“`html

بر اساس گزارشی از صحت خبر به نقل از فارس، آنچه که در ادامه به عنوان مبنای پذیرش مذاکرات توضیح داده می‌شود، به تحولات گذشته مربوط می‌شود و با وجود بدبینی درباره آمریکا تناقضی ندارد. به این علت که آمریکایی‌ها در تلاش هستند تا نتایج مذاکرات را به نحوی مثبت جلوه دهند، در حالی‌که جامعه و اقتصاد ایران به این نتایج وابسته شده‌اند. نتیجه این روند ممکن است در طول زمان به تأثیرگذاری بر اجزای حکمرانی جمهوری اسلامی ایران بیانجامد و در نتیجه به تنش‌هایی برسیم که منطبق بر خواسته‌های خودشان باشد. با این حال، تا به اینجا منطق پذیرش مذاکرات به صورت زیر قابل درک است. . پیش از بررسی مسأله اصلی، لازم است به سه نکته خیلی مهم توجه شود:

نکته اول: تنوع تحولات در حال حاضر بسیار سریع است. زمانی که آقای عراقچی پیامی را به عنوان واسطه ایران و آمریکا ارسال کرد که نشان می‌دهد ایران به مذاکرات غیرمستقیم موافقت کرده است، حتی چند ساعت هم طول نکشید تا این موضوع رسانه‌ای شود. یا از لحظه‌ای که ایران تصمیم به مذاکره با آمریکایی‌ها گرفت تا آغاز اولین دور مذاکرات در عمان، کمتر از یک هفته زمان برای هماهنگی‌ها و تدوین چارچوب‌های اولیه وجود داشت. این سرعت بالا فرصت تحلیل و انتشار اخبار به مقامات و منابع خبری را از بین برد. نکته دوم: پیچیدگی تحولات کنونی نسبت به سابق بسیار بیشتر است. مولفه‌هایی که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با آنها رو به رو است، نسبت به دوره مذاکراتی برجام یا پیش از آن، به مراتب بیشتر و متعددتر شده است. اوضاع کنونی منطقه و تغییرات جهانی و همچنین نسبت‌های میان قدرت‌های بزرگ جهانی، مسئله را پیچیده‌تر کرده است. البته این شرایط می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای را برای ایران فراهم کند که برای بهره‌برداری از آنها نیاز به ذکاوت و هوشمندی در عمل و فکر است. درک این پیچیدگی‌ها توسط افکار عمومی نیز به زمان نیاز دارد و نمی‌توان به سادگی ابعاد مختلف مسئله را توضیح داد. مطمئناً این روندها با گذشت زمان توسط نهادهای مسئول به تدریج تبیین خواهد شد. نکته سوم: مذاکراتی که انجام شده، با هماهنگی کامل در تمامی سطوح جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. نمی‌توان تصور کرد که از صداوسیما و وزارت خارجه تا رسانه‌های رسمی و مقامات دولتی، این روند بدون هماهنگی‌های لازم انجام شده باشد. در این زمینه تمامی مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی ایران باید بر اساس وظایف و اختیارات خود مسئولیت‌پذیر بوده و نسبت به وظایف خود متعهدانه عمل نمایند.

حال با توجه به این سه مقدمه به تحلیل تغییر موضع ایران می‌پردازیم. چرا ایران از نفی قاطع به مذاکرات عمان رسیده است؟ پاسخ را باید در تغییر شرایط جست‌وجو کرد. به تعبیر دیگر باید بررسی کرد که کدام عوامل کلیدی تغییر عمده‌ای ایجاد کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران پس از مواضع قبلی خود، به سمت مذاکره حرکت نموده است. شرایط کنونی ایران و آمریکا نشانگر تغییر دو مؤلفه اصلی و یک مؤلفه کلان نسبت به وضعیت قبلی است. اولین مؤلفه: موضوعی که وضعیت را نسبت به قبل تغییر داد، نامه ترامپ به رهبر انقلاب است. دفتر رهبر انقلاب در ارتباط با این نامه نوشت: «مسأله از جایی متفاوت شد که ترامپ، در نامهٔ خود به نوعی از مواضع قبلی خود که شامل تلاش برای مذاکره در موضوعات مختلف بود، عقب نشست و به مذاکرات در زمینه هسته‌ای چراغ سبز نشان داد.» قبل از این نامه، تمامی مواضع و سخنرانی‌های مقامات آمریکایی نشان‌دهنده این بود که آنها قصد دارند ایران را به مذاکره درباره موضوعات منطقه‌ای، موشکی و هسته‌ای وادار کنند. اما تلاش‌هایی که در این مدت از سوی ایران انجام شد، طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کرده و تمرکز را به موضوع هسته‌ای محدود ساخت. از اینجا می‌توان موضع غیر شرافتمندانه مذاکره با آمریکا را درک کرد. به این معنا که اگر ایران در حال حاضر که وضعیت منطقه (یمن، غزه، لبنان و …) چنین است، با آمریکا بر سر میز مذاکره می‌نشست و می‌خواست درباره سرنوشت آنها بگفت‌وگو کند، این مسأله به هیچ وجه اقدام شرافتمندانه‌ای به شمار نمی‌آمد. همچنین اگر ایران قصد داشت با آمریکایی‌ها در مورد توان موشکی خود مذاکره کند نیز به نظر نمی‌رسید که عملی هوشمندانه و عاقلانه باشد. بنابراین محدود شدن موضوع مذاکره به مسئله هسته‌ای که پیشتر نیز ایران در این خصوص بحث کرده بود، قابل‌درک است.

مؤلفه دوم: ترامپ چند روز پیش از ارسال نامه‌اش، خبر ارسال آن را به رسانه‌ها اعلام کرد. رهبر انقلاب نخستین موضعی که اتخاذ کردند، اینگونه بیان کردند: «رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید که ما آماده‌ایم با ایران مذاکره کنیم و به مذاکره دعوت می‌کند؛ وی ادعا می‌کند که نامه‌ای ارسال کرده که البته به ما نرسیده است؛ از نظر من این یک فریب است…

“`افکار عمومی دنیا همیشه در صحنه است؛ این بدان معناست که ما به مذاکرات علاقه‌مندیم، مایل به گفتگو هستیم و به دنبال برقراری صلحی پایدار هستیم. اما، ایران برای مذاکره آماده نیست.» به چالش کشیدن افکار عمومی موضوعی استراتژیک و چندبعدی‌است. پیچیدگی‌های این قضیه شاید هنوز تماماً مشخص نشده باشد و ایران بایستی به‌سرعت به اقدامات لازم برای مقابله با آن بپردازد.

سوم: یکی از محورهای کلیدی که باعث تغییر در فضای عمومی شد، عقب‌نشینی‌های مکرر ایالات متحده در مواجهه با ایران بود. ایران توانست گفت‌وگوها را محدود کند، مکان گفتگوها را تعیین نماید و همچنین شکل مذاکرات یعنی غیرمستقیم بودن آنها را مشخص کند و نشان دهد که به طرف آمریکایی بی‌اعتماد است. جمهوری اسلامی ایران در نهایت با exerting فشارهای دیپلماتیکی موفق شد تا رژیم صهیونیستی را هم تحت کنترل آمریکا قرار دهد. این تحولات قابل نادیده گرفتن نیستند. تنها کافی بود که یکی از این مسائل به نفع آمریکایی‌ها به نتیجه برسد تا طرف مقابل شروع به تبلیغات رسانه‌ای کرده و از پیروزی خود سخن بگوید. منطق حکومت‌داری جمهوری اسلامی ایران بر اساس شرایط فعلی به‌دقت تعیین می‌شود و درک ما از مسائل بر اساس روندی منطقی و قابل پیگیری است.

311311

اشتراک‌گذاری »