشان یا سازمان مدیریت در آن زمان- به خوبی می‌توانند به این پرسش پاسخ دهند.

تحول در نظام سلامت؛ ناکامی طرح یا سوء مدیریت؟ / نظر یک کارشناس: طرح تحول سلامت به شکست نرسید، آن را به ناکامی کشاندند.

شما به این نکته اشاره کرده‌اید که با ادامه و توسعه این طرح، نقاط ضعف و نواقص آن قابل جبران خواهند بود. بنابراین، قطعاً نقاط قوت نیز روز به روز بیشتر نمایان می‌شوند. از نظر شما کدام بخش‌های این طرح هنوز قابلیت احیا یا ادامه‌ی فعالیت دارند؟

«سیستم ارجاع» یکی از مزیت‌های بارز و قابل توجه در طرح تحول سلامت بود. زمانی که بیمار می‌خواهد از پزشک عمومی یا خانه سلامت ارجاع داده شود، باید سلسله مراتب و مقدماتی فراهم گردد. این امر می‌توانست به طور قابل توجهی بهبود یابد تا بیماران با انگیزه بیشتری از مسیر صحیح اقدام کنند. اما متأسفانه اکنون بیماران به سادگی از پزشک خود کد ارجاع را دریافت کرده و مستقیماً به متخصص یا فوق‌تخصص مراجعه می‌کنند. اگر سیستم ارجاع به درستی در سلامت کشور پیاده‌سازی و مدیریت شود، طرح تحول سلامت می‌تواند دوباره احیا شده و رضایت بالایی را بین مردم به وجود آورد.

درخصوص کاهش هزینه‌های درمانی که به عنوان یکی از موفقیت‌های اساسی طرح تحول سلامت مطرح است، به دستاوردهای این طرح در زمینه زیرساخت‌ها هم اشاره نمایید.

طرح تحول سلامت در زمینه ایجاد زیرساخت‌ها واقعاً با موفقیت عمل کرد. اگر این طرح وجود نداشت و زیرساخت‌های لازم در بیمارستان‌ها شکل نمی‌گرفت، قطعاً آمار مرگ‌ومیر ناشی از کرونا بسیار بالاتر از آنچه که مشاهده کردیم، می‌شد. آی‌سی‌یوها و درمانگاه‌ها به خوبی احیا شدند و تعداد تخت‌های بیمارستانی افزایش یافت. به‌طور کلی، با اجرای این طرح، در زمان کرونا، زیرساخت‌های فیزیکی خدمات‌دهی به مردم به خوبی فراهم گردید. اگر این زیرساخت‌ها در زمان طرح تحول سلامت ایجاد نمی‌شد، تلفات بسیار بیشتری را متحمل می‌شدیم.

طرح تحول سلامت؛ تجربه‌ای ناکام در نظام درمانی کشور/ یک کارشناس: طرح تحول سلامت شکست نخورد،‌ این طرح را به شکست کشاندند

لطفاً درباره چالش‌های مالی و مدیریتی در این طرح توضیح دهید.

منابع مالی مورد نیاز برای طرح تحول سلامت چندان زیاد نبود و به طور طبیعی می‌بایست تأمین می‌شدند. سازمان مدیریت نیز می‌بایست به تعهدات خود عمل می‌کرد. در زمان اجرای طرح، وزارت بهداشت پیشنهادی ارایه داد که مزایای زیادی به همراه داشت؛ یکی از این مزایا، دادن مدیریت واحد به بخش سلامت بود و آن هم وزارت بهداشت بود. نباید هرکسی بخواهد به تنهایی یک بیمارستان تأسیس کند. همچنین متولی بیمه‌ها نیز می‌بایست واحد باشد؛ در حال حاضر، بیمه‌های مختلف با میزان پرداختی‌های متفاوت وجود دارند. پایداری منابع مالی نیز نکته‌ای دیگر بود. این مسائل توسط برخی افراد در مجلس رد شد، رأی نیاورد و در برنامه ششم توسعه جایگاهی نیافت. به‌طور کلی، مواردی که برای تداوم طرح تحول سلامت ضروری بود، محقق نشد.

تأثیرات اقتصادی مانند افزایش نرخ ارز و بدهی‌های بیمارستان‌ها چه نقشی در تأخیر یا توقف این طرح داشتند؟

قطعاً این مسائل بی‌تأثیر نبوده‌اند. ممکن است دلیل عدم تأمین منابع مالی سازمان برنامه به عمد نبوده و ناشی از کمبود منابع به خاطر افزایش قیمت ارز و تحریم‌ها باشد؛ نمی‌توان این واقعیت‌ها را نادیده گرفت. اما معتقدم که با توجه به تأثیرات نرخ ارز، همچنان می‌شد منابع مورد نیاز وزارت بهداشت را برای طرح در نظر گرفت. دقیقاً به یاد ندارم که مبلغ مورد نیاز برای شروع و پایان طرح تحول سلامت چقدر بود، اما فکر نمی‌کنم بیشتر از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان شود. این رقم در مقایسه با هزینه‌های دیگر واقعاً عدد قابل توجهی نیست.

۴۷۲۳۲

“`

اشتراک‌گذاری »