رسول سلیمی: در دو هفته اخیر، مقامات دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اظهارات متعددی در خصوص ایران ابراز کرده‌اند که نشان‌دهنده اراده این دولت برای ادامه مذاکرات با تهران به‌ویژه از طریق کانال‌های غیرمستقیم در عمان است. این سخنان، که در فضای تنش‌های منطقه‌ای و فشار حداکثری بر ایران مطرح شده، یک الگوی مشخص برای مذاکره به تصویر می‌کشد که ترکیبی از تهدید، تشویق، و دیپلماسی عملی را شامل می‌شود. از بیانات رسمی تا مصاحبه‌های رسانه‌ای و پیام‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، مقامات دولت ایالات متحده تصویری از اهداف، انتظارات، و نوع مذاکراتی که مد نظر دارند را به نمایش گذاشته‌اند.

آغاز هفته گذشته همزمان با افزایش فشارهای نظامی و اقتصادی آمریکا بر ایران بود. اعزام بمب‌افکن‌های B-۲ به پایگاه دیه‌گو گارسیا و حملات هوایی به مواضع حوثی‌ها در یمن، اقداماتی بود که پنتاگون آن را بخشی از استراتژی مهار ایران خواند و نشان‌دهنده رویکرد تهاجمی دولت ترامپ به شمار می‌رفت. در این چارچوب، سخنان مقامات ارشد، شامل خود ترامپ، استیو ویتکاف (فرستاده ویژه در امور خاورمیانه)، پیت هگسث (وزیر دفاع)، و تامی بروس (سخنگوی وزارت خارجه)، بر دو محور کلیدی متمرکز بود: اعمال فشار حداکثری برای وادار کردن ایران به مذاکره و پیشنهاد توافقی جدید که شامل محدودیت‌های برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای تهران باشد. این اظهارات شرایطی را به تصویر کشید که ایران، تحت رهبری مسعود پزشکیان و عباس عراقچی، تنها بر مذاکرات غیرمستقیم در عمان تأکید کرد و هرگونه گفت‌وگوی مستقیم را رد کردند.

تنوع صداهای کاخ سفید

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، در تاریخ ۱۲ فروردین در مصاحبه‌ای با فاکس بیزینس بیان کرد: «من نامه‌ای به ایران ارسال کرده‌ام و امید دارم که مذاکره کنند، زیرا اگر مجبور به انجام اقدام نظامی شویم، عواقب ناگواری به دنبال خواهد داشت.» این سخن به‌عنوان اولین اشاره رسمی به نامه ارسالی به ایران، تناقض در لحن تهدید و دعوت به گفت‌وگو را به نمایش گذاشت. او در ۱۷ فروردین، در ملاقات با بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید، اظهار داشت: «ما مذاکرات مستقیمی با ایران شروع کرده‌ایم و روز شنبه یک نشست بزرگ داریم» این ادعا که بعدا به مذاکرات غیرمستقیم از سوی ایران اصلاح شد، نشان‌دهنده تمایل او برای بزرگ‌نمایی موفقیت‌های دیپلماتیکش بود.

استیو ویتکاف، فرستاده ویژه، نیز در تاریخ ۱۵ فروردین به اکسیوس گفت: «ما در تلاش هستیم توافقی بدست آوریم که مانع از رسیدن ایران به آستانه هسته‌ای شود و حمایتش از گروه‌های نیابتی را متوقف کند.» او در ادامه افزود: «مذاکرات در عمان یک فرصت است تا ایران نشان دهد می‌تواند به جای تهدید، همکاری کند.» این اظهارات، اهداف وسیع‌تری که آمریکا دنبال می‌کند را مشخص کرد و بر فشار برای تغییر رفتار منطقه‌ای ایران تأکید داشت. همچنین پیت هگسث، وزیر دفاع، نیز در ۱۶ فروردین اعلام کرد: «ما نیروهای نظامی خود را در منطقه تقویت کرده‌ایم تا در صورت ناکامی مذاکرات، آمادگی داشته باشیم» او در خصوص حملات به حوثی‌ها گفت: «ما حملات را متوقف می‌کنیم زمانی که حوثی‌ها هم اقدام مشابهی انجام دهند، اما ایران مسئول این اقدام‌هاست».

در این زمینه، تامی بروس، سخنگوی وزارت خارجه، در ۱۸ فروردین در نشستی خبری عنوان کرد: «ما مذاکرات مستقیم را ترجیح می‌دهیم، اما اگر ایران فقط حاضر به پذیرش مذاکره غیرمستقیم است، در عمان پیش خواهیم رفت» او همچنین افزود: «هدف ما دستیابی به توافقی است که ایران را از دستیابی به سلاح هسته‌ای منع کند و ثبات منطقه را تضمین نماید.» این اظهارات نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری آمریکا در پذیرش فرمت‌های غیرمستقیم حتی در حالی که تمایل به مذاکرات مستقیم وجود دارد بود.

چارچوب مذاکرات: فشار، دیپلماسی، و معامله‌گری

سخنان مقامات دولت ترامپ یک چارچوب سه‌جنبه‌ای برای مذاکره با ایران ایجاد می‌کند: فشار حداکثری، دیپلماسی عملی، و معامله‌گری اقتصادی. فشار حداکثری، که از دوران اولیه ریاست جمهوری ترامپ نشأت می‌گیرد، در هفته گذشته به وضوح مورد توجه قرار گرفت. هگسث تأکید کرد: «ما در حال تقویت دارایی‌های نظامی خود در منطقه هستیم…

راهبردی که به منظور ایجاد بازدارندگی و آماده‌سازی در صورت ناکامی در مذاکرات اتخاذ کرده‌ایم، بسیار مهم است.» این رویکرد با استفاده از B-۲‌ها و حملات علیه حوثی‌ها تقویت شده است، که تحلیلگران وضعیت را به عنوان «فشار از موضع قدرت» توصیف می‌کنند. هدف این فشار، مجبور کردن ایران به پذیرش مذاکرات از موضع ضعف است.

دیپلماسی عمل‌گرا نیز در بیانات ویتکاف و بروس به وضوح نمایان است. ویتکاف بیان کرده بود: «منظور ما آغاز جنگ نیست، بلکه دستیابی به توافقی هست که نفع آن برای همه باشد.» بروس نیز تأکید کرد: «ما آماده‌ایم در عمان برای میانجی‌گری اقدام کنیم.» این انعطاف‌پذیری نماد تمایل به بهره‌برداری از کانال‌های غیرمستقیم، به ویژه عمان، است که پیش از این در مذاکرات منجر به برجام نقش قابل توجهی داشت.

نشان از معامله‌گری اقتصادی، که ویژگی بارز ترامپ به شمار می‌رود، در اظهارات او در تاریخ ۱۲ فروردین نمایان شد: «می‌خواهم ایران کشوری بزرگ و موفق باشد، اما بدون تسلیحات هسته‌ای.» این پیشنهاد که با وعده کاهش نسبی تحریم‌ها هم‌زمان است، تلاشی است برای جذب ایران به میز مذاکره.

نوع مذاکرات: غیرمستقیم اما با فشار مستقیم

دولت ترامپ به وضوح مذاکرات غیرمستقیم را پذیرفته است، اما این مذاکرات با فشارهای مستقیم از طریق تهدیدات نظامی و تحریم‌ها همراه می‌شود. ترامپ در تاریخ ۱۷ فروردین تصریح کرد: «اگر مذاکرات موفقیت‌آمیز نباشد، ایران با خطر بزرگی مواجه خواهد شد.» این تهدید، که با استقرار نظامی در منطقه مرتبط است، نشان‌دهنده استراتژی دوگانه است: مذاکره از خزانه عمان، اما حفظ گزینه نظامی به عنوان یک راهکار. بروس نیز در تاریخ ۱۸ فروردین تصریح کرد: «ما با مقامات ایرانی به‌طور غیرمستقیم در عمان دیدار خواهیم کرد.» این پذیرش، که پس از رد مذاکرات مستقیم از جانب ایران صورت می‌گیرد، نمایانگر انعطاف‌پذیری تاکتیکی ایالات متحده است.

علاوه بر این، اظهارات هگسث در تاریخ ۱۶ فروردین درباره اینکه «ما آماده اجرای اقدام قاطع برای حفاظت از منافع‌مان هستیم» به این معناست که مذاکرات غیرمستقیم تحت فشار مستقیم نظامی و اقتصادی خواهد بود. گزارشی از واشنگتن پست نشان می‌دهد، ایالات متحده هزینه‌ای در حدود یک میلیارد دلار برای حمله به حوثی‌ها خرج کرده که قسمتی از این فشار مستقیم برای تضعیف قدرت ایران محسوب می‌شود.

اهداف مذاکراتی ایالات متحده: از هسته‌ای تا منطقه‌ای

اهداف دولت ترامپ از این مذاکرات، که در اظهارات هفته گذشته به‌وضوح بیان شد، چندوجهی است:

هدف اصلی: جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای: ترامپ در تاریخ ۱۷ فروردین بیان داشت: «اجازه نخواهیم داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، همین‌قدر ساده.» ویتکاف نیز به تاریخ ۱۵ فروردین تأکید کرد: «هدف ما دور نگه‌داشتن ایران از آستانه هسته‌ای است.» این هدف با گزارشی از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در فوریه ۲۰۲۵ که به تسریع غنی‌سازی نزدیک به سطح تسلیحاتی ایران اشاره دارد، هم‌خوانی دارد.

هدف دوم: محدود کردن فعالیت‌های منطقه‌ای ایران: هگسث در تاریخ ۱۶ فروردین اعلام کرد: «ایران باید از حمایت از حوثی‌ها خودداری کند.» ویتکاف نیز در تاریخ ۱۵ فروردین افزود: «ما قصد داریم حمایت ایران از گروه‌های نیابتی را متوقف کنیم.» این هدف که با حملات به حوثی‌ها و تضعیف حزب‌الله و حماس توسط اسرائیل تقویت می‌شود، نشان‌دهنده تلاش برای تغییر توازن قوا در منطقه است.

هدف سوم: دستیابی به یک موفقیت بزرگ دیپلماتیک برای ترامپ: او در ۱۲ فروردین بیان کرد: «ما می‌توانیم توافقی بهتر از برجام داشته باشیم.» این نکته، نمایانگر انگیزه سیاسی او برای کسب یک پیروزی بزرگ‌تر از دولت اوباما است.

خواسته‌های خاص: محدودیت‌های سخت‌گیرانه

خواسته‌های دولت ترامپ، که بر اساس اظهارات مقامات تهیه شده، شامل محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر ایران است:

نخست، متوقف کردن غنی‌سازی در سطوح بالا: ویتکاف در تاریخ ۱۵ فروردین گفت: «ایران باید از غنی‌سازی بالای ۶۰ درصد خودداری کند.» این خواسته که در پی هشدارهای اسرائیل و آمریکا در مورد نزدیک شدن ایران به سلاح هسته‌ای مطرح شده، خط قرمز اصلی مذاکرات را تشکیل می‌دهد.

دوم، نظارت فراگیرتر آژانس: بروس در تاریخ ۱۸ فروردین اظهار داشت: «ما به‌دنبال راستی‌آزمایی کامل برنامه هسته‌ای ایران هستیم و…

ایران هستیم.» این موضوع شامل بهره‌مندی از تأسیسات نظامی نیز می‌شود، که ایران به این مسئله واکنش منفی نشان داده است.

سوم، توقف حمایت از گروه‌های مقاومت و محدودسازی برنامه موشکی: هگسث در تاریخ ۱۶ فروردین بیان کرد: «ایران باید پشتیبانی از تروریسم را متوقف نماید.» همچنین ترامپ در ۱۷ فروردین به مدل لیبی اشاره کرد و اعلام کرد: «اگر این رویکرد به شیوه لیبی صورت گیرد، مثبت خواهد بود»، که به معنای خلع سلاح کامل هسته‌ای و موشکی است. در مقابل، ایالات متحده پیشنهاد برداشت جزئی تحریم‌ها را ارائه کرده اما به‌طور کامل این کار را انجام نمی‌دهد. ترامپ در ۱۲ فروردین اظهار داشت: «ما می‌خواهیم ایران به توسعه خود ادامه دهد، اما بدون سلاح هسته‌ای.»

تحلیلی بر چهارچوب مذاکراتی ایران ـ آمریکا در عمان/ دولت ترامپ با این سه مهره بازی می‌کند!

پیامدهای اظهارات مقامات امریکایی: تنش و فرصت‌های جدید

تحلیلات مربوط به اظهارات هفته گذشته، پیامدهای دوگانه‌ای را به همراه داشته است. از یک سو، تهدیدات نظامی و فشارها، میزان تنش را افزایش داده‌اند. گاردین گزارش داد که ایران با هشدار نسبت به عمل متقابل در صورت حمله، موضع دفاعی خود را قوی‌تر کرده است. اما، پذیرش مذاکرات غیرمستقیم در عمان می‌تواند فرصتی برای پیشبرد دیپلماسی ایجاد کند. کارشناسان سیاسی بر این باورند که این مذاکرات قادر به کاهش تنش‌ها بوده و این مسئله به میزان انعطاف‌پذیری دو طرف بستگی دارد.

چالش‌های فراروی ایالات متحده: مقاومت ایران و فشار اسرائیل

مذاکرات پیش‌رو با چالش‌هایی رو به روست. ایران در تاریخ ۱۰ فروردین اعلام کرد که «مذاکره در شرایط تهدید را نمی‌پذیرد.» عراقچی در ۱۸ فروردین در شبکه X نوشت: «این موضوع فرصتی است و همچنین یک آزمون.» که این بیانگر قضاوت ایران در برابر خواسته‌های گسترده‌تر، به‌ویژه در مورد برنامه موشکی و محور مقاومت است. از سوی دیگر، در اسرائیل، نتانیاهو خواهان توقف کامل برنامه هسته‌ای ایران شده و ممکن است با هر گونه مماشات از جانب آمریکا مخالفت کند.

تعیین ساختار مذاکرات: عمل‌گرایی یا رویارویی قهری؟

ساختار مذاکراتی دولت ترامپ که به فشار حداکثری، دیپلماسی غیرمستقیم و معامله‌گری مرتبط می‌شود، به نظر عمل‌گرایانه می‌آید، اما تهدیدات مواجهه را نیز به همراه دارد. کارشناسان بر این باورند که این رویکرد ممکن است ایران را به میز مذاکره بیاورد، اما خواسته‌های سختگیرانه ممکن است منجر به بن‌بست شود.

در این راستا، اظهارات مقامات دولت ترامپ در هفته گذشته نمایانگر یک ساختار است که فشار حداکثری را با دیپلماسی غیرمستقیم در عمان ترکیب کرده و به دنبال یک توافق جامع با ایران است. آن‌ها به دنبال مذاکراتی غیرمستقیم اما تحت فشار مستقیم هستند و اهدافی چون کنترل برنامه هسته‌ای، محدودسازی تأثیرات منطقه‌ای و کسب اعتبار سیاسی را دنبال می‌کنند. خواسته‌های آن‌ها شامل توقف غنی‌سازی، نظارت جامع و قطع حمایت از محور مقاومت است. این طریق، که با تهدیدات نظامی و وعده‌های اقتصادی همراه است، می‌تواند به یک موفقیت برای ایالات متحده ختم شود یا به افزایش تنش‌ها در خاورمیانه بینجامد. هفته‌های آینده، به ویژه مذاکرات پیش‌رو نشان خواهد داد که آیا این ساختار به صلح منتهی خواهد شد یا خاورمیانه را به آستانه درگیری می‌کشاند.

۳۱۱۲۱۳

اشتراک‌گذاری »