طبق گزارش خبرگزاری صحت خبر، در ۲۰ سال گذشته، نزاعهای عراق و افغانستان سبب تولید چندین فیلم جنگی عالی شده است، اما شواهد نشان میدهد که بهترین آثار سینمایی جنگی قرن بیست و یکم همچنان تحتتأثیر جنگ جهانی دوم قرار دارند و این جنگ بیشتر از سایر جنگها، توجه فیلمسازان را جلب کرده است.
بر اساس اطلاعاتی که خبرگزاری مهر از ایندی وایر نقل کرده، کاترین بیگلو در اثرش «مهلکه» میگوید: «جنگ نوعی مواد مخدر است»؛ فهرست زیر به وضوح نشان میدهد که تماشای فیلمها با مضمون جنگ به همان اندازه اعتیاد آور است و شاید حتی اعتیادآورتر باشد.
بهترین فیلمهای جنگی قرن بیست و یکم به شرح زیر میباشد:
۲۷. «۱۹۱۷» (۲۰۱۹)
سام مندز با الهام از داستانهای جنگی پدربزرگش، اثری عاطفی و تحسینبرانگیز پیرامون جنگ جهانی اول ساخته است. «۱۹۱۷» داستانی منسجم و قوی از یک جنگ را روایت میکند که مخاطب را در میان آشفتگی جنگ فرو میبرد. جورج مککی و دین چارلز چپمن در نقش دو سرجوخه بریتانیایی، مأموریتی حیاتی برای جلوگیری از یک حمله بزرگ و نجات جان صدها نفر بر عهده دارند. این فیلم به قدری از صحنههای مهیج و لحظات شگفتانگیز بهرهمند است که تماشاگران را به خود جلب میکند.
۲۶. «۵ هم خون» (۲۰۲۰)
کارنامه اخیر اسپایک لی بالاتر و پایینهایی دارد، اما «۵ همخون» یکی از بهترین آثار این کارگردان بزرگ به شمار میآید. در این فیلم، دلروی لیندو، کلارک پیترز، نورم لوئیس و آیزیا ویتلاک جونیور در نقش چهار جانباز جنگ ویتنام، برای یافتن بقایای رهبر تیم و گنجی که در آنجا پنهان کردهاند، به وطن بازمیگردند. در حین جستجو، لی از تجربیات این شخصیتها به عنوان وسیلهای برای بررسی میراث امپریالیسم آمریکا و نقش مهمی که سربازان سیاهپوست در ماشین جنگی ایفا میکنند، استفاده میکند.
۲۵. «جارهد» (۲۰۰۵)
این فیلم نگاهی به جنگ عراق دارد که حتی با گذشت زمان به نظر میرسد پایانی ندارد. درام سم مندز که در زمان کنونی که مه این جنگ هنوز ضعیف نشده بود، ساخته شد، بینش روشنی از اختلافی را نشان میدهد که پس از دو دهه، ما هنوز در تلاش برای درک آن هستیم. جیک جیلنهال در یکی از نخستین نقشهای جدیاش پس از «دونی دارکو»، در نقش یک تفنگدار دریایی میدرخشد که در جستجوی این است که بفهمد در آن سوی دنیا چه میکند و دلیل وجودش در آنجا چیست. پاسخها نایاباند. بعد از ساخت «زیبایی آمریکایی» و قبل از «اسکای فال»، این مرحله به عنوان ناکامترین مرحله مندز شناخته میشود، اما «جارهد» شایسته توجه دقیقتری است.

۲۵. «سقوط شاهین سیاه» (۲۰۰۱)
در سال ۲۰۰۱، ریدلی اسکات با نوشتاری از کن نولان، استیو گاگان، استیو زیلیان و مارک باودن که برگرفته از کتاب غیرداستانی پرفروش سال ۱۹۹۹ است، حمله ناگواری که ارتش آمریکا در سال ۱۹۹۳ به موگادیشو داشت را به تصویر کشید. فیلم اسکات داستان تلاش فرماندهان برای نجات سربازان عملیات ویژهای را روایت میکند که به منظور بازداشت دو ستوان ارشد جنگ سالار به آنجا فرستاده شدهاند. در پی سقوط دو هلیکوپتر بلک هاوک آمریکا، یک ماموریت نجات برای بازماندگان آغاز میشود. گروهی قوی از بازیگران با تجربه مانند اریک بانا، جاش هارتنت، یوان مکگرگور، تام سایزمور، جیسون آیزاکس، اورلاندو بلوم، نیکولای کاستر والداو، جرمی پیون و تام هاردی در اولین نقش سینماییاش در این اثر حاضر هستند. این فیلم موفق به کسب جایزه اسکار بهترین تدوین و میکس صدا شد.
۲۳. «اتاق نگهداری» (۲۰۱۴)
بریت مارلینگ در این درام مربوط به جنگ داخلی، نقش آفرینی میکند و داستانی غنی از شخصیتها را با تهاجم به خانه میآمیزد. دانیل باربر، کارگردان بریتانیایی، این روایت را بر اساس سال ۱۸۶۵ ساخته و بر داستان آگوستا (مارلینگ) که به همراه خواهر کوچکترش (هایلی استاینفلد) و کنیز خانگیاش (مونا اوتارو) در حال اداره یک مزرعه در حالی که مردان به جنگ رفتهاند، تمرکز میکند.
آگوستا به فروشگاهی میرود تا دارویی برای پای زخمی خواهرش بیابد و در این حین از دو سرباز مهاجم فرار میکند. اما یکی از آنها (سم ورتینگتون) دست از تعقیب او برنمیدارد و این زن جنگجو به او نشان میدهد که چطور میتوان ایستاد و مقاومت کرد.
۲۲. «دعوت به جنگ» (۲۰۰۸)
اد زوئیک به عنوان کارگردانی با مهارت در ساخت درامهای جنگی شناخته میشود، و یکی از بهترین آثار او با بازی دنیل کیگ در نقش اصلی ساخته شده است. این داستان، با الهام از واقعیتهای جنگ جهانی دوم، روایتگر ۴ برادر یهودی است که در جنگلهای بلاروس به پناهندگی پرداخته و از هر بازماندهای که بتوانند، حمایت میکنند و در دل طبیعت به زندگی ادامه میدهند.

۲۱. «ستیغ هکسا» (۲۰۱۶)
مل گیبسون در پنجمین اثرش، یک درام اکشن بسیار قدرتمند و عاطفی درباره وحشتهای جنگ را به تصویر کشید و شاهدی بر بازگشت بزرگ این کارگردان به حساب میآید. گیبسون با مهارت تمام صحنهها را زنده و واقعی خلق میکند، به طوریکه حتی سختترین صحنههای او برای برخی از تماشاگران ممکن است بیش از حد به نظر برسد. آندرو گارفیلد در نقش پسر جوان صلحطلبی در تلاش است تا از دست پدر سلطهجو (هوگو ویوینگ) فرار کند و به برادرش در ارتش بپیوندد تا در جنگ جهانی دوم با ژاپنیها مبارزه کند. او در کمپ بوت برای عدم استفاده از سلاح به محاکمه کشیده میشود، اما در نهایت وی قهرمانانه ۷۵ مرد را در یک میدان نبرد وحشتناک نجات میدهد؛ بدون آنکه حتی سلاحی به دست بگیرد. گارفیلد با این فیلم به اولین نامزدی اسکار خود دست پیدا کرد که شامل ۶ نامزدی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای گیبسون نیز میشود. این فیلم موفق به کسب دو تندیس در زمینه بهترین تدوین و صداگذاری گردید و به فروش جهانی ۱۵۸.۷ میلیون دلار رسید.

۲۰. «متفقین» (۲۰۱۶)
آیا واقعاً در زمینه عشق و جنگ همه چیز مجاز است؟ در قلب داستان «متفقین»، این درام جاسوسی به کارگردانی رابرت زمکیس با بازی برد پیت و ماریون کوتیار به نقش دو جاسوس، این سؤال را مطرح میکند که ممکن است برای یک یا دو گروه بجنگند. این اثر، دنیای لحظاتی صمیمی را ارائه میدهد که به شناخت و اعتبار آثار زمکیس میافزاید. در واقع خطوط نبرد همواره در حال تغییر است و هیچ تضمینی وجود ندارد که در کنار برندگان قرار بگیریم.
۱۹. (۲۰۰۰) «U-۵۷۱»
این فیلم اکشن به شدت تخیلی که در یک زیر دریایی مربوط به جنگ جهانی دوم میگذرد، یکی دیگر از آثار اعصابخردکن است که ما را با چالشهای جنگ مواجه میکند. داستان این فیلم خدمه یک زیردریایی آمریکایی را که در مقابل نازیها در اقیانوس اطلس قرار گرفتهاند، دنبال میکند. آنها در تلاش برای دزدیدن دستگاه ارتباطی رمزنگاری شده آلمان هستند. کارگردان جاناتان موستو با این فیلم هشداری درباره خطرات زیردریاییها به مخاطب میدهد و تنش موجود در طول ۱۱۶ دقیقه فیلم را continually افزایش میدهد. بیل پکستون در نقش یک فرمانده سختگیر بازی میکند و به او اعتماد ندارد که افسر اجرایی جوانش (متیو مککانهی) بتواند کشتی را اداره کند. آمریکاییها انیگما را از زیردریایی U-۵۷۱ آلمانی بهدست میآورند، اما پس از حمله یک اژدر، در انتظار سرنوشت خود میمانند، زیرا اطراف آنها در حال انفجار است و این صحنه به فیلم جایزه اسکار ویرایش صدا را تقدیم کرد.
۱۸. «پادشاهی بهشت» (۲۰۰۵)
«پادشاهی بهشت»، یکی از بهترین ساختههای ریدلی اسکات، حماسهای از تفکر و بینش عمیق است. بخش عمدهای از ظرافت این فیلم مربوط به صحنههایی است که ادوارد نورتون در نقش پادشاه جذامی بالدوین چهارم بهصورت پنهانی ظاهر میشود. این فیلم نشان میدهد که بسیاری از حوادث در طول جنگهای صلیبی نه تنها مقدس نبوده بلکه وحشتناک نیز نبوده است. در حالی که اسکات همیشه به تصویر کشیدن صحنههای خشن علاقه دارد، اما در اینجا این خشن بودن به معنایی عمیق و هدفمند تبدیل میشود. بازیگران بزرگی چون ایوا گرین، لیام نیسون، جرمی آیرونز و حتی اورلاندو بلوم (در نقشی غیر از دزد دریایی یا جن) در این تلاش ایفاگر نقشهایی شایسته هستند.
“`html

۱۷. «جنگ برای سیاره میمونها» (۲۰۱۷)
در میان انبوه ابرقهرمانان و فیلمهای اسباببازی، یک مجموعه غیرمنتظره در سالهای اخیر توانسته است به خوبی بدرخشد. بخش عمده اعتبار موفقیت سهگانه «میمونها» بر دوش اندی سرکیس قرار دارد که با اجرای فوقالعادهاش، فلسفه «میمون نمیکشد» را به تصویر میکشد و در عین حال ابعاد انسانی بیشتری را به آن میافزاید – اما این به معنای مثبت بودن همیشگی نیست. در آخرین قسمت این سهگانه، داستان به نقطه اوج طبیعی خود میرسد: یک درگیری بزرگ که در آن طرفین باید انتخاب کنند و بالاخره یک پیروز تعریف خواهد شد، غنائم به مقصد برنده میرسد.
۱۶. «تک تیرانداز آمریکایی» (۲۰۱۴)
کلینت ایستوود، کارگردان نامدار، با این پرتره پرتنش از جنگ عراق که تمرکز آن بر زندگی یک تکتیرانداز تگزاسی به نام کریس کایل است، موفق به فروش ۵۴۷ میلیون دلار شد. بردلی کوپر با اضافه کردن ۳۵ پوند عضله، برای ایفای نقش سرباز نیروی دریایی که جان افراد زیادی را نجات داد – و در عین حال افراد زیادی را نیز کشت – وزن فیلم را به طرز قابل توجهی افزایش داد. ایستوود در تلاش بود تا تأثیرات روانی جنگ بر زندگی این شخصیت واقعی را بررسی کند، اما فیلم هم از راست و هم از چپ با انتقادات زیادی مواجه گردید. آیا فیلم جنگافروزی را ترویج میکند یا همدردی عمیقتری با قربانیان جنگ را به تصویر میکشد؟ با این حال، «تک تیرانداز آمریکایی» موفق به کسب ۶ نامزدی اسکار از جمله بهترین فیلم شد و جایزه اسکار بهترین تدوین صدا را از آن خود کرد.
۱۵. «تاوان» (۲۰۰۷)
این درام عاشقانه در دوران جنگ که به کارگردانی جو رایت و با فیلمنامهای اقتباسی از رمان ایان مکایون نوشته شده، با یک شادی تابستانی فوقالعاده آغاز میشود. یک دختر بچه (سیرشا رونان) از میان علفها میگذرد و زنی زیبا (کایرا نایتلی) را مشاهده میکند که در یک آبنمای خنک غرق میشود. رایت با مهارت، احساس از دست دادن چیزی را به تصویر میکشد که هرگز بازنمیگردد، چرا که داستان عاشقانه فیلم در پسزمینه جنگ روایت میشود. نایتلی و جیمز مکآوی در این کارگردانی نسبت به یکدیگر همخوانی خوبی دارند. این فیلم درباره عشق، فقدان و اشتباهات ناشی از شرایط سخت روایت میشود. «تاوان» با ۷ نامزدی در جوایز اسکار از جمله بهترین فیلم و برنده جایزه بهترین موسیقی فیلم گردید.
۱۴. «کتاب سیاه» (۲۰۰۶)
پل ورهوفن برای خلق این فیلم هیجانانگیز از جنگ جهانی دوم به سرزمین هلند بازگشت و با جرارد سوتمن، نویسنده فیلمنامه، همکاری کرد تا سبکی مشابه با «سرباز نارنجی» بیافریند. هدف اصلی او روشن کردن تاریکیهای هلند تحت اشغال جنگ بود. شخصیت اصلی زن او، یک ترکیب منحصر به فرد از چند جاسوس واقعی جنگی است. راشل، خواننده یهودی (کاریس ون هوتن، که به خاطر حضور در «بازی تاج و تخت» شناخته شده)، همه چیز خود را در هلند اشغالی از دست داده و به جنبش مقاومت ملحق میشود. در نهایت، پس از پایان جنگ، هلندیها به جستجوی همکاران مشکوک میپردازند و راشل باید بفهمد چه کسی در واقع چه کاری انجام داده است تا بتواند جان خود را حفظ کند.
۱۳. «سقوط» (۲۰۰۴)
«سقوط» پرترهای از بدنامترین دیکتاتور قرن بیستم در روزهای پایانی عمرش را به تصویر میکشد. برونو گانز، که پیشتر به خاطر نقش یک فرشته در «بال هوس» شناخته میشد، در این فیلم احساسی نیرومند را به بیننده منتقل نمیکند بلکه در مواقعی حس درک را ایجاد میکند. این اثر از کارگردانی الیور هیرشبیگل که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد، به عنوان یک همراه نگران کننده برای «مولوک» الکساندر سوکوروف محسوب میشود.

۱۲. «صخره سرخ» (۲۰۰۸)
این حماسه تاریخی به کارگردانی جان وو، کارگردان مشهور هنگکنگی، با بازی تونی لئونگ، تاکشی کانشیرو، و دیگر چهرههای مشهور آسیایی، تجربهای سرگرمکننده و بصری است. ۵ کشور آسیایی برای تولید این فیلم دو حلقهای و ۵ ساعته، ۸۰ میلیون دلار هزینه کردند؛ رقمی که در آن زمان فیلم را به گرانترین تولید سینمایی در چین تبدیل کرد و موفقیتهای زیادی را در بازار آسیایی به همراه داشت. با این حال، نسخه کوتاه دو و نیم ساعته آن به آرامی در آمریکا اکران شد. وو، که یکی از کارگردانان بزرگ فیلمهای اکشن به شمار میآید و آثار مطرحی چون «فردای بهتر» و «ماموریت: غیرممکن ۲» را ساخته، در «صخره سرخ» تلاش کرده تا عظمت سینما را در بستر جنگی تاریخی به تصویر کشد.
“`
این فیلم با ۸ دوربین به تصویر کشیده شده و واقعا بزرگ است: نبردهای عظیم پیادهنظام و سوارهنظام، درگیریهای دریایی با تیرهای آتشین و ناوگان کشتیهای در حال سوختن، صحنههای زیبا و جلوههای بصری خیرهکننده، همه و همه در این اثر به تصویر درآمدهاند. دولت چین به منظور یاری در ساخت جادهها، بین ۷۰۰ تا ۱۵۰۰ سرباز ارتش را به اعزام کرد و تیم VFX به تولید یک فیلم با هزینه بالا پرداخته که در آن یک دوربین، کبوتر را دنبال میکند که مسافتهای طولانی بر روی زمین ناهموار بین دو اردوگاه دشمن پرواز میکند. وو به طور همزمان از ۴ دوربین بهرهمندی کرده و به همین منظور از ۶ دوربین با سرعتهای مختلف استفاده کرده است. او موفق به ضبط ۲ میلیون فوت فیلم شد.
۱۱. «ققنوس» (۲۰۱۴)
این فیلم داستانی مشابه داستانهای هولوکاستی همچون «سرگیجه» و «چشمهای بدون چهره» را روایت میکند. این درام آلمانی به کارگردانی کریستین پتزولد، کارگردان برجسته آلمانی، ساخته شده و نینا هوس در نقشی به نام نلی، که یک بازمانده از اردوگاه کار اجباری است، ظاهر میشود. او پس از عمل جراحی زیبایی که چهرهاش را تغییر داده است، به برلین پس از جنگ بازمیگردد تا شوهرش (رونالد زهرفلد) را بیابد که به احتمال زیاد او را به دست نازیها فروخته است. شوهرش او را نمیشناسد و این داستان با یکی از ویرانگرترین ناکامیها به پایان میرسد.
۱۰. «پسر شائول» (۲۰۱۵)
این فیلم استثنائی از جنگ جهانی دوم که جوایز اسکار بهترین فیلم خارجی را دریافت کرده، به کارگردانی لازلو نمس، کارگردان مجارستانی تازهکار و شاعر گزا روریگ، ساخته شده است. این دو زمانی که نمس در حال تحصیل کارگردانی فیلم در دانشگاه نیویورک بود، به هم آشنا شدند. روریگ در سال ۱۹۴۴ نقش شائول، یک اسیر جنگی یهودی در آشویتس را بازی کرد. نمس از کتاب «صداهایی از زیر خاکستر» که شامل روایتهای شاهدان عینی است، الهام گرفته و توانسته است داستان خود را با استفاده از فیلمبرداری ۳۵ میلیمتری روایت کند. دوربین نمس به دقت بر روی کارهای وحشتآفرین نازیها در کورههای سوزاندن تمرکز میکند. او چه کسی است؟ طراحی تأثیرگذار اثر در مورد کشتار جمعی یهودیان به راحتی فراموش نخواهد شد.

۹. «ناخدا و فرمانده: آخر دنیا» (۲۰۰۳)
این فیلم هالیوودی با بودجه ۱۳۵ میلیون دلاری، که به نبردهای دوران ناپلئون میپردازد، از فرمولهای موفق در سینما بیرون آمده است. تام روتمن از فاکس قرن بیستم به پیتر ویر کارگردان استرالیایی اعتماد کرد و به همین دلیل به سختی در مقابل آنچه که او میخواست ایستادگی کرد. او از دو کتاب پاتریک اوبرایان الهام گرفت و بر روی حضور راسل کرو (در اوج کارنامهاش) پافشاری کرد، همچنین زمان مناسب بعد از تولید را برای جلوههای ویژه در نظر گرفت و استودیو را مجبور کرد تا فیلم را در نوامبر اکران کند و از فصل اوج فروش صرفنظر کند. او کنترل بر تدوین نهایی را در دست داشت و در نهایت، «ناخدا و فرمانده» موفق به کسب ۱۰ نامزدی اسکار، از جمله بهترین کارگردانی و بهترین فیلم و ۲ جایزه برای فیلمبرداری و ویرایش صدا گردید.
۸. «شهر زندگی و مرگ» (۲۰۰۹)
کشتار نانکینگ نه تنها بهعنوان یکی از معروفترین جنایات جنگ جهانی دوم شناخته میشود بلکه از وحشتهای آن به شدت تأثیرگذار است. در حدود ۳۰۰هزار غیرنظامی و سرباز چینی خلع سلاح شده به دست ارتش امپراتوری ژاپن کشته شدند. لو چوان به مهارت تلاش کرده تا وحشت جنگی که پس از گذشت بیش از ۷۰ سال هنوز به طور کامل درک نشده است، به تصویر کشد.
۷. «نامههایی از ایوو جیما» (۲۰۰۶)
دو فیلم کلینت ایستوود درباره نبرد ایوو جیما احتمالا بلندپروازانهترین تلاش او در طول حرفه هنریاش هستند: «پرچمهای پدران ما» که جوانب آمریکایی این نبرد را نشان میدهد و «نامههایی از ایوو جیما» که احساسات و دیدگاه ژاپنی را در این زمینه منعکس میکند. «نامهها» در همان زمان با همکارش فیلمبرداری شد و دو ماه بعد به اکران درآمد و به عنوان یکی از بهترین آثار ایستوود به حساب میآید. صحنهای که در آن به گروهی از سربازان ژاپنی دستور داده میشود تا با نارنجک خودکشی کنند و تنها یکی از آنها نافرمانی میکند، به یکی از مشهورترین صحنههای تاریخ سینما تبدیل شده است.

۶. «پیانیست» (۲۰۰۲)
آدرین برودی، بازیگری که در جشنوارههای اسکار درخشید، با نقشآفرینی در «ولادیسلاو شپیلمن» در درام احساسی رومن پولانسکی شهرت بیشتری به دست آورد. گرچه او در فیلم «خط قرمز نازک» و بهعنوان نقش اصلی معرفی شده بود، در هنگام نمایش نخستین بار متوجه شد که نقش او بهطرز قابل توجهی کاهش یافته است. اما در «پیانیست»، برودی تمام بار احساسات و روایت تلخ داستان را به دوش میکشد و عملکردش به یاد ماندنی میشود.

۵. «بی آبروهای لعنتی» (۲۰۰۹)
در نسخه تاریخی که کوئنتین تارانتینو از جنگ جهانی دوم به نمایش میگذارد، کریستف والتز به ما نشان میدهد که قدرت سینما به اندازهای است که میتواند تاریخ را تغییر دهد. شخصیت برد پیت به نیابت از ستوان آلدورین در دیالوگی جذاب میگوید: «این احتمالاً بهترین کار من خواهد بود». اگرچه خشونت موجود در فیلم تنها میتواند با چالش مواجه شود، بخش ابتدایی فیلم بهخودیخود به اثری کلاسیک تبدیل میشود و توانایی داستانگویی بینظیر آن، دستاوردی ماندگار برای کارگردانش محسوب میشود.
۴. «دانکرک» (۲۰۱۷)
کریستوفر نولان با رویکردی منحصر به فرد، جنگ جهانی دوم را در «دانکرک» از طریق یک سادگی دلنشین روایتی جذاب میکند. او با نزدیک شدن به زاویهدید شخصیتها در زمین، دریا و هوا، بیننده را به عمق تجربیات آنان در بخشی از تاریخ غوطهور میسازد. تخلیه ۴۰۰ هزار سرباز بریتانیایی در ساحل دانکرک در سال ۱۹۴۰ خطرات را به شکلی شدید و ملموس به نمایش میگذارد. ما با حملات بیرحمانه ارتش آلمان مواجه میشویم که در تلاش برای بقا در مقابل آتش سنگین دشمن هستند. نولان با این اثر به اولین نامزدی اسکار خود برای کارگردانی دست مییابد.
۳. «قفسه دردها» یا «مهلکه» (۲۰۰۸)
سالها بعد از جنگ، چه کسی تصور میکرد که جرمی رنر، با ظهور در صحنهای ویژه از فیلم «مهلکه»، تصویر واقعی و قدرتمندی از نبرد عراق را ارائه دهد؟ نقل قول ابتدایی فیلم به ما یادآوری میکند که «اعتیاد به جنگ خطرناکترین نوع اعتیاد است» و کاترین بیگلو به عنوان کارگردان کاری کرد که با انرژی بالای خود برنده اسکار بهترین کارگردانی شود و اولین زنی باشد که در این جایزه تجلیل شده است.
۲. «روبان سفید» (۲۰۰۹)
آثار میشائیل هانکه، در «روبان سفید» در سال ۲۰۰۹، به ظرافت و دقت به مسائل جنگ جهانی اول پرداخته، هرچند که بیشتر بر نتایج آیندهاش متمرکز است. داستان در یک دهکده کوچک آلمانی در دوره پیش از جنگ بنا شده که پایبندی به قوانین و سنتها در آن بسیار حائز اهمیت است. این فیلم به تاثیرات فرهنگی بر نسل جوانی که در معرض این قوانین سختگیرانه قرار دارند، پرداخته و روایت آن به شدت دلهرهآور و قابل تأمل است. سیاه و سفید بودن فیلم و لحن خاص کارگردان، در کنار پیچیدگی شخصیتها، آن را از دیگر آثار متمایز میکند.

۱. «سی دقیقه پس از نیمهشب» (۲۰۱۳)
کاترین بیگلو در همکاری با مارک بوال، با پروژه مستقل «سی دقیقه پس از نیمهشب» به آشکارسازی واقعیتهای ناشناخته از یک دهه جستجوی اسامه بن لادن میپردازد. جسیکا چستین در این راستا با نقشآفرینی موارد انحصاری، نامزدی اسکار خود را به دست آورد. مایا، شخصیت اصلی، پس از یک حمله تروریستی شدید اعلام میکند که او بن لادن را به قتل خواهد رساند. جیسون کلارک به عنوان یک مامور پیچیده سیآیای در جستجوی اطلاعات ظریف در این مسیر حضور دارد. شیوه کارگردانی بیگلو و روزنامهنگاری تحلیلی او، نگاهی متفاوت به موضوعات پیروزی و شکست در جنگ را به تصویر میکشد و این فیلم که سیاسی و جنجالی است، به خاطر نشان دادن روشهای ویژه اطلاعاتی به بحث داغی تبدیل شده است. در نهایت، مایا به هدف خود میرسد و داستان به یک نتیجه غیرقابل پیشبینی میانجامد.
۲۴۴۵۷